"آمنا بوصيه الذي نصبه يوم الغدير و أشار بقوله «هذا علي» إليه"؛ ما ايمان مى‏آوريم به جانشين پيامبر (صلى الله عليه و آله) كه او را در روز غدير منصوب كرد و با كلمه «اين على» به او اشاره كرد.

ادامه مطلب

«فلما انقضت أيامه أقام وليه على بن أبي طالب صلواتك عليهما و آلهما هاديا إذ كان هو المنذر و لكل قوم هاد، فقال و الملأ أمامه: من كنت مولاه فعلي مولاه، أللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله»؛ آنگاه كه دوران رسالت پيامبر (صلى الله عليه و آله) سر آمد ولىّ خود على بن ابى طالب (عليه السلام) را به عنوان هدايتگر مردم منصوب نمود، چرا كه او ترساننده مردم بود و هر قومى هدايتگرى مى‏خواهد. لذا در حالي كه مردم در برابر او بودند فرمود: «هر كس من صاحب اختيار او هستم على صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد و يارى كن هر كس او را يارى كند و خوار كن هر كس او را خوار كند.

منبع : تبيان. نت

ادامه مطلب

1ـ بزرگترين عيد خدا؛ (عيدالله الاكبر) (1)
2ـ روز گشايش؛ (يوم وقوع الفرج) (2)
3ـ روز خشنودى پروردگار؛ (يوم مرضاة الرحمن) (3)
4 ـ روز زبونى شيطان؛ (يوم مرغمة الشيطان) (4)
5ـ روز مشعل فروزان دين؛ (يوم منار الدين) (5)
6 ـ روز بپا خاستن؛ (يوم القيام) (6)
7 ـ روز شادمانى؛ (يوم السرور) (7)
8 ـ روز لبخند؛ (يوم التبسم) (8)
9ـ روز راهنمايى؛ (يوم الارشاد) (9)
10ـ روز بلندى گرفتن منزلت شايستگان؛ (يوم رفع الدرج) (10)
11ـ روز روشن شدن دلايل خدا؛ (يوم وضوح الحجج) (11)
12ـ روز آزمايش بندگان؛ (يوم محنة العباد) (12)
13ـ روز راندن شيطان؛ (يوم دحر الشيطان) (13)
14ـ روز آشكار كردن حقيقت؛ (يوم الايضاح) (14)
15ـ روز بيان كردن حقايق ايمان؛ (يوم البيان عن حقايق الايمان) (15)
16ـ روز ولايت؛ (يوم الولاية) (16)
17ـ روز كرامت؛ (يوم الكرامة) (17)
18ـ روز كمال دين؛ (يوم كمال الدين) (18)
19ـ روز جداسازى حق از باطل؛ (يوم الفصل) (19)
20 ـ روز برهان؛ (يوم البرهان) (20)
21ـ روز منصوب شدن اميرمؤمنان؛ (يوم نصب اميرالمؤمنين(عليه السلام) (21)
22ـ روز گواهى و گواهان؛ (يوم الشاهد و المشهود) (22)
23ـ روز پيمان؛ (يوم العهد المعهود) (23)
24ـ روز ميثاق؛ (يوم الميثاق المأخوذ) (24)
25ـ روز آراستن؛ (يوم الزينة) (25)
26ـ روز قبولى اعمال شيعيان؛ (يوم قبول اعمال الشيعة) (26)
27ـ روز رهنمونى به رهنمايان؛ (يوم الدليل على الرواد) (27)
28ـ روز امن و امان؛ (يوم الامن المأمون) (28)
29ـ روز آشكار كردن امور پنهان؛ (يوم ابلاء السرائر) (29)
30ـ عيد اهل بيت(عليهم السلام)؛ (عيد اهل البيت(عليهم السلام) (30)
31ـ عيد شيعيان؛ (عيد الشيعة) (31)
32ـ روز عبادت؛ (يوم العبادة) (32)
33ـ روز اتمام نعمت؛ (يوم تمام النعمة) (33)
34ـ روز اظهار گوهر مصون؛ (يوم اظهار المصون من المكنون) (34)
35ـ روز بر ملا كردن مقاصد پوشيده؛ (يوم ابلاء خفايا الصدور) (35)
36ـ روز تصريح به برگزيدگان؛ (يوم النصوص على اهل الخصوص) (36)
37ـ روز محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله)؛ (يوم محمد(ص) و آل محمد(ص)) (37)
38ـ روز نماز؛ (يوم الصلاة) (38)عيد غدير
39ـ روز شكرگزارى؛ (يوم الشكر) (39)
40ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ (يوم الدوح) (40)
41ـ روز غدير؛ (يوم الغدير) (41)
42ـ روز روزه‏دارى؛ (يوم الصيام) (42)
43 ـ روز اطعام؛ (يوم اطعام الطعام) (43)
44 ـ روز جشن؛ (يوم العيد) (44)
45ـ روز عالم بالا؛ (يوم الملأ الاعلى) (45)
46ـ روز كامل كردن دين؛ (يوم اكمال الدين) (46)
47ـ روز شادابى؛ (يوم الفرح) (47)
48ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ (يوم الافصاح عن المقام الصراح) (48)
49ـ روز افشاى پيوند ميان كفر و نفاق؛ (يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود.) (49)
50 ـ روز گردهمايى و تعهد حاضران؛ (يوم الجمع المسؤول) (50)
پي نوشت : ادامه مطلب

ادامه مطلب

سطحی نگری و کوچک اندیشی است، اگر «غدیر» و «ولایت» را، نزاعی در میان دو گروه در گذشته بدانیم. دور از «متن مکتب» است، اگر ایستادن بر کرانه جوشان «غدیر» را تنها حساسیتی فرقه ای و جدالی مذهبی به شمار آوریم.

«غدیر»، همواره برپاست. صحنه تعیین «مولی» و آن بیعت ها و استشهادها و اعترافها، هنوز هم محو نشده است. بیعتگران نیز، صحنه را ترک نکرده اند. علی رغم آنان که سعی کرده اند غباری از «نسیان» و پرده ای از «کتمان» بر سیمای غدیر بنشانند و بیفکنند، دلها و جانهای بیشماری هنوز هم توجه به آن دستهای بلندی دارد که دست «علی» را گرفت و بر فراز آورد، تا آن خورشید را، همه ببینند، همه بشناسند، به یکدیگر و به غایبان از صحنه و به خبرگیران از واقعه و به جویندگان چراغ، معرفی کنند. صحنه غدیر، پایان نیافته است. هنوز هم دیدگان تاریخ، در عصر حاضر، در قاره های دوردست، در جنوبی ترین کشور آفریقا، در شرقی ترین منطقه خاور دور، در مرکزی ترین بخش اروپا و آمریکا، در پی آشنایی با خورشیدی هستند که اگر بتابد، خانه ها را، دلها را، شهرها را، اندیشه ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبیات و هنر را، گستره عقیده ها و باورها را «روشن» می سازد. و از «نور»، چه انتظاری است، جز درخشیدن و فروغ گستردن و گرما بخشیدن؟! در غدیر، دستی که فرا رفت، دست خدا بود، زبانی که «علی مولاه» را سرود، زبان خدا بود، دستی هم که به عنوان «مولی» بالا رفت و همگان دیدند، دست خدا بود، «علی»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سیر و مسیر بود، غدیر راهی بود که روندگان را به علی می رساند و ... و «علی» هم، صراطی بود که رهپویان را به «خدا» می رساند.

منبع : تبيان.نت

ادامه مطلب

فرازى از خطبه غدیریه رسول مكرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)
خداى را سپاس مى گویم . . وبه عبودیت خود و ربوبیت او اقرار مى كنم و عزم آن دارم كه آنچه را به من وحى فرموده ، به شما برسانم ، از آن بیم دارم كه اگر نرسانم عذابى بس كوبنده وسخت بر من فرو فرستد . . .
زیرا وجود مقدسش آگاهم فرموده كه « اگر آنچه را نازل نموده ، ابلاغ نكنم رسالت او را ادا نكرده ام » و جناب حضرتش تبارك وتعالى تضمین فرموده كه از شر مردمان در امانم دارد . . . پس وحى فرموده : « یا ایها الرسول بلّغ ما اُنزل . . . » واین آیه در باره خلافت و جانشینى على بن ابی طالب است .
اى مردم ! من هیچ گاه در رساندن آنچه حق نازل فرموده كوتاهى نكرده ام و اكنون سبب نزول این آیه را برایتان بیان مى كنم .
جبرئیل تا كنون ( در این موضوع ) سه بار بر من نازل شده و از جانب پروردگارم مرا امر نموده تا در این سرزمین بر پاى ایستم وهر سپید و سیاهى ( همگان ) را اعلام دارم كه على بن ابى طالب (علیه السلام) برادر ، وصى و جانشین و امام بعد از من است ; همان كه نسبت به من ، همچون هارون نسبت به موسى ( یعنى جانشین من ) است جز این كه پیامبر نخواهد بود ، و او بعد از خدا و پیامبرش ولى و سرپرست شماست . . .
و من ، اى مردم ، از جبرئیل خواستم مرا از انجام این كار معاف دارد ; زیرا مى دانم تقواپیشگان بس كم اند و منافقان بسیار و دغل كاران و مسخره كنندگان اسلام فراوانند . همانان كه . . . مرا بسیار آزردند و اهانتها كردند بدین بهانه كه على هماره با من و من با اویم . . .
و البته اگر بخواهم آنان را به اسم بشناسانم و به سویشان اشاره كنم مى توانم اما به خدا سوگند كه بزرگوارى كرده و از این كار در مى گذرم و در هر حال
خداى متعال از من راضى نخواهد شد مگر این كه آنچه را نازل فرموده ابلاغ نمایم . رسول گرامى صلّى الله علیه وآله . آن گاه این آیه را تلاوت فرمود :
( یا ایّها الرسول بلّغ ما اُنزل الیك من ربّك وإن لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمك من الناس ) .
 

ادامه مطلب

در بین صحابه و تابعین چه پیش از دوران خلافت ظاهرى امیرالمؤمنین على علیه السلام و چه در عهد خلافت آن جناب و زمانهاى بعد، استدلال به قضیه غدیر و قسم و سوگند خوردن به آن رواج پیدا كرده بود.
عمر در هنگام احتضار و مرگ خود، امر خلافت را بین شش نفر به شورا گذاشت. (حضرت على علیه السلام، عثمان، طلحه و زبیر، سعد و عبدالرحمن بن خوف)
ابوالطفیل گوید، چون این عده شورا تشكیل دادند، مرا به عنوان دربان قرار دادند كه از ورود افراد جلوگیرى نمایم. در این هنگام على علیه السلام، فرمود: من بطور مؤكد بر شما احتجاج و استدلال خواهم نمود به چیزى كه هیچ فرد عربى و غیرعربى از شما نتواند آنرا دگرگون نماید. شما را سوگندى می دهم به خدا كه آیا در میان شما كسى هست كه پیش از من به وحدانیت خدا ایمان آورده باشد؟

ادامه مطلب