اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























     

دين اسلام، دين اعتدال، ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است.

 

اسلام سعي مي كند با برنامه هاي متعدد پيروان خويش را در راه راست و خط اعتدال نگهدارد و با افراط و تفريط در هر امري مخالف است و آنرا براي زندگي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي مسلمانان مضر مي داند.
در اين مقاله نويسنده سعي كرده است كه نگاهي گذرا و اجمالي به لزوم رعايت اعتدال و دوري از اسراف و بخل داشته باشد.
اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:

 

جايگاه و اهميت كسب و كار حلال

 

در آيين اسلام، درآمدهاي مشروع و كسب و كار و اموال حلال، جايگاه ويژه اي داشته و قرآن مجيد آن را مايه قوام و هستي شخص و جامعه و مايه زينت و آرامش در زندگي اين دنيا مي خواند؛ آنجا كه مي فرمايد: «ولاتوتواالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...» (1) و در جاي ديگري مي فرمايد: «المال و البنون زينه الحياه الدنيا...» (2). قرآن افراد متمكن را كه از طريق مشروع اموالي به دست آورده اند، افراد خوب معرفي مي كند (3) و اساسا داشتن مال و تمكن مادي را نوعي امداد الهي به حساب آورده و عنايت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بيان مي كند. (4)
رسول خدا (ص) مردانگي را در اين دانسته اند كه فرد مسائل و امور مادي اش را بهبود ببخشد (5) و امام صادق (ع) فرموده اند: «شايسته نيست كسي از تلاش مالي و مادي باز ايستد كه در سايه آن مي تواند آبرويش را حفظ كند و قرض هايش را بپردازد و به بستگانش كمك كند.» (6)
با توجه به آيات و رواياتي كه در زمينه كسب و درآمد حلال و مشروع آمده است، مي توان چنين بيان نمود كه مال و ثروت نه تنها خوب است، بلكه هر مسلمان آگاه وظيفه دارد در كسب و تحصيل آن تلاش كند و خود و جامعه اش را در رشد اقتصادي ياري رساند. نظام اقتصادي اسلام هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلي خود مي داند، استفاده عاقلانه از منابع طبيعي و امكانات خدادادي را در راه نيل به هدف مقدس خويش، مورد تاكيد قرار داده است. الگوي مصرف در اسلام علاوه بر مخالفت با «اسراف» با پديده ناشايست «تجمل گرايي» نيز به عنوان يك بيماري اقتصادي مقابله كرده است.
انسان نيازهايي دارد كه با توجه به امكانات موجود به رفع آنها مي پردازد و براي رسيدن به مقصود خود، در سايه فكر و تدبير، روش هاي متعددي را به كار مي گيرد. از ديدگاه قرآن، انسان موجود نيازمندي است كه خداوند براي رفع نيازهايش زمين را براي او رام كرده و امكانات و منابع آن را در اختيار وي قرار داده تا مصرف كند. (7) قرآن با مطرح كردن مسئله اسراف و بيان مضرات آن و دعوت به اعتدال و ميانه روي در تمام امور زندگي، در حقيقت بهترين الگوي مصرف را براي زندگي سعادتمندانه به آدميان ارائه مي دهد.
قرآن در آيات متعددي به بحث اسراف پرداخته و جنبه هاي مختلف اين امر مذموم را بررسي كرده است. (8) آياتي كه اعلام مي دارد خداوند اسراف و مسرفين را دوست ندارد، بيانگر اين حقيقت است كه اسراف موجب مي شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضايل اخلاقي و اعمال صالح، نتواند به مقام محبت و قرب الهي برسد. امام صادق (ع) در اين باره فرمودند:«دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود، يكي از آنها كسي است كه مالي داشته باشد و آن را ضايع كند و سپس از خداوند درخواست كند تا به او روزي عنايت كند. خداوند نيز در جواب مي فرمايد: آيا به تو دستور ميانه روي و اعتدال در مصرف نداده بودم؟» (9) امام عسگري (ع) نيز در نامه اي كه براي يكي از شيعيان فرستادند، او را به توانگري بشارت داده و توصيه فرمودند: «بر تو باد به ميانه روي و اعتدال و برحذر باش از اسراف؛ زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است.» (10)
اسراف نكردن تنها در خوردن و آشاميدن نيست، بلكه موارد آن بسيار گسترده و همه جانبه است و طبق دستور قرآن اسراف نكردن و اعتدال و ميانه روي در همه امورات زندگي، امري لازم و ضروري است. (11) روزي پيامبر اسلام (ص) از راهي مي گذشت، ناگاه چشم حضرت به يكي از يارانش به نام «سعد» افتاد كه در حال وضو گرفتن بود، ولي آب زيادي مي ريخت. حضرت خطاب به او فرمود: اي سعد! چرا اسراف مي كني؟ سعد عرض كرد: يا رسول الله! در آب وضو نيز اسراف است؟ حضرت فرمود: بله اگر چه از آب جاري استفاده كني! (12)
دوري از اسراف و رعايت اعتدال و ميانه روي حتي شامل كارهاي خير نيز مي شود. قرآن با صراحت تمام به پيامبر (ص) دستور مي دهد: «و لاتجعل يدك مغلوله الي عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسودا» (13) اين آيه بخشش نامتعادل را مجاز نشمرده و آن را باعث حسرت و گرفتاري بخشنده مي داند و در آيه ديگري پس از بيان نشانه هاي بندگان صالح و شايسته خدا، در مورد حدود احسان و بخشش مي فرمايد: «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما» (14) در اين آيه نيز زياده روي در احسان را روشي ناپسند بر شمرده است.

 

نه اسراف، نه خست

قرآن ،اسراف را نمي پذيرد و در نقطه مقابل آن سختگيري در مخارج زندگي را نيز قبيح و ناپسند مي شمارد و اجازه نمي دهد كه افراد حريص و مال اندوز و تنگ نظر، به بهانه پرهيز از اسراف در دامن خساست و سخت گيري در مصرف بيفتند. امام علي (ع) فرموده است: «هر كه ثروتي دارد، مبادا آن را تباه كند؛ زيرا صرف كردن بي مورد آن ريخت و پاش و اسراف است. اين كار او را در ميان مردم كوته بين بلند آوازه مي كند اما در نزد خدا بي مقدار است. (15) رسول خدا (ص) نيز فرموده است: «نشانه مسرف چهار چيز است: به كارهاي باطل مي نازد، آنچه را فراخور حالش نيست مي خورد، در كارهاي خير بي رغبت است و هر كس را كه به او سودي نرساند، قبول ندارد.»(16)
برخي به غلط گمان كرده اند كه حرام كردن زينت ها و پرهيز از غذاها در روزهاي پاك و حلال نشانه زهد و پارسايي و قرب به خداوند است. قرآن خطاب به آنان مي فرمايد؛ «قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هي للذين امنوا في الحياه الدنيا خالصه يوم القيامه ؛(17) ]اي پيامبر![ بگو زيورهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و روزهاي پاكيزه را چه كسي حرام گردانيده؟ بگو: اين ]نعمت ها[ در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آورده اند و روز قيامت ]نيز[ خاص آنان مي باشد

 

لزوم رعايت اعتدال در زندگي

 

در اسلام همان طور كه تجمل گرايي افراطي كه از آن به تجمل پرستي تعبير شده، مردود است؛ محروم كردن خود از زيبايي هاي پاك و حلال مانند لباس زيبا و مناسب و زيبايي هاي طبيعت و... پسنديده نيست؛ زيرا انسان زيبايي پسند است. امام مجتبي(ع) هنگامي كه به نماز برمي خاست، بهترين لباس خود را مي پوشيد. پرسيدند: چرا بهترين لباس خود را مي پوشيد؟ فرمودند: «خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد. از اين رو من لباس زيبا را براي راز و نياز با پروردگارم مي پوشم، همو كه دستور داده زينت خود را به هنگام بيرون رفتن به مساجد برگيريد.»(18 و 19)
زندگي اسرافگرانه علاوه بر اينكه روح عاطفي و انساني را از بين مي برد و انسان را از درد و سوز ديگران بي خبر مي سازد، از نظر اقتصادي نيز به شخص مسرف و بلكه به اجتماع آسيب مي رساند؛ چرا كه سرمايه ها را پايان مي بخشد و فرد و جامعه را به نابودي مي كشاند. امام علي(ع) مي فرمايد: «هركس اعتدال و ميانه روي را خوب رعايت نكند، در اثر اسرافگري به نابودي كشيده مي شود.»(20) بنابراين راه نجات و موفقيت در اعتدال است و اين روش باعث ثبات و بلكه پيشرفت مي شود. كسي كه آن را ترك كند، بي تريد گرفتار آفت ها مي شود و سرانجام به هلاكت معنوي از يك سو و تهي دستي از سوي ديگر دچار خواهد شد.
امام علي(ع) در اين باره فرموده اند: «ناديده گرفتن برنامه اعتدال در زندگي باعث فقر و بدبختي مي گردد.»(21) دوري از خداوند و هدايت او، جزء ياران شيطان قرار گرفتن و هلاكت دنيوي و اخروي از جمله كيفرهايي است كه خداوند براي اسرافكاران درنظر گرفته است.(22)
قرآن ميانه روي را الگوي مصرف و عامل پايداري خانواده و جامعه معرفي مي كند. «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما»(23) «قوام» به معناي حد وسط و اعتدال است. اقتصاد اسلامي براي افراد و جوامع دو ارمغان مهم دارد: بشر را از بزرگترين رنج تاريخي او كه مسئله معيشت و غصه تأمين مايحتاج زندگي است، نجات مي دهد. همچنين جامعه و فرد را از عوارض شوم فقر كه سوءاخلاق و فساد و فحشا و حتي كفر و بي ديني است، محفوظ نگه مي دارد.
يكي از تدابير مهم اسلام براي تأمين زندگي و جلوگيري از فقر ارائه الگوي صحيح است. امام صادق(ع) فرموده است: «ضمانت مي كنم كسي كه ميانه روي كند، فقير نشود.»(24) رعايت اعتدال در هزينه هاي زندگي به قدري مهم است كه امام علي(ع) درك لذت ايمان واقعي را منوط به آن دانسته و فرموده اند: «انساني كه اين سه خصلت را نداشته باشد، حقيقت ايمان را نخواهد چشيد: ژرف انديشي در علم دين، شكيبايي در حوادث، اندازه گيري نيكو در امر معيشت.»(25) امام كاظم(ع) نيز فرموده اند: «هيچ انساني با ميانه روي نيازمند نمي شود.»(26)

 

لزوم صرفه جويي و قناعت

 

صرفه جويي و قناعت در زندگي و هزينه هاي مختلف، مايه آرامش روحي و رواني است و كسي كه آن را سرلوحه زندگي خود قرار مي دهد، از فقر و بدبختي نجات مي يابد و شرافت و عزت اجتماعي و رضايت و خشنودي الهي را به دست مي آورد. اگر قرآن به مومنين صالح وعده خوشبختي وحيات طيبه داده است،(27) طبق فرمايش امام علي(ع) مراد از آن قناعت در زندگي است.(28) رسول خدا(ص) بهترين فرد از امت اسلامي را كسي مي داند كه صرفه جويي پيشه كرده و به روزي حلال قانع باشد و بدترين فرد از امت اسلامي را كسي دانسته كه حريص دنيا باشد.(29)
طبيعت انسان بر آمال و آرزوها سرشته شده است، اگر انسان بدون تربيت نفس پيش رود و دسترسي به مربي آگاه پيدا نكند، در چنين حالتي در آرزوهاي مادي و شهوي باقي مي ماند و هرگز به كمالات انساني نمي رسد. اما اگر از تعاليم آسماني بهره برده و بر نفس خود چيره شود و رسيدن به دنيا و اهل آن را هدف قرار ندهد، به سعادت دنيوي و اخروي خواهد رسيد. راه عملي قناعت و اجتناب از اسراف، باور كردن حساب و بازدهي اعمال در روز رستاخيز و همسويي با نيكان و دوري از اهل دنياست. امام باقر(ع) فرمودند: «با دوري از حرص و طمع به ميدان قناعت وارد شو.» امام علي(ع) نيز فرموده اند: «هيچ گاه قناعت پيش نيايد جز آنكه حرص و طمع از ميان برود.»(31)
الگوهاي فكري وحركتي نبايد اهل دنيا باشند وگرنه انسان را به دنبال خود مي كشانند كه در آن صورت هر چه فرد تلاش كند، به جايي نمي رسد. فرهنگ صحيح مصرف را علاوه بر اينكه از آياتي كه در مورد اسراف و زيان هاي آن صحبت مي كند، مي توان به دست آورد، از مكتب اهل بيت(ع) نيز مي توان دريافت. امام سجاد(ع) در اين خصوص فرموده اند: پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست و پرده اي بين من و اسراف حايل كن و با درپيش گرفتن انفاق و ميانه روي به زندگي من قوام بخش و راه هاي صحيح مصرف و اندازه گيري در معيشت را به من تعليم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بركنار دار!»(32) با توجه به اين فرمايش امام سجاد(ع) تمتع و انتفاع از مواهب الهي، قناعت و پرهيز از اسراف و تبذير سه اصل اساسي است كه اسلام به عنوان الگوي صحيح مصرف ارائه مي دهد.
توجه به اعتدال و صرفه جويي در هزينه هاي زندگي مايه بقا و توانايي مالي در زندگي و حافظ مناعت و شخصيت انساني آدمي است. درآمد زندگي همچون چشمه آبي است كه در بستر رود به جريان مي افتد كه اگر مهار نشود، هر اندازه كه متراكم و انبوه هم باشد، يا به هدر مي رود يا به دريا مي ريزد؛ اما اگر در جاي مناسبي سد شود و با دقت و محاسبه مقدار ورودي آن معين و بر همين اساس راه هاي خروجي آن اندازه گيري شود، نه تنها از هدر رفتن آن جلوگيري مي شود بلكه با برنامه ريزي صحيح مي توان از آن در جهات مختلف به صورت بهينه استفاده كرد.
اندازه گيري در مخارج نسبت به درآمد براساس ضرورت ها و پس انداز مقداري از مازاد مصرف، بنيان خانواده را تا حد زيادي در مقابله با خطرات محافظت خواهد نمود. اسراف بر هم زننده تعادل و موازنه بين دخل و خرج و نيز نابودكننده توانايي مالي زندگي و ضايع سازي ثروت و امكانات حيات است و حال آنكه قناعت عامل عزت، بي نيازي، خودكفايي، آرامش روحي و رضايت ابدي است.» خوشا به حال كسي كه به ياد رستاخيز بوده و با عمل نيك، خود را براي محاسبه آماده مي سازد، و به آنچه خداوند روزي مي دهد قناعت نموده، از خدا راضي مي باشد.»(33) از همين روست كه رسول خدا(ص) فرمودند: «بر شما باد به صرفه جويي زيرا آن گنجي است تمام نشدني!»(34)



 نگاشته شده توسط سعید باقری در سه شنبه 4 اسفند 1388  ساعت 4:15 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

مضمون آيه شريفه: «كلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد). گرچه بسيار ساده به نظر مى‏رسد، اما امروز ثابت‏شده است كه يكى از مهمترين دستورات بهداشتى همين است، زيرا طبق تحقيقات دانشمندان سرچشمه بسيارى از بيماريها، غذاهاى اضافى است كه به صورت جذب نشده در بدن باقى مى‏ماند، اين مواد اضافى هم بار سنگينى است‏بر قلب و عروق و ساير دستگاههاى بدن، و هم منبع آماده‏اى است‏براى انواع عفونتها و بيماريها، لذا براى درمان بسيارى از بيماريها، نخستين گام همين است كه اين مواد مزاحم كه در حقيقت زباله‏هاى تن انسان هستند، سوخته شوند و پاكسازى جسم عملى گردد.

عامل اصلى تشكيل اين مواد مزاحم، اسراف و زياده‏روى در تغذيه و به اصطلاح «پرخورى‏» است و راهى براى جلوگيرى از آن جز رعايت اعتدال در غذا نيست.

امام رضاعليه‏السلام مى‏فرمايد:

«لو ان الناس قصدوا في الطعام لاعتدلت ابدانهم‏» (۲۷) (اگر مردم در طعام ميانه‏روى كنند بدنهاى آنها اعتدال پيدا مى‏كند).

مرحوم طبرسى در تفسير شريف «مجمع البيان‏» مطلب جالبى نقل كرده كه «هارون‏الرشيد» طبيبى مسيحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود، روزى اين طبيب به يكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب شما چيزى از طب نمى‏يابم، درحالى كه دانش مفيد بر دو گونه است: علم اديان و علم ابدان. او در پاسخش چنين گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است «كلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخوريد و بياشاميد واسراف نكنيد) و پيامبر ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است: «المعدة بيت كل داء و الحمية راس كل دواء واعط كل بدن ما عودته‏»(معده خانه بيماريهاست و امساك سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت داده‏اى(از عادت صحيح و مناسب) آن را دريغ مدار).

طبيب مسيحى هنگامى كه اين سخن را شنيد گفت: «ما ترك كتابكم ولا نبيكم لجالينوس طبا»! قرآن شما و پيامبرتان براى جالينوس (طبيب معروف) طبى باقى نگذارده است. (۲۸)



 نگاشته شده توسط سعید باقری در دوشنبه 3 اسفند 1388  ساعت 7:51 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

اسراف عبارت از خارج شدن از حد اعتدال است. مثلاً لباسى بپوشيم كه چندين برابر قيمت لباس مناسب ما ارزش داشته باشد يا غذاى گران قيمتى تهيه كنيم كه با يك وعده آن مى توان دهها نفر را از غذاى مناسب و معمول سير كرد. اسراف همراه با تفاخر و فخرفروشى است. مثلاً به جاى آن كه در منزل قالى مثلاً دستباف يا ماشينى خوب داشته باشيم؛ اقدام به خريد فرش هاى ابريشمى گران قيمت كنيم كه با قيمت هر يك از آن ها مى توان چندين فرش معمول و مناسب تهيه كرد و ... اما تبذير عبارت از ريخت و پاش است: مثلاً براى يك مهمانى ۵ نفره به اندازه ۱۰ نفر غذا درست كنيم و بقيه غذاها خراب و دور ريخته شود: يا بماند و در اثر ماندن وقتى خورده مى شود، به معده انسان ضرر مى رساند و ...
البته به قول مفسر تفسير نمونه: بسيار ديده مى شود كه اين دو كلمه درست در يك معنى به كار مى روند و حتى براى تاكيد پشت سر يكديگر هم قرار مى گيرند. درباره لزوم دورى از اسراف خداوند متعال آيه ۱۴۱ سوره انعام مى فرمايد: و هوالذى انشا خبات معروشات و غير معروشات والنخل و الزرع مختلفاً اكله والزيتون و الرمان متشابها و غير متشابه كلوا من ثمره اذا اثمرو اتو حقه يوم حصاده ولا تسرفوا انه لايحب المسرفين: و او آن خدايى است كه براى شما بستان ها در درختان(مانند انگور) داربستى و درختان آزاد و درختان خرما و زراعت ها كه ميوه و دانه هاى گوناگون دارند و زيتون و انار و ميوه هاى مشابه به يكديگر و ميوه هاى نامشابه(چون سيب و انار) بيافريد و شما هم از آن ميوه ها هرگاه برسد تناول كنيد و حق زكات فقيران را بدهيد و روز برداشت محصول اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست نمى دارد.
در آيه ۲۸ سوره غافر آمده است: ... ان الله لايهدى من هو مسرف كذاب ... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدايت نخواهد كرد.
همچنين در همين سوره آيه ۴۳ آمده است: لاجرم انما تدعوننى اليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الاخرة و ان مردنا الى الله و ان المسرفين هم اصحاب النار، ناچار آنچه شما مرا به سوى او مى خوانيد(از بت ها و فراعنه) آن ها اثرى در دنيا و آخرت به هيچ وجه ندارند و بدانيد كه بازگشت همه ما(روز قيامت) به سوى خداست و البته ستمكاران و مسرفان فاسق هم اهل دوزخ هستند.
در آيه ۱۵۱ سوره شعرا هم مى فرمايد: ولا تطيعوا امرالمسرفين: از رفتار روساى مسرف ستمگر پيروى نكنيد.
و نيز در آيه ۳۴ سوره ذاريات مى فرمايد: كه آن سنگ ها نزد پروردگار معين و نشاندار براى نابود كردن ستمكاران است.
و همين طور در آيه ۸۳ سوره يونس مى فرمايد:

فما امن لموسى الا ذرية من قومه على خوف من فرعون وملائهم ان ينتنهم و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفين(پس از آن همه ظهور معجزات و ابطال سحر ساحران) باز آن مردم باطل پرست به درستى ايمان نياوردند جز فرزندان قبيله او آن هم با حال ترس از فرعون و اتباعش كه مبادا در صدد فتنه و قتلشان برآيند كه فرعون آن روز در زمين بسيار علو و سركشى داشت و البته او از ستمكاران و سخت متعدى و مسرف بود.

و نيز در آيه ۹ سوره انبيا مى فرمايد: پس (از آن كه اشرار امت گفتار رسولان حق را انكار و در مقام آزارشان برآمدند) ما به وعده اى كه به آن ها داديم وفا كرديم و هر كه را خواستيم از شّر دشمنان نجات داديم و مفسدان و مسرفان ظالم را هلاك گردانيديم.
از آيات قرآن كريم به خوبى فهميده مى شود كه، اسراف و تبذير نقطه مقابل بخل و خست و هر دو بد و نامناسب و زشت هستند.
والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يفتروا و كان بين ذالك قواماً: كسانى كه به هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه سختگيرى و بخل مى ورزند، بلكه در ميان اين دو (كار زشت) حد اعتدال و ميانه(كه سخاوت و بخشش) است را مى گيرند.
حضرت على(ع) در اين باره فرموده اند:
آگاه باشيد مال را در غير مورد استحقاق صرف كردن، تبذير و اسراف است. ممكن است اين عمل انسان را (به ظاهر) در دنيا بلند مرتبه كند اما مسلماً در آخرت پست و حقير خواهد بود. در نظر توده مردم (عوام) ممكن است سبب اكرام شود، اما در پيشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان مى شود.
از پيامبر اسلام(ص) درباره لزوم دورى از اسراف روايت شده است كه فرموده اند:
شكمبارگى اسباب نافرمانى خداوند است. كم خورى از پاكدامنى و پرخورى از اسراف است.
امام على(ع) نيز فرموده اند: «از پرخورى دورى كنيد كه موجب قساوت قلب، تنبلى در نماز و سبب تباهى بدن است.»
«از پرخورى بپرهيز كه هر كس پيوسته پرخورى كند دردهايش فراوان شود و خواب هاى پريشان ببيند.» البته همه مى دانيم كه پرخورى يكى از مصاديق اسراف است.
در تفسير نمونه درباره لزوم دورى از اسراف ذيل اين آيه آمده است:
جمله «كلوا و اشربوا و لا تسرفوا»: بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه در آيه فوق آمده است، گرچه بسيار ساده به نظر مى رسد، اما امروز ثابت شده است كه يكى از مهم ترين دستورات بهداشتى همين است. زيرا تحقيقات دانشمندان به اين نتيجه رسيده است كه سرچشمه بسيارى از بيمارى ها- غذاهاى اضافى است كه به صورت جذب نشده در بدن باقى مى ماند. اين مواد اضافى هم بار سنگينى است براى قلب و ساير دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى است براى انواع عفونت ها و بيمارى ها. لذا براى درمان بسيارى از بيمارى هاى نخستين گام اين است كه اين مواد مزاحم كه در حقيقت زباله هاى تن انسان هستند، سوخته شوند و پاكسازى جسم عمل گردد.
عامل اصلى تشكيل اين مواد مزاحم، اسراف و زياده روى در تغذيه و به اصطلاح «پرخورى» است و راهى براى جلوگيرى از آن جز رعايت اعتدال در غذا نيست. در عصر و زمان ما كه بيمارى هاى گوناگونى مانند بيمارى قند، چربى خون، تصلب شرائين، نارسايى هاى كبد و انواع سكته ها، فراوان شده، افراط در تغذيه يا توجه به عدم تحرك جسمانى كافى، يكى از عوامل اصلى محسوب مى شود و براى از بين بردن اين گونه بيمارى ها راهى جز حركت كافى و ميانه روى در تغذيه نيست.
مفسر بزرگ ما، مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» مطلب جالبى نقل مى كند كه هارون الرشيد طبيبى مسيحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود: روزى اين طبيب به يكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب آسمانى چيزى از طب نمى يابم. در حالى كه دانش مفيد بر دو گونه است: علم اديان و علم ابدان، او در پاسخش چنين گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است: «كلوا و اشربوا و لاتسرفوا: بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد» و پيامبر ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است: المعده بيت الادواء و الحميه راس كل دواء و اعط كل بدن ما عودته: «معده خانه همه بيمارى هاست و امساك سرآمد همه داروهاست و به آن چه بدنت را عادت داده اى(از عادات درست) آن را از او دريغ ندار.
طبيب مسيحى هنگامى كه اين سخن را شنيد، گفت: قرآن شما و پيامبرتان براى جالينوس(طبيب معروف) طبى باقى نگذارده اند. كسانى كه اين دستور را ساده فكر مى كنند، خوب است در زندگى خود آن را بيازمايند تا با اهميت و عمق آن آشنا شوند و معجزه رعايت اين دستور را در سلامت جسم و تن خود ببينند.
متاسفانه مصاديق اسراف در جامعه زياد است: مصرف بالاى نان و ضايعات موجود، مصرف زياد آب و هدر روى فراوان اين نعمت الهى، باقى مانده غذاهايى كه به زباله دانى ريخته مى شود، نيم خوره ميوه جات و ... همه و همه از مصاديق اسراف در جامعه ما هستند.
از امام باقر(ع) نقل است كه، پدرم به شدت از اسراف دورى مى كرد. هنگام غذا اگر خرده هاى نان در سفره بود، مى خورد و مى فرمود: خداوند امت هاى گذشته را به خاطر اسراف عذاب فرمود.

منبع:اقتصاد در قرآن



 نگاشته شده توسط سعید باقری در دوشنبه 3 اسفند 1388  ساعت 7:48 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



  «اصلاح الگوي مصرف» يك معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنیم و به دنبال تحقق كامل آن در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشیم.امسال سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شده است، اين نام گذاري نشان مي دهد كه جامعه اسلامي ما با وجود برخورداري از ويژگي هاي مثبت اسلامي و انقلابي همچون صبر و استقامت، ارزش گرايي، دين داري و... در زمينه مصرف دچار آسيب ها و ناهنجاري هايي است. البته بخش زيادي از اين ناهنجاري ها متوجه حاكميت نظام بوروكراسي دولتي طي سه دهه اي است كه از عمر انقلاب مي گذرد. در اين ميان نظام يارانه اي كه به گفته همه صاحب نظران از اهداف خود (كمك به طبقات پايين و ايجاد تعادل) خارج شده است، نقشي به سزا در گسترش اين ناهنجاري و درست مصرف نكردن داشته است. بخشي ديگر از اين آسيب نيز معلول نبود يك الگوي ترسيم شده و شفاف است كه منطبق بر انسان شناسي اسلامي و ويژگي هاي ملي و ميهني باشد. در خلاء نبود چنين الگويي متناسب با شأن جامعه ايراني اسلامي، طبيعي است هم فرهنگ سازي ها موثر واقع نمي شود و هم الگوهاي وارداتي و رفتارهاي تجمل گرايانه به آساني خود را بر جامعه تحميل مي كند و به رفتارها و عملكردها راه مي يابد.
با تمام اين تحليل ها، از منظر اسلامي هيچ كس نمي تواند شانه خود را از زير بار مسئوليت رفتار خويش خالي كند و مثلا آن را به گردن سيستم و سازمان و يا خانواده و ديگران بيندازد.
در عين حال نمي توان نقش جامعه و الگوهاي حاكم بر آن را در رواج يك ناهنجاري آن هم به صورت گسترده و نهادينه شده، ناديده انگاشت و بي توجه به اين نقش موثر همواره به آحاد مردم خطاب كرد و گفت: اسراف نكنيد، درست مصرف كنيد و... زيرا همواره بخشي از رفتارهاي انسان متأثر از نهادها و نظام هاي اجتماعي است و اگر اين نظام ها، رفتاري مصرف گرا داشته باشند و مثلا با بوروكراسي غيرضرور خود وقت و انرژي مراجعان را هدر دهند، در اين جا مراجعه كنندگان نمي توانند به آساني گامي در راه اصلاح رفتار بردارند.
متأسفانه در زمينه الگوي مصرف، بخش خصوصي يك گونه مشكل دارد و بخش دولتي به گونه اي ديگر دچار نارسايي است. يكي به خاطر ضعف نظارت گاه مصالح و منافع عمومي را چندان در نظر نمي گيرد و اسباب نارضايتي مردم را فراهم مي كند و ديگري به دليل نبود دلسوزي و مصرف نكردن بهينه اموال و امكانات (كه البته نبايد همه تقصير را به گردن افراد انداخت) امكانات ملي را هدر مي دهد. همين اشكالات بود كه چند سال پيش رهبر معظم انقلاب اسلامي تفسير جديدي از اصل 44 قانون اساسي ارائه كردند و گامي مهم براي تحولي شگرف در عرصه اقتصادي برداشتند. دولت نهم نيز بيشترين تلاش اقتصادي خود را براي اصلاح نظام اقتصادي در قالب لايحه هدفمند كردن يارانه ها به خرج داد و حتي طرح سهميه بندي بنزين را به مرحله اجرا درآورد. اما هنوز تا رسيدن به يك وضعيت مطلوب راه درازي در پيش است. همين نگرش كه در ميان مردم درباره خدمات بخش خصوصي و دولتي وجود دارد، نشان مي دهد ما هنوز به يك الگوي متناسب با جامعه دست پيدا نكرده ايم. از اين رو تلاش براي ترسيم يك الگوي بومي دست كم مي تواند گام موثري در راه دستيابي به اصلاح الگوي مصرف باشد. اين يك اصل قرآني است كه: هر كس طبق نيت و بينش و جهان بيني خود رفتار مي كند. به بيان ديگر آيه شريفه: «قل كل يعمل علي شاكلته» ارتباط و پيوند مستحكم ميان رفتار و بينش و نظر و عمل را نشان مي دهد. بنابراين اگر آسيب گسترده اي در الگوي مصرف جامعه مشاهده مي شود، نشان گر نامناسب بودن الگو و ناهماهنگي آن بينش اسلامي است كه هم از اسراف به شدت نهي كرده و هم به قناعت و تدبير معيشت دستور داده است.

ساز و كار اصلاح
حال مي خواهيم ببينيم اسلام براي اصلاح رفتارها چه ساز و كاري را پيش بيني كرده است؟ اسلام در كنار بيان اعمال واجب و حرامي كه مكلفان را به آن ها تكليف كرده است، براي استمرار عمل به واجبات و ترك محرمات، اصلي را به نام «امر به معروف و نهي از منكر» تعبيه كرده است.
بر اساس اين وظيفه، همه افراد جامعه بايد نسبت به يكديگر احساس مسئوليت داشته باشند و اگر شاهد ارتكاب عمل زشتي (منكر) بودند، انجام دهنده را باز دارند و اگر مشاهده كردند وظيفه واجبي (معروف) مورد بي توجهي قرار گرفته و بدان عمل نمي شود، افراد را به انجام آن وادارند.
حال در بحث اصلاح الگوي مصرف در ابتدا بايد گفت خود «اصلاح الگوي مصرف» يك معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنند و به دنبال تحقق كامل آن در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشند. همچنين بايد رسانه ها مردم را در اين باره آگاه كنند و متخصصان هم در زمينه هاي مختلف، مصرف استاندارد و راه دستيابي به آن را بيان كنند و حتي ساز و كاري براي تحقق آن در نظر گيرند. بايد توجه كرد كه بخشي از اسراف كاري ها نتيجه نبود آگاهي و نشناختن مقدار مورد نياز در مصرف است.
به عنوان مثال، آيا همه مردم به روشني مي دانند مواد غذايي مورد نياز بدنشان چه اندازه است و با چه مقدار مواد غذايي مي توان نياز جسمي را برطرف كرد؟!
اگر مي خواهيم گامي در راه اصلاح الگوي مصرف در مواردي اين چنيني برداريم، چاره اي نداريم جز اين كه واژه هاي فني را ساده سازي كنيم و به زبان توده مردم و به صورت جزيي و دقيق، با آنان صحبت كنيم و آگاهي هاي مردم را در اين عرصه ها بالا ببريم. بي شك يكي از گام هاي اوليه براي اصلاح فرهنگ مصرف، ارتقاي آگاهي هاي مورد نياز در زندگي فردي و جمعي است. به ويژه آن كه امروزه زندگي ها ماشيني شده و پيچيدگي بسياري پيدا كرده است. اين امر اقتضا مي كند با تشكيل جلسات كارگاهي و ميداني در محلات و يا مراكز جمعي، توزيع بروشور و مانند آن، دانش و مهارت عملي مورد نياز افراد افزايش يابد. مي دانيم به خاطر كاستي هايي كه در نظام آموزشي وجود دارد و بي ارتباطي بسياري از مطالب آموزشي با نيازهاي عملي زندگي، مديريت زندگي و تقدير معيشت در جامعه ما با مشكلات فراواني رو به روست.
يكي از راه هاي رفع اين كاستي ها، همين آموزش هاي كارگاهي و افزايش مهارت هاي مورد نياز در زندگي است.

نهي از اسراف و هدر دهي امكانات
آن چه تاكنون بيان شد بيشتر در حوزه امر به معروف قرار داشت اما بخشي از اصلاح الگوي مصرف هم در حوزه «نهي از منكر» قرار مي گيرد. در اين بخش آن چه بايد مورد توجه واقع شود، حساسيت مردم نسبت به اتلاف و اسراف اموال عمومي در سازمان ها و نهادهاي جمعي و نيز زندگي خصوصي است. رفتارهاي تجملي و بريز و بپاش هايي كه گاه در برخي سازمان ها و شركت ها شاهد آن هستيم، از جمله مصاديق منكر در عرصه مصرف است. هدر دادن انرژي و يا ابزارهاي صنعتي در صنعت و اسراف آب در كشاورزي از جمله منكراتي هستند كه بايد تك تك افراد جامعه به اين «منكر»ها توجه كنند و براي رفع آن قدم بردارند.
بنابراين مي توان از ساز و كار امر به معروف و نهي از منكر براي اصلاح الگوي مصرف بهره برد و با ارتقاي آگاهي، فرهنگ سازي كرد و از طريق تعيين مصاديق اسراف، منكر بودن آن رفتارها را به جامعه اعلام و مردم را به نهي از اين گونه منكرها ترغيب كرد. البته شيوه تربيتي ما معمولا چنين است كه همواره بر جنبه منفي و منكر بيشتر انگشت مي گذاريم و از ايجاد مقدمات و بسترهاي لازم براي سوق دادن مردم به سمت معروف (اصلاح الگوي مصرف) غفلت مي ورزيم. به همين خاطر يادآور مي شوم كه اين گونه نگاه تربيتي خود يك آسيب است از اين رو نبايد وزن نهي از منكر افزون تر از وزن امر به معروف در مسئله اصلاح الگوي مصرف باشد.
هر چند تلاش در راه اصلاح الگوي مصرف يك وظيفه ملي و عمومي است اما رسالت اصلي بر دوش نخبگان و شخصيت هاي مرجع و تأثيرگذار است تا آنان زمينه هاي تحقق اين راهبرد را در جامعه فراهم كنند. خداوند درباره اين رسالت نخبگان در قرآن (سوره هود/116) مي فرمايد: «فلولاكان من القرون من قبلكم اولوا بقية ينهون عن الفساد في الارض الا قليلا ممن انجينا منهم»: «پس چرا از نسل هاي پيش از شما خردمنداني نبودند كه مردم را از فساد در زمين باز دارند؟ جز اندكي از كساني كه از ميان آنان نجاتشان داديم.»
اگر جامعه ما تحول و پيشرفت مي خواهد و به دنبال ايجاد جامعه اي عادلانه و پيشرفته است، بايد خود را اصلاح كند و ناهنجاري ها را از رفتار خويش بزدايد؛ زيرا خداوند فرموده است: «ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم».


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 2 اسفند 1388  ساعت 12:37 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

سریال حضرت یوسف این روزها تنها کارکرد یک برنامه تلویزیونی را ندارد چرا که از نحوه مدیریت یوسف نبی در سالهای قحطی و مواجهه با مسائل مختلف استنباط ها و نقدهای مختلفی شنیده می شود که هر کدام می تواند برای مدیریت جامعه درس آموز باشد. در واقع جدای از بحثهای فنی و نکات ریز ساخت این مجموعه، سریال از یک روایت کلی و معتبری بهره می برد که در جای خود می تواند درسهای مهمی را به همراه داشته باشد.

یکی از مهمترین درسهایی که شاید کمتر به آن پرداخته شده باشد، رویکرد و نحوه نگاه یوسف نبی به تحولات عرصه اجتماع است و اینکه این تحولات چگونه باید مدیریت شوند و در نتیجه منابع چگونه در این راستا هزینه گردند. نحوه نگاه مدیر یک مجموعه بزرگ به تحولات اجتماعی، مانند دولت، در اتخاذ سیاستهایی که خواهان اعمال تغییر در جامعه هستند بسیار مهم است. به عنوان نمونه، اگر جامعه مانند یک سیستم مهندسی قلمداد شود که برای تحول نیازمند تغییر اجزا و یا رابطه میان آنها بر طبق طرحهای از پیش مهندسی شده هستیم؛ سیاستهای پیشنهادی عمدتا از جنس تغییر یا حذف عناصر اجتماعی (نظیر سازمانها) و روابط میان آنها (نظیر قانون) خواهد بود. اما در یک نگاه پیچیده تر، عناصر اجتماعی همانند المانهای فیزیکی نگریسته نمی شوند چرا که انسانهایی هستند صاحب اندیشه، تفکر، بینش، علایق و سلایق مختلف که همگی در رفتار آنان موثر است و تغییر این شاخصه ها صرفا با تغییر قوانین و ساختارهای اجتماعی در یک زمان کوتاه میسر نخواهد نبود.

با این مقدمه، نحوه مواجهه یوسف نبی با کاهنان معبد بسیار قابل توجه است. در حالیکه یوسف پیامبر هم قدرت (اعم از اداری و نظامی) و هم پشتیبانی پادشاه وقت را در مبارزه با کاهنان داشت، اما مبتنی بر نگاه خود به تحولات حوزه اجتماعی و اینکه تغییرات باید در طول زمان و در اندیشه مردم و بطن جامعه صورت بگیرد، هیچ گاه عجله نکرد و با دستور و حکم به جنگ کاهنان نرفت بلکه با تدبیر و اتخاذ سیاستهای بلند مدت بستری را برای تغییر نگرش آحاد جامعه فراهم آورد که خود به خود به حذف کاهنان انجامید. به عبارت دیگر، هرگونه تغییری نیازمند آگاهی بخشی به بخش عمومی جامعه نه تنها از طریق برنامه های تبلیغاتی، بلکه به شکل فراهم کردن بسترهایی برای یادگیری نکات جدید و در نتیجه تغییر رفتار امکان پذیر خواهد بود. البته نیاز به توضیح نیست که از این دست مثالها در تحولات صدر اسلام و نحوه پیاده شدن اندیشه اسلامی فراوان است.

از این منظر، به نظر می رسد که نگاه برخی به تغییرات حوزه اجتماعی متفاوت از نگاهی است که یوسف نبی برای ما تصویر می کند به گونه ای که در برنامه های مختلف صحبت از تغییرات انقلابی، برنامه های ضربتی و کوتاه مدت و حصول نتیجه در کوتاه ترین زمان ممکن در دستور کار است و جملاتی نظیر طرحهای انقلابی به گوش می رسد. اگر چه این برنامه ها می تواند در کوتاه مدت و به صورت مقطعی اثر گذار باشد، اما به نظر نمی رسد در بلند مدت کارکرد قابل قبولی در تغییر رفتار کنشگران اجتماعی داشته باشد و چه بسا به هدر رفتن منابع در هنگامه ای که اصلاح الگوی مصرف سرلوحه کار است، منجر گردد. بنابراین به یک معنا، در حالیکه مساله اصلی اصلاح الگوی مصرف است، و نه صرف کاهش مصرف در الگوی فعلی، اصلاح الگوی مصرف می تواند ناظر به اصلاح رویکرد سیاستگذاران به تحولات حوزه اجتماع و در نتیجه نحوه مصرف منابع در این راستا باشد.



 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 12:22 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

تعریف لغوی: اسراف از ریشه سرف یعنی تجاوز کردن و از حدّ گذشتن در هر کاری که انسان انجام ‌ می‌دهد.[1]

تعریف اصطلاحی: کلمه اسراف به معنای خارج شدن از حدّ اعتدال و تجاوز از حدّ در هر عملی است که انسان انجام می‌دهد. هر چند که به گفته راغب غالباٌ در مورد پول خرج کردن استعمال می‌شود.[2]

کلمه اسراف کلمه بسیار جامعی است که هر گونه زیاده روی در کمیّت و کیفیّت و بیهوده گرایی و اتلاف و مانند آن را شامل می‌شود.[3]

معانی اسراف در قرآن:

1) از حدّ گذشتن در گناه و نافرمانی طه 127، مائده 32، اعراف 81، یونس 12 و 83، انبیا 9، یس 19، زمر 53، غافر 28 و 38.
2) از حدّ گذشتن در انفاق، فرقان 67
3) زیاده‌روی در خوردن یا مصرف آنچه حلال است، اعراف 31، نساء 6، انعام 141
4) به همراه حرف «فی» به دو معنی
الف)
افراط و زیاده‌روی در کاری، اسراء 33
ب) تفریط و تقصیر در عمل صالح و حق خداوند، آل عمران 147.
[4]
تفاوت اسراف و تبذیر و تقتیر و قوام: با در نظر گرفتن ریشه لغوی اسراف و تبذیر وقتی این دو در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند اسراف به معنی خارج شدن از حدّ اعتدال است. بدون آن که چیزی را ظاهراٌ ضایع کنند مثلاٌ کسی غذایی چنان گران قیمت تهیه کند که با قیمت آن بتوان عدّه زیادی را آبرومندانه تغذیه کرد. در این جا از حدّ اعتدال تجاوز شده ولی ظاهراٌ چیزی نابود و ضایع نشده است. اما تبذیر آن است که آن چنان مصرف کنیم که به اتلاف و تضییع منجر شود مثل این که برای دو نفر میهمان غذای ده نفر را تهیه کنیم آن گونه که بعضی به نادانی انجام می‌دهند و به آن افتخار می‌نمایند و باقی غذا را در زباله دان بریزیم و اتلاف کنیم ناگفته نماند که در بسیاری از موارد این دو کلمه درست در یک معنی به کار می‌رود و حتّی به عنوان تأکید پشت سر یکدیگر قرار می‌گیرند. مثلاٌ بنابر آنچه در نهج البلاغه از علی (ع) نقل شده است می‌فرماید.

 
«الا إنّ اعطاءَ المالِ فی غیر حقّه تبذیر و اسرافٌ و هُوَ یَرفَعُ صاحبَه فی الدّنیا و یَضَعُهُ فی الاخِرَة و  یُکرِمُهُ فی النّاس و یهینه عند الله»[5]

یعنی «آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن تبذیر و اسراف است، ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلند مرتبه کند امّّا مسلماٌ در آخرت او را پست و حقیر خواهد کرد.
 در نظر مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.[6]تقتیر، در مقابل اسراف، به معنی کوتاهی کردن در انفاق است و قوام به معنی حد وسط میان اسراف و اقتار است.[7]

طبق آیات قرآن و روایات، اسراف و تبذیر و تقتیر، مذموم و ناپسند هستند و فقط قوام ممدوح و پسندیده است، که خداوند متعال درباره مومنان می‌فرماید:
 
«والّذینَ إذآ اُنفَقوا لَمْ یُسْرِفُوا و لَمْ‌ یَقْتُرُوا وَ کانَ بینَ ذلِکَ قَواماٌ»[8]
« کسانی که هر گاه انفاق کنند، نه اسراف می‌نمایند و نه سختگیری؛ بلکه در میان این دو حدّ اعتدالی دارند».


 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 12:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 طرح بسیار مهم و ضروری که درسال 1388 بر زبان مبارک رهبر عزیز انقلاب جاری گردید سوژه ای شد برای خیلی از موارد که با گفتار و کردار پیگیری شود تا شاهد نتایج درخشان مادی و معنوی آن باشیم. مثلی معروف داریم که ذره ذره خیلی شود و قطره قطره سیلی. راستی اگر دقت کنیم حقیقت را درک خواهیم کرد. خداوند متعال نعمت های فراوان و بیشماری در اختیار انسان قرار داده است و دستور کیفیت استفاده از آن نعمتها را صریحا در قرآن کریم برای همه بیان فرموده است. مثلاً درمورد خوراکیها آیه ای بسیار صریح داریم که کلو او اشربو او لاتسرفوا. بخورید و بیاشامید ولی اسراف و زیاده روی ننمائید (سوره اعراف آیه 31). شاعر نیز میگوید نه چندان بخور کز دهانت برآید نه چندان کز ضعف جانت برآید. باید به مسئله اعتدال و میانه روی توجه کرد که آیات بسیار صریحی درقرآن داریم حتی درمورد انفاق و بخشش که آنهمه تأکید شده ولی درعین امر به اعتدال گردید در سوره فرقان آیه 67 میفرماید:
و الذین اذا انفقوالم یسرفواولم یقتروا وکان بین ذلک قواما- بندگان خوب خداوند کسانی هستند که در بخشش زیاده روی وکوتاهی نمی کنند و اعتدال را رعایت مینمایند. در سوره اسری آیه 26 تا 30 صریحاً واکیداً از اسراف نهی میفرماید و اسراف کنندگان را برادران شیطان میداند بهرحال قرآن کریم پیروان خود را به شدت از افراط و تفریط نهی میکند و برحذر میدارد. اگر به این دستور قرآن عمل می شد نتایج درخشان بدست میامد البته باید از مرحله حرف و گفتگو و نوشتن و مصاحبه به مرحله عمل قدم گذاشت امسال از نظر حرف و غیره بسیار اقدام می شود که امیدوارم از خود و خانواده خود و اداره و بازار و شرکتها و مهمان خانه ها و پادگانها شروع شود و از آنهمه ریخت وپاش و اسرافهای کذایی جلوگیری شود و طوری شود که اضافه آوردن غذا و نان ممنوع گردد و جرم حساب شود و یک نوع استانداردی برای مصرف تهیه شود که اضافه نیاید اگر شما سری به بعضی جاها بزنید و کار تن های نان خشک و اضافی غذا را ببینید و دقت کنید متوجه می شوید که چقدر نعمت خداوند به هدر میرود و هیچکس احساس مسئولیت نمیکند و اصلا هیچگونه امر و نهی دراین مورد صورت نمیگیرد چه بسا تعدادی نان سالم و مقدار زیادی برنج و خورشت اضافی موجود است. شما را بخدا بیائید یک فکر اساسی کنید و برای همیشه این معضل را برطرف کنید.
آن همه آیات و روایات چرا باید بدست فراموشی سپرده شود؟ کی می خواهیم به آیات عمل کنیم؟ چرا بی تفاوت هستیم چرا نهی از اسراف نمی کنیم چرا آن همه مشاهدات را نادیده میگیریم کافی است شما سری به سطلهای زباله میهمانسراها، ادارات و پادگان ها بزنید تا از نزدیک اسرافهای فراوان را مشاهده کنید .مسئولین جواب خدا را چه می دهند مسئولین خدمات آشپزها تقسیم کنندگان غذا و خورندگان غذاهای آماده همه و همه مسئول این اسرافها هستند و باید به درگاه خداوند پاسخ گو باشند. آن همه آرد و برنج و حبوبات و گوشت را چه کسی در اختیار آشپزخانه ها قرار می دهد؟ چرا نسنجیده عمل می کنند. برای نمونه در یک پادگان که 600 نفر غذا می خوردند برای هر نفر دو عدد نان در هر وعده یعنی صبح و ظهر و شب در نظرگرفته بودند که پیش از نصف آن به هدر می رفت و مصرف نمی شد شما حساب کنید روزانه 600عدد نان به هدر برود چه ضرری وارد می شود. چه می شود اگر سهمیه را کسر کنند و بر مزایا و امتیازات دیگر بیفزایند و چیزهایی که ضرورت دارد و جذب می شود تهیه نمایند و بهرحال صرفه جویی کنند تا به مشکل اقتصادی گرفتار نشویم چرا ما باید مصرف کننده کشورهای خارج باشیم درحالیکه با رعایت و اصلاح الگوی مصرف میتوانیم به خودکفائی برسیم و از کشورهای بیگانه بی نیاز شویم و هزینه ای که به آنان می پردازیم در راه عمران و آبادی و درراه فرهنگ سازی و گسترش اسلام و قرآن به کار ببریم. فرمانداری ها و بخشداری ها در دادن سهمیه به پادگانها و ادارات و شرکتها و قهوه خانه ها تجدید نظر و دقت بیشتری کنند. گاهی روابط رؤسا با یک دیگر سبب می شود که تا دو برابر سهمیه واقعی به جاهای مذکور اختصاص دهند و از جیب خلیفه بخشش نمایند و با بیت المال بازی کنند و خواسته و ناخواسته حیف ومیل های فراوان صورت گیرد که باید درپیش گاه عدل الهی پاسخ گو باشند ای کاش این مطالب به سمع مبارک آنان برسد و دست از این گونه کارها بردارند و سبب وابستگی مملکت به کشورهای اجنبی نشوند. تقسیم کنندگان بودجه آرد و برنج و غیره صد درصد مقصرند نویسنده حاضر است این مطلب را در عمل ثابت نماید ولی باید خودشان در اصلاح امور پیش قدم شوند.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 1:06 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  

POWERED BY RASEKHOON.NET