ویترین

آهسته صدایت می کنم
اما...
صدایم در نمی آید؛ بغض گلویم را می فشارد..
و من..
تنها و خسته، در گوشه ی خیابان..
می نشینم به تماشایت...
همچون دختری که ویترین مغازه ها را به شوق دیدن عروسک زیبایی می نگرد...
[ پنج شنبه 19 اسفند 1395 ] [ 8:51 PM ] [ Hasti ]