حماسه
 
حماسه

نویسنده: مجتبی جباری‌پور هریس

 
 
 
 
 
اصطلاح اقتصاد مقاومتی در سال‌های اخیر توسط مقام معظم رهبری مطرح و سپس به مفهوم رایج مباحث اقتصاد سیاسی تبدیل شد. صاحب‌نظرانی با رویکردهای گوناگون در این حوزه اظهار نظر کرده‌اند؛ برخی با ادبیات علم اقتصاد، برخی با ادبیات اقتصاد اسلامی و برخی نیز نقش مؤلفه‌های حوزه‌های فرهنگ و سیاست را در شکل‌گیری اقتصاد مقاومتی مورد بررسی قرار داده‌اند.
با توجه به شرایط طرح اقتصاد مقاومتی، به نظر می‌رسد که یکی از رویکردهای مناسب جهت تحقق اقتصاد مقاومتی رویکرد استراتژیک است. در واقع برای اینکه راهکارهای مناسبی جهت توسعه‌ی اقتصاد مقاومتی داده شود، ضروری است که پس از تعریف مفهومی اقتصاد مقاومتی، نقاط ضعف و تهدیدزای آن مورد تحلیل واقع شود و مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی استخراج گردد و در مرحله‌ی بعد، راهبرد خاصی جهت تبدیل این نقاط ضعف به قوت و تبدیل تهدیدها به فرصت تبیین شود.
مقاله‌ی حاضر، پس از تعریف مفهوم اقتصاد مقاومتی و استخراج مؤلفه‌های آن بر اساس نقاط آسیب‌زای اقتصاد، سعی در تبیین راهبرد توسعه‌ی شرکت‌های دانش‌بنیان جهت تحقق اقتصاد مقاومتی دارد. به این منظور، در مرحله‌ی بعد، به تبیین اقتصاد دانش‌بنیان به عنوان بستر توسعه‌ی شرکت‌های دانش‌بنیان می‌پردازد. در ادامه، تعریف، ویژگی‌ها و کارکردهای شرکت‌های دانش‌بنیان ارائه شده است و در نهایت، چگونگی تأثیرگذاری این شرکت‌ها بر مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی بررسی خواهد شد.
تبیین اقتصاد مقاومتی
 
از ابتدای مطرح شدن اصطلاح اقتصاد مقاومتی، رهبر معظم انقلاب در سخنرانی‌های گوناگون به تبیین این مفهوم پرداخته‌اند. ایشان معنای اقتصاد مقاومتی را چنین بیان نموده‌‌اند: «اقتصاد مقاومتى معنایش این است که ما یک اقتصادى داشته باشیم که هم روند رو به رشد اقتصادى در کشور محفوظ بماند، هم آسیب‌‌پذیرى‌‌اش کاهش پیدا کند؛ یعنى وضع اقتصادى کشور و نظام اقتصادى جورى باشد که در مقابل ترفندهاى دشمنان، که همیشگى و به شکل‌هاى مختلف خواهد بود، کمتر آسیب ببیند و اختلال پیدا کند.» همچنین ایشان در جای دیگر این مفهوم را چنین معنا می‌کنند: «اقتصاد مقاومتى فقط جنبه‌ى نفى نیست، این جور نیست که اقتصاد مقاومتى معنایش حصار کشیدن دور خود و فقط انجام یک کارهاى تدافعى باشد. نه، اقتصاد مقاومتى یعنى آن اقتصادى که به یک ملت امکان می‌دهد و اجازه می‌دهد که حتى در شرایط فشار هم رشد و شکوفایى خودشان را داشته باشند.»
بنابراین باید توجه داشت که اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد تدافعی یا ریاضتی نیست، بلکه در حقیقت نوعی اقتصاد و برنامه‌ریزی تعاملی مبتنی بر راهبرد استفاده از تهدید به عنوان یک فرصت است. حال باید دید زمینه‌ها و نقاط آسیب‌پذیر زمینه‌ساز تهدید چیست و چگونه و با چه راهبردی می‌توان این تهدیدها را به فرصت تبدیل نمود و به عنوان فرصتی برای اصلاح یا حتی جراحی اقتصادی استفاده کرد و در عین رفع تهدیدها، به رشد و شکوفایی اقتصادی نیز دست یافت. بنابراین به فرآیند شناسایی نقاط آسیب و تهدیدهای خارجی و داخلی و تبدیل این نقاط ضعف و تهدیدها به فرصت‌های رشد و توسعه‌، اقتصاد مقاومتی گفته می‌شود. حال سؤال اینجاست که اقتصاد کشور چه آسیب‌ها و نقاط ضعفی دارد که باعث بروز تهدیدهای دشمن شده است و مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی برای تبدیل کردن این نقاط به فرصت چیست؟ مبنای پاسخ به این پرسش در مقاله‌ی حاضر، دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب درباره‌ی مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی است که به اجمال به این مؤلفه‌ها اشاره می‌شود:
1. دولتی بودن اقتصاد یکی از اساسی‌ترین نقاط ضعف اقتصاد ایران است که زمینه‌ی تهدیدهای خارجی را نیز فراهم می‌آورد. در واقع ساختار اصلی اقتصاد و بنگاه‌های اقتصادی کشور را شرکت‌های بزرگ دولتی تشکیل می‌دهند. این شرکت‌ها، به علت پایین بودن بهره‌وری و نداشتن پویایی و قدرت تحول، توان انطباق کافی با تغییرات و تهدیدهای محیطی را ندارند. همچنین در چنین شرکت‌هایی، به علت ویژگی‌های خاص ساختاری، زمینه‌ی نوآوری و بهینه کردن محصولات پایین و زمینه‌ی شیوع فساد به عنوان تهدید داخلی اقتصاد بسیار بالاست. بنابراین تحریم مواد اولیه یا محصولات این شرکت‌ها، به عنوان تهدید خارجی، اسباب چالش در اقتصاد را فراهم می‌آورد. از این رو، یکی از مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی مردمی کردن اقتصاد به شمار می‌رود که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفته است.
2. وابستگی اقتصاد ایران و بودجه‌ی دولت به فروش مواد خام و با ارزش‌افزوده‌ی پایین که مصداق بارز این موضوع وابستگی اقتصاد به فروش نفت خام است. ریشه‌ی اصلی این معضل در ضعف دانش و تکنولوژی در این صنعت و شرکت‌های فعال در این حوزه است که متأسفانه این مسئله باعث شده است نقطه‌ی قوتی به نام وجود منابع زیرزمینی، به اهرمی برای تحریم و فشار بر اقتصاد ایران تبدیل شود. بنابراین یکی دیگر از مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی کاهش و قطع وابستگی به نفت است.
3. یکی دیگر از نقاط تهدیدزای اقتصاد ایران مدیریت مصرف است. این موضوع، از یک سو، مربوط به تعادل و عدم اسراف در مصرف و از سوی دیگر، مرتبط با اهمیت مصرف تولیدات داخلی از سوی مصرف‌کننده‌ی داخلی است. بنابراین یکی دیگر از مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی موضوع مدیریت مصرف است.
4. بهره‌وری پایین عوامل تولید و استفاده‌ی نامناسب و ناکارا از منابع، امکانات و زمان از دیگر نقاط ضعف اقتصاد ایران است. بنابراین بالا بردن بهره‌وری نیز یکی دیگر از مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی به شمار می‌رود.
5. یکی از نقاط ضعف اقتصاد کشور پایین بودن میزان خلاقیت و نوآوری و ضعف فناوری بنگاه‌های اقتصادی است. در حقیقت این مسئله اقتصاد و صنعت کشور را مصرف‌کننده‌ی فناوری‌های خارجی نموده است و این خود زمینه‌ی آسیب‌پذیری اقتصاد کشور را در برابر تحریم بیگانگان فراهم می‌نماید و سایر مؤلفه‌های اقتصاد را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. به همین دلیل، رهبر معظم انقلاب نیز یکی از مهم‌ترین مظاهر و مؤثرترین مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی را شرکت‌های دانش‌بنیان دانسته‌اند. همچنین ایشان در جای دیگری از اقتصاد دانش‌بنیان به عنوان یکی از سرفصل‌های اقتصاد مقاومتی نام می‌برند.
6. یکی دیگر از چالش‌های اقتصاد مقاومتی ضعف تولید ملی و عدم توان خودکفایی در تولید کالاهای استراتژیک مورد نیاز کشور است. بنابراین حمایت از تولید ملی نیز یکی دیگر از مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی محسوب می‌شود.
تبیین اقتصاد دانش‌بنیان
 
با روشن شدن مفهوم اقتصاد مقاومتی و مؤلفه‌های آن، حال برای تبیین نقش شرکت‌های دانش‌بنیان جهت تحقق این اهداف، ابتدا باید مفهوم اقتصاد دانش‌بنیان مورد بررسی قرار گیرد و با روشن شدن ویژگی‌های اقتصاد دانش‌بنیان، جایگاه و کارکرد شرکت‌های دانش‌بنیان، به عنوان بنگاه‌های سیستم اقتصادی دانش‌بنیان جهت تحقق اقتصاد مقاومتی، روشن شود. بنابراین در این بخش به تشریح پیش‌فرض‌ها و ویژگی‌های اقتصاد دانش‌بنیان و تمایز آن با اقتصاد کلاسیک می‌پردازیم و از این رهگذر، به تمایز شرکت‌های دانش‌بنیان، به عنوان بنگاه اقتصاد دانش‌بنیان و شرکت‌های سنتی، به عنوان بنگاه اقتصاد کلاسیک، اشاره می‌نماییم و در نهایت، چگونگی تأثیرگذاری این شرکت‌ها بر مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
دانش به عنوان یکی از نیروهای بسیار مؤثر در تحولات اقتصادی و اجتماعی به شمار می‌آید و یک کالای عمومی محسوب می‌شود، زیرا می‌توان دانش را بدون کاهش و استهلاک، با دیگران به اشتراک گذاشت. در عین حال، این یک مشخصه‌ی منحصر به فرد برای این کالای عمومی محسوب می‌گردد که بر خلاف سایر کالاهای فیزیکی (مثل سرمایه، دارایی‌های مادی و منابع طبیعی)، استفاده از آن، از کمیّتش نمی‌کاهد و می‌توان از آن بارها استفاده کرد.
یک تعریف عام از دانش عبارت است از: ذخیره‌ی انباشته‌شده‌ای از اطلاعات و مهارت‌ها که از مصرف اطلاعات توسط گیرنده‌ی اطلاعات حاصل می‌شود. در حقیقت دانش، به عنوان یک منبع دائمی، همواره در اختیار بنگاه‌های اقتصادی قرار می‌گیرد و با مشارکت مکرر در فرآیندهای گوناگون تولیدی و خدماتی، سبب افزایش مزیت رقابتی و ایجاد ارزش افزوده می‌شود. در نتیجه، این امر می‌تواند سبب گسترش رفاه اجتماعی و عامل کاهش فقر و بی‌عدالتی و موجب ارتقای روند توسعه‌ی پایدار گردد.
پس از چالش‌های فکری قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، که رقابت اقتصادی میان کشورهای صنعتی جهان جدی‌تر شد و جنبه‌های کاربردی اقتصاد بیشتر مورد توجه قرار گرفت، جوزف شومپیتر به نقش دانش در ابداع و نوآوری و پویایی اقتصاد توجه کرد و آن را اساس کارآفرینی و تحول اقتصاد معرفی نمود.
در حالی که مدل‌های اولیه‌ی رشد اقتصادی بیشتر بر عوامل فیزیکی تولید (مانند سرمایه‌ی فیزیکی، نیروی کار و زمین) به عنوان منابع تولید تأکید کرده‌اند، برخی از مدل‌های رشد نئوکلاسیکی، دانش را عاملی برون‌زا در تعیین رشد اقتصادی می‌دانند؛ اما در مدل‌های جدید رشد، عامل دیگری نیز با عنوان بهره‌وری عوامل تولید به عنوان یکی از ارکان رشد معرفی می‌شود و دانش یکی از مؤثرترین عوامل در بهره‌وری و رشد اقتصادی مطرح می‌گردد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که اقتصاد دانش‌بنیان تأثیر بسزایی در افزایش تولید سرانه‌ی بالاتر، کاهش نابرابری در توزیع درآمد و در عین حال، اصلاح کیفیت محیط زیست به عنوان شاخصه‌های اصلی توسعه‌ی پایدار دارد.
درعصرحاضر، اصطلاح اقتصاد دانش‌بنیان، که توسط OECD مورد تأکید خاص در استراتژی توسعه‌ی ملل قرار گرفته است، گویای تأکید بر نقش دانش و فناوری در جریان توسعه‌ی اقتصادی است. از این رو، می‌توان گفت در اقتصاد دانش‌بنیان، به دانش از نظر کیفی و کمّی بااهمیت‌تر از گذشته نگریسته می‌شود. طبق تعریف این سازمان، اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی است که مستقیماً بر مبنای تولید، توزیع و مصرف دانش و اطلاعات قرار گرفته باشد. بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که امروزه دیگر حجم سرمایه و اندازه‌ی بازار در توسعه‌ی اقتصادی ملل نقش اساسی ندارد، بلکه این نقش را دانش و فناوری ایفا می‌کند.
نکته‌ای که باید همواره در نظر داشت این است که برای دستیابی به اقتصاد دانش‌بنیان، فقط تولید و توزیع اطلاعات و پرداختن به آموزش و پژوهش کافی نیست، بلکه نکته‌ی مهم به‌کارگیری آن‌ها در استفاده از منابع اقتصادی به صورت مستمر و پایدار است. به عبارت دیگر، کاربردی کردن دانش و استفاده‌ی مؤثرتر از آن در گسترش ظرفیت‌ها و ارتقای درجه‌ی بهره‌برداری از منابع است که تحقق یک اقتصاد دانش‌بنیان را ممکن می‌سازد که نقش شرکت‌های دانش‌بنیان در این زمینه قابل تعریف است.
در این قسمت مناسب است که برخی از ویژگی‌های اقتصاد دانش‌بنیان مورد بررسی قرار گیرد. در یک تحلیل نظری، به طور کلی می‌توان ویژگی‌های زیر را برای اقتصاد دانش‌بنیان بیان کرد:
1. اقتصاد دانش‌بنیان اقتصاد کمیابی منابع نیست، بلکه اقتصاد فراوانی منابع است؛ زیرا بر خلاف بسیاری از منابع که هنگام مصرف مستهلک می‌شوند، اطلاعات و دانش، که اساس اقتصاد دانش‌بنیان است، می‌تواند بارها مصرف شود و با مصرف بیشتر در واقع رشد کند.
2. در اقتصاد دانش‌بنیان، دانش به کالا تبدیل می‌شود و به فروش می‌رسد.
3. اقتصاددانش‌بنیان به نوعی یک اقتصاد بدون وزن است.
4. دراقتصاد دانش‌بنیان، دانش پایگی اقتصاد وابسته به مجموعه‌ای از نظام‌ها و فرآیندهای دانشی جامعه است.
5. محل فعالیت در اقتصاد دانش‌بنیان اهمیت چندانی ندارد، زیرا با استفاده از فناوری‌ها و روش‌های مناسب، بازارها و سازمان‌های مجازی به وجود می‌آید و در خدمت فعالیت قرار می‌گیرد. آنچه مهم است سرعت عمل در فعالیت‌ها و دسترسی به کل جهان است.
6. دراقتصاد دانش‌بنیان، سهم قابل توجهی از تولید ملی سرانه در رشته‌ی فعالیت‌های دانش‌پایه و دانش‌ساز، مانند صنایع دارای فناوری برتر، خدمات مالی و تجاری پیشرفته‌تر و کارآمدتر و به ویژه از فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی تخصصی تولید می‌شود.
در حقیقت اقتصاد دانش‌بنیان با بهره‌وری بیشتر عوامل تولید و رفتار بهینه‌ی اقتصادی از نظر تخصیص منابع کار می‌کند و در نتیجه، دارای نرخ رشد بالاتری خواهد بود.
 
منبع: www.borhan.ir

[پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 ]  [2:39 PM]  [علی فنودی]

 

 
این برای اولین بار نیست که ایران با فشار اقتصادی ناشی از تحریم دشمنان خارجی و معضلات داخلی مواجه می شود و شاید آخرین بار نیز نباشد. تجربیات تاریخی به وفور وجود دارد که ایران بسیار از این طریق تحت فشار قرار گرفته و در برخی موارد تن به خواست دشمنان داده است و در برخی موارد حماسه خلق کرده است. حماسه ای که در دوره مصدق خلق شد یکی از این حماسه های اقتصادی بود.
زمانی که سخن از حماسه سازی در حوزه اقتصاد به میان می آید، فکر نا خود آگاه به سمت اقدامات خارق العاده و شاید باور نکردنی می رود که لازمه خلق یک حماسه هستند. اینگونه است و در بسیاری از موارد حماسه زاییده اقدامات خارق العاده است، اما این خرق عادت همواره مستلزم سلاح و ابزار نامتعارف نیست. گاهی ابزار موجود نیز می تواند ابزار حماسه سازی باشد.
شاید بارز ترین نمونه این خرق عادت و حماسه سازی در تاریخ ایران معاصر همان ملی شدن نفت در دوره محمد مصدق باشد. دوره ای که شرایط در آن بسیار مشابه با شرایط فعلی بود و تحریم نفت ایران از سوی انگلیس منجر به آن شده بود که شرایط اقتصادی کشور بسیار وخیم باشد.
از زمانی که مصدق در دادگاه لاهه در جای نمایندگان انگلیس نشست تا زمانی که آیت الله کاشانی با تهدید انگلستان گفت: در صورت حمله به ایران فتوای جهاد صادر می کند، تا کودتای شوم 28 مرداد 32 که مصدق و دولتش را سرنگون کرد، شاید یک حماسه بودیم که تاریخ زیادی از آن نمی گذرد.
 
حمایت های مردمی و علما از مصدق در کاهش فشار تحریم
بعد از ملی اعلام شدن صنعت نفت از سوی مصدق با پشتوانه مردم و علما، اولین اقدامی که انگلستان صورت داد تحریم نفت ایران بود. نفت در آن زمان مهم ترین منبع درآمد دولت ایران بود به شکلی که همزمان با تحریم نفت دولت مصدق با مشکلات عدیده مالی و کسری بودجه مواجه شد.
این در همان زمانی بود آیت الله کاشانی با اعتقاد راسخی که به عمل دکتر مصدق داشت همواره از وی حمایت می کرد و در یک مصاحبه با خبرنگار رادیو نروز، که سعی داشت با زرنگی اختلافات این دو را نشان دهد، در خصوص تحریم نفت ایران گفت:
انگلیسی ها اصولاً احتیاج مبرمی به نفت دارند و مجبور هستند، نسبت به ما طریق مسالمت پیش گیرند، ما هم با فروش نفت به کشورهای دیگر، جبران فشارهای اقتصادی فعلی را می نماییم. قرارداد نفت با افغانستان به امضا رسیده... و در آتیه نزدیکی، دول دیگر برای بستن قراردادهای نفتی آمادگی خود را اعلام خواهند کرد. من خیلی خوشحال شدم که انگلیسی ها از حمل کالاهای خودشان به ایران جلوگیری کردند. آنها می خواهند به این وسیله ما را در محاصره اقتصادی قرار بدهند، در صورتی که تا کنون هرچه جنس به این مملکت می فرستادند، به وسیله عمال خائن خودشان، به بهای گزاف و غیرعادلانه، به ما تحمیل می نمودند؛ لذا باعث مسرت است که خودشان پیش قدم در نفرستادن کالا به این مملکت شده و بدین وسیله ما را راحت و آسوده کرده اند. هرچه واردات ما کمتر باشد، به نفع ماست. ما می توانیم جبران آن را با فروش نفت به کشورهای دیگر بنماییم و ارزهای زیادی جهت رفع نیازمندی های اقتصادی خویش تحصیل نماییم...؛ ما اکنون حاضر به تحمل همه گونه مشقات اقتصادی و مشکلات سیاسی از طریق آنها هستیم، زیرا تنها راه تحصیل استقلال واقعی همین است و بس. ما معتقدیم، اگر چاه های نفت ایران طعمه حریق شود، از نظر ما بهتر است تا اینکه متحمل مداخلات ناروای انگلیسی ها در کلیه امور و شئون مملکت بشویم.
تحریم فشار شدیدی بر دولت مصدق وارد کرده بود و هرچند تا پیش از آن کسربودجه دولت از طریق استقراض خارجی و استقراض ازسیستم بانکی (بانک ملی) تامین میشد، اما مصدق از پشتوانه ملی و مردمی خود بهترین سود رابرد.
در همین جا بود که وی با ذکاوت دست به کار شد و با پشتوانه مردمی که در کشور از نهضت ملی شدن میدید، از طریق بستن مالیات بر کالاهای مصرفی، به بازسازی ارتش و کارخانه ها پرداخت. وی برای نخستین بار در تاریخ ایران اقدام به انتشار اوراق قرضه دولتی با عنوان قرضه ملی کرد که مجموع مبلغ آن معادل دو میلیارد ریال بود و قرار بود در چهار نوبت و در هر دفعه 500 میلیون ریال از این اوراق منتشر شود، اما فقط بار اول آن منتشر و با سقوط دولت دکتر مصدق در کودتای 28 مرداد سال 1332 ادامه انتشار آن متوقف شد.
گفته می شود که حاج محمدحسن شمشیری بزرگترین و عمده ترین خریدار این اوراق بود. طوریکه مبلغ دویست هزارتومان برای خرید قرضه ملی پرداخت و همچنین سه میلیون تومان دیگر در اختیار بانک بیمه گذاشت تا بدون بهره، به فقرا و مستمندان بپردازد. برخی منابع، رقم خریداری شده قرضه ملی را 500 هزار تومان برآورده کرده اند.
در همین زمان روی آوردن به مصرف داخلی و کالاهای ایرانی نیز در حمایت از دولت تحت فشار مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت، رواج یافت و فردی به نام عالی نسب سماور نفتی ساخت و مصدق در ورودی محل کارش این سماور که سمبل ایستادگی ملت ایران در مقابل تحریم نفتی بود را قرار داد و مردم تشویق شدند که به جای ذغال، نفت بخرند.
همه این همراهی ها و همدل های علما و مردم با آنچه که از صمیمی قلب به آن اعتقاد داشتند بود که توانست حماسه ملی شدن صنعت نفت ایران را رقم بزند. اگر محمد مصدق بر جایگاه نمایندگان انگلستان می نشست، اگر با قاطعیت پیشنهادات استوکس و بانک جهانی را برای کنار آمدن با انگلستان رد میکرد و اگر با قاطعیت در زمانی که شاه دادن وزارت جنگ به وی را نپذیرفت، استعفا داد، همه اینها به واسطه حمایتی بود که از جنبش ملی شدن نفت ایران وجود داشت.
مرور تاریخ به وضوح نشان میدهد که گاهی استفاده از ابزار موجود و در دسترس، می تواند به راحتی خرق عادت کرده و حماسه سازی کند. گاهی کوچک ترین اقدامات اقتصادی در مجموع می تواند منجر به ظهور و بروز موجی شود که نتایج آن برای همیشه در تاریخ ثبت خواهد شد و ایران از این دست حماسه سازی های اقتصادی کم ندارد.
منبع: سایت حرف آخر

[پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 ]  [2:36 PM]  [علی فنودی]

نویسنده: محمد امین سعیدی

شکی نیست که جنگ دشمنان انقلاب اسلامی ایران در مقطع کنونی، جنگ اقتصادی است و اعلام تحریم‌های اقتصادی پی‌درپی و صدور قطعنامه علیه ایران نیز گواه روشن بر موضوع و مسئله می‌باشد. قدرت‌های ظالم جهانی از راه‌های سیاسی و نظامی نتوانسته‌اند اراده ملت ایران را از پا درآورند، لکن آنان در آسیب‌شناسی وضعیت ایران به این نتیجه رسیده‌اند که با گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، مردم ایران نتوانسته‌اند آرمان اقتصادی مطلوب و تصریح‌شده در قانون اساسی خود را محقق سازند. وابستگی اقتصاد ایران به نفت و دولتی بودن آن مانع از تحقق اقتصاد تولیدی و جهش در فضای کسب‌وکار می‌باشد. دشمن می‌داند این وضعیت نقطه تهدیدی برای کشور و نظام ماست. راه برون‌رفت از وضع موجود، رسیدن به اهداف سند چشم‌انداز بیست ساله کشور و حماسه اقتصادی است.
حماسه برخورد پر صلابت و برخاسته از نوعی قدرتمندی است و تا جامعه اسلامی سطحی از قدرتمندی را نداشته باشد قادر به تغییر وضع موجود نمی باشد. پیامبر گرامی اسلام (ص) به دلیل عدم توانایی و قدرتمندی در شرایط زمانی و مکانی خود سه سال اول بعد از بعثت مردم را به‌طور مخفی دعوت می کرد و سپس به صورت علنی و بعد از مهاجرت از موضع قدرت در قالب جهاد و حماسه دعوت به اسلام می نموند.‏
لذا نپذیرفتن و تغییر وضع موجود مستلزم داشتن سطحی از قدرت است. زمانی که این قدرت حاصل شد می‌توان گفت: " وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّ ه1" در حماسه اقتصادی نیز تا اقتصاد جامعه مراحل مختلف ارتقاء و توانمندی را طی نکرده و پایه‌های اقتصادی کشور استوارتر نگردد، به یک باره نمی تواند به حماسه و جهش بزرگ اقتصادی نایل شود و در جنگ اقتصادی و تحریم های موجود منطقه و بین‌الملل با شکست و چالش جدی مواجه خواهد شد.‏
اقتصاد ایران طی سه دهه فراز و فرود و کسب تجربیات بسیاری از مدیران ارشد اقتصادی و مدل های اقتصادی مختلف به حدی از اقتدار اقتصادی رسیده است. مانند کاهش وابستگی کشور به نفت و صادرات کالاهای غیر‌نفتی، کاهش حجم دولت و... لذا می تواند وارد جهش بزرگ و حماسه اقتصادی شود و مهم ترین نتیجه این جهش بزرگ، اشتغال زایی (بزرگترین دستاورد اقتصادی- اجتماعی) است. زیرا بیکاری که عامل بسیاری از آسیب های جامعه از قبیل طلاق، ازدواج پایین، اعتیاد، فقر و غیره است.
با بررسی سیر تاریخی اقتصاد ایران، مسیر رشد و توسعه را بخش های مختلف آن مشاهده می کنیم. لذا در موضعیت کنونی، یکی از نقاط قوت آن، بهینه سازی ظرفیت های معادن و انجام عملیات تبدیلی در مواد اولیه و معادن است. همچنین حوزه دیگر که کشور ما مزیت نسبی دارد، کشاورزی و دامداری است.‏‎
‎باتوجه به نعمت های خدادادی کشورمان در این دو حوزه، باید با اجرای طرح های آبیاری صنعتی و با صنعتی کردن کشاورزی کوشید. لذا می‌توان در کشاورزی و دامداری تحول اساسی ایجاد کرد و ایران از صادر کنندگان عمده محصولات کشاورزی و دامداری باشد. پس اقتصاد ایران با توانایی تغییری که دارد، می تواند طرح های عظیم کالبد شکافی و اصلاح و تحول اقتصادی را پذیرا باشد. ‏
نکته دیگر تجربیاتی است که مدیریت بحران جنگ تحمیلی و برنامه ها و مدل های اقتصادی دوران سازندگی و بعد آن به‌دست آورده است. این دستاوردهای ذی قیمتی است که بهای سنگینی اقتصاد ما برای به‌دست آوردنش پرداخت نموده است. لذا ایجاد انگیزش برای تولید ثروت و پرهیز از سستی و تنبلی، تشویق به خلاقیت و ابتکار، استفاده از تخصص، مهارت و تجربه علمی و عملی دیگر ملت‌ها برای رونق اقتصادی، بهره‌وری صحیح از مواهب طبیعی و خدادادی، تنظیم درست رابطه کارگر و کارفرما، دریافت مالیات از ثروتمندان در جهت استیفای حقوق دولت و ملت، رعایت الگوی مصرف و انضباط اقتصادی، رعایت وجدان کاری و بسیاری از امور دیگر، چیزهایی است که در طراحی اندیشه اقتصاد اسلامی منظور شده است.
دولت و ملت ایران می‌دانند که مکاتب مادی جواب گوی این امر نبوده و بن‌بست پیش‌آمده در اقتصاد کمونیستی و ابهامات فراوان در اقتصاد سرمایه‌محور غربی گواه روشنی بر این مدعاست. راه درست و نجات‌بخش، محور قرار دادن الگوی اقتصاد اسلامی است که پیشرفت و عدالت را به همراه دارد و تحقق آن از راه حماسه اقتصادی امکان‌پذیر است. امری که در رهنمودهای امامان معصوم علیهم السلام بر آن تأکید شده است. بر این اساس است که در سیاست گذاری ها نهایت دقت را می نمایند تا مبادا از اصول اساسی نظام اقتصادی اسلام فاصله گیرند.‏ رسیدن به این نکته که تنها مدل هایی که در راستای توسعه عدالت محور و همگام با نظام اقتصاد اسلامی است قادر به تعالی جامعه ما است، راه را برای تسریع حماسه اقتصادی برای صیانت نظام اقتصادی کشور در برابر جنگ های اقتصادی و مالی منطقه و بین المللی هموار می سازد و مداخله و امید دشمن به شکست ملت و نظام را تبدیل به یأس می‌نماید.‏
 
پی‌نوشت:
1. ‎و آماده کنید براى (کار زار با) ایشان هر چه را مى‏توانید از نیرو و از اسبان بسته شده که بترسانید با آن دشمن خدا و دشمن خود را-انفال 60- ترجمه المیزان، ج‏9، ص: 146.
منبع: سایت حرف آخر

[پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 ]  [2:33 PM]  [علی فنودی]

بازخوانی پیام‌های نوروزی مقام معظم رهبری از سال ۶۹ تا ۹۱

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در نخستین دقایق آغاز سال نو، در پیامی به ملت شریف ایران، با تشریح اوضاع مهم «سال ِ قبل»، چارچوب کلی و افق پیش روی ملت و مسئولان جمهوری اسلامی را در سال ِ پیش ِ رو، ترسیم می‌کنند. بخش‌هایی از پیام‌های نوروزی ایشان از سال ۶۹ تا ۹۱ را در زیر می‌خوانید:
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 69
ما امسال عید نوروز را در حالى برگزار می‌کنیم که خداى متعال با فقدان بزرگ رهبر عظیم‌الشأنمان، امتحان سختى از ما کرد و دوران سختى را بر ما گذراند. آن فقدان، محنت بزرگى بود. امیدواریم که خداى متعال، روح آن بزرگمرد را با ارواح مقدسه‌ى انبیا و اولیا محشور کند و او را از ما راضى نماید و ما را در راه او، مستمر و مستدام بدارد. امیدواریم که خداوند، نظر لطف و محبت خود را که در طول این یازده سال همواره بر این ملت و بر این نظام داشته است، باز هم آن را بر ما مستمر بگرداند و ما بتوانیم به کمک خدا و با حرکت در راه او و با استغفار و توبه‌ى الى‌اللَّه، متاع حَسَن و قدرت و قوّت و عزت الهى را براى خودمان و براى این ملت بزرگ و فداکار تأمین کنیم.
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 70
شما ملت عزیز ما توانستید با کمکهاى خودتان به دولت و به مردم آسیب‌دیده‌ى کشور، کارى بکنید که در طول تاریخ گذشته‌ى ما بی‌سابقه بود. ما زلزله‌هاى بسیارى را دیده‌ایم؛ حوادث طبیعى بسیارى را در گذشته از نزدیک شاهد بوده‌ایم؛ حادثه‌یی با عظمتِ زلزله‌یى که در شمال پیش آمد، بعضاً در گذشته هم اتفاق افتاده بود؛ لیکن هیچوقت نشده بود که آثار و عوارض آن حوادث تلخ، به این سرعت به سمت بهبودى پیش برود که در این بار اتفاق افتاد. البته کمبودها در آن مناطق زیاد است؛ لیکن آنچه که از پیشرفت امور و کمک به زلزله‌زدگان و آسیبدیدگان و تأمین مسکن و غیر اینها اتفاق افتاد، به برکت همکارى و همدوشى مردم با دولت و تلاش فراوان ملت و دولت در این زمینه بود.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 71
یکى از این حوادث سال گذشته، از هم پاشیده شدن امپراتورى بزرگ و کشور اتّحاد جماهیر شوروى و زوال یک ابر قدرت بود که حقیقتاً حادثه‌اى بزرگ در زمان و تاریخ ما به حساب مىآید. این حادثه از چند نظر حائز اهمیت است: اوّلاً از این نظر که موجب شد در خلال کشورها و ملتهایى که استقلال و آزادى خودشان را به دست آوردند، کشورها و ملتهاى مسلمان نیز به این امتیازات برسند. میلیونها مسلمان در این منطقه و در همسایگى ما توانستند آشکارا و با صراحت، آرزوها، آرمانهاى اسلامى و فرهنگ خود را بر زبان بیاورند و آن را مطرح کنند؛ در حالى که دهها سال از این حقّ طبیعى محروم بودند.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 72
آنچه که من به برنامه‌ریزان و مسؤولین دولتى مؤکّداً سفارش مى‌کنم، این است که در این برنامه توجّه کنند که هدف اصلى، کمک به طبقات محروم جامعه باشد. این، چیزى است که ما را به «عدالت اجتماعى» نزدیک مى‌کند. هدف اصلى در کشور ما و در نظام جمهورى اسلامى، عبارت از تأمین عدالت است و رونق اقتصادى و تلاش سازندگى، مقدّمه آن است. ما نمى‌خواهیم سازندگى کنیم که نتیجه این سازندگى یا نتیجه رونق اقتصادى، این باشد که عدّه‌اى از تمکّن بیشترى برخوردار شوند و عده‌اى فقیرتر شوند. این، به هیچ‌وجه مورد رضاى الهى و رضاى اسلام و مورد قبول ما نیست.
 
 
پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 73
تذکّرى که مى‌خواهم عرض کنم این است که از آغاز سال جدید، دو شاخص را به عنوان شعار براى خودمان قرار دهیم: این دو شاخص، عبارت است از «وجدان کار» و «انضباط اجتماعى». این دو شاخص، براى همه ما، در هر جا که هستیم بسیار مهم است. «وجدان کار» یعنى این‌که اگر کارى را به عهده گرفتیم و انجام آن را تعهّد کردیم - چه این کار، براى شخص خودمان یا خانواده خودمان؛ جهت نان درآوردن باشد، و چه کارى اجتماعى و مردمى و مربوط به دیگران باشد آن را خوب و کامل و دقیق و تمام انجام دهیم. به تعبیر معروف، براى آن کار، «سنگ تمام بگذاریم». اگر ملتى داراى «وجدان کار» باشد، محصول کار او خوب خواهد شد، و وقتى محصول کار نیکو شد، وضع اجتماعى، به طور قطع بهبود پیدا خواهد کرد.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 74
من عرض مى‌‌کنم امسال هم می‌خواهم دو توصیه بکنم. یک توصیه این است که آن دو شعار [شعارهای سال 73] را زنده نگه داریم... توصیه دوم که آن هم براى جامعه ما بسیار مهم است، «انضباط اقتصادى و مالی» است. من این را از آحاد ملت و مسؤولین کشور و مأمورین دولت، امسال تقاضا دارم. انضباط اقتصادى و مالى یعنى مقابله با ریخت و پاش، زیاده روى و اسراف. ریخت و پاش مالى و زیاده روى در خرج کردن و زیاده روى در مصرف، به هیچ وجه صفت خوبى نیست. نه اسمش جود و سخاست و نه کرم و بزرگ منشى است. فقط اسمش «بى‌‌انضباطى اقتصادى و مالى» است.
 
 
یام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 75
من همه را به رعایت منابع مالى کشور توصیه مى‌کنم... اسراف در ثروت عمومى و موجودیهاى این کشور و منابع طبیعى و نیز در آنچه که با زحمت زیاد به دست مى‌آید و اسراف در نان و آب و انرژى و نیروى انسانى، همه اینها بد است. اسراف، نقطه مقابل آن توصیه‌اى است که ما در سال گذشته و سالهاى قبل از آن عرض کردیم که عبارت از «انضباط» است. اگر بخواهیم با اسراف مبارزه کنیم، باید براى این کار برنامه‌ریزى انجام گیرد و آن را مسؤولان دولتى انجام دهند. بنابراین، توصیه اوّل من، مبارزه با اسراف و زیاده‌روى و نابود کردن اموال عمومى و اموال شخصى است؛ چون اموال شخصى هم، به نحوى به اموال عمومى برمى‌گردد.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 76
من امسال مى‌خواهم مثل سالهاى قبل، به همه مردم یک سفارش بکنم. بحمداللَّه سفارشهایى که شده، مورد توجّه قرار گرفته است. هم مردم توجه کرده‌اند و هم مسؤولان، و من توقّعم از هر دو است؛ هم از مردم و هم از مسؤولان. من می‌خواهم به مردم عزیزمان عرض کنم که امسال همه سعى کنند اسراف را کنار بگذارند. متأسفانه در زندگیهاى ما اسراف وجود دارد. اسراف یعنى تضییع نعمت الهى؛ یعنى نشناختن قدر نعمت الهى. البته بیشتر، مخاطب ما در این سخن، افراد متمکّنند. افرادى که تهیدتست یا متوسّطند، به نظر مى‌رسد که کمتر اسراف مى‌کنند... کنار گذاشتن اسراف در چیزهایى که به نظر کوچک می‌آید؛ مثل اسراف در مصرف بی‌رویّه آب، ضرورى است.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال نو 77
امسال توصیه مهمّ من عبارت است از صرفه‌جویى. دولت هم باید صرفه‌جویى کند؛ ملت هم باید صرفه‌جویی کند. دولت، علاوه بر صرفه‌جویى بایستى راههاى صرفه‌جویى را هم به مردم تعلیم دهد. تا وقت نگذشته است - تا ماههاى اوّل سال، سپرى نشده است - بایستى فهرستى از انواع صرفه‌جوییهایى را که مردم مى‌توانند بکنند - در آب، نان، بنزین و در مصارف گوناگون و همه چیزهایى که براى صرف آنها مجبوریم از سرمایه‌هاى کشور و نفت مصرف کنیم - و راههاى صرفه‌جویى در آنها را به مردم تعلیم و نشان دهند؛ مردم هم جدّاً سعى کنند که صرفه‌جویى نمایند.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 78
سالى که در این ساعت و در این روز آغاز مى‌شود، سالى است با امیدها و با امکانات فراوان و انشاءاللَّه با توکّل به خدا، سالى متناسب با خواستها و ارزشهاى ملت ایران است. از مهمترین خصوصیات امسال این است که مصادف با صدمین سال ولادت امام بزرگوار ماست. به همین مناسبت جا دارد که این سال را سال امام خمینى (رحمةاللَّه‌علیه) بدانیم و بنامیم. فقط هم نامیدن و عنوان، کافى نیست. باید ان‌شاءاللَّه همه سعى کنند شخصیت بزرگوار امام خمینى را با همان ابعاد عظیم، به درستى بشناسند و خصوصیات آن را ان‌شاءاللَّه در زندگى خود و زندگى ملت و عرض و طول معنوى کشور، اِعمال و پیاده کنند.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 79
سال جدیدى را در پیش رو داریم و همان طور که مى‌دانید، امسال، هم در آغاز و هم در پایان خود، مزیّن به عید مبارک غدیر است؛ یعنى سال 1379، دو عید غدیر دارد. بسیار مناسب است که ما این سال را به این مناسبت، «سال امام امیرالمؤمنین، على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌السّلام» بدانیم و بنامیم و خودمان را به آن بزرگوار نزدیک کنیم... امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در زندگى حکومتى خود، نسبت به عدالت، نسبت به حقوق ضعفا و درماندگان و پابرهنگان، بى‌اغماض و بى‌گذشت بود. ماهم باید همینطور باشیم. آن حضرت نسبت به حقّ خود و به سهم خود، بسیار پرگذشت بود؛ همه ما نیز باید همین‌گونه باشیم.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 80
در زمینه آنچه که ما در سال 80 باید به عنوان شعارهاى اساسىِ خودمان به آن نگاه کنیم، من دو نقطه مهم را مطرح مى‌کنم: نقطه اوّل، اقتدار ملى است. اقتدار ملى براى یک کشور، حفظ کننده هویت او، مایه عزّت او و وسیله رسیدن او به آرمانهاست. نکته دوم و نقطه‌ى اساسى دیگر مسأله اشتغال است. سال را باید از آغاز تا پایان، سالِ تلاش براى ایجاد اشتغال مفید و مولّد قرار دهیم. در مطالعات عمیق و بررسی‌هاى همه‌جانبه اقتصادى، به این نتیجه مى‌رسیم که نقطه عزیمت و شروع، عبارت است از تلاش براى اشتغال. براى جامعه ما شایسته نیست که جمع بزرگى از مردم –جوانان- از اشتغال مفید و مولّد محروم باشند.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 81
امسال، سال شمسى ما، هم در فروردین و هم در آخر سال در اسفند، با عاشوراى حسینى مقارن و مصادف است. بنابراین جا دارد که ما امسال را «سال عزّت و افتخار حسینى» بدانیم. امیدواریم ملت عزیز ما با تمسّک به معنویتِ حسین‌‌بن‌‌على علیه‌السّلام و با آشنایى بیشتر با آن بزرگوار، عزّت و افتخار و سربلندى را براى خود کسب کند؛ همچنان که بحمداللَّه به برکت آن حضرت و به برکت اسلام و قرآن، از عزّت و افتخار معنوى برخوردار بوده و هست.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 82
نکته‌‌اى که امسال اضافه مى‌‌کنم و به آن تأکید مى‌‌ورزم، این است که همه‌‌ى مسؤولان در سه قوّه، باید نهضتى را براى خدمت‌‌رسانى به مردم شروع کنند. ممکن است ما انواع و اقسام کارها و برنامه‌‌ها را در پیش‌‌رو داشته باشیم و اجرا کنیم؛ باید در میان آنها آنچه خدمت‌‌رسانىِ عمیقتر و ماندگارتر و زودبازده‌‌تر محسوب مى‌‌شود، اولویّت پیدا کند. به ویژه این کارها باید بیشتر در خدمت قشرهاى مستضعف و محروم و محتاج جامعه صورت گیرد... مسؤولان باید مردم را در قبال یک گزارش درست و متقن، مختار به قضاوت کنند تا مردم بتوانند کارآمدىِ نظام را به چشم ببینند و نسبت به آن قضاوت نمایند. نهضت خدمت‌‌رسانى به مردم یک مبارزه‌‌ى بزرگ و سنگین است؛ زیرا خدمت رساندن به عموم مردم با منافع بعضى گروههاى خاص تضاد پیدا مى‌‌کند و این‌‌جاست که باید با مبارزه و همّت و عزم راسخ وارد میدان شد.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 83
سال 83 آخرین سال دولت خدمتگزار کنونى است؛ همچنانکه مدت مسؤولیت پنج ساله‌ی اول رئیس قوه‌ی قضائیه و مجلس ششم شوراى اسلامى دوران مسؤولیت خود را به پایان مى‌برند. آنچه که در این سال مناسب و لازم است که انجام بگیرد، این است که مسؤولان بخشهاى مختلف به مردم گزارش بدهند که در دوران مسؤولیتى که در حالِ پایان یافتن است یا پایان یافته، چه خدمت بزرگ و چه کار شایسته‌ای را براى مردم انجام داده‌اند. دولت خدمتگزار، قوه‌ی قضائیه و مجلس شوراى اسلامى به مردم پاسخ دهند که آنچه را که به عنوان شعار کار خود بر زبان آورده‌اند و همچنین آنچه را که مطالبات عمده‌ی رهبرى در این سالها بوده است، چگونه تحقق بخشیده‌اند. درواقع سال 83، سال پاسخگویى سه قوه به ملت ایران است.
 
 
پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 84
آنچه براى مردم و مسؤولان - هر دو - حایز اهمیت است، عبارت است از همکارى و حفظ وحدت ملى و همبستگى عمومى ملت در قبال آنچه مسؤولان موظفند انجام دهند. ادامه‌ى این راه از یک طرف، و همکارى مردم و مسؤولان از سوى دیگر، مىتواند ما را در پیشرفت این راه و پیشبرد این اهدافِ والا کمک کند. بنابراین امسال «همبستگى ملى و مشارکت عمومى» مى‌تواند شعار بزرگ ملت ایران باشد. یقیناً مشارکت عمومى مردم - چه در انتخابات و چه در مسائل گوناگونى که این دولت و همچنین دولت آینده در پیش‌رو دارد - و همبستگى ملى آنان خواهد توانست به پیشرفت برنامه‌ها کمک کند.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 85
در این مقطع زمانى، یاد و نام مبارک پیامبر اعظم از همیشه زنده‌تر است؛ و این یکى از تدابیر حکمت و الطاف خفیّه‌ى الهى است. امروز امت اسلام و ملت ما بیش از همیشه به پیغمبر اعظم خود نیازمند است؛ به هدایت او، به بشارت و انذار او، به پیام و معنویت او، و به رحمتى که او به انسان‌ها درس داد و تعلیم داد. امروز درس پیغمبر اسلام براى امتش و براى همه‌ى بشریت، درسِ عالم شدن، قوى شدن، درس اخلاق و کرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبیعى، نام مبارک پیامبر اعظم است. در سایه‌ى این نام و این یاد، ملت ما درس‌هاى پیغمبر را باید مرور کند و آنها را به درس‌هاى زندگى و برنامه‌هاى جارى خود تبدیل کند.
 
 
پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 86
ملت ما باید هشیار باشد. تلاش براى سازندگى کشور و عمده‌تر و مهمتر از آن، تلاش براى اتحاد کلمه و یکپارچگى ملى و اتحاد امت اسلامى ادامه یابد. عاقلانه، هوشیارانه، خردمندانه و مدبرانه بایستى این اتحاد را حفظ کرد و روزبه‌روز تقویت کرد. من به همین جهت به مسأله‌ى اتحاد کلمه‌ى ملتمان اهمیت مى‌دهم. و به نظر من امسال، سالِ «اتحاد ملى و انسجام اسلامى» است؛ یعنى در درون ملت ما اتحاد کلمه‌ى همه‌ى آحاد ملت و قومیتهاى گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملى؛ و در سطح بین‌المللى، انسجام میان همه‌ى مسلمانان و روابط برادرانه‌ى میان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت کلمه‌ى آنها.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 87
من برای این سال دو چیز را انتظار می‌برم... در این سال باید نوآوری فضای کشور را فرا بگیرد و همه خود را موظف بدانند که کارهای نو و ابتکاری را ـ در سایه‌ی مدیریت صحیح و تدبیر درست ـ در فعالیت کشور وارد کنند. انتظار دوم این است که فعالیتهایی که در سالهای گذشته انجام گرفته است، کارهایی که دولت کرده است، سرمایه‌گذاریهای بزرگی که مسئولان گوناگون و آحاد مردم در بخشهای مختلف ـ چه سرمایه‌گذاری مادی، چه سرمایه‌گذاری معنوی ـ انجام داده‌اند، اینها به شکوفایی برسد و مردم نتایج آن را در زندگی خود حس کنند. لذا من امسال را «سال نوآوری و شکوفایی» می‌نامم و انتظار دارم که ان‌شاءالله هم در زمینه‌ی نوآوری و هم در زمینه‌ی شکوفایی، ملت ما شاهد نتایج شیرینی باشند.
 
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 88
ما بایستى الگوى مصرف را اصلاح کنیم. ما بایستى به سمت اصلاح الگوى مصرف حرکت کنیم. مسئولین کشور در درجه‌ى اول - چه قوه‌ى مقننه، چه قوه‌ى مجریه، و چه سایر مسئولین کشور؛ قوه‌ى قضائیه و غیر آنها - و اشخاص و شخصیتها در رتبه‌هاى مختلف اجتماعى، و آحاد مردم ما از فقیر و غنى، بایستى به این اصل توجه کنند که باید الگوى مصرف را اصلاح کنند. اینجور مصرف کردن در همه‌ى زمینه‌ها - در امور ضرورى زندگى، در زیادى‌هاى زندگى  - مصرف کردن بى رویّه و بدون منطق و بدون تدبیر عقلانى، به ضرر کشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. من از عموم مردم و بخصوص از مسئولین درخواست میکنم، خواهش میکنم که در این زمینه فعالیت خودشان را در این سال زیاد کنند، افزایش بدهند و براى اصلاح الگوى مصرف برنامه‌ریزى کنند. لذا من این سال را، سال «حرکت مردم و مسئولین به سوى اصلاح الگوى مصرف» میدانم.
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 89
امسال براى اینکه ما بتوانیم آنچه را که در این دعاى شریف به ما تعلیم داده شده است و وظیفه‌ى ماست، انجام بدهیم، براى اینکه بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیتهاى کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم به اینکه همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکم‌تر و پرتلاش‌تر کنیم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذارى میکنم. به امید اینکه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سیاسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولین کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپیمایند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزدیکتر شوند. ما به این همت مضاعف نیازمندیم. کشور به این کار مضاعف نیازمند است.
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 90
همین تحریمهائی که دشمنان ملت ایران زمینه‌سازی کردند یا آن را بر علیه ملت ایران اعمال کردند، به قصد این بود که یک ضربه‌ای بر پیشرفت کشور ما وارد کنند و آن را از این حرکت شتابنده باز بدارند. البته خواسته‌ی آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحریمها آن نتیجه‌ای را که انتظار داشتند، بگیرند و تدابیر مسئولان و همراهی ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد؛ اما دنبال میکنند. لذا این سال جاری را که از این لحظه آغاز میشود، ما بایستی متوجه کنیم به اساسی‌ترین مسائل کشور، و محور همه‌ی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است. لذا من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میکنم و از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه‌ی اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.
 
 پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 91
اگر ما توانستیم تولید داخلى را رونق ببخشیم، مسئله‌ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقیقى کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که دشمن با مشاهده‌ى این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتى دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ى دشمن، کید دشمن هم تمام خواهد شد.
بنابراین همه‌ى مسئولین کشور، همه‌ى دست‌اندرکاران عرصه‌ى اقتصادى و همه‌ى مردم عزیزمان را دعوت میکنم به این که امسال را سال رونق تولید داخلى قرار بدهند. بنابراین شعار امسال، «تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى» است.
 
منبع: پایگاه اطلاع ‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌ الله‌ العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

[پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 ]  [2:32 PM]  [علی فنودی]

ویسنده: دکتر سید احسان خاندوزی 

 
 
 
 
1. حماسه اقتصادی حاصل از تولید ملی در ایران چند گونه دشمن و مانع دارد. برخی از آن‌ها نیازمند اصلاح قانون است، بعضی محتاج تغییر رویه‌های اداری است، برخی را با سیاست‌های جدید درمان می‌کنند و بعضی دیگر با فرهنگ‌سازی علاج می‌شوند. از تمام این دشمنان سخت‌جان‌تر آن‌هایی هستند که تمام ساختار اقتصاد و مناسبات دولت با جامعه را به زیان تولید و نوآوری، دگرگون می‌سازند و انگیزه‌های مولد را سرکوب می‌کنند. شناخت چنین بیماری‌های مهلک، اما به ظاهر شیرین، از سوی یک جامعه‌ی کوته‌نگر و نابالغ ممکن نیست و مداوای آن نیز تنها با تغییر دولت و قانون میسر نخواهد بود. جهش درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران، از این دست بلیه‌هاست و چنین تأثیرات مانایی به زیان تولید داخلی دارد.
 
2. تلقی کلاسیک از بیماری هلندی آن است که در اثر جهش درآمدهای صادرات منابع طبیعی:
* اولاً شکافی بین بازده آن بخش و دیگر بخش‌های اقتصادی پدید می‌آید که عوامل تولید را به آن سو سرازیر می‌کند و موجب تضعیف نسبی بخش کشاورزی و صنعت می‌شود.
* ثانیاً جهش درآمدهای صادراتی موجب جهش تقاضای داخلی می‌شود که در پی آن، افزایش واردات کالاهای قابل‌ مبادله و رشد قیمت کالاهای غیرقابل مبادله را به دنبال دارد که باز سرمایه‌ها را به سمت بخش غیرقابل مبادله، مانند زمین و مسکن سوق می‌دهد.
* ثالثاً به دلیل تمرکز رانت درآمدهای نفتی در دستان محدود، یک ساخت مشوق رانت‌جویی پدید می‌آورد (مگسان‌اند گرد شیرینی) که به دنبال خود تأثیرات سیاسی روشنی دارد.
* رابعاً جهش عرضه‌ی ارز به تقویت کاذب پول ملی و در نتیجه، ارزان شدن واردات و تضعیف تولید داخلی دامن می‌زند.
* خامساً لزوم تبدیل حجم هنگفت ارز به پول داخلی برای مصارف دولت، به افزایش دارایی ارزی بانک مرکزی و رشد پایه‌ی پولی می‌انجامد که نتیجه‌ای جز تورم ندارد.
به بیان دیگر، در بیماری هلندی، تمام راه‌ها به سمت تضعیف تولید ملی و تداوم تورم ختم می‌شود. برخی صاحب‌نظران خارجی از القابی مانند «کشاورزی‌زدایی» یا «صنعت‌زدایی» برای بیان آثار بیماری هلندی استفاده می‌کنند.
 
3. از همه‌ی این پیامدها ناگوارتر، آن سرمستی ناشی از فزونی درآمدهای بی‌زحمت است که تعقل دولت‌ها را مختل می‌سازد؛ به نحوی که خود را از مصلحت واقعی تولیدکنندگان و موعظه‌های کارشناسان بی‌نیاز می‌بینند. پدیده‌ی «توهم بی‌نیازی» دولت‌های نفتی دو جهت دارد:
* نخست بی‌نیازی از رونق کسب‌وکار داخلی، زیرا بدون افزایش تولید و مالیات، امکان بیشتر خرج کردن را به دولت می‌دهد.
* دوم بی‌نیازی از دقت‌های کارشناسانه، زیرا درآمد هنگفت نفت سرپوشی بر ناکارآمدی‌ها خواهد بود. شما اگر تنها به قدر یک بار آسفالت بزرگراه بودجه داشته باشید، حتماً دقت کارشناسانه‌ی بیشتری دارید تا زمانی که می‌توانید در صورت خراب‌ شدن آسفالت، ده بار دیگر آن را بازسازی کنید. بدین ترتیب، ساختاری بنا می‌شود که با مراعات صرفه‌وصلاح بیگانه است؛ هرچند در ظاهر توصیه به رعایت بیت‌المال نماید! توهم بی‌نیازی، سر از طغیان درخواهد آورد (سوره‌ی علق، آیات 6 و 7).
 
4. بیماری هلندی اتفاقی نیست که هر روز بیفتد، زلزله‌ای است که هر چند سال رخ می‌دهد، اما ویرانی‌هایش تا سال‌ها گریبان‌گیر ماست. برخی بیماری هلندی را با وابستگی به نفت یکسان می‌پندارند، در حالی که شرط وقوع بیماری هلندی، جهش یک‌باره‌ی درآمدهای نفت و گاز است و جهش هر سال رخ نمی‌دهد. در تاریخ نفت، نزدیک‌ترین جهش‌ها حداقل شش سال با هم فاصله داشته‌اند (شوک 1973 و 1979) و طی سال‌های پس از انقلاب اسلامی، ما تنها شاهد دو جهش شدید قیمت نفت بوده‌ایم (1359 و 1385). این جهش درآمدهاست که برای دولت‌ها همانند یک مسکر عمل می‌کند و تقاضای داخلی را نیز ناگهان بالا می‌برد و عرضه‌ی ارز را دچار شوک می‌کند و آن نتایج را به دنبال دارد. بنابراین اگر هر سال درآمد صادرات نفت و گاز یکی دو درصد افزایش یابد، تأثیرش بر ساختار اقتصاد دقیقاً مشابه جهش یک‌باره‌ی درآمد نفت نیست.
 
5. از سوی دیگر، پیامدهای بیماری هلندی برای تمام اقتصادهای نفتی یکسان نیست. اگر می‌بینیم که در عربستان و کویت و قطر و امارات کمتر سخنی از بیماری هلندی به گوش می‌رسد، ناشی از آن است که در آنجا مشکلی به نام بیکاری وجود ندارد تا تضعیف تولید داخلی نگران‌کننده باشد و از اساس، کشاورزی و صنعت قابل توجهی وجود نداشته است که نفت آن‌ها را تخریب کند. در یک جمعیت کوچک، همگان برای ساکت شدن و راضی ماندن، بهره‌ای از آن رانت هنگفت دارند. نه تنها آن‌ها در داخل کشورشان خشنودند، بلکه شرکت‌های چندملیتی (که تولیدکننده‌ی اصلی در داخل آن کشورند) و بانک‌های خارجی (که حساب نفت امیرنشینان را نگهداری می‌کنند) همگی از شوک‌های مثبت نفتی خشنودند.
 
6. در این میان، بیش از همه، اقتصادهایی از بیماری هلندی در رنج و عذاب‌اند که اولاً جمعیت قابل توجهی دارند؛ ثانیاً غیر از نفت، صاحب چیز دیگری از خود هستند، یعنی کشاورزی و صنعت؛ و ثالثاً سهم عمده‌ی درآمدهای ارزی آن‌ها و منابع دولت آن‌ها وابسته به نفت است. در نتیجه اگر عامل اول و دوم (جمعیت، صنعت و کشاورزی) برای اقتصاد ایران یک برگ برنده است، تنها راه در امان بودن از این بیماری، کاهش سهم نفت از درآمدهای ارزی (رشد صادرات غیروابسته به نفت) و کاهش سهم آن در منابع دولت (پایبندی به عدم ورود منابع صندوق توسعه‌ی ملی به بودجه و در مقابل حمایت از تولید داخل و در نهایت، رشد درآمد مالیاتی) است.
 
7. در سال تولید ملی، گرچه شاهد جهش درآمدهای نفت و گاز نبودیم، بلکه به عکس، تشدید تحریم‌ها به کاهش این درآمدها منجر شده است، اما همچنان بخش وسیعی از مشکلاتی که با آن مواجهیم، پیامد زلزله‌ی بیماری هلندی در سال‌های 1385 و 1386 است. اگر عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود، این بار و در سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی باید چنان کمربندهای قانونی و نهادی و سیاسی را ببندیم که در صورت مواجهه با شوک نفتی آتی، دیگر بار تولید ملی و رفاه مردم را به مسلخ نبریم. کسی از زمان شوک نفتی آینده باخبر نیست، اما برای اقتصاد ایران لازم نیست تنها منتظر شوک قیمت جهانی نفت باشیم، فردای برداشتن تحریم صادرات نفت و گاز، شوک مثبت درآمدهای نفتی برای ایران حاصل خواهد شد، بدون آنکه قیمت جهانی نفت تغییری کرده باشد. باید برای آن روز به فکر سازوکارهایی باشیم که سکر نفتی بر تعقل دولت و مجلس ما چیره نشود.
منبع:  سایت تحلیلی تبیینی برهان

[پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 ]  [2:30 PM]  [علی فنودی]
تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4