[ ]
 
 
پست ثابت وبلاگ
 
داستانک | زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
نظرات 0

اگر کسی به دیگری طعنه‌ای دلسوز بزند و بعد پشیمان شود و بخواهد از دل طرف دربیاورد، کسی‌ که مورد طعنه قرار گرفته است، می‌گوید: ”زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است“. زخم شمشیر، خوب می‌شود، ولی زخم زبان، خوب نمی‌شود و در این مورد داستانی می‌گویند:
در زمان قدیم مرد هیزم شکنی بود که با زنش در کنار جنگلی توی یک کلبه زندگی می کرد. مرد هیزم شکن هر روز تبرش را برمی داشت و به جنگل می رفت و هیزم جمع می کرد. یک روز که مشغول کارش بود صدای ناله ای را شنید و به طرف صدا رفت. دید توی علف ها شیری افتاده و یک پایش باد کرده، به خودش جرات داد و جلو رفت.

مابقی در ادامه مطلب.


پنج شنبه 25 دی 1393  | نويسنده : میثم خرمپور
 
پرستاری که به یکی از خبیث ترین زنان دنیا شهرت یافت
نظرات 0

بسیاری از آنها دوران کودکی وحشتناکی داشته‌اند و برخی نیز به بیماری‌های روانی مبتلا بوده‌اند و به همین خاطر دست به قتل‌های پی در پی زده‌اند.

 

«جین توپان» یکی از قاتلان سریالی بود که به یکی از بی‌رحم‌ترین زنان تاریخ جنایی شهرت یافته است.
این زن جنایتکار با تزریق مورفین و آتروفین انسان‌های زیادی را به قتل رسانده که تاکنون بیش از 30 تن از قربانیانش شناسایی شده‌اند.

جین در سال 1857 میلادی در بوستون ماساچوست به دنیا آمد، وی در دوران کودکی‌اش مادر خود را از دست داد، پدر وی که خیاط بود پس از مرگ همسرش به جنون مبتلا شد و جین همراه سه خواهر خود مدتی با مادربزرگ پدری‌اش زندگی می‌کرد تا اینکه به یتیم‌خانه‌های محل سپرده شد.

مابقی را در ادامه مطلب بخوانید.


جمعه 19 دی 1393  | نويسنده : میثم خرمپور
 
قند و پند | داستان ناپلئون و مرد پوست فروش
نظرات 0

هنگام حمله ی ناپلئون به روسیه دسته‌ای از سربازان او در مرکز شهر کوچکی از آن سرزمین همیشه برف ، در حال جنگ بودند. ناپلئون به طور اتفاقی از سواران خود جدا می‌افتد و گروهی از قزاقان روسی رد او را می‌گیرند و در خیابان‌های پر پیچ و خم شهر به تعقیب او می‌پردازند. ناپلئون که جان خود را در خطر می‌بیند پا به فرار می‌گذارد و سر انجام در کوچه‌ای سراسیمه وارد یک دکان پوست فروشی می‌شود. او با مشاهده‌ی پوست فروش ملتمسانه و با نفس‌های بریده بریده فریاد می‌زند: "کمکم کن، جانم را نجات بده کجا می‌توانم پنهان شوم؟"


دوشنبه 15 دی 1393  | نويسنده : میثم خرمپور
 
قند و پند | جنگ‌هایی که به دلایل مضحک رخ دادند
نظرات 0

کوتاه‌ترین جنگ در تاریخ جهان بین انگلیس و زنگبار اتفاق افتاد که گفته می‌شود بین ۳۸ تا ۴۵ دقیقه بیشتر طول نکشید و بریتانیا با ابزار و امکانات خود و بهره بردن از خیانت برخی زنگبارئی‌ها بر این کشور آفریقایی سلطه یافت. بزرگترین جنگی که تاکنون در تاریخ جهان به ثبت رسیده، مجموعه جنگ‌هایی است که به جنگ‌های صدساله مشهور است. این جنگ‌ها بین انگلستان و فرانسه در میان سالهای ۱۳۳۷ و ۱۴۵۳ اتفاق افتاد. این جنگ‌ها آنقدر طولانی بودند که در مدت زمان جنگ، فرانسه ۵ پادشاه و انگلستان هم ۵ پادشاه مختلف داشت و هر کدام در برخی مناطق پیروز شده و یا شکست می‌خوردند که در نهایت پس از چندین سال، فرانسه پیروز این خصومت شد. همه ی جنگ ها آثار جانی  ,مالی و روحی روانی بسیاری را در پی خواهند داشت . اکثر جنگ هایی که در تاریخ رخ داده به دلایل مهمی از جمله قلمرو ,  منابع طبیعی , دفاع از ناموس و یا آزادی های سیاسی بوده ولی بعضی از جنگ ها هم کاملا مضحکانه بوده اند و دلیلی که منجر به آغاز آن جنگ ها شده خنده دار...


یک شنبه 14 دی 1393  | نويسنده : میثم خرمپور
 
ژان والژان‌های پولدار در قیطریۀ تهران
نظرات 0

یک خبرنگار در یادداشتی تازه که آن را در وبلاگش منتشر کرده، گزارشی کوتاه از «خسته‌خانه»‌ای در حوالی قیطریه نوشته و ضمن اشاره‌ای ضمنی به اقدامات خیرخواهانه و انساندوستی آن دسته از اصطلاحاً پولدار‌ها یا به قول وی آن‌ها که «بدبورژوا» نیستند، به دستگیری نیازمندان طبقات فرودست جامعه از سوی آن‌ها پرداخته و تاکید کرده است که همیشه هم نباید از دولت کمک خواست؛ باید مردم به فکر مردم باشند. نوشته او را در ادامه بخوانید.


جمعه 28 آذر 1393  | نويسنده : میثم خرمپور
 
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ . . .
نظرات 0

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ...!!! ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...! ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!!! ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ...!!! ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ...!!! ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! ﺭﺍﺳﺘﯽ ، ﻋﺸﻖ ﻗﺪﯾﻤﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ...! ﻫِـــــــــــــــــﻪ ......! ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ، ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ می برﺩ...! ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...! ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ...!!!
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ
ﻣﻦ می مانم ﻭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ
ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ می ماند...!!!

زنده یاد " حسین پناهی


جمعه 21 آذر 1393  | نويسنده : میثم خرمپور
 
قند و پند | این داستان واقعی است، خیال نیست . . .
نظرات 0

نوشته کوتاه زیر را بخوانید و بگویید یک تار موی این شهید با غیرت افغانستانی (ایران شرقی) به چند پانترک وطن فروش می ارزد؟

«شهیدی که بعد از شهادتش هیچ کس را نداشت که حتی پیکرش را تحویل بگیرد...»شهید رجبعلی غلامی، 19 ساله از افغانستان که در جنگ ایران با عراق به شهادت رسید و همه خانواده اش در جنگ افغانستان از دست داده بود و هیچ کسی را در این دنیا نداشت. حتی کسی را نداشت که پیکرش را تحویل بگیرد. رفقایش می گفتند: پس از باز کردن معبر مین، به سیم خاردار حلقوی رسیدیم که به هیچ عنوان نمی‌شد آنرا قطع کرد، چون اگر سیم را قطع می‌کردیم، سیم‌ها جمع شده و معبر منفجر می‌شد!

در همین حین یک جوان به روی سیم های خاردار خوابید بعد هم گفت: همه از روی من عبور کنید بیش از سیصد نفر از روی بدن او عبور کردند!
اون جوون همون رجبعلی بود...


جمعه 21 آذر 1393  | نويسنده : میثم خرمپور
 
خواهشا آبروی کوروش را نبرید . . .
نظرات 0

رﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﭘﺮﭼﻢ ﻭﺻﻞ می کرﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺮﻡ ﯾﻪ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻣﺸﮑﯽ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﺗﻤﺴﺨﺮ آمیزی ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺩﺍﺱ! ﺷﻤﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﯿﺌﺘﯽ ﻫﺴﺘﯿﻦ ؟‏
ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﮔﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﺩ…
ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﺭﯾﺶ ﮐﻠﻪ ﻗﻨﺪﯾﺖ ﮐﻮ؟‏! ﺗﺴﺒﯿﺤﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ‏؟‏
ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺯﯾﺮ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺷﯿﺸﻪ ﻋﻘﺐ هم آرم ﻓﺮﻭﻫﺮ چسبوندﻩ ﻭ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻫﻔتاد ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻨﺎﺭﺷﻪ!
ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺍﯾﻨﺎ ﭼﯿﻪ ﺭﻭی ﺷﯿﺸﻪ ﭼﺴﺒﻮﻧﺪﯾﺪ؟
ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻨﺎ ﻧﻤﺎﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ ﻭ ﺯﺭﺗﺸه ﻭ نشون دنده ﻧﮋﺍﺩ ﺯﻻﻟ ﭘﺎﮎ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻣﻨﻪ
ﮔﻔﺘﻢ: ﻭﺍﻻ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯿﺎﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺯﯾﺮ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮ ﻧﻤﯿﺪﺍﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﯽ!
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻫﻢ ﺭﯾﺶ ﻭ ﺳﯿﺒﯿﻞ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﻧﺪﺍﺭﯼ!
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﯿﻨﯿش را ﻧﻮﮎ ﺑﺎﻻ ﻋﻤﻞ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ عمل ﮐﺮﺩﯼ!
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺗﯿﭙﺶ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﺑﻮﺩ… ﺗاتو ﭘﻠﯽ ﺑﻮﯼ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺪﺍﺷت!
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻣﻠﻞ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ می گذﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﮔﻪ ﺍﻻﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ، حتما ﺩﻡ ﻣﺤﺮﻣﯽ ﺻﺪﺍی ﺿﺒﻂ ﻣﺎﺷﯿﻨش رو ﺯﯾﺎﺩ ﻧمی ﮑرد!
ﮐﻮﺭﻭﺵ غیرت داشت و ﺯﻧﺶ ﺗﻮی ﺣﺮﻡﺳﺮﺍﺵ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ ﮐﻪ ﺧوﺸﮕﻠﺶ ﮐﻨﻪ ﻗﺮﺵ ﺑﺪﻩ ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﺟﻤﺎﻋﺖ!
میشه بگی اصالت کورش رو کی حفظ کرده؟

هیچی نگفت؛ بوق زد ﺭﻓﺖ…

عکس از حسین امیدیان فرد


چهارشنبه 14 آبان 1393  | نويسنده : میثم خرمپور
 
قند و پند | ماجرای تکان دهنده هدیه پنهانی پسری 24 ساله به مادرش
نظرات 0

پسر بیست و چهار ساله‌ای که تحمل رنج مادرش را به دلیل بیماری کلیه نداشت، یکی از کلیه‌های خود را پنهانی به او اهدا کرد.

 

وقتی از اهدای عضو سخن گفته می‌شود، همه نگاه‌ها معطوف بیماران مرگ مغزی می‌شود که خانواده‌هایشان بدون هیچ چشمداشتی، اعضای بدن عزیزان خود را به بیماران نیازمند هدیه می‌دهند. اما این بار فردی که عضوی از بدنش را اهدا کرد یک بیمار مغزی نبود، بلکه پسر بیست و چهار ساله‌ای است که پس از ده سال طاقت نداشت مادرش را که به نارسایی کلیه مبتلا بود روی تخت بیمارستان و در حال دیالیز شدن ببیند. این جوان تصمیم گرفت یکی از کلیه‌هایش را بدون آن که مادرش بداند به او هدیه دهد.


سه شنبه 18 شهریور 1393  | نويسنده : میثم خرمپور
 
متن دقیق استوانه کوروش چیست؟
نظرات 0

متن استوانه کوروش در وبسایتها و وبلاگ‌ها و برخی کتب ایرانی به نحوه های مختلفی بازتاب داده شده است. برخی از ترجمه ها (باید بگوییم اکثر ترجمه ها) ارتباطی با متن اصلی ندارند و حاصل تخیل برخی نویسندگان معاصر هستند.


چهارشنبه 12 شهریور 1393  | نويسنده : میثم خرمپور
 
بهتر است مطلع شود . . .

درباره وبلاگ ابتکار
وبلاگ ابتکار، وبلاگی هستش برای نشر عقاید من و خبرهای مهم و یه سری حرف‌های خودمونیه دیگه . . .
آخرين مطالب
موضوعات
لينک دوستان
نظرسنجي وبلاگ ابتکار
تابلوی منتخب ابتکار

    باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته‌ای،

    تحویل بدهی، خواه با فرزندی خوب

    یا باغچه‌ای سرسبز. اگر فقط یک نفر با بودن

    تو ساده‌تر نفس کشید، یعنی تو موفق شده‌ای

    گابریل گارسیا مارکز

آرشيو مطالب
تبلیغات
آمار وبلاگ
کل بازديد : 1199183 نفر
تعداد مطالب : 292 پست
تعداد کل نظرات : 68 نظر
تاريخ ايجاد وبلاگ : يک شنبه 26 مرداد 1393
آخرين بروز رساني : شنبه 9 تیر 1397