حماسه
 
حماسه

اسفندیار دولت با داشتن مسئولیت‌های فراوان در دولت نهم و دهم، اکنون به نظر می‌رسد که تصمیم به حضور در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را دارد تا خود نقش اصلی‌اش را ایفا کند.

به گزارش خبرنگار احزاب باشگاه خبرنگاران،اسفندیار رحیم مشایی (زادهٔ آبان ۱۳۳۹ در روستای مشا از توابع رامسر) رئیس دبیرخانهٔ جنبش عدم تعهد، مشاور رییس‌جمهور، دبیر کمیسیون فرهنگی دولت، ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری، رئیس کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی، جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، رئیس مرکز ملی جهانی‌شدن، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت ایران و نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور خاورمیانه است.
 
او در زمان شهرداری محمود احمدی‌نژاد رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بود. در دولت اول احمدی‌نژاد مشایی ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران را بر عهده داشت. وی در تیرماه ۱۳۸۸ معاون اول رئیس‌جمهور شد. اما پس از یک هفته از حکم حکومتی مقام معظم رهبری، مبنی بر برکناری مشایی از این سمت، رحیم مشایی از پست خود استعفا داد و ساعتی بعد از سوی احمدی‌نژاد به عنوان رئیس دفتر ریاست جمهوری منصوب شد. او در رشتهٔ مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان تحصیل کرده و پدر عروس احمدی‌نژاد است. از وی به عنوان یار همیشگی محمود احمدی‌نژاد یاد می‌شود. رحیم‌مشایی از سوی اصول گرایان منتقد دولت احمدی نژاد به رهبری طیف موسوم به جریان انحرافی متهم می‌شود.

ابتدای زندگی
 
آنگونه كه سايت اسفندیار رحیم مشایی آورده،‌ وي در آبان ماه سال ۱۳۳۹ در رامسر متولد شد. در نوجوانی به خوبی قرآن را تلاوت می‌کرد و در ‏هیات‌های مذهبی مداحی اهل بیت را می‌گفت. او در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ۱۸ سال داشت. مشایی که در فضای داغ آن ‏روزها از ۱۵ سالگی برای مردم شهر و روستا سخنرانی کرده بود، در بحبوحه انقلاب تبدیل به سخنرانی قهار و محور ‏اقدامات انقلابی شهر شد. راه‌اندازی راهپیمایی‌ها، نوشتن بیانیه‌ها و پخش اعلامیه‌های آیت‌الله خمینی، برگزاری هیأت ‏مذهبی و مراسم خواندن دعای کمیل و ندبه از جمله فعالیت‌های او پیش و در اوایل انقلاب اسلامی است.

او سابقه دستگیری ندارد ‏و خود می‌گوید که چندین بار از خطر ساواک رهایی یافته‌ است. مهندسی الکترونیک را از دانشگاه صنعتی ‏اصفهان گرفته‌ است و در همین زمان در اطلاعات پایگاه بسیج مسجدالمهدی مرداویج اصفهان و ماجرای مهدی هاشمی حضوری فعال داشت. او نیز چون دیگر همراهان احمدی نژاد، در سال‌های ۶۵-۶۶ دوباره به تحصیل روی آورده ‏است. ‏وی پیش از تاسیس وزارت اطلاعات به سیستم اطلاعات-امنیتی که در کشور توسط نهادهایی چون سپاه راه اندازی شده ‏بود، پیوست.

رحیم مشائی در اطلاعات سپاه رامسر به فعالیت پرداخت. وی سپس به دلیل بحرانی که اوایل انقلاب علی ‏الخصوص در سال‌های ۵۸ تا ۶۱ گریبان مناطق کردنشین را گرفته بود، به دعوت سردار محمدرضا نقدی به کردستان رفت تا در ‏سمت معاون اطلاعات واحد کومله اطلاعات سپاه مستقر در قرارگاه حمزه سیدالشهداء شروع به فعالیت کند. مقارن با ‏فرمانداری محمود احمدی نژاد در ماکو، وی عضو شورای تامین استان آذربایجان غربی بود. حسین الله کرم درباره آشنایی ‏احمدی نژاد و مشائی می‌نویسد: «احمدی‌نژاد فرماندار خوی بود و مشایی عضو شورای ویژة ‏تأمین استان. این آشنایی ‏سبب گشت تا بعدها احمدی‌نژاد (شهردارتهران) به سبب شناختی که از سبک کار فرهنگی ‏او در کردستان داشت او را به ‏سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران فراخواند.» وی با نام مستعار مرتضی محب الاولیاء در مناطق کردنشین به ‏اقدامات امنیتی-اطلاعاتی دست زد.

او با نام اصلی ‏اش یعنی اسفندیار رحیم مشائی عضو شورای تامین استان آذربایجان غربی نیز بود. پس از تشکیل وزارت اطلاعات در سال ۶۳، رحیم مشائی «مسئول تدوین استراتژی ‏نظام جمهوری اسلامی در خصوص اکراد ایرانی» بود. ‏در زمان تصدی «محمد محمدی ری شهری» بر وزارت اطلاعات، وی مسئولیت «مناطق بحرانی کشور» و را عهده دار ‏بود. او همچنین از موسسین «موسسه مطالعات علمی» (در سال ۷۶) وابسته به وزارت اطلاعات است که عمده فعالیت اش ‏تحقیق و پژوهش و ارائه راهکار در خصوص مسائل قومیت‌های ایرانی، شناخت بیشتر آنان و همبستگی ملی است. ‏وی سپس به وزارت کشور رفت و در دوران تصدی علی محمد بشارتی مدیرکل اجتماعی وزارت کشور شد و از آنجا ‏به رادیو پیام و سپس به شهرداری منتقل شد. رحیم مشائی تا اسفندماه سال ۱۳۸۸ به مدت ۲۰ سال، مدیر مسئول ماهنامه «سروه» بود. این نشریه با گستره ‏توزیع بین‌المللی در ایران و جهان منتشر می‌شود. زبان آن کردی سورانی است و به گویش کرمانجی نیز ده صفحه ‏مطلب منتشر می‌کند که اخیرا به صورت ویژه نامه کرمانجی ضمیمه مجله می‌شود. همچنین سرمقاله نشریه علاوه بر ‏کردی به زبان فارسی هم درج می‌شود. مشخصا در میان بدنه وزارت اطلاعات از او به عنوان کارشناس مسائل ‏کردستان یاد می‌شود.
 
دولت نهم
 
‏اسنفدیار رحیم مشائی با آغاز به کار دولت نهم و به دلیل آشنایی پیشین رئیس جمهوری با وی، در بدنه دولت جذب ‏شد و ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را عهده دار شد. وی همچون غلامحسین الهام ‏چندین شغل دارد؛ رییس مرکز مطالعات جهانی شدن، جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، ‏عضو شورای نظارت بر صداوسیما، عضو شورای فرهنگی دولت، نماینده رئیس جمهور در شورای نظارت بر ‏سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، عضو کمیسیونهای اقتصاد وفرهنگی دولت و در آخر ریاست کمیته ‏عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران-پاکستان-هند، از جمله این مشاغل است. رحیم مشائی همچنین عضو هیأت ‏مدیره موسسه «رایانه شهر» است. مدیر عامل این موسسه که در زمینه‌های مختلف علوم کامپیوتری فعالیت می‌کند ‏فردی به نام «خسرو کاظم آذربایجان» است و مشائی در کنار افرادی چون حمید بقایی، کاظم کیاپاشا، مجیدرضا ‏ربیعی و...، هیأت مدیره آن را تشکیل می‌دهند‏.

 
دولت دهم
 
مشایی از ۲۸ شهریور ۱۳۸۸ تا فروردین ۱۳۹۰ ریاست نهاد ریاست جمهوری را برعهده داشت. مشایی هم اکنون مسئولیت‌های زیر را برعهده دارد:

1.رئیس دبیرخانهٔ جنبش عدم تعهد (۱۱ آذر ۱۳۹۱)

2.رئیس دفتر رئیس‌جمهور (۳ مرداد ۱۳۸۸-۱۱ آذر ۱۳۹۱)

3.نمایندگی ویژه رئیس‌جمهور جهت تصمیم‌گیری در مورد نحوه اجرای اختیارات هیأت وزیران در امور نفت (۳۰ مهرماه ۱۳۸۸)

4.ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی (۱۰ آبان ۱۳۸۸)

5.دبیر کمیسیون فرهنگی دولت (۱۹ آذرماه ۱۳۸۸)

6.ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری (۶ اسفند ۱۳۸۸)

7.مسئولیت انتصاب مدیر عامل صندوق مهر امام رضا

8.مسئولیت کنترل و نظارت مرکز امور حقوقی بین‌المللی ریاست جمهوری

9.نماینده تام الاختیار رئیس‌جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور

10.رئیس کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی

11.عضویت در شورای فرهنگی دولت با حکم رئیس جمهور

12.رئیس کمیته ‏عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران – پاکستان - هند

13.نماینده رئیس‌جمهور در شورای نظارت بر صدا و سیما

14.جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور (۸ مرداد ۱۳۸۵)

15.رئیس مرکز ملی جهانی‌شدن (۹ دیماه ۱۳۸۶)

16.عضو کمیسیون اقتصادی دولت

17.نظارت برکار سخنگوهای دولت و رئیس شورای اطلاع رسانی دولت

18.نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور خاورمیانه
 

برخی سخنان و اقدامات جنجالی مشایی در دوران حضور دولت نهم انتقادات زیادی را برانگیخت. اظهاراتی همچون «دوران اسلام‌گرایی به پایان رسیده‌است. البته این دوره تمام نشده بلکه رو به پایان است.»، «جلوگیری از برپایی شادی اهانت به اسلام و استفاده از رنگ سیاه مکروه‌است.»، «آذربایجان غربی، ایلام و کرمانشاه متعلق به کردستان است و این قوم از برترین قوم‌های ایرانی است.»، «علی خامنه‌ای و احمد جنتی تا دو سال دیگر نخواهند بود که بتوانند از کاندیدا شدن برای ریاست جمهوری جلوگیری کنند»،«اگر حجاب الزام نداشت، چند درصد خانم‌ها با حجاب بودند؟»، «ملائکه مرتب در عرصه کشور در حال پرواز هستند.»، «چرا نمی‌توانید سحرم را باطل کنید و احمدی‌نژاد را نجات دهید؟»، «اهل سکته پکته هم نیستم، ولی باور کنید که به خاطر من بعضی‌ها سکته می‌کنند، بعداً می‌بینیم.»، «کسی که ریاضیات را درک نکند، بهشت را نخواهد دید.»،  «موسیقی را نمی‌فهمند و می‌گویند حرام است.»، «ایران امروز با مردم امریکا و اسرائیل دوست است.»، «شاید رازی و بوعلی سینا در عصر خود قامتی برجسته داشتند، اما قرار نیست افتخار هزار سال بعد آدمیان باشند.»، «"از ذکر چه می‌جویند شاعران، همان را بجویند از ایران" ایران ذکر است و تاریخ ایران آکنده از ایمان است.»، «انسان را که حذف کنیم، خدا خودش حذف می‌شود.»، «ما مردم امریکا را از برترین ملت‌های دنیا می‌دانیم.» و «نام خلیج فارس و دریای پارسی از ۳۰ میلیون سال پیش به موازات شکل‌گیری تمدن‌های انسانی در منطقه موجودیت یافته‌است.» 
 
اقداماتی همچون حضور در مجلس رقصی در ترکیه، مراسم حمل قرآن همراه با نوای دف، ادغام سازمان حج و زیارت با سازمان میراث فرهنگی گوشه‌ای از عملکرد جنجالی مشایی است. به نظر صاحب نظران سیاسی هیچ فردی به اندازه مشایی در تخریب اهداف اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران قدم بر نداشته‌است. همچنین می‌توان گفت که وی جنجالیترین فرد در دوران انقلاب است و سرپیچی‌های او از نظرات اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران بیش از بنی صدر می‌باشد. گفته می‌شود او برای برنامه‌ریزی‌های خود از مشورت مرتاضان هندی سود می‌برد.
 
اظهارنظر در مورد اسرائیل 
 
مشایی در اظهارنظری مردم اسرائیل را دوست خواند و با این اظهاراتش موجب برانگیخته‌شدن خشم بسیاری از کسانی شد که اسرائیل را دشمن خود می‌دانستند. در پی این ماجرا ۲۰۰ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با امضای بیانیه‌ای خواستار برخورد جدی با وی شدند. پس از انتشار این بیانیه، وی در ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ طیّ نامه‌ای به حداد عادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی واژهٔ اسرائیل در جهان امروز را منفورترین واژه‌ای دانست که مترادف نژادپرستی، خیانت، خشونت، مکر و فریب است.
 
وی با تکرار ادّعاهای خود با شدّت بیشتر در مرداد ۱۳۸۷، موجی از اعتراضات را علیه خود و دولت برانگیخت. بلافاصله پس از این ماجرا تجمّع دانشجویان روبه‌روی سازمان میراث فرهنگی برگزار گردید. حاشیه‌ها در مورد اظهارات وی تا جایی بالا گرفت که سید علی خامنه‌ای، در خطبه‌های نماز جمعه سخنان وی را کاملاً اشتباه دانسته و خواستار پایان‌بخشی به این حواشی که در موارد زیادی با استناد به آن دولت تخریب می‌گشت، شد. این در حالی است که محمود احمدی‌نژاد از سخنان مشایی دفاع کرده بود. پس از آن نمایندگان مجلس که به دنبال سئوال از رئیس جمهور در مجلس بودند، آن را از دستور کار مجلس خارج کردند. وی برای بیان توضیحات در مورد سخنانی که گفته‌است به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ایران دعوت شد.

انتهای پیام/

 


[دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ]  [7:31 PM]  [علی فنودی]

منوچهر متکي نايب رئيس جبهه پيروان خط امام و رهبري، کانديداي انتخابات رياست‌جمهوري در ائتلاف اکثريت اصولگريان است.

به گزارش خبرنگار احزاب باشگاه خبرنگاران"منوچهر متکي" نايب رئيس جبهه پيروان، کانديداي انتخابات رياست‌جمهوري در ائتلاف اکثريت اصولگريان است.

منوچهر متکی به تاریخ سوم فروردین یکهزار و سیصد و سی و دو در روستای گز، شهرستان بندر گز، استان گلستان (شرق مازندران سابق) متولد شد. پدرش محمدعلی ابتدا در آسیاب پدری و برای مدتی در راه‌آهن بندر گز به کارگری مشغول بود. او 40 سال باقیمانده عمرش را نیمی به کشاورزی و نیم دیگر تا 1370 با فروش زمین کشاورزی به کاسبی در مغازه کوچکی در بندر گزر روزگار گذراند.

مادرش لیلا فرزند کربلایی محمد علی تمسکنی پس از آموزش قرآن نزد مادر همسرش حلیمه همه عمر به ذکر مدح و مصیبت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) پرداخت و در سال 1382 به سرای باقی شتافت.

این نوزاد که در یک سالگی به همراه پدر و مادرش در بندر گز ساکن شد، تحصیلات ابتدایی تا سال پنجم دبیرستان را در مدارس بندر گز گذراند و در سال 1350 دیپلم خود را از دبیرستان شهریار مشهد اخذ نمود. یک سالی قبل از رفتن به خدمت سربازی به عنوان معلم کلاس پنجم دبستان اسلامی تازه تأسیس جعفری در گنبد کاووس اشتغال داشت و در مهرماه 1351 پس از طی دوره 6 ماهه آموزش نظامی در پادگان گرگان به مدت یک سال و نیم تحت عنوان معلم سپاهی دانش در روستای قلعه‌نو و هاشم‌آباد بخش طرقبه مشهد خدمت نمود.

منوچهر متکی در آذرماه 1353 به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به مدت دو سال در روستاهای سرکلاته خرابشهر (شهرستان کردکوی) و کارکنده (شهرستان بندر گز) در مقاطع ابتدایی تدریس نمود.

وی برای ادامه تحصیل ابتدا قصد عزیمت به ایتالیا را داشت، اما پس از فراهم نشدن مقدمات آن، در سال 1355 راهی هندوستان شد و در رشته علوم اجتماعی در دانشگاه بنگور ثبت‌نام کرد.

منوچهر متکی در 23 بهمن سال 1357 (روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران) به همراهی جمعی از دانشجویان و از طریق مرزهای زمینی و مسیر افغانستان عازم مشهد و نهایتا در روز اول اسفند 1357 وارد تهران شد و در اقامتی یک ماهه امور فرهنگی و دانش‌آموزی کمیته 9 در منطقه منیریه تهران را به همراه دیگر دوستان دانشجو برعهده گرفت.

وی شش ماهه نخست سال 1358 را در مراجعت به زادگاهش (بندر گز) با خدمت داوطلبانه در حوزه‌های مختلف مورد نیاز سپری کرد. مشارکت در تشکیل سپاه پاسداران، تأسیس حزب جمهوری اسلامی و برگزاری جلسات مختلف مرتبط با مناسبت‌های انقلاب اسلامی از جمله فعالیت های وی در این مقطع به شمار می آیند. با فرا رسیدن ماه مهر و شروع فصل مدارس به پیشنهاد دوستان خود در آموزش و پرورش، منوچهر متکی ضمن اعاده به کار معلمی، تدریس در دبیرستان‌های منطقه بندر گز را آغاز نمود. در نیمه دوم سال 1358 دو رخداد مهم در زندگی متکی رخ داد:

1- رخداد نخست در این سال شرکت متکی در انتخابات زندگی خانوادگی بود. وی با خانم طاهره نظری ازدواج نمود و حاصل این ازدواج دو فرزند پسر و دختر است. خانم نظری فرزند معلم شهید حاج‌یوسف نظری و از دوستان نزدیک و خانوادگی پدر منوچهر متکی بود که تنها دو سال بعد از شروع جنگ تحمیلی بعد از چند بار عزیمت داوطلبانه به جبهه دفاع مقدس در شهریور 1361 در جایگاه رفیع شهادت آرام گرفت.

2- دومین رخداد در زندگی منوچهر متکی در سال 1358 ورود به عرصه رقابت انتخاباتی دوره اول مجلس شورای اسلامی با پیشنهاد و اصرار بزرگان و مردم منطقه بود. متکی در این مهم‌ترین انتخابات سیاسی زندگی خویش نیز به مدد الهی و حمایت مردم متدین و انقلابی منطقه موفق بود.

دوره چهار ساله اول مجلس شورای اسلامی را باید جزو پرحادثه‌ترین و تحولات عظیم در ارتباط با انقلاب اسلامی در دوره‌های انقلاب برشمرد. سپردن رسیدگی به پرونده گروگان‌های آمریکایی در ایران به مجلس از سوی امام خمینی(ره) و مذاکرات منتهی به بیانیه الجزایر، آغاز جنگ تحمیلی با تجاوز رژیم صدام به جمهوری اسلامی، ایجاد و تشدید اختلافات داخلی، صدور رأی عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر و برگزاری دومین دور انتخابات ریاست جمهوری با ورود سازمان منافقین به فاز مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی و انفجار جلسه بخش مهمی از مسؤولان نظام در حزب جمهوری اسلامی، انفجار ساختمان نخست‌وزیری و هزاران ترور کور در کشور ازجمله رویدادهای مهمی است که در این دوره به وقوع پیوست که برای منوچهر متکی، جوانی که با رأی مردم به مهم‌ترین مرکز تصمیم‌سازی کشور وارد شده بود، تجربه‌های گرانسنگی را با وجود تلخی بسیاری از این حوادث رقم زد.

متکی که نیمی از دوره نمایندگی خود را عضو هیأت‌رئیسه مجلس بود، در پایان این دوره که در ششم خرداد 1363 به پایان رسید، از سوی نهادهای مختلفی دعوت به کار شد. وی در نهایت با توجه به عضویت چهار ساله‌اش در کمیسیون سیاست خارجی مجلس دعوت وزیر وقت امور خارجه را پذیرفت و از تاریخ 7 خرداد همان سال رسما به وزارت امور خارجه منتقل شد.

منوچهر متکی از تاریخ فوق تا زمان منفک شدن از وزارت امورخارجه یعنی آذرماه 1389 به مدت حدود 27 سال کارمند این وزارت خانه بود. برای او حضور مستمر در یکی از حساس‌ترین و سیاسی‌ترین وزارتخانه‌های کشور فرصت مغتنمی برای تجربه‌اندوزی در حوزه روابط خارجی اعم از دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی بود.

متکی در ورود به وزارت امور خارجه و در پذیرش نخستین مسئولیت اجرایی ترجیح داد به جای پذیرش پست سفارت و اعزام به کشور ونزوئلا، مسئولیت یکی از ادارات سیاسی (اداره هفتم) در مرکز را انتخاب و به این ترتیب عملا با کارکرد دیپلماسی آشناتر شود. وی یک سال بعد در تیرماه 1364 با معرفی وزیر امور خارجه و تأیید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ریاست‌جمهوری وقت، به‌عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در ترکیه عازم آنکارا شد.

چهار سال حضور منوچهر متکی در ترکیه با رشد تفکر و بیداری اسلامی در بدنه اجتماعی و سیاسی مردم ترکیه همراه بود که بعدها پیروزی حزب رفاه و متعاقبا حزب عدالت و توسعه در حقیقت محصول تلاش بیدارگران اقالیم قبله (پیشگامان بیداری اسلامی) در این کشور اسلامی بود. روابط تجاری و اقتصادی ایران و ترکیه در دوران سفارت منوچهر متکی از چند ده میلیون دلار قبل از انقلاب اسلامی به مرز 3 میلیارد دلار در آن زمان رسید.

منوچهر متکی در بازگشت از ترکیه در سال 1368 برای مدتی به سمت مدیرکل اروپای غربی وزارت امور خارجه منصوب و سپس معاونت امور بین‌الملل وزارت امور خارجه را به مدت سه سال عهده‌دار شد.

از اقدامات ماندگار در دوره 3 ساله معاونت امور بین‌الملل منوچهر متکی، جدی و برنامه‌ای شدن کار با دو مجموعه مهم سازمان همکاری اسلامی و جنبش غیر متعهدها از یک‌سو و حضور فعال‌تر در سازمان ملل و پرهیز از سیاست صندلی خالی در این سازمان‌ها از سوی دیگر بود.

طراحی سیاست تهاجمی در موضوع حقوق بشر به‌عنوان ابزاری سیاسی در دست غرب و پایش وضعیت حقوق بشر در کشورهای غربی و تدوین منشور حقوق بشر اسلامی در سازمان کنفرانس اسلامی، تصویب میزبانی و ریاست سازمان کنفرانس اسلامی در تهران (در سال 1376) به مدت سه سال و قرار گرفتن در جایگاه ده کشور اول تأثیرگذار در جنبش غیرمتعهدها، ایفای نقش کلیدی در مذاکرات مربوط به تدوین کنوانسیون جامع انهدام سلاح‌های شیمیایی تا سال 2012 و برگزاری بزرگترین اجلاس اقتصادی کشورهای در حال توسعه گروه 77 و چین در تهران را می‌توان به عنوان بخشی از این اقدامات نام برد.

ادامه مذاکرات صلح با رژیم عراق در چارچوب قطعنامه 598 و مکاتبات فی‌مابین روسای‌جمهور دو کشور و شروع آزادسازی اسرا و سفر نخستین هیأت جمهوری اسلامی ایران به ریاست وی به عراق، اشغال کویت، جنگ بالکان و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق ازجمله رخدادها و تحولات شگرف سیاسی، امنیتی در سطح منطقه و جهان بودند که در دوران سه ساله حضور منوچهر متکی در سمت معاونت امور بین‌الملل وزارت امور خارجه اتفاق افتاد.

وی در این دوره سه ساله دو بار در اجلاس سران جنبش غیر متعهدها (در بلگراد و جاکارتا) و یک بار در اجلاس سران کنفرانس اسلامی ( در داکار) ریاست هیأت کارشناسان ارشد کشورمان را برعهده داشت و در بیش از 20 نشست مختلف بین‌المللی در سطوح متفاوت حضور و مشارکت داشت.

منوچهر متکی در این دوره با استفاده از فرصت ایجاد شده در کنار جمعی از معاونین و مدیران ارشد وزارت امور خارجه دوره کارشناسی ارشد روابط بین الملل را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران طی نمود.

وی در نیمه دوم سال 1371 به‌عنوان معاون حقوقی کنسولی و امور مجلس وزارت امور خارجه به مدت دو سال انجام وظیفه نمود و در سال 1373 به عنوان سفیر کبیر جمهوری اسلامی ایران راهی کشور ژاپن شد.

بهبود و تقویت مناسبات فیمابین وزارت امور خارجه و مجلس چهارم، تشکیل ستاد حقوقی با بهره‌گیری از صاحبنظران مجرب برای تدوین مستندات پیرامون جزیره ایرانی بوموسی و طراحی روابط صمیمانه با هموطنان ایرانی در خارج از کشور و صدور گذرنامه برای همه ایرانیانی که در خارج از کشور به دلایلی فاقد گذرنامه بودند بخشی از اهداف و برنامه‌های متکی در حوزه معاونت جدید وزارت امور خارجه بود.

در دوره پنج ساله سفارت منوچهر متکی در ژاپن، روابط تهران - توکیو با وجود مواجه شدن با تشدید تحریم‌های یکجانبه آمریکا در دوره بیل کلینتون (طرح داماتو در سال 1995)، در تدبیری هوشمندانه روند رو به رشد خود را ادامه داد. شرکت‌های ژاپنی تعهدات ده میلیارد دلاری خود برای اجرای پروژه‌های زیربنایی در ایران را عملیاتی نمودند و برای نخستین بار صنایع مخابرات ایران از انحصار یک کشور اروپایی خارج و از تکنولوژی پیشرفته ژاپن ضمن تامین اعتبار از منابع ژاپنی بهره گیری نمود. همچنین ایران از مقام چهارم تامین کننده نفت ژاپن به جایگاه سوم ارتقاء و رایزنی‌های سیاسی بین دو کشور روندی تازه یافت.

متکی در بازگشت از ژاپن در سال 1378 به مدت دو سال مشاور وزیر امور خارجه در امور بین‌المللی بود. یکی از موارد مهم پیگیری شده در این دوره، اجرایی شدن مصوبه مجلس شورای اسلامی در مورد دعاوی آن دسته از ایرانیانی بود که در اقدامات تروریستی مورد حمایت ایالات متحده آمریکا خسارت دیده‌ بودند. در حقیقت قانون فوق اقدامی با هدف مقابله به‌مثل با آمریکا بود با توجه به اینکه دولت آمریکا از طریق محاکم قضایی خود احکامی علیه دولت جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با اتباع آمریکایی که در مناطق مختلف جهان کشته می‌شدند، صادر می نمود. پرونده‌های اتباع ایران از کودتای 28 مرداد تا تروهای کور منافقین مورد حمایت آمریکا را شامل می‌شد.

منوچهر متکی در سال‌های 1380 و 1381 به دعوت رئیس جدید سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مسئولیت معاونت ارتباطات با امور بین‌الملل این سازمان را پذیرفت. وی با حضور در شورای مرکزی هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی و متعاقبا آبادگران ایران اسلامی در انتخابات دوره هفتم مجلس شرکت و در هفتم خرداد 1383 به عنوان نماینده مردم تهران وارد مجلس شورای اسلامی شد.

منوچهر متکی در جمع 30 نفره نمایندگان تهران، شمیرانات ری و اسلامشهر به‌عنوان دبیر مجمع هماهنگی ارتباط با مردم را بزرگترین حوزه انتخابیه کشور را از یک‌سو و ارتباط با مسئولان شورای هماهنگی در مناطقه 30گانه این حوزه را برعهده داشت. وی همچنین با توجه به سوابق کاری، ریاست کمیته روابط خارجی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خاجی را در مدت حضور در مجلس هفتم عهده‌دار بود.

منوچهر متکی از تاریخ 3 شهریور 1384 لغایت 22 آذر 1389 به عنوان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در دولت‌های نهم و دهم انجام وظیفه نمود.

شرح فعالیت‌های سیاسی منوچهر متکی از سنین نوجوانی تا ورود به مجلس اول شورای اسلامی (1359-1347) و نیز اقدامات دوران 5 سال و اندی سکانداری دستگاه دیپلماسی کشور دفترهای متعددی را می‌طلبد که در گنجایش سیاهه مختصر زندگینامه نمی‌گنجد.

سوابق مدیریتی و اجرایی در یک نگاه:

1. معلم وزارت آموزش و پرورش: 1353
2. نماینده مجلس شورای اسلامی (دوره اول، عضو کمیسیون سیاست خارجی و عضو هیئت رئیسه مجلس): 1359
3. رئیس اداره هفتم سیاسی- وزارت امورخارجه: 1363
4. سفیر جمهوری اسلامی ایران در ترکیه: 1364 
5. مدیر کل اروپای غربی وزارت امورخارجه: 1368  
6. معاون امور بین الملل وزارت امورخارجه: 1368   
7. معاون حقوقی، کنسولی و امور مجلس وزارت امورخارجه: 1371
8. سفیر جمهوری اسلامی ایران در ژاپن: 1373
9. مشاور وزیر امورخارجه: 1378 
10. معاون ارتباطات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی: 1380
11. نماینده مجلس شورای اسلامی (دوره هفتم - رئیس کمیته روابط خارجی کمیسیون سیاست خارجی): 1383
12. وزیر امور خارجه در دولت نهم و دهم: 1384-1389

منوچهرمتکي در روز 8 اسفند 1391 سال جاري رسما با صدور پيامي براي ورود به انتخابات رياست‌جمهوري اعلام کانديداتوري کرد.

انتهاي پيام/

 


[دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ]  [7:30 PM]  [علی فنودی]

کامران باقري لنکراني با اعلام حضور در انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري قصد دارد از عرصه پزشکي و بهداشتي وارد دنياي سياست شود.

به گزارش خبرنگار حوزه احزاب باشگاه خبرنگاران؛ "کامران باقری لنکرانی" متولد سال ۱۳۴۴ در تهران است. 

وی مدرک دیپلم خود را از دبیرستان شبانه‌روزی نمونه توحید شیراز، مدرک دکترای حرفه‌ای پزشکی خود را در سال ۱۳۶۸ از دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مدرک تخصص بیماری‌های داخلی را در سال ۱۳۷۱ از دانشگاه علوم پزشکی شیراز(با رتبهٔ اول کشور) و مدرک فوق تخصص بیماری‌های گوارش و کبد را در سال ۱۳۷۵ از دانشگاه علوم پزشکی شیراز اخذ کرد. 

وی در حال حاضر رئیس "مرکز تحقیقات سلامت" در دانشگاه علوم پزشکی شیراز است.

اوایل سال ۹۲ بحث‌هایی پیرامون رتبه دانشگاهی ایشان مطرح شد که تاکنون هیچ تایید و تکذیبی از مراکز مرتبط انجام نشده است.

طبق پایگاه PUBMED ایشان دارای مقالات مختلفی در زمینه‌های بیماری‌های داخلی، عفوني، ارتوپد، اعصاب و روان، سیاست‌گذاری‌های درمان عمومی در مجلات مختلف داخلی و خارجی است. بیش از نیمی از مقالات وي در مجلات داخلی چاپ شده است.




مسئولیت‌های لنکرانی

باقري‌لنکرانی در دوران دانشجویی خود، دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و سپس عضو شورای مرکزی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان بود. 

پس از آن به سمت معاونت دانشگاه علوم پزشکی شیراز رسید. همچنین مدتی بعنوان ریاست بیمارستان نمازی شیراز  ایفای مسئولیت کرد.

با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴، کامران باقری لنکرانی به عنوان وزیر بهداشت دولت نهم انتخاب شد. اما در دولت دهم، جای خود را به "مرضیه وحید دستجردی " داد تا اولین زنی باشد که در ایران به مقام وزارت می‌رسد. 

گفتني است وي سخنگوي جبهه پايداري نيز بوده است که از يک ماه پيش جاي خود را به اميرحسين قاضي‌زاده داده است. 

حسین جلالی ، رییس دفتر "محمدتقی مصباح یزدی " در ٢٤ فروردین ، خبر از نهایی شدن کاندیداتوری باقری لنکرانی به عنوان نامزد "جبهه پایداری"  داد و گفت خبر رسمی این موضوع در روز اول اردیبهشت در تالار وحدت تهران اعلام شده است.






زندگی لنکرانی از زبان خودش

"کامران باقری لنکرانی"  درباره بخشی از زندگی خود  مي‌گويد: پدر بنده در خارج از کشور سکونت دارد و ما از سال 1356 جدا از یکدیگر زندگی می‌کنیم؛ اما این داستان یک مقدمه دارد؛ پدرم قبل از انقلاب در صنعت آلومینیوم به عنوان یک کارگر کار خود را آغاز کرد اما به دلیل پشتکار و توان فنی توانست برای خود کارگاه و کارخانه‌ای ایجاد کند؛ اما قبل از انقلاب فضای صنعت آلومینیوم انحصاری بود و شرایطی پیش آمد که ایشان احساس کرد دیگر نمی‌تواند در ایران زندگی کند.

 وي ادامه داد: بنابراین پدرم سال 53 به خارج از کشور رفت و در سال 54 به ایران بازگشت؛ اما سال 55 مجددا به آمریکا بازگشت و زمانی که شرایطی باثبات برای کارشان فراهم شد از ما خواستند که به همراه مادر، خواهر و برادرمان به آمریکا برویم؛ بنابراين ما تا سال 56 در آمریکا اقامت کردیم.

 لنكراني افزود: سال 56 بود که مادر مرحومم پس از یک سال سکونت در آمریکا به پدرم گفتند که ما نمی‌توانیم در اینجا زندگی کنیم و شرایط اینجا برای زندگی مناسب نیست و ما اذیت می‌شویم و در واقع توجه ایشان به تربیت فرزندان و فضای فرهنگی آمریکا بود، اما پدرم با توجه به شرایط ایران که درباره کارشان وجود داشت حاضر به بازگشت نشدند.

وي تصريح کرد: پدرم به ما گفتند که شما آزاد هستید که به ایران بازگردید؛ مادرم به ما گفتند شما آزاد هستید که هر طور می‌خواهید تصمیم بگیرید؛ بنابراين ما نیز همراه مادرمان به ایران بازگشتیم؛ بنابراين طلاق به معنی قانونی اتفاق نیفتاد؛ اما دو مسیر متفاوت طی شد. 

انتهاي پيام/

 


[دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ]  [7:28 PM]  [علی فنودی]

"مصطفي کواکبيان" در خانواده‌اي متدين در اسفند 1341 در محله جهاديه شهر سمنان متولد شد؛ وي پنجمين فرزند خانواده خود است.

به گزارش خبرنگار احزاب باشگاه خبرنگاران، "مصطفي کواکبيان" در خانواده‌اي متدين در  اسفند 1341 در محله جهاديه شهر سمنان متولد شد، وي پنجمين فرزند خانواده خود است.

وي دوره ابتدايي را در دبستان بوعلي سينا و مقطع راهنمايي را در مدرسه آيت‌الله کاشاني گذراند و ديپلم رياضي فيزيک خود را در سال ۱۳۵۹ در دبيرستان دکتر شريعتي سمنان اخذ کرد.

"کواکبيان" در سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد و هم اکنون صاحب دو فرزند به نام‌هاي فاطمه و مجيد است که فاطمه دانشجوي رشته ژنتيک و مجيد دانش آموز کلاس سوم راهنمايي است.

پرورش در خانواده مذهبي و کارگري کواکبيان را به همراهي با مردم حق‌طلب آن روزگار در رويارويي با رژيم ستم‌شاهي فراخواند و علي رغم کمي سن در بسياري از حرکت‌هاي انقلابي نقش ايفا کرد و هدايت و تنظيم شعارهاي انقلابي مردم را در اکثر تظاهرات ضد استبدادي شهر سمنان بر عهده داشت.

وي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ۳ بار توسط عمال رژيم مستبد شاهنشاهي بازداشت شد و مورد ضرب و شتم زيادي قرار گرفت که البته به دليل کمي سن پرونده وي به دادگاه اطفال منتقل گرديده و مختومه اعلام شد.

"کواکبيان" پس از پيروزي شکوهمند ملت غيور ايران بر حکومت جبار پهلوي همگام با مردم انقلابي به عنوان مسئول انجمن اسلامي دبيرستان دکتر شريعتي سمنان، در راه تثبيت انقلاب و نظام اسلامي گام برداشت کما اينکه تأسيس تشکيلات "الخمينيون" که بسياري از اعضاي هسته اوليه آن به مقام رفيع شهادت نايل آمده‌اند (آن هم قبل از تشکيل سپاه، کميته و حزب) يکي ديگر از فعاليت‌هاي وي  در همين راستا بوده است.

وي به دنبال کار تشکيلاتي در انجمن اسلامي دبيرستان شريعتي و گروه "الخمينيون" و با اعتقاد به ضرورت تشکل‌هاي اسلامي در طول سال‌هاي ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ به عنوان قائم مقام دبير حزب جمهوري اسلامي در استان سمنان فعاليت‌هايي را در راستاي اهداف و آرمان‌هاي والاي انقلاب شکوهمند ملت ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) انجام داد.

در خاطره بسياري از مردم ايران باقي است که حزب جمهوري اسلامي در اين دوران در معرض بيشترين حملات و تهمت‌هاي مخالفان انقلاب قرار داشت و شخصيت ارزشمندي همچون شهيد آيت‌الله دکتر بهشتي قدس سره در راس چنين تشکيلاتي سمبلي از مقاومت و سعه صدر بود.

حضور داوطلبانه کواکبيان در جبهه‌هاي ايثار و شهادت آن هم به فاصله ۲۰ روز پس از شروع جنگ تحميلي در کنار خيل عظيم نيروهاي مردمي و بسيجي و شرکت در عمليات مختلف حتي در زمان تحصيل در دانشگاه نشان از همگامي وي با مردم حقيقت جوي ايران در راه حفظ استقلال کشور و حراست از دستاوردهاي انقلاب داشت.

شهادت برادر وي "شهيد محمد کواکبيان"، برادر همسر ايشان "شهيد عباس يزدي فر" و بسياري از وابستگان نزديک و مجروح و جانباز شدن خود ايشان در عمليات فتح المبين از افتخاراتي است که در راستاي حفظ دستاوردهاي نظام اسلام نصيب وي گرديده است.

"کواکبيان" در سال ۱۳۶۷ وارد نخست وزيري شد و به عنوان معاون دفتر ارتباط نخست وزير با ائمه جمعه سراسر کشور مشغول به کار شد و در سال‌هاي ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ در دفتر مشاور عالي رئيس جمهور به عنوان کارشناس و مشاور سياسي دفتر ايشان نسبت به امور اداري و اجرايي کشور وقوف لازم و آشنايي کافي به دست آورد.

"کواکبيان" بر زبان‌هاي عربي و انگليسي هم تسلط دارد.

وي در سال ۱۳۶۳ از سوي دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي به کشورهاي ايتاليا، سوريه و ليبي اعزام شد کما اين که در سال ۱۳۶۷ در دهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، عضو ستاد خارجي دهه فجر در زمان تصدي خاتمي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و در سال‌هاي ۱۳۶۵، ۱۳۶۶، ۱۳۷۰ و ۱۳۸۵ به حج مشرف شد.

وي در مراسم حج خونين سال ۶۶ ضمن مصدوميت شديد در اثر حمله مزدوران آل سعود، از سوي نماينده حضرت امام(ره) و سرپرست حجاج ايراني به عنوان بهترين مبلغ زباندان معرفي شد و طي مراسمي مورد تقدير قرار گرفت. 

"کواکبيان" همچنين در سال ۱۳۷۰ سرپرستي گروهي ۲۵ نفره از اساتيد دانشگاهي و حوزوي و مبلغان را در سفر حج بر عهده داشت که اين گروه از برترين گروه‌هاي تبليغي در اين سال شناخته شد. 

وي پس از حضور چشم‌گير در حزب جمهوري اسلامي در استان سمنان در سال‌هاي ۵۹ و ۶۰ و شاخه دانشجويي اين حزب در دفتر مرکزي تهران در سال‌هاي ۶۲ و ۶۳ در سال ۱۳۶۸ انجمن فارغ التحصيلان دانشگاه امام صادق (ع) را به همراه عده‌اي از فارغ التحصيلان اين دانشگاه تاسيس کرد. اين انجمن با دبيري وي تا سال ۱۳۷۵ فعال بود.

"کواکبيان" پس از دوم خرداد در جهت تحقق شعارهاي برخاسته از دوم خرداد به تأسيس و ساماندهي تشکل مدافعين پيام دوم خرداد که اعضاي اوليه آن مجموعه‌اي از اعضاي ستادهاي سابق  خاتمي در شهرهاي مختلف استان سمنان بودند، مبادرت ورزيد. تشکل مذکور جزء اولين احزاب دوم خردادي بود که پروانه فعاليت و مجوز رسمي از کميسيون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشور دريافت کرد و در کنگره اول خويش نام حزب مردم سالاري را براي خود برگزيد.

اين تشکل در انتخابات مجلس خبرگان رهبري با حمايت از مرحوم آيت‌الله عالمي و در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستاي اول با حمايت از نامزدهاي اصلاح‌طلب در سطح استان به طور گسترده و موثر وارد عمل شد و علي رغم محدوديت‌‎هاي عديده و بضاعت بسيار کم مالي و اجرايي همواره بر مردم شريف و معتقد به آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و اصول اصلاح‌طلبانه متکي بوده و براي ايجاد جامعه‌اي چند صدايي و زنده و با نشاط تلاش جدي کرده است.

"کواکبيان" با ورود و حضور پررنگ در حزب همبستگي ايران اسلامي، مراتب ترقي و پيشرفت را دراين حزب به سرعت پيمود و در سال ۷۸ و در اولين کنگره سراسري حزب به عنوان عضو شوراي عالي و سپس از سوي شوراي عالي به عنوان عضو شوراي رهبري و معاون اجرايي دبير کل در سطح وسيع به کار سياسي پرداخت و تلاش ويژه اي را به عنوان نماينده اين حزب در ستاد هماهنگي انتخاباتي جبهه دوم خرداد جهت ايجاد هماهنگي بين ۱۸ گروه و حزب سياسي در انتخابات مجلس ششم به عمل آورد. 

عضويت در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات از ابتداي تاسيس و تاسيس خانه احزاب ايران و عضويت در اولين شوراي مرکزي آن از جمله افتخارات کارنامه سياسي دبير کل حزب مردم سالاري مي‌باشد. حزبي که تاکنون به صورت منظم ۱۰ کنگره را برگزار کرده است، در کنگره نهم اين حزب ۱۰ نفر از نمايندگان مجلس هشتم به عضويت شوراي مرکزي اين حزب در آمدند.

وي همچنين سردبيري هفته نامه "همبستگي" ارگان حزب همبستگي ايران اسلامي و مدير مسوولي نشريه "نماد" ارگان دانشگاه شاهد را برعهده داشته است. 

مدير مسوولي روزنامه ملي و سراسري مردم سالاري يکي از کار مطبوعاتي کواکبيان بوده است که از اول دي ماه ۱۳۸۰ تاکنون بدون وقفه منتشر شده است. 

از ديگر فعاليت‌هاي مديرمسئول روزنامه مردم سالاري در عرصه مطبوعات دبيري انجمن روزنامه‌هاي غيردولتي (با عضويت بيش از ۲۴ روزنامه سراسري) از سال ۱۳۸۲ تاکنون بوده است. 

کواکبيان تا قبل از دولت نهم عضو "شوراي فرهنگ عمومي استان سمنان" و عضو "کميته تدوين برنامه ۵ ساله سوم در استان" نيز بوده است.

وي در ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ با راي مردم به عنوان نماينده حوزه انتخابيه سمنان در مجلس شوراي اسلامي دوره هشتم برگزيده شد. 

"کواکبیان"  26 اسفند ماه سال گذشته طي يک نشست خبري رسما کانديداتوري خود را اعلام کرد.

شعار دولت کواکبيان "دولت اخلاق" است.

گزيده‌اي از مطالب مطرح شده در نشست خبري کواکبيان:

1. در دولت 93 براي مردم کارت اعتباري در نظر بگيريم

2. من طرفدار برقراری ارتباط ایران و آمریکا هستم

3.سه نفر از وزرای بنده را بانوان تشکیل خواهند داد

4.خواهش مي‌کنم که ديگران به نفع ما کنار بروند

[دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ]  [7:26 PM]  [علی فنودی]

قالیباف در سال ۱۳۷۹ با حکم مقام معظم رهبری فرماندهی نیروی انتظامی ایران را عهده‌دار شد، در دوره فرماندهی وی در نیروی انتظامی، سامانه ۱۱۰ راه‌اندازی و تاسیس شد که ابتکار او محسوب می‌شود.

به گزارش خبرنگار احزاب باشگاه خبرنگاران،"محمدباقر قالیباف" در شهریورماه سال ١٣٤٠ در شهر ییلاقی طرقبه در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. 

پدر وی از کسبه قدیم و از معتمدان دیار خود بود. وضعیت متوسط زندگی باعث شد تا قالیباف از همان ابتدا و در ایام فراغت از تحصیل به کار و کسب درآمد هم  اهتمام ورزد.

اولین حضور اجتماعی وی در سن ١٦ سالگی و با حضور در سخنرانی‌های شهید کامیاب، آیت‌الله خامنه‌ای، شیخ علی تهرانی، شهید هاشمی‌نژاد و شهید دیالمه در مساجد بزرگ مشهد از جمله کرامت، امام حسن مجتبی(ع) و موسی الرضا(ع) رقم خورد. 

یافته‌های وی در این منبرنشینی‌ها و فضای پر تلاطم آن روزهای انقلاب که با مطالعه کتاب‌ها و اعلامیه‌های مختلف همراه بود سمت و سوی فکری قالیباف را شکل داد.
 
باورهای دینی ایجاد شده در ایشان باعث شد تا به کمک چند تن از هم کلاسی‌های دبستانی، انجمن اسلامی دانش آموزان را راه‌اندازی کنند که این انجمن هسته اولیه انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان و بعد کشور شد.
 
در همین ایام (سال ١٣٥٦) بود که زلزله طبس روی داد. این حادثه مقارن با زمانی بود که رژیم پهلوی بیشتر به فکر سرکوب انقلابی‌ها بود تا کمک به زلزله‌زده‌ها، بدین ترتیب مردم خود دست به کار شدند و دکتر قالیباف کمک‌های مردم مشهد را جمع کرد و به طبس برد. قابلیتهای وی در انجام این کار به حدی بود که در شورای ساخت طبس، عهده دار ساخت قسمتی از این شهر شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ١٣٥٧ تحرکات گروه‌های مخالف داخلی به اوج خود رسیده بود به طوری که انقلاب نیاز به پاسداری داشت؛ بدین ترتیب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرمان حضرت امام خمینی(ره) شکل گرفت و بلافاصله جنگ تحمیلی آغاز شد. بدین ترتیب قالیباف نوجوان در سال ٥٨ و در سن ١٨ سالگی وارد جبهه شد و به دلیل قابلیت‌هایی که از خود نشان داد در سال ١٣٦١به عنوان فرمانده تیپ امام رضا (ع) و یک سال بعد در جایگاه فرمانده لشکر ٥ نصر خراسان انتخاب شد.
 
خطبه عقد قالیباف نیز یک سال بعد و در سال ١٣٦٢ توسط امام خمینی (ره) خوانده شد که حاصل این ازدواج ٣ فرزند است.
 
قالیباف به همراه لشکر ٥ نصر در اغلب عملیاتهای دوران دفاع مقدس در کنار شهیدان سرافرازی همچون باکری، همت، خرازی، کاظمی، صیاد شیرازی به صیانت از انقلاب پرداخت و برادر وی شهید حسن قالیباف نیز از نیروهای تحت فرماندهی قالیباف بود که در عملیات کربلای ٤ به فیض شهادت نائل شد.
 
پس از جنگ فرماندهی لشکر ٢٥ کربلا را عهده‌دار بود که  زلزله عظیم منجیل اتفاق افتاد. در این واقعه تمام راههای ارتباطی بین تهران و شمال بسته شده بود. این لشکر به همراهی قالیباف با طی ١٥ کیلومتر پیاده‌روی اولین گروهی بود که خود را به محل حادثه رسانید و گروههای امداد و نجات اولیه توسط آنان تشکیل شد.

در سال ١٣٧٣مسئولیت قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (ص) را پذیرفت. پروژه‌هایی همچون راه آهن ١٦٥ کیلومتری مشهد سرخس که ایران افغانستان، آذربایجان، قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، پاکستان و ترکیه را به هم وصل می‌کند، گازرسانی به ٥ استان مرکزی و غربی، ساخت سازه عظیم دریایی خلیج فارس و سد بزرگ کرخه از جمله توفیقات وی در این دوره مدیریت است.

درکنار این فعالیتها نیز در رشته جغرافیای سیاسی تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد. در سال ١٣٧٦ به دستور مقام معظم رهبری عهده دار فرماندهی نیروی هوایی سپاه شد و باور بر تخصص‌گرایی باعث شد تا با گذراندن دوره‌های فشرده خلبانی در ایران و فرانسه مجوز پرواز با ایرباس را بدست آورد.
 
وی هم اکنون نیز به صورت مرتب به عنوان خلبان هواپیمای ایرباس در شرکت هواپیمایی ایران ایر پروازهایی را انجام می‌دهد. قالیباف در همین ایام در کنکور دکتری شرکت کرده و در دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شد و در سال ١٣٨٠ از  تز دکتری‌اش با عنوان «بررسی سیر تکوین نهادهای محلی ایران در دوره معاصر» دفاع کرد و بعد از آن نیز به عنوان عضو هیات علمی رشته جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران و استادیاردانشگاه تربیت مدرس به کار تدریس مشغول است.
 
قالیباف در سال ۱۳۷۹ مجدداً با حکم مقام معظم رهبری فرماندهی نیروی انتظامی ایران را عهده‌دار شد، در دوره فرماندهی وی در نیروی انتظامی، سامانه ۱۱۰ راه‌اندازی و تاسیس شد که ابتکار او محسوب می‌شود. در این دوره تلاش شد تا با اعتمادسازی در بین مردم، سبقه نامناسب نیروی انتظامی در اذهان عمومی بهبود یابد. از جمله دیگر دستاوردهای وی در این دوره می‌توان به گسترش استفاده از عنوان پلیس، تجهیز نیروی انتظامی به خودروهای روز دنیا مانند مرسدس بنز و تویوتا، ایجاد دفاتر خدمات دولت الکترونیک یا پلیس ۱۰+ و مرکز نظارت همگانی مردمی ١٩٧ نام برد.
 
قالیباف در سال ۱۳۸۳ به عنوان نماینده حجت السلام سید محمد خاتمی (رییس جمهور وقت) و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب شد. 

در این دوره بود که قاچاق سیگار تقریبا از بین رفت و چند اسکله که برای قاچاق کالا استفاده می شد، کشف شد. 

وی همچنین دادگاه ویژه جرایم قاچاق کالا و ارز را راه ‌ندازی کرد که پرونده های مهمی همچون فرودگاه پیام و قاچاق خودرو در این دادگاه بررسی شد. 
 
قالیباف در سال ۱۳۸۴ در انتخابات ریاست جمهوری به صورت مستقل وارد صحنه انتخابات شد و در اولین تجربه انتخاباتی خود با کسب ۴٫۰۷ میلیون رای تجربه موفقیت آمیزی را در اولین دوره شرکت خود در صحنه‌های انتخاباتی کسب کرد و بالاتر از چهره‌هایی چون مصطفی معین، علی لاریجانی و مهرعلیزاده قرار گرفت.
 
وی در سال ١٣٨٤ با رای شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار پایتخت انتخاب و در سال ١٣٨٨ نیز مجدداً با حکم این شورا در سمت خود ابقا شد. اعتمادسازی در بین مردم و کاربردی کردن دین در اداره جامعه ذیل تبدیل شهرداری از نهادی خدماتی به اجتماعی و کوتاه کردن فاصله جنوب از شمال تهران هدف اصلی وی در این دوره مدیریت است که با رویکرد محله‌محوری در حال انجام است.
 
با همین نگاه و بهره‌گیری از فرهنگ دفاع مقدس پروژه هایی همچون بزرگراه طبقاتی و تونل صدر – نیایش، تونل توحید، پل جوادیه، بوستان بزرگ ولایت، رود دره فرحزاد (بوستان نهج البلاغه)، ایجاد شبکه بی‌آرتی، سرعت بخشیدن به توسعه مترو و ... در تهران شکل گرفته است. 
 
قالیباف در سال ۱۳۸۷ برابر با سال ۲۰۰۸ میلادی از طرف سایت شهرداری‌های جهان به عنوان هشتمین شهردار برتر دنیا معرفی شد. در سال ٢٠١٠ میلادی کلانشهر تهران برای اولین بار در یکی از شاخصهای توسعه شهری مفتخر به کسب رتبه، از یک سازمان معتبر بین‌المللی شد. تهران در آن سال در حوزه حمل و نقل به عنوان یکی از پنج شهر برتر دنیا از نظر حمل و نقل از سوی موسسه سیاست‌های حمل و نقل و توسعه موسوم به ITDP شد. همچنین در سال ٢٠١١ میلادی و در دهمین اجلاس متروپلیس (اتحادیه کلانشهرها و پایتخت‌های جهان)، تهران از بین ١٦٢ کلانشهر دنیا به عنوان شهر برتر جهان در زمینه ارتقای کیفیت زندگی شهروندان مورد تقدیر قرار گرفت.
 
این جایزه که معتبرترین جایزه بین المللی در زمینه مدیریت شهری در دنیاست به دلیل تلاش برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان به ویژه در زمینه توسعه حمل و نقل عمومی و بهره‌گیری از روش‌های مناسب نظیر سامانه BRT، دوچرخه‌های عمومی و … به تهران تعلق گرفت.
 
همچنین قالیباف تالیفات و کتب ترجمه شده هم در پرونده خود دارند که از جمله آنها می‌توان به آثار زیر اشاره کرد:
 
*حکومت محلی یا استراتژی توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران، منتشر شده توسط مؤسسه انتشارات امیرکبیر
 
*ایران و دولت توسعه‌گرا، منتشر شده توسط مرکز انتشارات وزارت امور خارجه
 
*خاورمیانه معاصر: تاریخ سیاسی پس از جنگ جهانی اول، منتشر شده توسط انتشارات قومس
 
انتهای پیام/

 


[دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ]  [7:24 PM]  [علی فنودی]
تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5