- نویسنده : یه دوست قدیمی
- تاریخ : 3:18 PM - پنج شنبه 19 تیر 1393
- نظر : (0)
[سوره الزخرف (43): آيه 81]
قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ (81)
بگو اگر بوده باشد از براى خداوند رحمن ولدى پس من اول عبادت كنندگانم.
اين آيه شريفه از مشكلات آيات است و اقوال مفسرين بسيار است
( بر اساس تفسیر شریف اطیب البیان جلد دوازدهم )
بعضى گفتند: قُلْ إِنْ كانَ ان نافيه است يعنى ما كان لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ. فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ المقرين بوحدانيته و نفى الولد عنه،
بعضى گفتند: معنى اين است كه اگر بزعم شما از براى او ولد باشد پس آن كسى كه مخالف شما است و خدا را بيگانگى عبادت ميكند من هستم.
بعضى گفتند همين نحوى كه من اول العابدين نيستم زيرا قبل از من انبياء و مؤمنين به آنها بودند همين نحو از براى رحمن هم ولدى نيست اگر اين دعوى محال را مىكنيد پس اين اوليت من را كه محال است بايد اعتراف كنيد مثل قول اينكه «ان كانت الشمس طالعة فالنهار موجود و لما لم يكن النهار موجودا و ليست الشمس طالعة» و چون من اول العابدين نيستم پس از براى رحمن هم ولدى نيست.
بعضى گفتند: معناى اول العابدين آنفين عن عبادته و جاحدين له زيرا اگر از براى او ولد باشد لازمه او تجسم و حدوث است و از واجب الوجودى بيرون است و سزاوار پرستش نيست.
بعضى گفتند: معنى اين است كه اگر از براى او ولدى بود من اولين كسى بودم كه اقرار به آن مىكردم زيرا معرفت من از همه شما بيشتر است و چون من اشد انكار هستم پس نيست از براى او ولدى.
و اين معنى بنظر اقرب مىآيد زيرا صفات و شئونات الهى بايد از جانب خدا باشد و بتوسط وحى به انبياء برسد و آنها ابلاغ كنند.
از اين جهت گفتيم اسماء اللَّه توقيفى است ما از پيش خود نمىتوانيم اسمى و صفتى از براى او بگوئيم بايد از جانب او برسد و شما كه مىگوئيد كه از براى او ولدى هست ملائكه را دختران خدا مىدانيد آدم و عزيز و عيسى را ابن اللَّه مىگوئيد بلكه خود را ابناء اللَّه مىشماريد هيچ مدركى و دليلى و برهانى بر او نداريد و هيچ پيغمبرى همچه دعوايى نداشتند بلكه اولين دعوت تمام انبياء دعوت به توحيد بوده و اللَّه العالم.
آیه از زیباترین و مشکلترین آیات در تفاسیر است. و در مورد این آیات اقوال بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارد.
به خصوص اینکه: اگر عبارت فانا اول العابدین را از آیه جدا کنیم. بر این اساس برداشت می شود که پیامبر اولین مخلوق الهی می باشد و این سرآغاز بحث عرفان و فلسفه اسلامی می شود. ( بحث وحدت و کثرت و سایر بحوث )

