یه مقاله در مورد اصلاح الگوی مصرف که خودم نوشتمش
پیشنهاد می کنم حتما بخونین

 

اصلاح الگوی مصرف

الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیّدنا و نبیّنا اباالقاسم مصطفی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)

خدای بزرگ و منان را شاکریم که دوباره فرصتی دست داد تا بتوانیم برای آگاهی اذهان عمومی و در راستای اجرای فرامین رهبر معظم انقلاب اسلامی (مد ظله العالی) مقاله ای را با عنوان "اصلاح الگوی مصرف" تهیه کنیم.

در این مقاله سعی بر آن شده است که با در نظر داشتن آموزه های دینی به تبیین استفاده ی صحیح و عاقلانه از منابع بپردازیم.

امید است که توانسته باشیم هدف خود را به درستی به انجام برسانیم .

 

یکی از اموری که دین مبین اسلام بر آن اکید موکد داشته و آن را از واجبات عینی بر شمرده ، رعایت مصرف صحیح منابع در همه امورات است. ما در خیلی از آیات قرآن و احادیث ائمه معصومین ( علیهما السلام) می توانیم امر به مصرف صحیح و عاقلانه منابع را مشاهده کنیم. هیچ دینی به اندازه ی اسلام بر این قضیه تاکید نداشته و هیچ دینی نبوده که درباره ی مسائل شخصی انسان تا این حد ، وی را راهنمایی کند و از این جهت است که اسلام را کامل ترین دین الهی برشمرده اند و خداوند متعال نیز آن را دین حق دانسته است: ( اِنٌ الدینِ عِندَ الله الاسلام).

آنجا که خداوند متعال در کتاب آسمانی مسلمانان می فرماید: ( کٌلًوا و اشرَبوا و لا تًسرِفوا) همه ی ما را به دوری از اسراف دعوت می کند. و کدامین دعوت کننده از خدا بهتر است؟ ما در زندگی روزمره ی خود دعوت بسیاری را مبنی بر انجام کار های مختلف می پذیریم. اما حال که خالق این جهان هستی ما را دعوت می کند چه پاسخی خواهیم داشت؟ آیا می توانیم "نه" بگوییم؟ آیا توانایی آوردن عذر و پوزش در برابر این دعوت در ما هست؟

بدون شک همه در پاسخ خواهیم گفت ما نمی توانیم نه بگوییم و باید در مقابل این دعوت سر تسلیم فرود آوریم. اما این فقط حرف است. بیایید کمی فکر کنیم. چند نفر از ما در عمل این دعوت را می پذیریم؟ چند نفر از ما هست که در زندگی خودش از اسراف به معنای واقعی دوری کند؟

با کمی فکر کردن به این تنیجه خواهیم رسید که هیچ کس از ما نیست که بطور واقعی اسراف را طرد کند. شاید این امر دست خودمان نباشد و خودمان نخواهیم که اسراف کنیم ، اما عادت کرده ایم... .

عادت کرده ایم که ازدواج هایمان را با شکوه و با تجمل برگزار کنیم. عادت کرده ایم که از هر جنس نوع خارجی اش را انتخاب کنیم ، چون به قول خودمان ((با جنس خارجی با کلاس تر می شویم!!!))  عادت کرده ایم که زندگیمان مملو از تجمل گرایی باشد. و خیلی از این نوع عادت های غلط که در زندگی ما رواج پیدا کرده اند. اما این هم راه دارد. بیایید کمی از زندگی بزرگان دینمان درس بگیریم.

فکر می کنید ازدواج حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) چگونه برگزار شد؟  یک ازدواج ساده بدون هیچ تجملی در کمال زیبایی و شکوه و پایداری. یک ازدواج که مهریه اش سجاده و قرآن و مقداری نان و نمک و امثالهم بود. این ازدواج در کمال سادگی و بی آلایشی پایدار بود. پایدار بود چون زن ومرد توقعاتشان را از یکدیگر کم کرده بودند و در همه ی کار ها رضایت و خشنودی خدا مد نظرشان بود. این رمز پایداری زندگی مشترک آن ها بود. چرا ما اینگونه نباشیم؟ چرا ازدواج های ما باید با تجمل و ریا برگزار شود و اغلب پس از مدتی از هم بپاشد؟ ((یکی از نشانه های ازدواج پایدار و مبارکی زن ، اندک بودن مهریه و ساده برگزار شدن ازدواج است.)) این سخن از سخنان گهربار پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. چرا ما به این سخن گهربار    جامه ی عمل نپوشانیم؟

یا بیایید آیت الله مدرس را مثال بزنیم. در سیره زندگانی این بزرگوار آورده اند که هیچگاه از لباسی که با نخ خارجی تهیه شده باشد استفاده نمی کرد. آن وقت ما خود را به آب و آتش می زنیم که لباس هایمان ایرانی نباشد و لباس های خارجی را با قیمت گزاف تر و کیفیتی پایین تر تهیه کرده و آن را به چشمانمان هم می کشیم! حالا فرقی نمی کند که آن کشور تهیه کننده لباس با اسلام مخالف است یا خیر و هر گونه تهاجم فرهنگی را که دشمن با آن لباس به ما غالب می کند به جان می خریم!

چند روز پیش جوانی را دیدم که لباسش لباس خارجی بود و روی آن کلمه "                      " به معنی " قاتل خدا " (العیاذ بالله) درج شده بود. به پیش آن جوان که اتفاقا از دوستان خودم هم بود رفتم و پس از سلام و احوالپرسی از او پرسیدم می دانی نوشته ی روی پیراهنت چه معنی ای دارد؟ او هم اظهار بی اطلاعی کرد. من گفتم: این کلمه به معنی قاتل خدا (العیاذ بالله) است. چرا این لباس را می پوشی؟ او در جواب من گفت:((عیبی ندارد. بقیه که این را نمی دانند. من این لباس را بخاطر خارجی بودنش می خرم.)) به او گفتم:((مگر لباس ایرانی چه فرقی با لباس خارجی دارد؟)) گفت:((اگر من لباس ایرانی بپوشند بقیه به من به چشم یک عقب افتاده نگاه می کنند!))

این نشان از سطح پایین فرهنگ ما دارد. مگر فرهنگ ناب اسلامی چه اش است که ما دنبال فرهنگ تهی غرب می رویم؟ امام (رحمة الله علیه) فرمودند:"الان زمانه ای شده که فرهنگ آمریکایی بر فرهنگ اسلامی مقدم شده و مردم از اسلام یک دین کهنه گرا تصور دارند ولی فرهنگ غرب را نماد پیشرفت و موفقیت می دانند. حاضرند اسم بچه هایشان را اسم های خالی از محتوای غرب بگذارند اما به نام های مطهر ائمه ی اطهار مزین نکنند." واقعا هم همین شده است. دوستان بیدار شوید!

ببینید که چگونه شیطان بر ما مسلط شده و افسار زندگی ما را در دست گرفته است. ببینید که چگونه خواسته یا ناخواسته بازیچه ی دست شیطان شده اید. مگر نه این است که خداوند متعال و در آیات کتاب آسمانی اش فرمود:"اِنٌ الشًٌیطانِ لَکُم عَدوٌ مبین" ؟ پس چرا ما حضرت دوست را رها کرده و دنباله رو دشمن خود هستیم. بیایید کمی مطالعه کنیم. کمی کتاب های دینی و احادیث ائمه را بخوانیم و ببینیم این بزرگان چه فرموده اند. بیایید بصیرت خود را بالا ببریم. بیایید قرآن را بخوانیم. خداوند متعال در این کتاب آسمانی می فرماید:"ان الله لا یٌحِبٌ المٌسرِفین".

((مسرفین)) چه کسانی هستند؟ آیا اسراف فقط شامل منابع مادی می شود؟ مسلما پاسخ "خیر" است. استفاده ی نابجا از وقت ، عقل ، قدرت و امثالهم هم از مصادیق اسراف است. اگر کسی از وقت و قدرت و عقل  خود استفاده ی نابجا و خلاف رضایت خدا کند و یا حتی آن را ضایع کند مصداق کلمه ی "مسرفین" در فرآن است و این شخص از طرف خدای متعال طرد شده است.

از مصادیق اسراف وقت در زندگی برابر شدن دو روز زندگی انسان است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: (( هر که دو روزش برابر شد ، ضرر کرده است.)) این سخن گهربار از امام صادق (علیه السلام) اشارت به آن دارد که ضررو زیان فقط در مسائل مادی نیست. بلکه به مسائل معنوی هم مربوط می شود. اگر ما حتی یک دقیقه از وقت با ارزشمان را بجای صرف کردن در مسائلی که برای دنیا و آخرتمان سودمند است ، در مسائل هیچ و پوچ دنیوی که هیچ سودی به ما نمی رسانند ، صرف کردیم ، ضرر کرده ایم و بخاطر همین هم در روز قیامت از ما سوال می شود.

اتلاف وقت نوعی اسراف است . شاید خیلی از ما این موضوع را بدانیم. اما آیا می دانیم که در این مورد از ما سوال می شود؟ اگر این را بدانیم قطعا در استفاده از وقت دقت بیشتری خواهیم کرد. در مقابل این سوال چه جوابی خواهیم داشت؟ چه می خواهیم بگوییم؟ آیا خواهیم گفت که وقتمان را مثلا در پای برنامه ها و سریال های تلویزیون و یا در پای ماهواره و یا در پای مسائل غیر مفید اینترنت گذاشته ایم؟ نه ! جوابی نخواهیم داشت و فقط باید سر خود را به نشانه ی پشیمانی تکان دهیم . و اینجاست که خدای متعال خواهد فرمود" تو از اسراف کارانی ! تو از بهشت طرد شده ای ! مگر تو قرآن نمی خواندی و نمی دیدی که در آن من از مسرفین اعلام برائت کرده ام؟ این جزای عمل توست."            و اینجاست که ما از "خاسرین"  خواهیم بود و بزرگترین ضرری که کرده ایم از دست دادن رضایت و خشنودی خداست .

یکی دیگر از جنبه های اسراف ، پرداخت نکردن خمس و زکات است. این جمله بزرگان دینمان را همه ی ما به یاد داریم که فرمودند : ((خمس و زکات ، مال انسان را پاک می کنند.))  بلی ، این درست است . پولی که در آن سهم فقرا جدا نشده باشد ، پولی کثیف است و استفاده از آن حرام می باشد .

امام خمینی (;) فرمودند : (( اسلام تعدیل می خواهد ، نه جلو سرمایه را می گیرد و نه می گذارد سرمایه آن طور بشود که یکی صد ها میلیارد دلار داشته باشد و این یکی شب که برود پیش بچه هایش نان نداشته باشد . این عملی نیست ، نه اسلام با این موافق است ، نه هیچ انسانی با این موافق است . ))

این جملات کاملا صحیح است و می تواند الگویی برای کسب صحیح مال باشد . برای همین است که خداوند متعال بخشیدن یک پنجم مالی که انسان آن را پس انداز کرده است ، را به فقرا واجب کرده است. هیچ دینی نبوده که این امر در آن توصیه شده باشد به جز دین مبین اسلام.

دین اسلام اسراف در مال و ثروت را در دو چیز می داند : اولی در اولی در ولخرجی و خرج مواد در موارد غیر ضروری و دیگری پرداخت نکردن خمس و زکات.

در مورد اولی که صحبت ها و مقالات فراوان موجود است و همه در مورد ان کم وبیش می دانند و مجال دوباره گویی در این فرصت نیست . اما چرا پرداخت نکردن خمس و زکات اسراف است؟

بیایید فردی را مثال بزنیم که در طول زندگی خود همواره پول پس انداز می کرده و به فکر افراد فقیر نبوده است و پول های او به حدی بوده است که می توانسته چندین خانواده را سر و سامان ببخشد اما این کار را نکرده و فقط مال اندوزی می کرده است . در همسایگی این فرد ، یک انسان فقیری زندگی می کرده که قوت غالبش نان بوده و زندگی اش به سختی تامین می شده است . این فرد هر روز پولدار تر و فربه تر و همسایه اش هر روز فقیر تر و بد بخت تر می شده است .این فرد هیچ تلاشی برای آگاه شدن از وضع زندگی همسایه اش و همچنین کمک به او نمی کرده است . تا اینکه او می میرد و تمام اموالش را برای ورثه باقی می گذارد .

حال بیایید فکر کنیم . اگر او اموالش را انفاق می کرد برای او سودمند تر بود یا اینکه همان اموال را برای ورثه باقی بگذارد؟ آیا از او سوال نخواهد شد که چرا به همسایه ی فقیرش کمک نکرده است؟ آیا از این کار خود پشیمان نخواهد شد؟ و در نهایت اینکه او سود کرده است یا ضرر؟ مسلما ضرر کرده است .    دین اسلام هم هر کاری را که انسان انجام بدهد و برای او ضرر داشته باشد را حرام و اسراف بر می شمارد . از این روست که مال اندوزی و عدم پرداخت خمس و زکات "اسراف" است.  لذا در اینباره خدای متعال در قرآن خطاب به پیامبر خویش می فرماید : " ای پیامبر ، آنان که اموالشان را جمع کرده و در راه خدا به مصرف نمی رسانند ، به عذابی دردناک هشدار ده . آن روزی که تمام آن سکه توسط آتش داغ گداخته شود و بر پیشانی و صورتشان زده شود و گفته می شود اینست پاداشی اعمالی که از پیش می فرستادید."

وقتی خود خداوند اینچنین هشدار می دهد پس باید ترسید و آگاه بود که قطعا عذابی دردناک در پی انجام این عمل است .

و در جایی دیگر پیامبر رحمت حضرت مصطفی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: ((مسلمان نیست کسی که شب سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد.))

همه و همه ی این احادیث و روایات نشان از آن دارد که پرداخت خمس و زکات از ضروریات دین است.

یکی دیگر از مصادیق اسراف ، استفاده ی نابجا از عقل و هوش و دانایی است. البته این قضیه با تهاجم فرهنگی رابطه مستقیم دارد .

روزی یکی از سران کفر به پیروانش توصیه می نمود که: (( با مسلمانان هیچگاه از در مذاکره و مناظر وارد نشوید که شکست خواهید خورد . باید از عقل خودشان بر علیه خودشان استفاده کنید و کاری کنید که با تمام وجود به اعتقاداتشان بخندند . ))  البته شاگردان هم الحق و الانصاف خوب به توصیه های استادشان گوش کردند و کاری کردند که ما حالا به اعتقادات خودمان می خندیم.!!! کدام یک از ما هست که به جک هایی که  درباره ی اعتقادات ما از خدا گرفته تا پیامبر و ائمه معصومین و ولی فقیه و امثالهم نخندیده باشد؟ کداممان هست که پیامک هایی که ضد اسلام ساخته می شود را برای دیگران نفرستاده باشد؟ این تهاجم فرهنگی است . این یعنی استفاده ی نابجا از عقل . این نوعی اسراف است . چرا ما باید به این گونه لطیفه های غیر اخلاقی بخندیم؟ چرا باید این ها را برای هم تعریف کنیم و گاهی با تلفن همراهمان آن را برای دیگران بفرستیم؟ اصلا چرا باید این ها را بشنویم و ببینیم؟ مگر ما عقل نداریم ؟ پس چرا عقلمان را "اسراف" می کنیم؟

پس مشخص شد که استفاده ی نابجا از عقل با قضیه تهاجم فرهنگی رابطه ی مستقیم دارد که البته نوعی اسراف هم هست .  دین اسلام هم هر چیزی که از آن درست بهره برداری نشود ، اسراف تلقی کرده و این مورد هم از مصادیق پنهان اسراف به شمار می رود .

از موارد مختف اسراف صحبت شد و الآن نوبت به صحبت از منابع خدادادی کشور عزیزمان مانند آب ، انرژی و محیط زیست و امثالهم می رسد که در مورد هریک در ذیل به تفصیل سخن آورده خواهد شد.

یکی از منابعی  که باید درست و بهینه مصرف شود ، آب است . در دین مبین اسلام هم به این موضوع توجه ویژه ای شده است .

آب نعمتی است که خدای متعال در اختیار بشر قرار داده و سرنوشت زتدگی همه ی موجودات به آن گره خورده است . آب برترین نوشیدنی هاست ؛ چنان که امام رضا (:) طعم آن را طعم زندگی دانسته است . تصور اینکه ذخایر آب پایان نمی یابد ، تصور خامی بیش نیست ، چون آب نیز چون دیگر نعمت ها رو به کاهش است . شیوه های غلط مصرف آب ، وفرهنگ نا درست در استفاده ی آن ، روز به روز از عمر و مقدار این مایع حیات که های زیر زمینی را تخلیه کرده است .

یکی از مواردی که دین اسلام را نسبت به بقیه ی ادیان متمایز می کند ، تعیین مقدار استفاده از منابع برای انجام دادن کار های روز مره زندگی است . برای مثال در آموزه های دینی برای مصرف آب حتی برای وضو و غسل ، مقدار معینی ذکر شده است ؛ چنان که برای وضو یک مد (       گرم) و برای غسل (    کیلوگرم) تعیین  شده است که نشان می دهد در هر نوع مصرفی حتی طهارت و پاکیزگی باید نصابی را رعایت کرد و از آن تجاوز نکرد .

در مورد تغذیه هم همینطور است و باید اعتدال را رعایت نمود . چنانچه امام رضا (علیه آلاف التحیة و الثَّنا) فرمودند: (( اگر انسان ها از پر خوری و زیاده روی در مصرف مواد غذایی بپرهیزند ، بدن هایشان قوام و استقامت می یابد.))

اگر همه ی ما به این سخن گهربار ولی نعمتمان عمل کنیم ، هیچگاه به امراض و بیماری هایی که از طریق تغذیه نادرست ایجاد می شوند ، دچار نخواهیم شد . کاموری ها و افزون خواری ها تا آنجا رسیده است که عده ای برای مصون ماندن از بیماری ها و چاقی های بیش از اندازه به جراحی روی آورده اند و سوء تغذیه و ناتوانی در تامین نیاز های اولیه نیز عده ای را به فلاکت و امراض گوناگون مبتلا ساخته است . گویا جامعه بشری این سفارش سعدی (علیه الرحمة) را فراموش کرده است که فرمود:

نه چندان بخور کز دهانت بر آید                                                   نه چندان که از ضعف جانت بر آید

آگاهی به خواص مواد غذایی و میوه ها و اطلاع داشتن از شیوه های صحیح مصرف ، موجب مصونیت از بیماری های بی شماری  می شود ، همانگونه که استفاده نکردن از میوه ها و غذاهای مانده و کنسرو شده چنین است .

امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام) به فرزند خود امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمودند: (( آیا به تو چهار خصلت یاد ندهم که با به کار بستن آن ها از طب بی نیاز شوی؟))

حضرت امام حسن مجتبی  (علیه السلام ) پاسخ دادند:چرا امیر مومنان فرمودند: (( تا وقتی گرسنه نشده ای ، بر سفره ی غذا ننشین ، و از سر سفره ی غذا بر نخیز مگر اینکه هنوز اشتهای خوردن داری . و غذا را کاملا جویده باش. و هرگاه تصمیم به خوابیدن گرفتی ، شکم خویش را تخلیه کن . اگر این کار ها را انجام دهی از طب بی نیاز خواهی بود.))

چه خوب است که همه ی ما این فرمایش مولا را از یاد نیرده و آن را در زندگی خود پیاده کنیم که خود این نیز از اسراف جلوگیری می کند .

یکی دیگر از مواردی که الگوی مصرف آن باید اصلاح شود ، استفاده از لباس و پوشاک است .

پوشاندن تن برای محفوظ ماندن از سرما و گرما ، ضروری است و آراستن خویش به لباس های زیبا و مناسب ، مایه آبرو و حفظ شخصیت است .

در زمان های گذشته لباس ایرانیان - که مطابق با آموزه های دین اسلام بود چهار خصوصیت عمده و مهم داشت. اول اینکه بلند بوده و تمام قامت فرد را در بر می گرفته است . دوم اینکه گشاد بوده و پوشاننده ی قسمت های برجسته بدن بوده است. سوم اینکه تن پوش بوده است. یعنی نازک و بدن نما نبوده است. چهارم اینکه زیبا و به هنر ایرانیان آراسته بوده است.

در فرهنگ دینی ما هم این نوع لباس تایید شده است. چنانچه از بزنطی نقل شده است که امام رضا (علیه السلام) فرمودند: ((بپوش و زیبا بپوش))

حتی از و ظایف مرد این است که برای همسر خود در طول سال چهار دست لباس تهیه کند ، دو دست برای زمستان و دو دست برای تابستان.

آن چه مایه نگرانی است پوشیدن لباس های زیبا ، مناسب و حتی داشتن چندین دست لباس به قصد دوام بیشتر آن در صورتی که تهیه لباس برای همگان ممکن است نیست؛ بلکه پوشیدن لباس هایی است که به تقلید از فرهنگ غلط بیگانگان و بر خلاف آموزه های دین اسلام، به جای چهار خصوصیت لباس ایرانی، دارای چند خصوصیت دیگر است؛ مثل تنگ بودن به گونه ای که موجب تحریک شهوت می شود، کوتاه بودن که بخشی از بدن را نمی پوشاند و بدن نما بودن که فساد انگیز است. علاوه بر مد گرایی که موجب شده است تا لباس ها مایه تفاخر و تکبر افراد شود و با یک بار پوشیدن از گردونه خارج شود. به نظر می رسد راه درمان این است پوشیدن لباس با توجه به نیاز ها و بدور از غرب زدگی باشد؛ یعنی داشتن لباس مجلسی برای حفظ آبرو و شخصیت فرد و لباس راحتی در منزل، و لباس مناسبی برای کار، که این تدبیر بهعمر لباس می افزاید و در هزینه های افراد صرفه جویی می شود.

و آخرین موضوعی که در مورد اصلاح الگوی آن در این مقاله بحث می شود ، موضوع مصرف صحیح و عاقلانه انرژی است.

منابع حامل های انرژی رو به کاهش است و سرانجام روزی تمام خواهد شد و تولید و توزیع آن نیز دشوار و نیازمند هزینه های کلان است. در دنیای مدرن امروز و عصر تکنولوژی، وابستگی بیشتر امور زندگی به منابعی مثل نفت، بنزین، برق، گاز و ... امری روشن و بدیهی است که فقدان و یا کمبود هر کدام می تواند نظام جامعه و حتی حیات را به خطر بیفکند.

برق، انرژی مادر است و نقشی بی بدیل در اداره ی زندگی بشر دارد؛ کشاورزی، صنعت، مصارف روزانه، مصارف پزشکی، آموزش و ... همگی به این شاهرگ حیات گره خورده اند؛ در حالی که به سبب دست و دلبازی در مصرف آن و گاهی شیوه های ناصحیح به وضعیت نابسامان و خطر آفرینی رسیده است.

اگر در ساخت و ساز ها ملاحظاتی چون تامین نور و نگهداری انرژی بشود، اگر استفاده از عایق ها معمول باشد، اگر در توزیع انرژی از راه های جدید و کم آفت استفاده شود و اگر فرهنگ صحیح مصرف رواج یابد تا ارزانی انرژی و حمایت های دولتی موجب اتلاف آن نشود و در اوج ساعات مصرف لوازم پر مصرف استفاده نگردد، گامی برای بهبود وضعیت فعلی برداشته ایم و الّا دیر یا زود گرفتار خواهیم شد... .

بِحَمدِ اللهِ رَبَّ العالمین درباره ی بخش کوچکی از مواردی که باید الگوی مصرف در آن ها اصلاح شود، صحبت شد. امید است که بتوانیم از منابع مادی و معنوی خود مثل عقل، وقت، ثروت و ... استفاده ی تمام و کمال را ببریم و بتوانیم با اجرای فرامین رهبر فرزانه و معظّم انقلاب اسلامی در مورد اصلاح الگوی مصرف گامی بلند در راستای اعتلای ایران بزرگ و اسلامی برداشته باشیم.

                                                               

                       چنین باد.                   

مسعود محمدی                

اسفند ماه سال اصلاح الگوی مصرف