عیدانه

فیلم‌هایی که در انتظار فرصت طلایی نمایش هستند 

 

سینما

 

 نمایش نوروزی فیلم‌ها در سال 1390 موجب رونق سالن‌های نمایش در ابتدای سال شد؛ رونقی که تا روزهای پایانی سال نیز غیر از یکی دو مورد نمونه مشابه آن مشاهده نشد.

در سال‌های اخیر واقع شدن ایام ماه مبارک رمضان در فصل تابستان، نگاه پخش‌کننده‌ها را به نوروز و در مرحله دوم اکران پاییزی معطوف کرده و در این دو فصل است که تعداد قابل توجهی از آثار درخواست اکران می‌‌دهند و توقع می‌رود به فروش خوبی دست پیدا کنند.

همین شرایط نوروز 1391 را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است و این روزها سخنانی از سوی پخش‌کننده و صاحبان فیلم‌های مختلف عنوان می‌شود که علاقه‌مند هستند کارشان را در بهار 1391 روانه پرده سینماها کنند. این بازار رقابت را گرم‌تر و البته با توجه به شرایط خاص تصمیم‌گیری برای نمایش فیلم‌‌ها شائبه برخی ناعدالتی‌ها را به وجود می‌آورد.

حمایت مسئولان سینمایی و وضعیت پروانه نمایش‌ها

مسئولان سینمایی در جریان برگزاری سی‌امین جشنواره فیلم فجر و پیش از آن صحبت‌هایی در مورد حمایت از فیلم‌های منتخب جشنواره در جریان نمایش عمومی، البته بعد از حمایت‌های مرحله تولید به میان آوردند.

به طور مشخص مدیران بخش سینمایی کشور در سخنان خود تاکید کردند باید منتخبان جشنواره در مرحله اکران نیز مورد حمایت قرار بگیرند. این در وضعیتی است که اغلب فیلم‌های ستایش شده جشنواره امسال از سوی داوران همان کارهای دولتی هستند که در مرحله تولید هم با حمایت‌های گسترده‌ای روبرو بودند.

«ملکه» ساخته محمدعلی باشه‌آهنگر و «روزهای زندگی» به کارگردانی پرویز شیخ‌طادی که به صورت مشخص مورد توجه داوران بودند و موضوعی مرتبط با دفاع مقدس دارند از یک سو و «قلاده‌های طلا‌» به کارگردانی ابوالقاسم طالبی فیلمی که به دلیلی داوری کارگردانش و دبیر تهیه‌کننده‌اش در جشنواره به صورت رسمی جایزه نگرفت، اما وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت سیمرغی به طالبی اهدا خواهد کرد، از جمله کارهای مورد حمایت مسئولان سینمایی هستند که به نظر می‌رسد در جریان اکران نیز مورد حمایت جدی قرار بگیرند.

سینماهای تهران با توجه به چیدمان آنان در سطح شهر و تعداد مخاطبان، در یک فصل مشخص اکران ظرفیت اکران بیش از دو فیلم پرفروش را ندارد و دلیل این مدعا تجربه‌های متعدد اکران فیلم‌ها از جمله اکران نوروز 1390 که رقابت جدی بین دو فیلم «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی و «اخراجی‌ها 3» مسعود ده‌نمکی بود.

از میان این سه فیلم صحبت اکران «قلاده‌های طلا» در نوروز مطرح شده است؛ فیلمی که از ابتدای ساخت به دلیل موضوع سیاسی‌اش با مانور خبری گسترده روبرو بود و صحبت‌ها در مورد صدور پروانه نمایش آن باعث شد نمایش نیمه شب آن در سالن اهالی رسانه یکی از سئانس‌های شلوغ این مجموعه باشد.

مستقل از حمایت و در انتظار اکران

تعدادی از فیلم‌‌های سینمایی برنامه‌ریزی برای نمایش را در نوروز 1391 از مدت‌ها قبل آغاز کرده بودند؛ از جمله این کارها می‌توان به «بوسیدن روی ماه» ساخته همایون اسعدیان و به تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی اشاره کرد که به نظر می‌رسد با توجه به حال و هوای آن و نیاز ترکیب اکران نوروزی به وجود آثاری با فضاهای متفاوت بتواند به درستی در ترکیب اکران نوروزی قرار بگیرد، اما دست فیلم‌‌‌هایی از این دست برای تصاحب سالن‌های سینما در نوروز 91 به جایی بند نیست و فیلمی که بعد از نامزدی در هفت رشته جشنواره فقط یک سیمرغ صدا گرفت، به نظر نمی‌رسد در میان فیلم‌هایی قرار بگیرد که مدیران سینمایی تاکید بر حمایت از آن‌‌ها دارند.

«نارنجی‌پوش» دایوش مهرجویی نیز از دیگر فیلم‌هایی است که شنیده می‌شود برای اکران در نوروز 1391 آماده می‌شود؛ فیلمی که جایزه ویژه هیئت داوران سی‌امین جشنواره فیلم فجر را برای کارگردانش به همراه آورد.

سینما

 

«ضدگلوله» مصطفی کیایی که جایزه بهترین فیلمنامه را برای نویسنده و کارگردان آن به ارمغان آورد، «زندگی خصوصی» ساخته حسین فرحبخش که به گفته بسیاری نتیجه کار کاملا متقاوت از هدف اولیه تولید آن از آب درآمده است، «پذیرایی ساده» مانی حقیقی که عملا از سوی داوران جشنواره نادیده گرفته شد، «برف روی کاج‌ها» ساخته پیمان معادی که سرنوشتی همانند «پذیرایی ساده» در ارزیابی داوران داشت، اما از منظر مخاطبان جشنواره در بالاترین رتبه قرار گرفت و سیمرغ بهترین فیلم مردمی را برای کارگردان و تهیه‌کننده‌اش به همراه آورد و همچنین «‌انتهای خیابان هشتم» ساخته علیرضا امینی که دو سالی است در مرحله دریافت پروانه نمایش بلاتکلیف است، از جمله کارهایی هستند که گفته می‌شود صاحبان و پخش‌کننده‌های آن‌‌ها تمایل به اکران آن‌ها در نوروز دارند.

تعدادی از این فیلم‌ها پیش از برگزاری جشنواره بنا بر اعلام اداره کل نظارت و ارزشیابی پروانه نمایش عمومی دریافت کردند و تعدادی پروانه نمایش موقت. جدا از شرایط نامشخصی که فیلم‌های دارای پروانه نمایش موقت دارند، وزارت ارشاد در ارائه پروانه نمایش‌های دائمی که صادر کرده تاخیر دارد تا همچنان شرایط برای روشن کردن تکلیف اکران نوروزی سخت‌ باشد. 

ترکیب محبوب اکران نوروزی

سینماهای تهران با توجه به چیدمان آنان در سطح شهر و تعداد مخاطبان، در یک فصل مشخص اکران ظرفیت اکران بیش از دو فیلم پرفروش را ندارد و دلیل این مدعا تجربه‌های متعدد اکران فیلم‌ها از جمله اکران نوروز 1390 که رقابت جدی بین دو فیلم «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی و «اخراجی‌ها 3» مسعود ده‌نمکی بود.

در نتیجه این اکران و فروش میلیاردی دو فیلم یاد شده، فیلم‌های «یکی از ما دو نفر» ساخته تهمینه میلانی، «سه درجه تب» به کارگردانی حمیدرضا صلاحمند و «زن‌ها شگفت‌انگیزند» به کارگردانی مهرداد فرید نتوانستند به فروش نیم میلیاردی هم برسند. بنابراین برای متضرر نشدن آثار چیدمان فیلم‌ها در اکران به خصوص اکران ویژه نوروز اهمیت خاصی پیدا می‌‌کند.


همزمانی ماه مبارک رمضان با فصل تابستان اغلب سینماگران و پخش‌کنند‌ه‌ها را بر آن داشته برای نمایش فیلم‌هایشان در نوروز 1391 برنامه‌ریزی کنند.

 






نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردین 1391  ساعت 11:19 AM | نظرات (0)
هر که روز نوروز جشن کند و به خرمی پیوندد تا نوروز دیگر عمر در شادی و خرمی گذارد و این تجربت حکما از برای پادشاهان کرده‌اند.

 

جشن نوروز

 

اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود یکی آن‌که هر سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبان‌روز به اول دقیقه حمل باز آید به همان‌وقت و روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند آمدن چه هر سال از مدت همی کم شود، و چون جمشید آن‌روز را دریافت نوروز نام نهاد و جشن و آیین آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند و قصه آن چنان‌ست که چون کیومرث اول از ملوک عجم به پادشاهی بنشست خواست که ایام سال و ماه را نام نهد و تاریخ سازد تا مردمان آن‌را بدانند. بنگریست که آن‌روز بامداد آفتاب به اول دقیقه حمل آمده مؤبدان عجم را گرد کرد و بفرمود که تاریخ از این‌جا آغاز کنند. مؤبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند و چنین گفتند مؤبدان عجم که دانا آن روزگار بوده‌اند که ایزد تبارک و تعالی دوازده فرشته آفریده است. از آن چهار فرشته بر آسمان‌ها گماشته است تا آسمان را به هرچه اندروست از اهرمنان نگاه دارد و چهار فرشته را بر چهار گوشه جهان گماشته است تا اهرمنان را گذر ندهد که از کوه قاف برگذرند و چنین که چهار فرشته در آسمان‌ها و زمین‌‌ها می‌گردند و اهرمنان را دور می‌دارند از خلایق. و چنین می‌گویند که این جهان اندر میان چون خانه‌ای‌ست نو اندر سرای کهن برآورده و ایزد تعالی آفتاب را از نور بیافرید و آسمان‌ها و زمین‌‌ها را بدو پرورش داد و جهانیان چشم بر وی دارند که نوری‌ست از نورهای ایزد تعالی و اندر وی با جلال و تعظیم نگرند که آفرینش وی ایزد تعالی را عنایت بیش از دیگران بوده است.

و گویند مثال این چنان‌ست که ملکی بزرگ اشارت کند. به خلیفتی از خلفای خویش که او را بزرگ دارند و حق هنر وی بدانند که هر که وی را بزرگ داشته است ملک را بزرگ داشته باشد و گویند چون ایزد تبارک و تعالی بدان هنگام که فرمان فرستاد که ثبات برگیرد تا تابش و منفعت او به همه چیزها برسد آفتاب از سر حمل برفت و آسمان‌ او را بگردانید و تاریکی از روشنایی جدا گشت و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد مر تاریخ این جهان را و پس از آن به هزار و چهارصد و شصت و یک‌سال به همان دقیقه و همان روز باز رسید، و آن مدت هفتاد (و سه بار قران) کیوان و اورمزد باشد که آن‌را قران اصغر خوانند و این قران هر بیست سال باشد و هرگاه که آفتاب دور خویشتن سپری کند و بدین‌جای برسد و زحل و مشتری را به‌همین برج که هبوط زحل اندروست قران بود با مقابله این برج که زحل اندورست یک دور این‌جا و یک دور آن‌جا برین ترتیب یاد کرده آمد، و جای‌گاه کواکب نموده شد، چنانک آفتاب از سر حمل روان شد، و زحل و مشتری با دیگر کواکب آن‌جا بودند به فرمان ایزد تعالی حال‌های عالم دیگرگون گشت، چیزها نو پدید آمد، مانند آنک در خورد عالم گردش بود، چون آن‌وقت را دریافتند ملکان عجم، از بهر بزرگ‌داشت آفتاب را و از بهر آن‌که هر کس این روز را در نتوانستندی یافت نشان کردند و این روز را جشن ساختند و عالمیان را خبر دادند تا هم‌گنان آن‌را بدانند و آن تاریخ را نگاه دارند. و چنین گویند که کیومرث این روز را آغاز تاریخ کرد و هر سال آفتاب را (و چون یک دور آفتاب بگشت در مدت سیصد و شصت و پنج روز) به دوانزده قسمت کرد هر بخشی سی روز، و هر یکی را از آن نامی نهاد و به فریشته‌ای باز بست از آن دوانزده فرشته که ایزد تبارک و تعالی ایشان را بر عالم گماشته است، پس آن‌گاه دور بزرگ را که سیصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبان‌روزی است سال بزرگ نام کرد و به چهار قسم کرد، چون چهار قسم از این سال بگذرد نوروز بزرگ و نو گشتن احوال عالم باشد. و بر پادشاهان واجب‌ست آیین و رسم ملوک به‌جای آوردن از بهر مبارکی و از بهر تاریخ را و خرمی کردن به اول سال. هر که روز نوروز جشن کند و به خرمی پیوندد تا نوروز دیگر عمر در شادی و خرمی گذارد و این تجربت حکما از برای پادشاهان کرده‌اند.

 فروردین به زبان پهلوی است، معنی‌اش چنان باشد که این آن ماه است که آغاز رستن نبات در وی باشد، و این ماه مر برج حمل راست که سرتاسر وی آفتاب اندرین برج باشد.

فروردین به زبان پهلوی است، معنی‌اش چنان باشد که این آن ماه است که آغاز رستن نبات در وی باشد، و این ماه مر برج حمل راست که سرتاسر وی آفتاب اندرین برج باشد.

اردی‌بهشت ماه، این ماه را از بهشت نام کرده‌اند یعنی این ماه آن ماه‌ست که جهان اندر وی به بهشت ماند از خرمی، و ارد به زبان پهلوی مانند بود و آفتاب اندرین ماه بر دور است و برج ثور باشد و میانه بهار بود.

خرداد ماه، یعنی آن ماه‌ست که خورش دهد مردمان را از گندم و جو میوه و آفتاب در این ماه در برج جوزا باشد.

تیر ماه، این ماه را بدان تیرماه خوانند که اندرو جو و گندم و دیگر چیزها را قسمت کنند و تیر آفتاب از غایت بلندی آفتاب فرود آمدن گیرد، و اندرین ماه آفتاب در برج سرطان باشد و اول ماه از فصل تابستان بود.

مرداد ماه، یعنی خاک داد خویش بداد از بر ها و میوه‌های پخته که در وی به‌کمال رسد و نیز هوا در وی مانند غبار خاک باشد و این ماه میانه تابستان بود و قسمت او از آفتاب مر برج اسد باشد.

شهریور ماه، این ماه از بهر آن شهریور خوانند که ریو ِ دخل بود یعنی دخل پادشاهان در این ماه باشد و در این ماه برزگران را دادن خراج آسان‌تر باشد و آفتاب در این ماه در سنبله باشد و آخر تابستان بود.

مهر ماه، این ماه را از آن مهر گویند که مهربانی بود مردمان را بر یک‌دیگر از هر چه باشد از غله و میوه نصیب باشد بدهند و بخورند به‌هم، و آفتاب در این ماه در میزان باشد و آغاز خریف بود.

آبان ماه، یعنی آب‌ها در این ماه زیادت گردد از باران‌ها که آغاز کند و مردمان آب گیرند و از بهر کشت و آفتاب در آن ماه در برج عقرب باشد.

آذر ماه، به زبان پهلوی آذر آتش بود و هوا در این ماه سرد گشته باشد و به آتش حاجت بود، یعنی ماه آتش، و نوبت آفتاب در این ماه مر برج قوس را باشد.

دی ماه، به زبان پهلوی دیو باشد به‌دان سبب این ماه را دی خوانند که درشت بود و زمین از خرمی‌ها دور مانده بود، و آفتاب در جدی بود و او اول زمستان باشد.

بهمن ماه، یعنی این ماه به همان ماند و مانند بود به ماه دی به سردی و به خشکی و به کنج اندر مانده و تیر آفتاب اندرین ماه به خانه آفتاب زحل باشد [که] با جدی پیوند دارد.

اسفندارمذ ماه، این ماه را بدان اسفندارمذ خوانند که اسفند به زبان پهلوی میوه بود یعنی اندرین ماه میوه‌ها و گیاه‌ها دمیدن گیرد، و نوبت آفتاب به آخر برج‌ها رسد به برج حوت.






نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردین 1391  ساعت 11:18 AM | نظرات (0)

ایرانیان در قدیم، به عنوان شگون، هفت «سینی» از دانه هایی که برکت به سفره ها می آورد، می رویاندند و بر خوان نوروزی خود می نهادند.

 

اساطیر و نمادهای نوروز

 

آن وقت ها بچه های مدرسه با این که یکدیگر را مرتب می دیدند اما نزدیک عید نوروز به هم کارت تبریک می دادند و بر آن می نوشتند: «این جشن باستانی را» یا «این عید سعید باستانی را به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویم.» و به دنبال آن، پس از آرزوی سالی خوب، شعارهایی از قبیل «ای گل سرخ و سفید ارغوانی / فراموشم نکن تا می توانی» نوشته می شد.

غرض این که همه می دانستیم عید نوروز جشنی باستانی است اما از چه زمانی این عید در ایران برگزار می شده و سبب وجودی آن چیست؟

از شواهدی که در دست است، جشن نوروز در زمان هخامنشیان، در تخت جمشید برگزار می شده است و حتی شکل کاخ و نگاره هایی که بر دیواره های تخت جمشید نقش بسته نشان از برگزاری جشن نوروز داشته است. ملت های همه سرزمین های زیر فرمانروایی هخامنشی در چنین روزی در آن جا گرد می آمدند تا پیشکش های خود را تقدیم کنند. اما آن چنان که از برخی منابع برمی آید، نوروز قبل از هخامنشیان نیز وجود داشته است. البته در اوستا مطرح نمی شود چون اوستا دینی است و جشن های خاص خودش را دارد. ولی از دوره ادبیات میانه، نوشته های پهلوی و مانوی از نوروز بسیار سخن گفته می شود که مربوط به اول سال است و غیر ممکن است که در اول سال، عید باشد اما مراسمی وجود نداشته باشد. نقش برجسته های تخت جمشید نیز این نظر را القا می کند که جشن سالانه در ایران وجود داشته است که با تغییر فصل ها مربوط بوده است. پس ریشه های این جشن در گذشته های بسیار دور ایران است و تنها جشنی است که تا این اندازه در میان مردم مورد توجه بوده است. چون نوروز جشن ملی بود و از میان جشن های باستانی ایران، تنها جشنی بود که در چهار دیواری خانه ها نفوذ کرد.

اسطوره های گوناگونی گرد این جشن ملی را فراگرفته اند، از جمله اسطوره زیبای آفرینش در ایران باستان. بنابراین اسطوره، اورمزد شش پیش نمونه گیتی یعنی نمونه اولیه و آرمانی موجودات را در شش گاه با فاصله های نابرابر و در درازای یک سال می آفریند که به ترتیب عبارتند از: آسما ن، آب، زمین، گیاه، چهار پای سودمند ومردم. به یادبود این آفرینش های شش گانه، سال را به شش قسمت نابرابر تقسیم می کردند و سالگرد این آفرینش ها را به صورت جشن های پنج روزه که در آیین ایران باستان «گاهانبار» نام دارد، برگزار می کردند.

اسطوره دیگری نیز آیین های نوروزی را همراهی می کند، یکی از آنها آیین نیایش به ایزد «رپیتوین» است. «رپیتوین» سرور گرمای نیمروز و ماه های تابستان است و در زمستان، در زیر زمین جای می گیرد و آب های زیرزمینی را گرم نگاه می دارد تا گیاهان و درختان نمیرند و به خصوص ریشه های درختان را در برابر یورش سرمای زمستانی پاس می دارد. بازگشت سالانه او در بهار است که نمادی است از پیروزی نهایی نیکی ها بر بدی ها و بهارها بر زمستان ها. به همین مناسبت جشن ویژه ای و نیایشی که تقدیم رپیتوین می شد، بخشی از مراسم نوروزی را تشکیل می دهد و از این دید، نوروز نمادی از پیروزی عنصر نیک است در نبرد فصل ها.

نوروز همچنین نمادی است از سالگرد بیداری طبیعت از خواب زمستانی و مرگی است که به رستاخیز و زندگی منتهی می شود و به همین مناسبت جشن مربوط به «فروهر»ها نیز بوده است. «فروهر» یا «فروشی» گونه ای از روان است و نوعی همزاد آدمیان که پیش از آفرینش مردمان در آن جهان به وجود می آید و پس از مرگ مردمان به دنیای دیگر می شتابد و از کیفرهای خاصی که روان می بیند به دور است. فروهرها سالی یک بار در طلیعه ماه فروردین (= ماه فروهرها) به زمین باز می گردند و هر یک به خانه خود فرود می آیند. آنان از دیدن پاکیزگی و درخشندگی خانه دلخوش می شوند و بر شادکامی خانواده و بر برکت خانه دعا می کنند و اگر خانه را آشفته و در هم، پاک نشده و نا آراسته ببینند غمگین می شوند و دعا نکرده و برکت نخواسته خانه را ترک می کنند. مراسم خانه تکانی از همین جا نشات گرفته است.

در آغاز پنج روز آخرین گاهانبار و به روایتی در پایان این پنج روز و درست شب نوروز بزرگ، مراسم آتش افروزی بر بام ها انجام می دادند که هم راهگشای فروهرها باشد و هم به دور و نزدیک خبر دهند که سال نو می آید. این آتش افروزی بعد از آمدن اسلام نیز در میان ایرانیان معمول بوده است و چون مراسم به طور رسمی نخستین بار در شب چهارشنبه انجام شد، این رسم در شب چهارشنبه پای بر جا ماند و چهارشنبه سوری یکی از جشن های جنبی نوروز شد.

افسانه های بسیاری پیدایش جشن نوروز را به دوران جمشید نسبت می دهند. از جمله مناسبت هایی که در افسانه ها برای پیدایش جشن نوروز برمی شمرند، می توان به موارد زیر اشاره کرد: تجدید دین با به پادشاهی رسیدن جمشید، پیروزی جمشید بر اهریمن، درخشش چهره جم زمانی که بر تختی نشست و دیوان به فرمان او تخت را برداشتند و به گردون افراشتند، دیوان جمشید را سوار بر گردونه ای در نخستین روز ماه فروردین به یک روز از دماوند به بابل بردند و مردمان به سبب چیز شگفتی که دیدند، این روز را جشن گرفتند (سبب برتاب نشستن در نوروز به تقلید به این افسانه معمول گشت)، در نوروز جم اوزان و مقادیر را تعیین کرد، نیشکر در دوران جم در این روز کشف شد (از این روست که در این روز همه به هم شیرینی هدیه می دهند)، پس از یک دوره خشکسالی، در این روز با بر تخت نشستن جمشید باران بارید (رسم به هم آب پاشیدن که یکی از آیین های نوروزی است با این افسانه بی ارتباط نیست)، و نیز جم دستور کندن جوی ها و آبراهه ها را در این روز داد. (که این هم با رسم شستن خود در سپیده دم نوروز و پاک شدن از گناهان باید مرتبط باشد.)

 از جمله مناسبت هایی که در افسانه ها برای پیدایش جشن نوروز برمی شمرند، می توان به موارد زیر اشاره کرد: تجدید دین با به پادشاهی رسیدن جمشید، پیروزی جمشید بر اهریمن، درخشش چهره جم زمانی که بر تختی نشست و دیوان به فرمان او تخت را برداشتند و به گردون افراشتند.

در زمان ساسانیان دو نوروز جشن گرفته می شد و این رسم تا قرن ها بعد هم باقی ماند. نوروز اول فروردین که نوروز عامه بود و نوروز بزرگ در ششم فروردین که بیشتر مشهور به نوروز خاصه بود. به روایتی خدا جهان را در نوروز آفرید و به روایت دیگری آدم نیز در همین روز آفریده شد. از این رو، نخستین روز، نوروز عامه که روز اعتدال بهاری است، پرشکوه ترین روز این جشن است.

پادشاهان ساسانی «هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه که شش روز باشد، حاجت های مردمان را برآوردندی و زندانیان را آزاد کردندی و مجرمان را عفو فرمودندی و به عیش و شادی مشغول بودندی» (به نقل از برهان قاطع).

و اما ایرانیان تقسیم بندی دیگری هم برای سال داشتند و آن تقسیم سال به دوازده ماه سی روزه بود. در پایان سال پنج روز باقی می ماند که به آن پنجه دزدیده می گفتند. این پنج روز از نظم و قانونی برخوردار نبوده و معمولا تجسم آشوب ازلی بوده است. دوازده روز نوروز معرف دوازده ماه سال است و سیزده نوروز معرف آشوب ازلی پیش از آفرینش است و از آن جا که هر نوع آشوب پیش از نظم گرفتن، نحس محسوب می شد و بی نظام به شمار می آمده، روز سیزده نوروز هم نحس است. چون دنیا پس از برقراری نظم است که مقدس می شود. در این روز خانه را جارو نمی کنند و همه مردم از خانه خارج می شوند. اگر خانه از ساکنان آن کاملا خالی نشود، سال نو نوعی بدبختی به همراه می آورد. سیزده نوروز جشن واقعی بهار است.

ایرانیان در قدیم، به عنوان شگون، هفت «سینی» از دانه هایی که برکت به سفره ها می آورد، می رویاندند و بر خوان نوروزی خود می نهادند. «سینی» معرب «چینی» است که در قدیم به طبق های بزرگی که از چین آورده بودند، گفته می شد.

به احتمالی هفت «سین» می تواند بازمانده همین هفت «سینی» باشد و یا نمادی از «سبزه»‌و «سرسبزی». اگر در درازای زمان هفت «سینی» با هفت میوه یا گل یا سبزی که با «سین» آغاز می شوند و هر یک نشانه ای از باروری و تندرستی هستند، تلفیق شده است، در آن باید جای پای ذوق لطیف ایرانی را جست و جو کرد. «سبزه» نودمیده است، «سنبل» خوش بر و خوشبو، «سیب» میوه ای بهشتی و نمادی از زایش، «سمنو» مائده تهیه شده از جوانه گندم که یادآور بخشی از آیین های باستانی ماست، «سنجد»‌که بوی برگ و شکوفه درخت آن محرک عشق و دلباختگی است، «سیر» داروی تندرستی، دانه های «سپند» به معنی «مقدس» که دافع چشم بد است. همچنین بر این خوان، آینه می گذاریم که نور و روشنایی می تاباند، شمع می افروزیم که روشنایی و تابش آتش را به یاد می آورد، و تخم مرغ می گذاریم که تمثیلی از نطفه و باروری است (و نیز در اسطوره های ایران باستان، آسمان و زمین همچون تخم مرغ توصیف شده اند که زمین همسان زرده در میان آسمان که همسان سفیده است، قرار دارد _ یعنی اعتقاد به کرویت زمین). آب زلال به نشانه همه آب های خوب جهان و ماهی زنده در آب به نشانه تازگی و شادابی (همچنین ماه اسفند برابر با برج «حوت» به معنی «ماهی» است) و نقل و شیرینی برای شیرین بودن سال جدید نیز در این خوان قرار دارند. در بسیاری از خانه ها گذاشتن نمونه ای از غلات و حبوبات و همچنین شیر و فرآورده های شیری به نشانه تضمین برکت خانه، متداول است.

از جمله رسم های متداول نوروز در بیشتر خانواده های ایرانی آن است که پس از تحویل سال شخص خوشقدمی از اهل خانه بیرون می رود و سبزه و سکه در دست می گیرد و به خانه وارد می شود. اهل خانه می پرسند، «چه آوردی؟ و او پاسخ می دهد: «سلامتی، خوشبختی، ثروت و...» و با این حرکت نمادین، خانواده برای خود سال خوب و پرباری را آرزو می کنند.

با همه این توضیحاتی که گفته شد و نمادهایی که گشوده شد، در پایان باید گفت که نوروز حتی بی آن که چیزی از نمادها و اسطوره های آن بدانیم، زیباست. آغاز سال نو ایرانی، هماهنگ با باززایی طبیعت است و حرکات نمادین و خوان نمادین این جشن بر زیبایی آن می افزاید. این انتخاب و این مراسم نمادین همه ریشه در فرهنگی بسیار غنی و کهن دارد و ایرانیان می توانند به خود ببالند که در میان ملت های جهان برای سال نو خود بهترین انتخاب را داشته اند، چرا که از غنی ترین فرهنگ و تفکر برخوردار بوده اند.

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز باد!






نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردین 1391  ساعت 11:17 AM | نظرات (0)

با توجه به این که در ایام شادی و جشن قرار داریم این یادداشت سعی دارد مسأله شادی را از 3 دیدگاه روانشناسی، جامعه شناسی و اسلام مورد بررسی قرار دهد.


 

شادی-خنده

 

شادی لازمه حیات اجتماعی

 

اگر با دقت احوال انسانهای شاد و ناشاد را بررسی كنیم، متوجه می شویم كه اندوه مادی متاعی شیطانی و شادی هدیه ای رحمانی است. از ابتدای تمدن بشر غم و اندوه مایه توقف و انزجار و شادی و نشاط عامل تحرك و نظم بوده است.

انسان از اندوه، غم و تاریكی می گریزد و به شادی و نور پناه می برد. شاد زیستن آرزوی دیرینه آدمی است. دنیای بدون غم، خشم و جنگ. سرشار از مهربانی و شادی، آرزویی است كه ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد. آرزویی كه مقدمه غلبه بر تمام ناكامی هاست. شادی، این معجزه درونی، گره گشای بسیاری از رنج هاست.در میراث كهن ما ایرانیان، شادی، پدیده ای الهی محسوب می شود. به گونه ای كه می گویند. پارسیان شادی را آفریده خداوند و اندوه و غم را آفریده اهریمن می دانستند. مردم ایران باستان حدود 60 روز از سال را جشن می گرفتند و به ستایش می پرداختند.گذشتگان ما برای ارج  نهادن به پیدایش انسان جشن بزرگ نوروز را با شكوهی بسیار زیاد برپا می كردند. ایرانیان سعی می كردند به هر بهانه ای روزگار را به شادی و شكرگزاری سپری كنند.

افراد اگر در جامعه خود نتوانند این نیاز را برآورده كنند، روبه جوامع دیگری می برند ، در نتیجه به تدریج از فرهنگ ملی خود دور می شوند، بتدریج فرهنگ و ارزش های غربی در جامعه رواج یافته و جامعه مسخ می شود

پیشینه تاریخی كشورمان نشان می دهد كه نشاط در همه ادوار مورد توجه ایرانیان بوده است.

چو شادی بكاهد، بكاهد روان                 خرد گردد اندر میان ناتوان

مده دل به غم تا نكاهد روان        به شادی همی دار دل را جوان

 

 

 متاسفانه در بافت جوان جامعه ما،آنگونه كه باید شادابی و پویایی یك جامعه فعال و سخت كوش به چشم نمی خورد. به نظر می رسد كه برای بررسی معضلات اجتماعی قبل از هر چیز باید به شناخت و بررسی عوامل مهم پرداخت و بعد به مقابله اندیشید.

باید پذیرفت كه شادی و غم در زندگی اجتماعی انسانها، تأثیرات عمده ای دارد. متأسفانه گاه در جامعه امروزی ما بنا به تعبیرهای غلط و بدون استدلال، تفكر شادی متروك شده و علی رغم آنكه در فرهنگ دینی ما شادی و نشاط از آموزه های محكم و انكارناپذیر است، برخی به غلط اندوه و گوشه نشینی را جایگزین شادی و نشاط نموده اند. تا جایی كه آثار زیانبار آن هر روز بیشتر از پیش نمایان می شود.

شادی-خنده-مخفی بکردن

 

لازمه شادی و شادبودن چیزی نیست جز مثبت اندیشی و جستجوی خوبی ها و زیبایی ها. انسان با نگرش منفی به دنیا چیزی جز روحیه ای افسرده، چهره ای غمگین و حالتی خشمگینانه ندارد و این نگرش منفی، تخریب گر جامعه است. نباید فراموش كرد كه رخدادهای اجتماعی، راه حل های اجتماعی دارد و راهكارهای جمعی در برخورد با چنین مشكلاتی می تواند بسیار كارساز باشد. به یاد بسپاریم كه پیشگیری كارآمدتر از درمان است.

در جامعه غم زده، انرژی افراد صرف برطرف كردن اندوه و ناراحتی شده و دیگر فرصتی برای تولید و توسعه باقی نمی ماند. به تجربه ثابت شده شادی و نشاط، ماده اولیه تغییر جامعه و تحول و تكامل درونی انسانهاست. در جامعه خوشحال و خرسند، تولید بهتر، اشتغال بیشتر و اقتصاد، سالم تر خواهد بود. بدون شك در چنین محیطی امنیت اجتماعی و فردی راحت تر به دست  می آید. در محیط شاد، ذهن انسان پویا، زبانش گویا و استعدادش شكوفا می شود.باید توجه داشته باشیم، نسل غم زده، محكوم به شكست است و از این بابت بر دلسوزان جامعه واجب است، روح شادی و نشاط را در رگ حیات جامعه تزریق كنند.

متأسفانه گاه در جامعه امروزی ما بنا به تعبیرهای غلط و بدون استدلال، تفكر شادی متروك شده و علی رغم آنكه در فرهنگ دینی ما شادی و نشاط از آموزه های محكم و انكارناپذیر است، برخی به غلط اندوه و گوشه نشینی را جایگزین شادی و نشاط نموده اند. تا جایی كه آثار زیانبار آن هر روز بیشتر از پیش نمایان می شود

دیدگاه صاحبنظران

دكتر امان الله قرایی مقدم _ عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت معلم- می گوید:شادكردن و شاد بودن جامعه موجب پیشرفت و توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و خانوادگی جامعه می شود؛ از بسیاری مسائل و بروز انواع آسیب های جامعه، جرم و بزهكاری، طلاق، نابسامانی خانوادگی و سایر مسائل جلوگیری به عمل می آید؛ اختلالات روحی در جامعه كمتر می شود و میزان رغبت تحصیلی و دل به كار دادن و تولید، افزایش پیدا مِی كند. شادی یك نیاز اساسی انسان است، افراد اگر در جامعه خود نتوانند این نیاز را برآورده كنند، روبه جوامع دیگری می برند ، در نتیجه به تدریج از فرهنگ ملی خود دور می شوند، بتدریج فرهنگ و ارزش های غربی در جامعه رواج یافته و جامعه مسخ می شود.دكتر قرایی مقدم می افزاید: باید تا آنجا كه می توانیم در برگزاری جشن های ملی و میهنی چه از طریق رادیو و تلویزیون و مطبوعات و چه از طریق چراغانی كردن معابر و میادین و توزیع هدایا و شیرینی در خیابانها كوشش كنیم.

نوروز در اسلام

 

جشن های باستانی خود را در میادین یا پایگاههای مخصوصی برگزار كنیم. به واقع به نوعی جامعه را شاد نگه داریم و بساط شادمانی را برای مردم فراهم كنیم تا از بروز هزاران مشكل جلوگیری كنیم و با صرف هزینه های كم برای شادی از پرداخت هزینه های هنگفت آسیب های اجتماعی در امان باشیم. خوشبختانه در ایران علاوه بر جشن های باستانی، اعیاد مذهبی زیادی داریم كه می توان برای شاد نگه داشتن جامعه از آنها سود برد. بهتر است همان كاری را كه برای اعیاد مذهبی انجام می دهیم، به سایر اعیاد ملی نیز، تعمیم دهیم و به آنچه در رابطه با شادكردن جامعه فكر می كنیم، عمل نماییم چرا كه شادی موجب افزایش دلبستگی و علاقه به كشور، فرهنگ، دین و مذهب می شود و انسجام فرهنگی و ملی میهنی افزایش پیدا می كند.قرایی مقدم در پایان گفت: همانطور كه بابت ایجاد پارك و سینما و غیره هزینه می كنیم، بهتر است صدچندان بیشتر در زمینه شادی آفرینی جامعه به وسیله برگزاری اعیاد نیز سرمایه گذاری كنیم كه سرمایه گذاری در این مورد هزاران برابر بازده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی دارد و از بروز انواع بیماری های روحی و روانی جلوگیری می كند و در نتیجه بهداشت روانی جامعه را در پی خواهد داشت.

دكتر علی اكبر رحمانی _ استاندار سابق تهران _ پذیرش فرهنگ شادی از سوی مسئولان را ضروری ترین عامل تغییر نگرش به جوانان می داند و می افزاید: ما متأسفانه در فضایی كه به مسأله شادی با دیده تردید و نفی نگریسته می شود بسر می بریم. تلاش های صورت گرفته برای ایجاد محدودیت در شادی جوانان از قبیل برخوردهای نادرست ناشی از نگاه های منفی نسبت به شادی های جمعی جوانان است. این در حالیست كه نه تنها برای هیجانات جوانی برنامه ای مشخص در نظر گرفته نشده، بلكه گاهی اوقات با بدعت های نابجا اسلام را دینی عبوس معرفی كرده اند.

در جامعه غم زده، انرژی افراد صرف برطرف كردن اندوه و ناراحتی شده و دیگر فرصتی برای تولید و توسعه باقی نمی ماند. به تجربه ثابت شده شادی و نشاط، ماده اولیه تغییر جامعه و تحول و تكامل درونی انسانهاست

غلامحسین مظفری- عضو فراكسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی _ گفت: بهتر است ایام جشن را گرامی بداریم، چون در فرهنگ شیعه ما ایرانیان هم روزهای عزاداری وجود دارد، هم جشن. اما در روزهای جشن مراسم خوبی برای شادی برگزار نمی كنیم و در مجموع به مراسم اعیاد به اندازه روزهای عزاداری توجه نكرده ایم.





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردین 1391  ساعت 11:17 AM | نظرات (0)

در تعالیم اسلام به مهمان و مهمانداری اهمیت ویژه ای داده شده است. هم از کلمات معصومین و هم در سیره ایشان می توان به نحوه برخورد با مهمان و همچنین نحوه برخورد با میزبان پی برد. اینکه چگونه مهمانی باشیم و اگر برایمان مهمان آمد میزبان خوبی باشیم .


صله رحم

 

اهمیت مهمانی دادن

آیا اصل مهمانی دادن در متون اسلامی سفارش شده است؟

امّا موارد چهارگانه[در كارهاى خیر]: پرداخت بدهى، و عاریه دادن، قرض دادن، پذیرائى از مهمان‏، كه در سنّت اسلام لازم و ضرورى است.[1]

عیون به سندهاى خود از امام رضا(علیه السلام) تا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: همیشه امتم در خوشى و خوبى باشند تا زمانى كه با هم دوستى كنند و به هم هدیه دهند و امانت را بپردازند و از حرام دورى كنند و از مهمان‏ پذیرائى كنند و نماز را برپا دارند و زكات را بدهند، چون‏ انجام ندهند گرفتار قحطى و خشكسالى شوند.[2]

گفته شده كه همانا امیرالمؤمنین روزى گریه كرد از آن حضرت پرسیدند چرا گریه می كنید فرمود: هفت روز تمام بر ما گذشت و مهمانى براى ما نیامد.[3]

امام صادق(علیه السلام) می فرمود: هر كس ده مسلمان را خوراك دهد خدا بهشت را بر او واجب كند. و در جای دیگر فرمود: اگر پنج درهم برگیرم و آنگاه به این بازار شما بروم و خوراكى بخرم و چند تن مسلمان را بر آن مهمان‏ كنم دوستتر دارم از آزاد كردن بنده‏اى.[4]

 

وظایف مهماندار:

الف. احترام به مهمان‏:  

حضرت رسول خدا فرمود: هر كس مهمان‏ را گرامى دارد گویا هفتاد پیامبر را گرامى داشته و هر كس درهمى به مهمان انفاق كند گویا یك میلیون دینار در راه خدا انفاق كرده‏ است. [5]

ب. خدمت به مهمان و از او کمک نخواستن:

 یكى از رواة نقل مى‏كند براى حضرت رضا(علیه السلام) مهمانى رسید، شب هنگام امام(علیه السلام) با وى گفتگو می كرد. در این هنگام چراغ اطاق نورش كم شد مهمان خواست چراغ را اصلاح كند، امام (علیه السلام) او را بازداشت و خود چراغ را اصلاح كرد، و سپس فرمود: ما خانواده مهمان خود را به خدمت‏گزارى وانمی داریم. [6]

 از حضرت رسول صلی الله علیه وآله نقل شده است: سخافة بالمرء أن یستخدم ضیفه؛ سبك عقلى مرد آن است كه مهمان‏ خویش را به خدمت گیرد.[7]

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل فرموده است هنگامى كه كسى به خانه برادر مسلمانش وارد مى‏شود تا زمانى كه از آنجا خارج شود صاحب خانه بر او فرمانرواست

 

 

ج. استقبال و بدرقه از مهمان:

امام صادق(علیه‌السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل فرموده است: از جمله حقوق مهمان بر صاحب خانه آن است كه: صاحب خانه با آرامش و وقار در موقع ورود و خروج مهمان چند قدمى با وى برود.[8]                                                                                                                              

 

پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: از جمله حقوق مهمان‏ بر صاحب خانه این است كه وى را تا در منزل همراهى و بدرقه كند. [9]

د. هم غذا شدن با مهمان:

و اكلی ضیفك فإنّ الضّیف یستحیی أن یأكل وحده؛ همراه مهمان‏ خویش غذا بخور زیرا مهمان‏ شرم دارد كه تنها غذا خورد. [10]

ه. خلال دادن به مهمان:

و در خبر دیگر فرمود: از حقوق مهمان‏ آن است كه براى او (پس از خوردن طعام) خلال آماده سازى. [11]

و. کمک نکردن مهمان در هنگام رفتن:

نقل است كه یكى از صفات امیر المؤمنین علیه السّلام این بود كه خود به مهمان‏ خدمت مى‏كرد و هیچ گاه مهمان‏ را از خانه بیرون نمى‏كردند و سایر ائمه علیهم السّلام نیز همین ویژگیها را داشتند و چون مهمان قصد رفتن مى‏كرد، لوازم و وسایل او را برنمى‏داشتند و به او كمك نمى‏كردند، زیرا این كار علامت ناخوش‏ داشتن مهماندارى تلقّى مى‏شد. [12]

جمعى از جهینه مهمان‏ امام صادق(علیه السلام) شدند چون قصد كوچ كردند به آنها توشه و صله و عطا داد و به غلامانش فرمود: كنار روید و كمكى در بار و بنه آنها ندهید چون بار بستند و آمدند وداع كنند؛ گفتند یابن رسول اللَّه! خوب مهمانى كردى و عطاى شایان دادى؛ ولى به غلامانت دستور دادى ما را بر كوچ كمك نكنند؟ فرمود: ما خاندانى هستیم كه در كوچیدن مهمان خود كمك ندهیم. [13]

ز. مهمانوازی به مقدار توان:

لا یتكلّفنّ أحد لضیفه ما لا یقدر؛ هیچ كس نباید آنچه را قدرت ندارد به تكلّف براى مهمان‏ فراهم كند.[14]

از امام اول روایات شده كه مردى وى را به میهمانى خواست. گفت: مى‏پذیرم به سه شرط. میزبان گفت: آنها كدام است؟ گفت: «چیزى از بیرون نیاورى؛ همان كه در سراى دارى از آوردن دریغ مدار و پس انداز مكن به‏ نان‏خواران خود ستم روا مدارى». گفت پذیرفتم امام علی علیه السلام‏ مهمان‏ او شد.[15]

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پذیرائى مهمان‏ روز اول و دوم و سوم حق‏ او است. سپس صدقه ایست كه میزبان به او روا داشته، سپس فرمود: این قدر در منزل برادر دینى خود نمانید كه او را گنه‏كار كنید. عرض شد: چگونه؟ فرمود این قدر بماند كه دیگر میزبان چیزى نداشته باشد خرج او كند

 

 

در تفسیر مجمع البیان در تفسیر آیه: لا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ‏ «8» امام صادق(علیه السلام) فرمود: چون بر كسى مهمان‏ وارد شود و او از مهمان‏ خوب پذیرایى نكند. براى مهمان‏ اشكال ندارد پذیرایى بد میزبان را بازگو كند.(یعنى غیبت محسوب نمى‏شود) [16] 

 

 

وظیفه مهمان:

الف. اطاعت مهمان از میزبان:

و نیز آن حضرت از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل فرموده است هنگامى كه كسى به خانه برادر مسلمانش وارد مى‏شود تا زمانى كه از آنجا خارج شود صاحب خانه بر او فرمانرواست. [17]

من نزل على قوم فلا یصومنّ تطوّعا إلّا بإذنهم؛ هر كه مهمان‏ قومى شود بى‏اجازه آنها روزه دلخواه نگیرد. [18]

ب. بدون دعوت مهمانی نرفتن:

از حضرت صادق علیه السّلام از پدر بزرگوارش از جد بزرگوارش از امیر المؤمنین على علیه السّلام از پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده كه فرمود: ... یا على‏! هشت طایفه‏اند كه اگر اهانت شوند باید ملامت و سرزنش نكنند مگر خودشان را: كسى كه بدون دعوت بسر سفره طعامى برود (مهمان‏ ناخوانده).

ج. دستور ندادن به میزبان:

در ادامه روایت بالا آمده است که: و مهمانى كه بر صاحب خانه فرمانفرمائى كند، و ... [19]

د. مهمانی زیاد طول نکشد:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پذیرائى مهمان‏ روز اول و دوم و سوم حق‏ او است. سپس صدقه ایست كه میزبان به او روا داشته، سپس فرمود: این قدر در منزل برادر دینى خود نمانید كه او را گنه‏كار كنید. عرض شد: چگونه؟ فرمود این قدر بماند كه دیگر میزبان چیزى نداشته باشد خرج او كند.[20]

 

برکت مهمان:

الضّیف یأتی برزقه و یرتحل بذنوب القوم، یمحّص عنهم ذنوبهم؛ مهمان‏ روزى خویش بیارد گناهان كسان ببرد و گناهان آنها را پاك كند. [21]

 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردین 1391  ساعت 11:16 AM | نظرات (0)

نوروز که ایرانی‌ها از کهن‌ترین روزگار تا امروز جشن آن را در آغاز بهار برپا می‌کنند همواره از گرامی‌ترین و پرشکوه‌ترین آیین‌ها بوده است. نوروز که شادترین جشن پایدار ایرانی است، نماد دوستی و یادآور بازگشت دوباره به زندگی است....


 

نوروز

 

بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده .«عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، به این دلیل است كه یك قرارداد مصنوعی اجتماعی یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست، جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب.

جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه‌ها، مزرعه‌ها، دشت‌ها و صحراها، کوچه و بازار، باغ‌ها و کشتزارها، در میان اتاق‌ها و زیر سقف‌ها و پشت درهای بسته جمع می کند:

(کافه‌ها، قهوه‌خانه‌ها، زیرزمین‌ها، سالن‌ها، خانه‌ها...، در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل‌های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی عطر و ...)

اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف‌ها و درهای بسته، فضاهای خفه‌ی لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکران طبیعت می کشاند:

(گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران‌خورده، پاک...)

نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه و خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. هر ملتی در هر جای جهان و هر عصر و دوره‌ای سنت‌های گوناگونی داشته كه جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین این سنت هاست

نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه‌آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت‌ها که پیر می‌شوند، فرسوده و گاه بیهوده، رو به توانایی می رود و در هر حال آینده‌ای جوان‌تر و درخشان‌تر دارد.

سبزه-نوروز

 

نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه و خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. هر ملتی در هر جای جهان و هر عصر و دوره‌ای سنت‌های گوناگونی داشته كه جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین این سنت هاست.

"آری، هر ساله، حتی همان سالی که اسکندر ملعون چهره‌ی این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود و در کنار شعله‌های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید، همان‌جا و همان وقت، مردم مصیبت‌زده‌ی ما نوروز را جدی‌تر و با ایمان سرخ‌رنگ، خیمه برافراشته بودند."

نوروز که شادترین جشن پایدار ایرانی است، نماد دوستی و یادآور بازگشت دوباره به زندگی است.

نوروز، هنگام آشتی، دیدار با آشنایان و دوستان و بستگان و زدودن زنگ کینه از دل‌هاست. دادن و گرفتن «عیدانه» نشانه دوستی است؛ حتی اگر این هدیه شاخه‌ای گل یا برگ تبریکی باشد.نوروز جشن زمان است و هنگام نو شدن و برآمدن امید و خوشی؛ از این‌رو است که در آیین نوروزی جامه‌های نو بر تن می‌کنند و مراسم ویژه‌ این جشن را برپا می‌‌دارند و غذاهای ویژه‌ای می‌خورند.

در سنت قدیم تهران، همانند روزگار کهن ساسانی، نوشیدن جرعه‌ای شیر از آیین‌های نخستین نوروز بود.

نوروز جشن رویش زمین و هنگام شادابی و سرسبزی است. ایرانی‌ها پیش از فرارسیدن روزهای جشن، هفت گونه بذر را در ظرف کوچکی می‌کاشتند تا در روزهای عید سبز و شاداب شود. به‌ویژه دیدن جو و گندم سبز را در نوروز خجسته می‌دانستند. کاشتن جو از سایر بذرها بیشتر رایج بود زیرا نخستین غله‌ای که در سال جدید می‌رسید همین گیاه بود که سرسبزی بیشتری داشت. نوروز روز پایان آفرینش و جشن پیدا شدن انسان روی زمین است. نوروز با افسانه جمشید که در روزگاری زرین فرمانروایی می‌کرد پیوند داشت؛ روزگار زرینی که سرانجام بازمی‌گردد و نوروز خاطره و وعده آن روز است. نوروز رستاخیز نهایی و پیروزی نیکی را خبر می‌دهد. ایرانیان شادی جشن سال نو را نه تنها با زند‌گان بلکه با مردگان نیز تقسیم می‌کنند.

نوروز روز دیدار با درگذشتگان نیز هست، از این‌رو است که در چنین ایامی به دیدار از قبور مرد‌گان و افروختن شمع یا چراغ بر آرامگاه آنان می‌روند و بر قبور آنها گل می‌ریزند و آرامگاه درگذشتگان را با آب و گلاب می‌شویند و گهگاه زمانی از سال نو را در کنار خاک آنان به سر می‌آورند. مردم در پایان سال خانه تکانی می‌کنند و آن‌را پاک می‌روبند

نوروز روز دیدار با درگذشتگان نیز هست، از این‌رو است که در چنین ایامی به دیدار از قبور مرد‌گان و افروختن شمع یا چراغ بر آرامگاه آنان می‌روند و بر قبور آنها گل می‌ریزند و آرامگاه درگذشتگان را با آب و گلاب می‌شویند و گهگاه زمانی از سال نو را در کنار خاک آنان به سر می‌آورند. مردم در پایان سال خانه تکانی می‌کنند و آن‌را پاک می‌روبند.

پیش از برپایی جشن نوروزی به گرمابه می‌روند و تن و محیط و مسکن پیرامون خود را از شوخی و پلیدی، پاک و پیراسته می‌کنند. آنها در آیین تحویل سال به خواندن دعا و کتاب مقدس می‌نشینند تا دیوان و اهریمنان و شیطان‌ها را از درون و بیرون زندگی خود دور کنند و آغاز زندگی تازه‌ای را جشن بگیرند. در کدام سفره هفت سین است که در آن قرآن و گهگاه تمثالی از امیرالمؤمنین علی(ع) نباشد. وقتی بخواهند پولی را عیدانه به کسی هدیه کنند آن ‌را از لای برگ‌های قرآن برمی‌دارند. بر سمنوی هفت‌سین نقش «یاعلی» می‌گذارند و یا پنجه‌ای می‌کشند که به باور آنها نمادی از اهل‌بیت است. دعای تحویل سال را با یاد دگرگون‌کننده قلب‌ها می‌خوانند و از او می‌خواهند که در سالی که در پیش رو دارند بهترین احوال را روزی آنها سازد و با یاد پیروزی نهایی نیکی دعا می‌خوانند.

سفر های نوروزی

 

آب که گهگاه سکه‌های نو را در آن می‌گذارند در فلات کم باران ایران تجلی آرزوی کشاورزان و شهروندان ایرانی است که همواره چشم آنها به آسمان است و نیز مهریه حضرت فاطمه زهرا(س) بوده است. سکه نو نشانه برکت و دارندگی است. سیب و انار از میوه‌های بهشتی‌اند و نماد عشق و دانایی. ماهی نشان ماه حوت(اسفند) است که سال کهنه را به پایان می‌برد. دم خود را می‌جنباند و سال کهنه را کنار می‌زند. آینه نشان پاکی و یادآور قلب بی‌غبار است.

سمنو و سنجد نشان عشق و زایش است. گذاشتن تخم مرغ در کنار سفره هفت‌سین نشانه‌ای از نطفه و نژاد و زایندگی است.

افروختن شمع، گرمابخش و روشنی بخش کانون خانواده است. این شمع را نباید خاموش کنند بلکه باید بگذارند تا آخر بسوزد اما اگر ناگزیر باشند باید آن‌را با دو برگ سبز خاموش کنند. در آغاز سال تندخویان، انگشتی ماست می‌خورند و خونسردها انگشتی شیره یا عسل تا هر دو همانند بهار به اعتدال برسند.

یکی دیگر از دلایل ماندگاری نوروز این است که

انتخاب علی(ع) به خلافت و نیز انتخاب علی(ع) به وصایت، در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی كه آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی(ع) و حکومت علی(ع) داشتند پشتوانه‌ی نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت، سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه‌ای که در دل‌های مردم این سرزمین برپا شده بود پیوند خورد و محکم گشت و مقدس شد...

نوروز از آن شد پر شعف هم صاحب عز و شرف           کان روز سالار نجف آمد به تخت سروری





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردین 1391  ساعت 11:15 AM | نظرات (0)

مقام معظم رهبری: (مردم) نوروز را بهانه‏ای برای زیارت اعتاب مقدسه قرار می‏دهند، به مشهد مسافرت می‏کنند که همیشه یکی از پرجمعیت‏ترین اوقات سال در مشهد مقدس، اوقات عید نوروز بوده است. این، بسیار خوب است. (1/1/ 77)


 

زیارت امام رضا(ع) و برکات آن

 

یکی از رسومات نیک در تعطیلات نوروزی رفتن به سفرهای زیارتی است؛  خوب است برای استفاده بیشتر از سفر زیارتی با آداب آن بیشتر آشنا شد.

 

فضیلت زیارت معصومین علیهم السلام:

روایت شده که روزى پیغمبر (صلی الله علیه و آله ) نشسته بود و على و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) در اطراف او نشسته بودند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود: چگونه است بر شما آنگاه که در خاک روید و قبرهاى شما پراکنده باشد؟ امام حسین (علیه السلام) گفت: آیا به مرگ طبیعى از دنیا میرویم یا کشته خواهیم شد؟ فرمود: بلکه تو اى فرزند به ستم کشته خواهى شد، و برادرت نیز به ستم کشته مى‏شود و فرزندان شما در روى زمین آواره و پراکنده می شوند، امام حسین (علیه السلام) گفت: اى رسول خدا چه کسى ما را می کشد؟ فرمود: بدترین مردمان، عرض کرد: آیا پس از کشته شدن کسى ما را زیارت‏ خواهد کرد؟ فرمود: آرى پسرم، گروهى از امت من هستند که بوسیله زیارت‏ شما نیکى و احسان مرا خواهند، پس چون روز قیامت شود من به نزد آن گروه در موقف بیایم، تا اینکه شانه‏هاى ایشان را گرفته و آنان را از سختی ها و هراس هاى موقف برهانم. [1]

از آن حضرت است که به على بن ابى طالب علیه السّلام فرمود: بخدا سوگند کشته می شوید در زمین عراق و در آنجا دفن مى‏شوید عرض کردم: یا رسول اللَّه پاداش زیارت‏ قبرهاى ما چیست هر کس آنها را آباد کند جزایش چیست؟

سپس به من فرمود: اى ابا الحسن! همانا خداى تعالى قبر تو و قبرهاى فرزندانت را بقعه‏اى از بقعه‏ها و میدان‏هاى بهشت قرار داده و خدا دل‏هائى را از آفریدگان و برگزیدگانش قرار داده که به سوى شما میل می کنند و درباره شما اذیت و آزارها را تحمل می کنند سپس قبرهاى شما را آباد می کنند بواسطه نزدیکى آنان به خداوند جل و علا و دوستى براى رسول خدا یا على، اینان ویژگان و مخصوصین به شفاعت من هستند و اینان فردا در بهشت مرا زیارت می کنند.[2] 

 

آداب قبل از زیارت

1. غسل زیارت :  

عبد اللَّه بن سنان از امام صادق (علیه السلام) نقل مى‏کند که فرمود: همانا غسل‏ در چهارده مورد است: غسل میّت و غسل جنب و غسل کسى که میّت را غسل داده و غسل جمعه و غسل عید فطر و قربان و غسل روز عرفه و غسل احرام و غسل ورود به کعبه و غسل ورود به مدینه و غسل ورود به حرم و غسل زیارت‏.[3] منظور از این غسل، غسل مستحبی است زیرا «ادب زیارت اقتضا می کند که با داشتن غسل زیارت انجام گیرد به گونه ای که طبق بیان مرحوم مفید اگر نقض و باطل شد دوباره غسل کند. البته عده ای غسل روز را تا شام و غسل شب را تا صبح کافی می دانند و در این فاصله نیاز به تجدید غسل نیست.» [4]

یکی دیگر از آداب زیارت اجازه گرفتن از خدا و رسول و ملائکه حاضر در بقعه مبارکه و صاحب قبر است. زیرا شیعه قائل است که معصومین زنده اند و همانند شهدا – خود نیز جزء شهدا هستند- نزد خدا روزی می خورند

 

 

 عن ابی عبد الله علیه السلام أنه قال: غسل یومک یجزیک للیلیک و غسل لیلتک یجزیک لیومک. [5]  اما اگر غسل واجب به عهده انسان باشد طبق فتوای مراجع تقلید بدون غسل، زیارت از نزدیک جایز نیست.[6] ابی بصیر می گوید: نیاز به غسل داشتم به سمت حمام رفتم و در بین راه عده ای از دوستان شیعه را دیدم که قصد زیارت امام صادق علیه السلام را دارند. با خود گفتم مبادا فیض زیارت را از دست بدهم و دیگران در این فیض از من سبقت بگیرند. بدون غسل کردن همراه آنها راهی منزل امام علیه السلام شدم. هنگامی که نگاه امام به من افتاد فرمود: ای ابا بصیر نمی دانی که انسان جنب نباید به خانه انبیاء و فرزندان انبیا قدم نهد. [7]

 

2. پوشیدن لباس تمییز:

صفوان گفت که من سؤال کردم از حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)  که به چه نحو زیارت آن حضرت بکنیم؟

فرمود که وقتى که خواهى زیارت‏ کنى غسل کن و دو جامه‏ پاکیزه شسته یا نو بپوش ... [8]

3. استعمال بوی خوش:

در ادامه حدیث بالا فرمود: و بوى خوش استفاده کن، و اگر به دستت نیاید بوى خوش باکى نیست، و چون از خانه بیرون آیى این دعا را بخوان...

4.  با وقار راه رفتن :

محمّد بن المشهدى در مزارش ذکر کرده است که حضرت صادق (علیه السلام) این زیارت را تعلیم محمّد بن مسلم ثقفى فرمودند که هر گاه به زیارت حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) روى غسل کن از براى زیارت و پاکیزه‏ترین جامه‏هاى خود را بپوش و خود را خوشبو کن و به آرام دل و آرام تن راه رو و به در روضه مقدّسه که برسى رو به قبله کن و سى مرتبه اللَّه اکبر بگو، و بگو: السّلام على رسول اللَّه السّلام على خیرة اللَّه‏ تا آخر زیارت که در مزار مذکور است. [9]

5.ذکر گفتن در راه رفتن به حرم:

در وقت رفتن به حرم مطهر زبان را به ذکر تکبیر و تحمید و تسبیح و تهلیل و تمجید مشغول کردن و به صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد علیهم السلام دهان را معطر نمودن. [10]

امام صادق (علیه السلام) نقل مى‏کند که فرمود: همانا غسل‏ در چهارده مورد است: غسل میّت و غسل جنب و غسل کسى که میّت را غسل داده و غسل جمعه و غسل عید فطر و قربان و غسل روز عرفه و غسل احرام و غسل ورود به کعبه و غسل ورود به مدینه و غسل ورود به حرم و غسل زیارت‏

6. اذن دخول:

یکی دیگر از آداب زیارت اجازه گرفتن از خدا و رسول و ملائکه حاضر در بقعه مبارکه و صاحب قبر است. زیرا شیعه قائل است که معصومین زنده اند و همانند شهدا – خود نیز جزء شهدا هستند- نزد خدا روزی می خورند.همانطور که کفعمی در زیارتنامه معصومین علیهم السلام آورده است: اللهم إنّی وقفت علی باب من ابواب بیوت نبیک و قد منعت الناس أن یدخلوا إلّا بإذنک ... و أعلم أن رسولک و خلفاءک علیهم السلام أحیاء عندک یرزقون یرون مقامی و یسمعون کلامی و یردون سلامی... [11]

7. خواندن زیارت مخصوص:

در کتب زیارت از جمله مفاتیح برای هر معصومی زیارتی مخصوص ذکر شده است. و مناسب است هنگام تشرف به حرم حضرات معصومین این زیارتنامه ها خوانده شود.

8. دو رکعت نماز زیارت:

آنگاه بجانب سر مبارک باز مى‏گردى و دو رکعت نماز در پشت سر آن حضرت علیه السّلام می گذارى، و در رکعت اول حمد و سوره یاسین، و در رکعت دوم «حمد» و سوره «الرّحمن» را و اگر از بر نداشتى سوره «توحید» را بجاى آنها قرائت کرده(البته سوره هایی که حفظ نیستیم را از روی قرآن هم می شود قرائت کرد) و در دعا و تضرّع اصرار می ورزى، و براى خود و پدر و مادر و جمیع برادران خویش و مؤمنین، مردان و زنان دعا میکنى، و در بالاى سر (در صورت امکان و عدم مزاحمت دیگران) آنچه خواهى درنگ مینمائى و نماز زیارت‏ را نزد قبر بجاى مى‏آورى. [12]

9. دعا کردن:

و بسیار براى خود و پدر و مادرت دعا میکنى، و براى هر کدام از آن دو امام دو رکعت نماز زیارت‏ در حرم بجاى مى‏آورى و خدا را به آنچه دوست دارى میخوانى زیرا او نزدیک است به بنده خود و مستجاب‏کننده دعاهاى اوست. [13]





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردین 1391  ساعت 11:15 AM | نظرات (0)

آنان که هر گاه نیکـی کنند خـوشحال شوند، و هرگاه بدی کنند آمرزش خـواهند، و هر گاه عطا شـوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند، و هر گاه خشم کنند در گذرند.( عیون اخبار الرضا ، جلد 2 ،ص52)

 

 


 

عید

 

چند روزی قبل از اینکه سال تحویل شود و افراد سال جدید را آغاز کنند یک سؤال ذهن هر خانواده ای را حسابی به خود مشغول می‌کند و آن سؤال این است که  دوست دارید لحظه سال تحویل کجا باشید؟

افراد، با سلیقه‌ها و فرهنگ‌های مختلفی که دارا هستند جواب‌های مختلفی به این سؤال می‌دهند بعضی‌ها دوست دارند لحظه تحویل سال در کنار دریا باشند و در ساحل قدم بزنند. بعضی دیگر دوست دارند در جنگل و صحرا باشند و بعضی دیگر دوست دارند در کنار پدر و مادر خویش باشند و بعضی دیگر اماکن مذهبی را برای لحظات به یاد ماندنی تحویل سال انتخاب می‌کنند.

افراد برای اینکه در آن لحظه خود را به مکانی که از روزها قبل پیش بینی کرده بودند برسانند همه سعی و تلاش خود را به کار می‌گیرند تا برنامه ریزی‌هایشان درست از کار دربیایید و مشکلی در جلوی راهشان سبز نشود .

اما در کنار همه انتخاب‌های مختلفی که برای لحظه‌های سال تحویل وجود دارد نوروز امسال یعنی نوروز(1391) تصمیم گرفتیم تا مکانی متفاوت را برای سال تحویل انتخاب کنیم. مکانی که سراسر نور و مهر و محبت و عشق است مکانی که خداوند متعال در قرآن کریم در وصف آن می‌فرماید :

 

 

(فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال: در خانه‌هایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آن‌ها رفعت یابد و نامش در آن‌ها یاد شود. در آن[خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش می‌کنند)(النور: 36)

و این تصمیم و انتخاب بزرگ برای لحظه سال تحویل بسیار مهم و ارزشمند است چرا که یکی از آرزوهای مهم برای هر کسی در این لحظه رسیدن به عزت و موفقیت و آرامش و خوشبختی در سال جدید است و این در حالی است که  تنها راه رسیدن به قدر و منزلت و موفقیت رفت و آمد به خانه‌هایی است که معدن و منبع موفقیت و عزت هستند و به همین جهت تصمیم گرفتیم  سال جدید به همراه شما دوستان سفری مجازی داشته باشیم به خانه های نور و سال جدید را در زیباترین و نورانی‌ترین خانه های عالم هستی آغاز کنیم.

حقّی که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهای حرام - چه کم و چه زیاد - قرار ندهی و (نیز) در چیزهای حلال میانه‌روی کنی

 

 

پس با ما همراه باشید تا سفری متفاوت را به همراه شما تجربه کنیم تا با توصیه‌ها و نکته‌هایی که از صاحبان این خانه های نورانی دریافت می‌کنیم سالی متفاوت و سرشار از موفقیت را آغاز کنیم .

 

 

خانه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) اگر می‌خواهی خداوند پشتیبان تو باشد باید:

مردی به محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت یا رسول الله(صلی الله علیه و آله) اقوامی دارم که نسبت به آنان صله رحم دارم ولی آنان مرا آزار می‌دهند قصد کرده‌ام به زیارتشان نروم و آنان را ترک کنم. حضرت فرمودند این هنگام خدا همه شما را ترک خواهد کرد. گفت یا رسول الله(صلی الله علیه و آله) چه کنم؟ حضرت فرمود به کسی که تو را محروم کرده عطا کن و با کسی که از تو بریده صله رحم کن و از کسی که به تو ستم ورزیده درگذر چون اگر این‌گونه رفتار کردی خدای عزوجل پشتیبان تو و بر ضد آنان است.( بحارالانوار ، ج 71)

امام علی

 

خانه امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) هر روز به دیدار همدیگر بروید:

برای حضرت علی علیه‌السلام اهدائی آوردند (فالوذج)، حضرت سؤال کردند این‌ها برای چیست؟ عرض کردند اهدائی روز نوروز است فرمودند: هر روز را اگر می‌توانید نوروز قرار دهید یعنی هر روز اهدا کنید به یکدیگر و صله بنمایید در راه خدا.( دعائم الاسلام، جلد 2)

 

خانه امام حسن(علیه‌السلام) با هر کسی معاشرت نکنید:

(ای پسرم! با احدی برادری مکن تا بدانی کجاها می‌رود و کجاها می‌آید، و چون از حالش خوب آگاه شدی و معاشرتش را پسندیدی با او برادری کن به شرط این که معاشرت، بر اساس چشم پوشی از لغزش و همراهی در سختی باشد.(تحف العقول, ص 234)

وقتی روز نوروز رسید شما غسل کن و بپوش پاکیزه‌ترین لباست را و خود را خوشبو کن به بهترین عطرها

خانه امام حسین (علیه‌السلام)تقوا، تندرستی و دوری از گناه سه رمز موفقیت:

(شما را به تقوا  الهی سفارش می‌کنم و از (گناه کردن) در ایّامش بر حذر می‌دارم... در مدّت عمر به سلامت و تندرستی  جسم پیشی  گیرید... و از کسانی  مباشید که بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویش آسوده خاطرند.)(تحف العقول، ص 239,)

 

خانه امام سجاد(علیه‌السلام) هر چیزی نخورید:

(حقّی که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهای حرام - چه کم و چه زیاد - قرار ندهی و (نیز) در چیزهای حلال میانه‌روی کنی.)‌( بحارالانوار: ج 71)

 

امام محمد باقر

 

خانه امام محمد باقر(علیه‌السلام) اگر می‌خواهی ثروتمند شوی:

(تو را به تقوای الهی در خود نگهداری توصیه می‌کنم و از شوخی بپرهیز، زیرا شوخی هیبت مرد و آبروی او را می‌برد و بر تو باد به دعا کردن برای برادرانت (از اهل ایمان) در غیاب آن‌ها، زیرا که این کار روزی را سرازیر می‌کند، حضرت این جمله را سه بار فرمود.) (میزان الحکمه ج 14، ص 6820)

 

خانه امام صادق(علیه‌السلام) آداب نوروز :

(وقتی روز نوروز رسید شما غسل کن و بپوش پاکیزه‌ترین لباست را و خود را خوشبو کن به بهترین عطرها.)( مصباح المتهجد :591)

 

خانه امام کاظم(علیه‌السلام) اگر می‌خواهی هفتاد هزار فرشته همراهیت کنند:

(هر کس ـ فقط برای خدا نه چیز دیگر ـ به دیدن برادر مؤمنش رود تا به پاداش و وعده‌های الهی برسد، خداوند متعال، از وقت خروجش از منزل تا برگشتن او، هفتاد هزار فرشته بر او گمارد که همه ندایش کنند: هان! پاک و خوش باش و بهشت برایت پاکیزه باد که در آن جای گرفتی(المستدرک : ج 1)

برای حضرت علی علیه‌السلام اهدائی آوردند (فالوذج)، حضرت سؤال کردند این‌ها برای چیست؟ عرض کردند اهدائی روز نوروز است فرمودند: هر روز را اگر می‌توانید نوروز قرار دهید یعنی هر روز اهدا کنید به یکدیگر و صله بنمایید در راه خدا

خانه امام علی بن موسی‌الرضا(علیه‌السلام) بهترین بندگان خدا باشید:

آنان که هر گاه نیکـی کنند خـوشحال شوند، و هرگاه بدی کنند آمرزش خـواهند، و هر گاه عطا شـوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند، و هر گاه خشم کنند در گذرند.( عیون اخبار الرضا، جلد 2 ،ص52)

 

خانه امام هادی(علیه‌السلام) خوش گمانی و بدگمانی:

(هرگاه در جامعه، رعایت عدالت بیشتر از جور و ستم باشد؛ بدگمانی به مردم حرام است، مگر آن که از راه یقین محرز باشد؛ و امّا اگر در برهه ای از زمان، ظلم و جور بر عدالت غلبه پیدا کند، خوش گمانی به همگان شایسته نیست جز آنجا که آدمی به نیک بودن شخصی علم و یقین دارد.) (مستدرک الوسائل، ج9 ص 146)

 

خانه امام عسگری(علیه‌السلام) در مهمانی‌ها در چه جایی بنشینیم :

هـر که به پـاییـن نشستـن در مجلـس خشنـود بـاشـد پیـوسته خــــــــــدا و فرشته‌ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد. (تحف العقول,ص 486)

 

امام زمان(علیه‌السلام) زیارت آل یاسین وسیله ای برای تقرب به امام زمان(عج):

امام زمان(علیه‌السلام) در توقیع شریفی می‌فرماید: «هرگاه خواستید به وسیله‌ی ما به خداوند بلند مرتبه توجه کنید و به سوی ما روی آورید، همان‌گونه که خداوند متعال فرموده است بگویید: ... سلامٌ علی آل یاسین.... .»(نجم الثاقب، ص411)

به امید اینکه با تجربه ای که از این سفر مجازی در نوروز 1391 به خانه های نور کسب کردیم بتوانیم سالی توأم با موفقیت و آرامش و پیروزی و سربلندی را برای خود و جامعه خود رقم بزنیم .





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردین 1391  ساعت 11:14 AM | نظرات (0)
اغلب جوانان امروز، نسلی هستند که با اینترنت و در اینترنت بزرگ شده اند. اینترنت برای ما دنیایی مجازی نیست بلکه لایه ای از زندگی روزانه است که بر همه فعالیت هایمان گسترده شده.

 

اینترنت، دنیای دوست داشتنی همه ماست

 

این روزها همه از اینترنت بد می گویند. اینترنت را "دنیای مجازی" می خوانند در حالی که حقیقتا اینگونه نیست. شاید مفهوم دنیای مجازی سال ها قبل صحیح بود ولی امروزه دیگر کاربردی ندارد. اینترنت فضایی است که در آن زندگی می کنیم، درس می خوانیم، می آموزیم، دوست پیدا می کنیم، وقتی بیمار می شویم اولین کاری که می کنیم گشتن به دنبال علائم بیماری مان در اینترنت است، زندگی مان را به اشتراک می گذاریم و حتی گاهی نقاب هایی می زنیم تا خود واقعی مان را پنهان کنیم.

اینترنت و فضای وب در همه ابعاد زندگی ما تنیده شده است. در طی سال ها آموخته ایم چطور در این فضا تعامل داشته باشیم. چطور زندگی کنیم.

همان طور که فضای آفلاین برای خودمان حریم خصوصی قائل هستیم، اینجا هم حریم خصوصی برایمان بسیار مهم است. حواسمان هست هر حرفی را هر جایی نزنیم. عکس ها و اطلاعاتمان را هر جایی منتشر نکنیم. در هر سرویسی متناسب با آن سرویس رفتار کنیم. چون می دانیم اکنون رفتارها و عملکرد ما در این فضا، مجازی نیست و جزو رفتارهای اجتماعی ما به حساب می آید.

سال ها قبل، کاربران بیشتر سعی می کردند با اسم مستعار در شبکه های مختلف عضو شوند. این روند نه تنها در ایران که در همه دنیا در حال شکست خوردن است. کمتر کسی این روزها با اسم مستعار در شبکه های اجتماعی عضو می شود. چون مفهوم شبکه های اجتماعی دیگر مفهوم مستقلی از زندگی نیست بلکه جزئی از آن است و کابران می خواهند خود واقعی شان را آنجا نشان دهند.

ما به کمک اینترت چنان تعاملی با یکدیگر داریم که تا به حال در تمدن بشری سابقه نداشته است. با اینترنت از یکدیگر می آموزیم. با نگاه هایی متفاوت به جریانات و قضایا نگاه می کنیم. برای تحلیل یک موضوع می توانیم نقد صدها نفر از نقاط مختلف کره زمین، با فرهنگ ها و آیین های مختلف را بخوانیم. بهتر و بیشتر می اندیشم

ما به کمک اینترت چنان تعاملی با یکدیگر داریم که تا به حال در تمدن بشری سابقه نداشته است. با اینترنت از یکدیگر می آموزیم. مستقل و با نگاه هایی متفاوت به جریانات و قضایا نگاه می کنیم. برای تحلیل یک موضوع می توانیم نقد صدها نفر از نقاط مختلف کره زمین، با فرهنگ ها و آیین های مختلف را بخوانیم. بهتر و بیشتر می اندیشم. تبلیغات و رسانه ها آنچنان تاثیری بر روی ذهن ما ندارند. بدون توجه به دولت ها، می توانیم مستقیم با نظرات ملت ها اشنا شویم و فرهنگ و آیین خودمان را به ملت ها عرضه کنیم.

اینترنت و فضای وب به حافظه ای مشترک برای ما بدل شده است. وقتی شعری را نصفه و نیمه به خاطر می آوریم جستجو می کنیم و برایمان یاد آوری می شود. جزییات غیر ضروری را به خاطر نمی سپاریم. اعداد و تاریخ  دیگر مهم نیستند. می توانیم از این حافظه ی خارجی استفاده کنیم و به جای حفظ کردن، به درک عمیق تر مفاهیم بپردازیم.

اینترنت، دنیای دوست داشتنی همه ماست

 

در این فضا بی چشم داشت اطلاعات خود را به اشتراک می گذاریم. تجربیات خود را با دوستنمان قسمت می کنیم. مخصوصا در ایران که وبلاگ نویسی درآمد زا نیست و شغل محصوب نمی شود، افراد برای نوشتن یک مطلب آموزشی ساعت ها وقت می گذارند و آن را در وبلاگ، وبسایت و ویکی ها به اشتراک می گذارند.  لازم نیست برای هر چیزی تخصص داشته باشیم. با سرچ کردن در این فضا به تخصص دیگران دست رسی داریم. در واقع ما به یک خرد جمعی متصل هستیم.

مردم دنیا علاوه بر فرهنگ مخصوص به خودشان، دارای یک فرهنگ جهانی هم هستند. فرهنگی که به مدد اینترنت محقق شده است و مرز بندی میان آدم ها را کمتر کرده است. فرهنگی که ابتدا در بستر نوشتاری شکل گرفت و بعد از آن کم کم سایر محتواها به آن اضافه شد تا جایی که همه با هم در وبسایت های معروف جهان عکس می بینیم، کلیپ تماشا می کنیم، کتاب می خوانیم، میکروبلاگینگ می کنیم، نوشته هایمان را به اشتراک می گذاریم و زندگی می کنیم.

سایت تبیان هم افتخار می کند که بخشی از زندگی روزانه کاربرانش است. کاربرانی که در انجمن ها فعالیت می کنند. موسیقی های مورد علاقه شان را از گنجینه ی موسیقی دانلود می کنند. هر وقت به نرم افزاری احتیاج داشتند، قسمت دانلود تبیان را جستجو می کنند. مشکلاتشان را با مشاوران این مرکز در میان می گذارند، چون به آنها اعتماد دارند. در شبکه اجتماعی تبیان با یکدیگر دوست می شوند و اطلاعات و نوشته هایشان را برای هم به اشتراک می گذارند. و کاربرانی که هر روز سایت تبیان را چک می کنند و مقالات جدید سایت، مخصوصا صفحه دانش و زندگی را می خوانند.

بخش دانش و زندگی سال نو را به تمام شما عزیزان تبریک می گوید و امیدوار است بتواند در سال جدید همچون سال های گذشته در کنارتان باشد.

 

سال نو مبارک





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 فروردین 1391  ساعت 11:13 AM | نظرات (0)
تعداد صفحات :2   1   2