
مگر به شوق تو ... ، دل پر نداشت آقاجان
به عشق ، قبلِ تو باور نداشت آقاجان
چگونه می شود اینجا تو را شناخت ولی
تو را نخواست و دلبر نداشت آقاجان؟
بهشت هر چه که باشد ، اگر نبود حرم
بهشت روی زمین در نداشت آقاجان
مناره ی حرمت این غروب ها ، افطار
اذان به لهجه ی اکبر نداشت آقاجان؟
هوای گریه ندارم ، ولی سوالی هست
چرا تن تو ؟ چرا سر نداشت آقاجان؟
نبود یک نفر آنجا ؟ ندید جسمت را؟
چرا سه روز و سه شب بر نداشت آقاجان؟
**
رباب کاش که اصغر نداشت بهتر بود
و یا که طفل تو مادر نداشت... آقاجان
سید مجتبی ربیع نتاج

