همه می‌دانند كه اگر طلبگی و درآمدن در سلك روحانیت تنها دو ركن اساسی داشته باشد بی شك یك ركن آن تهذیب اخلاق و تطهیر روح و اتصاف به مكارم اخلاقی و سلوك انسانی و ارزش‌های عملی اسلامی است. و آن همه سخن كه در بیان ارزش و جایگاه «عالم» رفته است شرط آن وارستگی عملی و روحی و اخلاقی است.

«علم» به رغم آن كه از مقوله «نور» است و روشنایی اما اگر ظرف آن آراسته به شرایطی نباشد كه لازم است آفت آن از «جهل» نیز فزون‌تر خواهد بود حتی اگر علم دین باشد. اینكه قرآن كریم بارها از رسالت پیامبراكرم (ص) در «تعلیم» و «تزكیه» همزمان یاد كرده یادآور این نكته است كه پیامبران در پی جامعه‌ای نبوده‌اند كه به قول قرآن «كمثل الحمار یحمل اسفارا» یا «مثله كمثل الكلب ان تحمل علیه یلهث او تتركه یلهث».

طلبه‌ای جامع الشرایط است كه همزمان با كسب علم و بیش از آن در اندیشه و اهتمام تهذیب اخلاق فردی خود و تصحیح سلوك اجتماعی و زی طلبگی خود باشد. مكارم اخلاقی و مراتب وارستگی علمی ارزش‌هایی نیستند كه با ادعا و بستن عناوین پرطمطراق به خود و یا حتی لزوما از میان صفحات و خطوط كتاب‌های به دست آید. برخورداری از راهنمایان تربیتی و الگوهای اخلاقی و مجاهدت‌های نفسانی و پا گذاشتن بر هواهای جوانی و خواسته‌های نفسانی شرط قطعی راه است.

آنچه اینك و در سال‌های پس از پیروزی انقلاب مبارك اسلامی ضرورت خودسازی و تهذیب را دو چندان كرده فرصت‌های بسیار گسترده‌ای است كه برای ظهور و بروز طلاب در سطح جامعه و نظام پیش آمده است. نعمت‌ها و «فرصت»‌های وسیعی كه اگر همراه با وارستگی نباشد چیزی جز نقمت و «تهدید» نخواهد بود. شرط بهره مندی از این فرصت وارستگی اخلاقی و مسلط شدن برخواسته‌ها و وساوس نفسانی و آسیب ناپذیری از حب ریاست و جاذبه‌های مادی و دنیاست و این جز به توفیق خداوند تعالی و به مدد استاد اخلاق و درس تزكیه مقدور نخواهد بود. مدیران و اساتید و اولیای امور در حوزه‌ها اگر بخواهند طلبه‌ها را جامع الشرایط بار آورند راهی جز این ندارند. چنان كه حضرت امام خمینی «قده» فرموده‌اند:

«اگر حوزه‌ها همین طور از داشتن مربی اخلاقی و جلسات پند و اندرز خالی باشد محكوم به فنا خواهد بود. چطور شد علم فقه و اصول به «مدرس» نیاز دارد درس و بحث می‌خواهد برای هر علم و صنعتی در دنیا استاد و مدرس لازم است كسی خودرو و خودسر در رشته‌ای «متخصص» نمی‌گردد فقیه و عالم نمی‌شود لیكن علوم معنوی و اخلاقی كه هدف بعثت انبیا و از لطیف‌ترین و دقیق‌ترین علوم است به «تعلیم و تعلم» نیازی ندارد و خودرو و بدون «معلم» حاصل می‌گردد!»

و نیز فرموده‌اند:

«خوب است فقها عظام و مدرسین عالی مقام كه مورد توجه جامعه علمیه می‌باشند در خلال درس و بحث به تربیت و تهذیب افراد همت گمارند و به مسائل معنوی و اخلاقی بیشتر بپردازند. محصلین حوزه‌ها نیز لازم است در كسب ملكات فاضله و تهذیب نفس كوشش كرده به وظایف مهم و مسئولیت‌های خطیری كه بر دوش آنان است اهمیت دهند.»

سید ضیاء مرتضوی

روزنامه جمهوری اسلامی 19/09/1386 صفحه حوزه

 

محمد عالم‌زاده نوري 



 نگاشته شده توسط محمد جواد صادقیان بافقی در شنبه 14 خرداد 1390  ساعت 9:46 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



  پایه ها و اصول تبلیغ

جعفر سبحاني سبحاني

قال اللّه الحكيم في محكم كتابه الكريم

«إِنَ الّذينَ يُبلِّغون رسالات اللّه و يخشونهُ و لا يخشون اَحَدا إلاّاللّه و كفي باللّه حسيبا»1

ابلاغ رسالت، وظيفه اي بر عهده روحانيان و از شؤون آنان است. هم چنان كه از شؤون انبيا و اولياي الهي بوده است.

تبليغ گاهي زباني و گاهي عملي است. در گذشته، حرف زدن، نشستن، نماز خواندن، راه رفتن و برخورد شخصيت هاي اخلاقي، براي ما طلاب جوان آن روز، درس آموز بود. تبليغ عملي بهترين تبليغ است. رفتار و حركات و سكنات ما در جاهايي كه به تبليغ مشغول هستيم، مؤثرتر از بيانات ما است.

 

پايه هاي تبليغ

ابلاغ و ترويج احكام، بايد بر دو پايه بيم و نويد باشد، «رسلاً مبشرين و منذرين»2 توازن را بايد مراعات كرد. اگر در يك جلسه درباره شفاعت سخن گفتيم، در جلسه ديگر بايد در كيفر اعمال سخن گفت. ما معتقديم اسلام دين وسط است، «وكذلك جعلناكم اُمةً وسطا»3.

بر خلاف يهود، مبلغان آنان به قدري درباره رحمت سخن گفته اند كه يهوديان جمعيّتي طاغي و ياغي گشته اند. در حالي كه نصارا در نقطه مقابل آنان مي باشند - نه نصارايِ اسمي بلكه نصاراي واقعي - محور وعظ آنان غالبا بر بيم و رهبانيّت است. در مقابل اين دو، اسلام است كه مي فرمايد: «و كذلك جعلناكم اُمةً وسطا»در هدايت هر دو محور را در نظر بگيريد. مردم را مغرور نكنيد، مأيوس نيز نشوند.

در بعضي از يادداشت ها آمده است، شاعري زبردست و ولايي و علاقه مند به اهل بيت عليهم السلام به نام «حاجب» در تهران شعري درباره اميرمؤمنان عليه السلام سرود و شب، امير مؤمنان عليه السلام را در رؤيا ديد و قصيده را تا بيت آخر خواند.

من ضامنم تو هر چه بخواهي گناه كن حاجب اگر معامله حشر با علي است

اميرمؤمنان در عالم رؤيا به او فرمود: شعر خود را عوض كن اين شفاعت غرورآفرين است. خلاف واقع است. اين گونه بگو:

شرم از رُخ علي كن و كم تر گناه كن حاجب اگر معامله حشر با علي است

 

ويژگي هاي مبلِّغ

موضوع ديگر، خدا ترسي مبلِّغ است، «يخشونَهُ»، در مبلِّغ بايد حالت خدا ترسي باشد. فقها عدالت را به انواع و اقسام تقسيم كرده اند، امّا عصاره همه تعريف ها، حالت خداترسي است. اگر واقعا حالت خداترسي در فرد، محقّق باشد، مي تواند مبلِّغ شود و امّا اگر اين حالت در او نباشد، نمي تواند مبلِّغ الهي شود.

خدا رحمت كند مرحوم آية الله بروجردي، گاهي مرحوم حاج علي آقاي شيرازي را دعوت مي كرد، در همين فيضيه منبر مي رفت، منبرش قلب ها را مي لرزاند، به آيات خوف كه مي رسيد اشك از گوشه چشمانش سرازير مي شد. هنگامي كه به آيات عذاب مي رسيد، گريه اش بلند بود. خدا رحمت كند مرحوم علاّمه مطهري -اعلي الله مقامه- ساخته و پرداخته اين استاد بود و چون خداترسي داشت، سخنانش از دل بر مي خاست.

مرحوم آية الله بروجردي گاه و بي گاه برخي از آيات را عنوان مي كرد، هنگامي كه به مسايل معاد مي رسيد، گريه مي كرد، مجتهدان و بزرگان نيز اشك مي ريختند. وقتي آيه «يا ايُّهاالناس انتم الفقراء الي اللّه و اللّه هوالغنيّ الحميد»4 را تفسير كرد غوغايي در دل آن جمع كه تعدادي از آن ها درگذشته اند و بعضي باقي مانده اند، انداخت.

«ولا يخشون احدا» در حالي كه از خدا مي ترسد، ترس غير خدا در وجود و هستي او نباشد، چنين نباشد كه بخواهد با سخنانش مستمع را خوشحال كند، بلكه بايد، سخني بگويد كه خدا را خوشحال كند. اين ها مقياس هاي يك مبلّغ است.

 

تنها محكمات را تبليغ كنيم

تبليغ بايد «رسالات الله» باشد. سخني كه مي گوييم سخن اسلام باشد و به درستي و اتقان آن يقين داشته باشيم و بدانيم آن چه در اختيار شنونده قرار داده ايم، واقعا قال الله، قال الرسول صلي الله عليه و آله ، قال الصادق عليه السلام است.

تنها از كتاب هاي معتبر و از گفتار علماي معتبر نقل كنيم و از غير آن بپرهيزيم. هيچ مكتبي در اسلام و اديان ديگر به غناي مكتب شيعه نيست. شما از اهل بيت عليهم السلام در فقه و اخلاق صد هزار حديث داريد و در ميان اين ها احاديثي مانند درّ است، بر اين ها اعتماد كنيد.

حضرت امام قدس سره استاد بزرگوارم در پاسخ سؤال بنده فرمودند: براي درس اخلاق تنها و تنها به وسايل الشيعه و اصول كافي مراجعه مي كنم.

همين اربعين كه از حضرت امام قدس سره چاپ شده، روايات آن را در حدّ خودتان پرورش دهيد، بهترين سازنده جوان و جامعه است.

 

آسيب شناسي فرهنگي و تبليغي

در گذشته موج تبليغات بهايي ها و بابي ها و پس از آنان ماركسيست ها بود كه با كار فكري و فرهنگي و تبليغي -به ويژه فعاليّت هاي فكري مرحوم علامه طباطبايي- تلاش هاي سوء آنان را بي اثر كرديم و در بين جامعه اثر قابل ملاحظه اي از آنان باقي نمانده است، گرچه هنوز نيز نبايد از آنان غافل شد.

امّا امروز، موج فعاليّت هاي وهابيّت، جامعه اسلامي را تهديد مي كند. اين فرقه به عنوان ابزار استعمار سعي مي كند در بين مسلمانان نفوذ كند. و اعتقادات آنان را منهدم كند. لذا بر ما است، مسايل مربوط به وهابيّت و قوانين و قواعد آن ها را بياموزيم و پاسخ هاي متناسب با آن ها را فراگيريم.

در حوزه علميه قم بايد مبحث ولايت اهل بيت عليهم السلام و آن چه مربوط به آن است، يك ماده درسي مستقل شود، و در اين باره، مبلّغان آموزش داده شوند و مطالب آن ها را درك و پاسخ ها را آماده كنند. بهترين روش در اين كار فرهنگي، تكيه بر مثبتات و توضيح و تبيين علمي اموري است كه اين ها با آن عناد مي ورزند.

 

كار فرهنگي براي جوانان

نكته ديگر توجه به جوانان است. در حال حاضر، بيشتر جمعيّت كشور را جوانان تشكيل مي دهند، مسأله جوانان، مسأله مهمي است و در مكتب ما ريشه ديرينه دارد، هم چنان كه در روايت مي فرمايند: «عليكم بالأحداث فانّهم اسرع الي كل شي». نگذاريم جوانان را از ما بگيرند و قلوب آن ها را با ايجاد شك و شبهه در مبادي تشيع آلوده كنند.

نكته ديگر آن است كه مبلِّغ بايد هوشيار باشد و ابزار تبليغ را متناسب با محيط انتخاب كند و از بهترين روش ها و شيوه هايي كه متناسب با فرهنگ و اجتماع و مذاق مخاطبين است، استفاده كرده و مطالب خود را بيان كند.

در پايان توصيه مي كنم تدبيري انديشيده شود، كه از تمامي توانايي روحانيان براي تبليغ استفاده شود، هم چنان كه امام قدس سره مي فرمود: شريف ترين شغل براي روحاني، تبليغ است.

 

1- احزاب (33): 39 .

2- نساء (4): 165.

3- بقره (2): 143.

4- فاطر (35): 15 .



 نگاشته شده توسط محمد جواد صادقیان بافقی در شنبه 14 خرداد 1390  ساعت 9:42 AM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET