اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























 
  • وظایف روابط عمومی دراصلاح الگوی مصرف
1) شناخت مؤلفه های اصلاح الگوی مصرف :
مصرف : بهره برداری و استفاده از امکانات موجود به قصد برطرف کردن نیاز ها.
اصلاح : تصحیح، بازنگری، پالایش، زدودن معایب و افزودن راه کارهای جدید.
الگو : استاندارد و نرم تعریف شده بر اساس معیار ها و شاخص ها.
2) آموزش فرهنگ درست مصرف کردن:
1-2) استفاده از نقش بی بدیل رسانه ها.
2-2) استفاده از ظرفیت های آموزش و پرورش.
3-2) استفاده از مجامع و تریبون های عمومی.
4-2) استفاده از نقش و جایگاه ویژه زنان در خانواده.
5-2) استفاده از ظرفیت ناوگان حمل و نقل شهری.
3) اطلاع رسانی به موقع و هدایت افکار جامعه :
1-3) آشنا ساختن مخاطبان خاص هر سازمان با عواقب و پیامدهای اسراف در زمینه ی فعالیت های همان سازمان.
2-3) تهیه ی بروشور های مناسب برای مخاطبان و کارکنان در جهت آموزش درست مصرف متناسب با فعالیت ها.
3-3) ارائه آمار و اطلاعات روزامد در مورد میزان مصرف و درصد اسراف در حوزه ی کاری.
4) شناسایی و شناساندن راه های مصرف بهتر:
1-4) اولویت بندی فعالیت ها.
2-4) کسب اطلاعات در خصوص موارد اسراف.
3-4) بررسی راه های تعدیل یا حذف اسراف.
4-4) تدوین شاخص ها و استاندارد های مصرف.
5-4) شناسایی و تعیین راه کارهای عملی مصرف بهینه.
5) ارائه ی الگوی صحیح مصرف :
1-5) سیاسی
1-1-5) داخلی: بازنگری و اصلاح قوانین
2-1-5) خارجی: اتخاذ مواضع خردمندانه در مقابل سایر ملل
2-5) دفاعی
1-2-5) طراحی و ساخت ادوات نظامی
2-2-5) مصرف بهینه ادوات نظامی
3-2-5) بازنگری شیوه های آموزش و تربیت نیروی انسانی
3-5) اقتصادی
1-3-5) هدفمند کردن یارانه ها
2-3-5) اصلاح قیمت حامل های انرژی
3-3-5) بازنگری در شیوه های تولید
4-3-5) حمایت از مکانیزه نمودن طرح های اقتصادی
5-3-5) گسترش دولت الکترونیک
4-5) علمی
1-4-5) تولید علم در حوزه انرژی های تجدید نشدنی
2-4-5) تشکیل اتاق های فکر
3-4-5) بهینه هزینه نمودن اعتبارات پژوهشی
5-5) فرهنگی
1-5-5) استفاده از توان نخبگان حوزه و دانشگاه
2-5-5) غافل نشدن از توان فوق العاده رسانه ها
3-5-5) نهادینه نمودن فرهنگ تشویق
6) استفاده ی مناسب از ظرفیت نظام پیشنهادها:
7) نهادینه کردن رفتار صرفه جویی :
1-7) نأمین اعتبارات خاص.
2-7) استفاده از الگوهای جذاب.
3-7) توصیه به شعائردینی.
4-7) بسیج کردن تمام امکانات کشور.
5-7) ایجاد بسترهای قانونی.
... ادامه دارد


 نگاشته شده توسط سعید باقری در دوشنبه 3 اسفند 1388  ساعت 7:28 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



  خداوند متعال اسراف كنندگان را دوست ندارد.

- اصلاح الگوی مصرف از هدر رفت منابع پیشگیری می كند.

- اصلاح الگوی مصرف در ارتقای سطح كیفی كارها و زندگی مؤثر و مفید است.

- اصلاح الگوی مصرف بهره وری برنامه ها و فرآیندها را افزایش می دهد.

- اصلاح الگوی مصرف در كاهش وابستگی اقتصادی به دیگران مؤثر است.

- اصلاح الگوی مصرف یك وظیفه ی ملی است.

- آموزش مصرف درست به فرزندان از دوران كودكی بسیار ضروری است.

- اعمال پدر و مادر در مصرف درست از منابع در تربیت فرزندان مؤثر و مناسب است.

- كودكان درست مصرف كردن را از پدران و مادران خود می آموزند.

- مدارس نقش ممتازی در فرهنگ سازی درست مصرف كردن دارند.

- تدوین نكات و الگوهای درست مصرف كردن و تابلو نمودن آن در مدارس برای دانش آموزان مفید است.

- معلمان در فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف در جامعه و مدارس نقش ممتازی دارند.

- فن آوری اطلاعات و ارتباطات تأثیر مضاف در تنظیم مصارف از منابع دارد.

- كاهش مصرف گرایی در ارتقای عزت ملی تأثیر مضاعف دارد.

- استفاده درست از منابع و امكانات وابستگی ها را به بیگانگان كاهش می دهد.

- استفاده درست از منابع در برقراری و توزیع عدالت اجتماعی, فرهنگی و اقتصادی مؤثر است.

- شك كردن در كار و برنامه جزو مباحث نظری اصلاح الگوی مصرف است.

- كار و برنامه را با شك كردن اصلاح و الگو قرار دهیم.

- فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف جزو شاخص های اولویت دار است.

- رعایت نكات ایمنی در اصلاح الگوی مصرف اولویت دار است.

- حركت به سوی اصلاح الگوی مصرف فرمایش مقام معظم رهبری است.

- پیشگیری از هدر رفت منابع مالی و انسانی در اصلاح الگوی مصرف اولویت دار است.

- قرار گرفتن شایسته هر چیز یا كاری در جایگاه خاص خود, اصلاح الگوی مصرف است.

- چرایی در كار, فعالیت و برنامه, خود زیر بنای اصلاح الگوی مصرف است.

- اعتقاد و ایمان قلبی و عملی به اصلاح مصرف رمز موفقیت كامل است.

- خانه و خانواده بستر مناسب برای فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف است.

- تولید علوم جدید و كارآمد ضامن بقاء و دوام فرآیند اصلاح الگوی مصرف است.

- دور ریختن و حذف امكانات از چرخه استفاده منطبق با فرآیند اصلاح الگوی مصرف نیست.

- با مصرف درست, آیندگان را از منابع موجود بهره مند سازیم.

- رمز موفقیت آیندگان در گرو فرهنگ سازی ما دارد.

- تفكر و خلاقیت در مصرف درست و استفاده بهینه از منابع جایگاه ویژه ای دارند.

- لحظه ها/ثانیه ها/دقیقه ها/ساعت ها و روزها جزو منابع ذیقیمت هستند.

- نكته ها, نقطه ها, خردها, ریزها, جزءها, كوچك ها و كم ها جزو منابع به شمار می روند.

 

- در اصلاح الگوی مصرف قطره ها تأثیر گذارند.

- نگاهها, حركت ها, نوشتن ها, گفتگوها, شنیدن ها, تصمیم ها, دستورها, خواندن ها و ... در اصلاح الگوی مصرف مؤثر و دخیلند.

- در اصلاح الگوی مصرف : درست بخوانیم, درست بنویسیم و درست به خاطر بسپاریم.

- در اصلاح الگوی مصرف : درست بشنویم, درست تفكر كنیم و درست تصمیم بگیریم.

- در اصلاح الگوی مصرف : تنظیم درست عواطف, احساسات ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : وظیفه ملی, قانونی و شرعی خویش را دریابیم.

- در اصلاح الگوی مصرف : مصرف درست كاغذ از جمله شاخص های ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : كوتاه گفتن, كوتاه نوشتن و كوتاه گفتگو كردن نقش خوبی دارد.

- در اصلاح الگوی مصرف : شعار بدهیم و عمل نماییم.

- در اصلاح الگوی مصرف : تمسك به قانون ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : منطقی بودن سلیقه ها و روشها ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : فتح قله های افتخار ملاك است.

- در اصلاح الگوی مصرف : مهربانی نقش والایی دارد.

- در اصلاح الگوی مصرف : كار جمعی و مشورتی مهم است.

- در اصلاح الگوی مصرف : وجود اتاق فكر نقش برجسته ای دارد.

- در اصلاح الگوی مصرف : انبارش امكانات و اموال چندان مفهومی ندارد.

- در اصلاح الگوی مصرف : تفكر تعیین كننده است.

- در اصلاح الگوی مصرف : نوشتن همراه با مطالعه ی پیشینه هاست.

- اصلاح الگوی مصرف : بنیان گذاری بناها و فرهنگ هاست.

- در اصلاح الگوی مصرف : خودشناسی مقام والایی دارد.

- در اصلاح الگوی مصرف : خود ارزیابی ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : جوشش و خلاقیت ملاك است.

- در اصلاح الگوی مصرف : طبقه بندی امور و كارها ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : ساماندهی محیط كار و فرآیند كارها ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : كاربردی كردن امور ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : تك محوری مناسب نیست.

- در اصلاح الگوی مصرف : استفاده از تواناییهای دیگران شرط است.

- در اصلاح الگوی مصرف : رمز موفقیت, ایمان به كار و علاقه مندی در آن است.

- در اصلاح الگوی مصرف : خستگی و بی انگیزگی معنایی ندارد.

- در اصلاح الگوی مصرف : درو كردن رتبه ها, ملاك است.

- در اصلاح الگوی مصرف : از خود و كار خود فاصله نگیریم و به كار خود بچسبیم.

- در اصلاح الگوی مصرف : خود را دریابیم و عمل كنیم.

- در اصلاح الگوی مصرف : فرصت ها و لحظه ها را غنیمت شماریم.

 

- در اصلاح الگوی مصرف : خانواده, محل و فرآیندهای انجام كار را دریابیم.

- در اصلاح الگوی مصرف : خوش فكر باشیم.

- در اصلاح الگوی مصرف : فرهنگ ساز باشیم.

- در اصلاح الگوی مصرف : خود و دیگران را تشویق و ترغیب كنیم.

- در اصلاح الگوی مصرف : از خود شروع كنیم.

- در اصلاح الگوی مصرف : به كار خود شك كنیم و آن را تكمیل و اصلاح نماییم.

- در اصلاح الگوی مصرف : چرایی در كارها جایگاه ویژه ای دارد.

- در اصلاح الگوی مصرف : حال را بشناسیم برای آینده عمل كنیم.

- در اصلاح الگوی مصرف : گذشته را مطالعه كنیم برای آینده

- در اصلاح الگوی مصرف : خواندن تاریخ ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : یاد گرفتن ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : یا‌دآوری و پیگیری لازم است.

- در اصلاح الگوی مصرف : موعظه و پند تأثیرگذار است.

- در اصلاح الگوی مصرف : مدیریت منابع انسانی از اصول مهم به شمار می رود.

- در اصلاح الگوی مصرف : منابع انسانی جزو شاخص های اولی است.

- در اصلاح الگوی مصرف : شناخت از كار مهم است.

- در اصلاح الگوی مصرف : آب مایه ی حیات و حق همگانی است.

- در اصلاح الگوی مصرف : برق جزو ثروت ملی است.

- در اصلاح الگوی مصرف : انرژی جزو ثروت ملی است.

- در اصلاح الگوی مصرف : به انتظار نشستن مفهومی ندارد.

- در اصلاح الگوی مصرف : رقابت و مشاركت هر دو لازم است.

- در اصلاح الگوی مصرف : با هم بودن شرط است.

- در اصلاح الگوی مصرف : گلوگاه در كار و امكانات نمره ندارد.

- در اصلاح الگوی مصرف : مدیریت ها نقش كلیدی دارد.

- در اصلاح الگوی مصرف : ما می توانیم نقطه قوت ماست.

- در اصلاح الگوی مصرف : لحظه ها از افق زندگی می گذرد. (فرمایش گهربار حضرت علی (ع))

- در اصلاح الگوی مصرف : تولید علم جهت دار ملاك است.

- در اصلاح الگوی مصرف : پردازش به تكنولوژی نانو و بیو و نظایر آن ره گشا و ضروری است.

- در اصلاح الگوی مصرف : به امید فردا نشستن سراب است.

- در اصلاح الگوی مصرف : كار امروز را به فردا مگذار. (فرمایش گهربار حضرت علی(ع))

- در اصلاح الگوی مصرف : جوینده یابنده بود.

 



 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 2 اسفند 1388  ساعت 12:27 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 از نظر اسلام، زهدورزی به عدم مصرف نعمت ها نیست بلكه به استفاده درست و مناسب هر چیزی است بی آن كه دنیا در دل وی جای گیرد و او را اسیركند. زهدورزی به عدم دوست داشتن و حب به دنیاست ولی استفاده درست و كامل هر نعمتی عین زهدورزی است.

از زمانی كه سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شد، این پرسش مطرح شد كه آیا اصلاح الگوی مصرف، یك حركت زودگذر است یا آن كه یك فرهنگ است كه نیازمند همه مؤلفه ها و اسباب فرهنگی است تا چنین هدفی تحقق یابد؟ اگر بپذیریم كه اصلاح الگوی مصرف، یك مسئله فرهنگی است، پیش از آن یك دغدغه زودگذر باشد، چنان كه تصریحات مقام معظم رهبری نیز بر فرهنگی بودن مسئله اصلاح الگوی مصرف تأكید داشتند، می بایست بپذیریم كه در طرح مباحث و مسایل آن و نیز دست یابی به این هدف و آرمان باید ابعاد فرهنگی آن مورد توجه قرار گرفته و عناصر و اسباب فرهنگی آن نیز تحلیل و تبیین شده و از سوی همگان از امت و امام و مسئولان به كار گرفته شود.
از این رو، نویسنده باتوجه به صبغأ فرهنگی مسئله اصلاح الگوی مصرف، بر آن است تا سازوكارهای فرهنگی آن را براساس آموزه های وحیانی اسلام تبیین و تحلیل نماید. با هم مطلب را از نظر می گذرانیم.

اصلاح الگوی مصرف، مسئله فرهنگی
باتوجه به عنوانی كه برای سال 1388 خورشیدی از سوی مقام معظم رهبری انتخاب شده می توان گفت كه نگاه رهبری به مسئله، همانند سال های گذشته، نگاهی عمیق و فرهنگ ساز بوده است. در تمامی عناوین و نامگذاری هایی كه برای سال های پیش انتخاب شده است، رهبری، دغدغه فرهنگی خویش را نشان داده است؛ زیرا دست یابی به تمدن اسلامی در جهان معاصر و بسترسازی برای جهانی سازی اسلام و برپایی دولت جهانی عدالت محور با حضور و ظهور حضرت مهدی(عج) در میان مردم به عنوان رهبر دولت اسلامی، تنها زمانی ممكن است كه همه عناصر و مؤلفه های چنین دولتی به شكل كوچك در جامعه و امت نمونه و شاهد گرد آید و دیگران را متوجه این نظریه سیاسی قابل اجرا نماید كه جدا از اندیشه های سیاسی و نظریه های غربی برخاسته از اومانیسم، نظریه ها و اندیشه های كامل و سالم قابل اجرایی وجود دارد كه جامعه بشری می تواند با الگوبرداری از آن نه تنها به سعادت دنیوی سرشار از آرامش و آسایش برسد، بلكه می تواند آخرت خویش را نیز تضمین كرده و در مسیر تقرب الهی و بهشت رضوان گام بردارد.
از این جاست كه همه دغدغه فكری و عملی رهبری، توجه دادن دولت و ملت به مؤلفه ها و ایجاد بستری مناسب برای اهتمام ورزی به این عناصر و مؤلفه های دست یابی به تمدن معاصر اسلامی است. بر این پایه می توان گفت كه دغدغه فرهنگی مسایل بیش از هر چیز دیگری برای رهبری مهم و اساسی است. بنابراین در تحلیل و تبیین عناوین و نام هایی كه ایشان برای سال ها برمی گزینند باید به مسئله فرهنگی بودن آن، بیش از پیش توجه و اهتمام كرد. به عنوان نمونه سال نوآوری و شكوفایی به این معنا نیست كه تنها در این سال می بایست دولت و ملت به سوی نوآوری و شكوفایی برود بلكه به این معناست كه نوآوری و شكوفایی دغدغه اصلی دولت و ملت شود و فرهنگ نوآوری و شكوفایی مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا دست یابی به تمدن اسلامی معاصر تنها در سایه مؤلفه هائی چون نوآوری، شكوفایی، انسجام و اتحاد، جنبش نرم افزاری، اصلاح الگوها در حوزه های مختلف اقتصادی به ویژه در حوزه مصرف و حتی حوزه های دیگر غیراقتصادی شدنی و تحقق یافتنی است. بنابراین نمی توان گفت كه اگر سال انسجام و اتحاد گذشت و یا سال نوآوری و شكوفایی به پایان رسید، مسئله ای به نام انسجام و اتحاد و یا نوآوری به پایان رسیده است.چنین تفكری می تواند بسیار خطرناك باشد.
به نظر می رسد كه رفتار دولت و ملت درسال های گذشته چنین بوده است و پس از پایان سال مساله ای به نام اتحاد و انسجام و یا نوآوری جای خود را با وسایل دیگری چون اصلاح و الگوی مصرف داده است؛درحالی كه هدف مقام معظم رهبری آن است كه با غرقه سازی جامعه و ملت و دولت به حوزه های خاص، آنان را نسبت به عناصر اصلی وكلیدی تمدن سازی توجه دهد.
براین اساس درسال های دیگر نیز دركنار توجه به مساله اصلاح و الگوی مصرف به عنوان نمونه، به دیگر مولفه ها و عناصری كه برای تمدن سازی نیاز است توجه واهتمام بیش از پیشی صورت گیرد.
به سخن دیگر، نیاز دولت و ملت به عناصر و مولفه های پیش گفته، درهر دوره ای بیش ازپیش خواهد بود، زیرا با عنصر غرقه سازی و اهتمامی كه نسبت به این عناصر درگذشته شده، مطالبات و خواسته ملت نسبت به آن عناصر بیش از پیش افزایش یافته است از این رو دولت نمی تواند نسبت به عناصر و مولفه های تمدن سازی كه پیش تر مورد تاكید و توجه رهبری قرارگرفته است، بی اعتنا باشد ونسبت به اتحاد و انسجام، نوآوری و شكوفایی، الگوی برداری از شیوه امیرمومنان (ع) و حسین (ع) و اصلاح ساختار تحقیق و توجه به جنبش نرم افزاری، كارهای درخور توجه و مهمی را انجام ندهد.
اصلاح الگوی مصرف با توجه به ویژگی های این عنوان، به سادگی نشان می دهد كه امری فرهنگی است؛ زیرا سخن از اصلاح الگوهاست كه نیازمند اهتمام به حوزه های بینشی و نگرشی مردم وتغییر و اصلاح آن در مسیر سازنده و
تمدن سازی می باشد. بر این اساس باید همه عناصر و مولفه های فرهنگی اصلاح و تغییر، مورد توجه قرارگیرد و از سوی اولیای امور و مردم به تبلیغ و تربیتی اهتمام شود كه این مهم را برآورده سازد.
از آن جایی كه اصلاح الگوی مصرف كه مساله فرهنگی است، باید به مسایلی چون بینش ها و نگرش هاو تغییر و اصلاح آن توجه ویژه ای مبذول شود و روان شناسان اجتماعی و جامعه شناسان درحوزه مردم شناسی به بررسی میدانی و تحقیقات و پژوهش های عینی و ملموس دركنار تحقیقات كتابخانه ای توجه كنند و راه كارها و نیز ساز وكارهای تغییر و اصلاح الگوها را یافته و با ابزارهای تربیتی و آموزشی وپـرورشی، دست كم نسل های آینده را به سوی تغییر الگوهای مصرف درست و مناسب سوق دهند. اینجاست كه نقش آموزش و پرورش برای اصلاح الگوی مصرف و تصحیح و تغییر مناسب و درست آن در راستای تمدن سازی، پررنگ و مهم می شود.
آموزش و پرورش می تواند با تحقیق و پژوهش براساس معیارها و اصول اسلامی، ملاك ها و عناصر الگوی درست را یافته و با بهره گیری از مربیان واولیای تربیتی، دانش آموزان را به سوی الگوهای مناسب مصرف سوق دهد و آنان را درمحیط درستی پرورش دهد.
با این همه نمی توان از عنصر جامعه پذیری فارغ بود، زیرا دانش آموزان در محیط آزمایشگاهی رشد ونمو پیدا نمی كنند و عناصر بسیاری به عنوان متغیرات می تواند نقش مثبت و منفی در شكل گیری شخصیت نوجوانان و جوانان ما داشته باشد كه از جمله آن ها می توان به جامعه اشاره كرد.
اصولا شكل گیری شخصیت درجامعه انجام می شود. بنابر این اگر بخواهیم الگوهای درست مصرف كه ارایه می شود.در شخص و شخصیت افراد جامعه نهادینه شود، باید جامعه را به سمت و سویی هدایت كرد كه بتواند شرایط مناسب را برای جامعه پذیری درست فراهم آورد.
این مسائل نشان می دهد كه برای دستیابی به الگوی صحیح مصرف باید تحقیقات جامع و كاملی انجام پذیرد و راه اعتدالی و میانه شناسایی و به مردم معرفی شود و سپس با بهره گیری از ابزارها و سازوكارهای مناسب نسبت به الگوسازی و نیز جامعه پذیری مسئله اقدام شود. این بدان معناست كه توجه و اهتمام همگانی، لازمه دستیابی به اصلاح الگوی مصرف به عنوان یك فرهنگ است و بی غرقه سازی و فرهنگ سازی نمی توان امید به تغییر رفتارهای دولت و ملت داشت.

پیش نیازهای اصلاح الگوی مصرف
برای این كه به اصلاح الگوی مصرف دست یابیم، افزون بر آن چه گفته شد، می بایست به این مهم نیز توجه شود كه فلسفه و اهداف درست مصرف كردن چیست و چه آثار و پیامدهای مادی ومعنوی و دنیوی و اخروی بر این شیوه مصرف بار می شود؟ پاسخگویی به این پرسش ها خود یكی از پیش نیازهای اصلاح فرهنگی الگوی مصرف می باشد.
از دیگر پیش نیازهای فرهنگی اصلاح الگوی مصرف می توان به لزوم معرفی شیوه های درست مصرف و شیوه های نادرست آن اشاره كرد. به عنوان نمونه در حوزه شیوه های درست باید به ارزش هایی چون زهدگرایی و قناعت ورزی و اقتصاد و اعتدال و میانه روی در حوزه اقتصادی اشاره كرد و ضمن برشمردن فواید و ارزش ها و آثار دنیوی و اخروی آن، مردم را به سمت این ارزش ها سوق داد.
همچنین لازم است شیوه های نادرست نیز معرفی شود و آثار سوء و پیامدهای نابهنجار آن نیز تبیین گردد. بنابراین ضروری است در راستای فرهنگ سازی، مسائلی چون اسراف و تبذیر و اتراف، واكاوی شده و آثار و پیامدهای دنیوی و اخروی و مادی و معنوی آن نیز گوشزد شود تا مردم به انگیزه های مختلف از شیوه های مصرف نادرست و نامناسب پرهیز كنند.

ارائه سازوكارها
پس از آن كه الگوهای مصرف شناسایی و معرفی شد، لازم است سازوكارهایی برای تبلیغ و فرهنگ سازی و نیز اجرا و نظارت آن نیز یافت شود، زیرا در بخش های دولتی به سبب آن كه حجم عظیم درآمدهای ملی و ثروت عمومی، هزینه می شود، نیاز است تا دراین باره نظارتی كامل اعمال شود.
به سخن دیگر، مسئله فرهنگ سازی هرچند بخش مهمی از نیازها را برآورده می سازد، ولی در حوزه عمل، آنچه مهم و اساسی است نظارت دایم و كامل است تا هزینه ها در مسیر اهداف و به شكل مطلوب انجام شود و از مصرف درغیر مورد برنامه ای خودداری گردد.
در بسیاری از نهادهای دولتی دیده می شود كه بودجه در غیرمحل برنامه ای هزینه می شود و به شكلی اسراف وتبذیر صورت می گیرد؛ زیرا عدم هزینه كردن بودجه در غیرمحل موردنظر می تواند به معنای اسراف و زیاده روی باشد.
به عبارت دیگر كم مصرف كردن، به معنای صرفه جویی نیست، بلكه درست مصرف كردن و مصرف به جا و مناسب است كه عین صرفه جویی است؛ بنابر این هرگونه هزینه كردن بودجه در غیر مسیر برنامه ای و سیاست های مصوب، عین اسراف و ضد صرفه جویی است؛ زیرا اگر نیازی نباشد كه برای فلان بخش بودجه ای تعیین شود، از همان آغاز این كار انجام نشود و تصویب بودجه برای بخشی با توجه به مطالعات و سیاست ها و راهبردهای كلان، خودگواه بر آن است كه بودجه می بایست در همان مسیر برنامه ای هزینه شود و هزینه كردن بودجه در جایی دیگر، عین اسراف و تبذیر است.
از این رو لازم است دستگاه های نظارتی بر نحوه هزینه كرد بودجه و اعتبارات، نظارت كامل و سخت گیرانه ای اعمال كنند تا مصرف درست تحقق یابد.

ضرورت تبیین مفهوم زهدورزی
مردم می بایست بیاموزند كه فرهنگ درست مصرف چیست؟ از نظر اسلام همه نعمت های الهی به عنوان طیبات و حلال در اختیار بشر قرار گرفته است تا به عنوان خلیفه الهی با توجه به تسخیری كه بر آن ها دارد، از آن ها به درستی برای تكامل خویش و موجودات دیگر بهره گیرد و به افزایش توانمندی ها و یا فعلیت بخشی آن ها یاری رساند. از این رو هرگونه عدم مصرف درست و مناسب نعمت های الهی و یا مصرف نادرست و بی جا و بی رویه آن ها از نظر اسلام، كفران نعمت قلمداد می شود.
به سخن دیگر، همان گونه كه مصرف نادرست آن به شكل اسراف و تبذیر، كفران نعمت شمرده می شود، عدم مصرف آن و یا تحریم حلال نیز به عنوان كفران نعمت محسوب شده و مجازات و كیفر را به دنبال خواهد داشت.
از نظر اسلام، زهدورزی به عدم مصرف نعمت ها نیست بلكه به استفاده درست و مناسب هر چیزی است بی آن كه دنیا در دل وی جای گیرد و او را اسیركند. زهدورزی به عدم دوست داشتن و حب به دنیاست ولی استفاده درست و كامل هر نعمتی عین زهدورزی است. از این رو خداوند در قرآن می فرماید كه زاهد كسی است كه اگر چیزی از نعمت ها از دستش برود اندوهگین نمی شود و اگر نعمتی سرشار به دست آورد خوشحال و مغرور نمی شود. زیرا انسان مومن می داند كه همه این ها در جهت ابتلا و یا بلا است و شخص از راه هر یك از دو شیوه، امتحان می شود تا معلوم گردد به دنیا وابسته و دلبسته است و یا آن كه مردی خدایی است و خداوند را در سرنوشت و تقدیر خویش حاكم می بیند. (حدید آیه 23)
براساس فرهنگ اسلامی هر چیزی می بایست به درستی مصرف شود و چیزی نادیده گرفته نشود و حلال خداوند حرام اعلام نشود؛ چنان كه نباید حرام خداوند حلال شود.
اگر سخن از قناعت است به این معناست كه شخص نسبت به امور دنیوی و مادیات، حرص و طمع نورزد و به آن چه در اختیار دارد بسنده كند.
از این رو یكی از پیش نیازهای مصرف درست، تبیین زهد ورزی و قناعت طلبی است؛ زیرا انسان زاهد می داند كه چگونه و درچه اندازه از یك چیز استفاده كند و اگر چیزی را از دست داد ناراحت و اندوهگین نشود و به سهم خویش قناعت كند وبداند كه همان را اگر به درستی استفاده كند نیازش را بر طرف می سازد.
بسیار دیده شده است كه شخصی گوشت، پسته و بادام را به مقدار زیاد مصرف می كند. مصرف زیاد آن نمی تواند مفید باشد، زیرا بدن تنها به مقدار مورد نیاز خود را جذب می كند و مابقی دفع می شود و یا آن كه به صورت چربی و یا مانند آن ذخیره شده و نظام بدن را در هم می ریزد. بنابراین مصرف درست و مناسب آن است كه به مقدار نیازها موادی كه بدن بدان نیاز دارد به آن رسانده شود.
بسیاری از مردم به سبب طمع و آز و حرصی كه دارند، به آن چه دارند بسنده نمی كنند. این گونه است كه هم خود و هم دیگران را به زحمت می افكنند. (مدثر آیه 11 تا 15)
در ساختار نظام سیاسی نیز اگر قناعت مورد توجه و اهتمام قرار گیرد، اقتصاد از حالت بیمارگونه خود خارج می شوند و دولت به گونه ای توانمند می شود كه بتواند طرح های عظیم و بزرگ خویش را عملیاتی سازد.
تغییر نگرش
یكی از مهم ترین كارهای فرهنگی كه می بایست به عنوان پیش نیاز هر كاری هم چون اصلاح مصرف انجام شود، توجه به مسئله تغییر نگرش هاست. البته پیش از آن كه به تغییر نگرش به عنوان اصلاح مصرف توجه شود باید به تغییر بینش و نگرش برای شناخت الگوهای صحیح مصرف اقدام شود
به سخن دیگر، كسانی كه می كوشند تا بینش و نگرش مردم و جامعه را نسبت به مصرف، اصلاح كنند خود نیازمند آن هستند كه بینش و نگرش درستی نسبت به هستی داشته باشند و نقش خود را در هستی بشناسند و ماموریت و مسئولیت خود را به عنوان خلیفه الهی بدانند. در این صورت است كه می توانند الگوهای درست و مناسب مصرف را شناسایی و معرفی كنند و آن گاه برای اصلاح مصرف مردم و جامعه طرح ارایه دهند.
به نظر می رسد پیش از آن كه اصلاحی در مصرف مردم و جامعه انجام پذیرد، باید اصلاح در الگوهای مصرف صورت گیرد و اصلاح این حوزه نیازمند اصلاح در بینش و نگرش كسانی است كه می خواهند الگوهای مصرف صحیح را بشناسند و برای اصلاح آن الگوها طرح و برنامه ارایه دهند.
براین اساس یكی از پیش نیازهای مهم در اصلاح الگوی مصرف آن است كه بینش و نگرش مسئولان و طراحان اصلاح الگوی مصرف تغییر كند.
بنابراین اصلاح الگوی مصرف افزون بر آن كه كاری فرهنگی است، كاری در حوزه كلان و بنیادی جامعه است. بنابراین نمی توان امید داشت كه با كارهای جزیی و سطحی به مقصد و مطلوب رسید و الگوهای مصرف جامعه را اصلاح و به سوی كمال سوق داد.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 2 اسفند 1388  ساعت 12:20 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

دفترچه ساعتی، می تواند برنامه روزانه ما را معین کرده و حاصل آن خستگی کمتر و کارهای انجام شده بیشتر است. اگر در هنگام خرید قبلاً مسیر حرکت خود را با توجه به لیست خرید معین کنیم از رفت و آمدهای اضافی جلوگیری کرده ایم.
از یکدیگر یاد بگیریم چگونه کارهای وقت گیر و یا کارهایی را که علاقه نداریم، سریعتر انجام دهیم. برنامه ریزی زمان در هر خانواده باید طوری باشد که مدتی برای تفریح و تمدد اعصاب بخصوص در آغوش کوهستان و جنگل باقی بماند در اینصورت زندگی ما کارآمدتر است.
درست است که خانم ها چه شاغل باشند و چه خانه دار وظایف مختلف را بر عهده دارند ولی برنامه ریزی باید به صورتی باشد که زمانی برای ورزش به منظور داشتن جسمی سالم و روحیه ای شاداب و نیز مطالعه برای بالا بردن سطح آگاهی و بینش هر فرد اختصاص یابد.
به امید اینکه بتوانیم از تجارب یکدیگر استفاده نموده و با به کارگیری رهنمودها، زندگی پر بار و بدون دغدغه خاطر برای خانواده خود فراهم کنیم. این رهنمودها می تواند در حکم کفش هایی باشد که بتوانیم آنها را بیازماییم و مناسب ترین را برای طی این راه به پا کنیم. ما زنان با به دست آوردن آگاهی می توانیم ادعا کنیم که: ما می ایستیم و می سازیم دنیایی را که بشر، به بلندای روزگار آرزو کرده است.



 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 12:09 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

الف : ضعف ایمان است . مهمترین عاملی که انسان را درمقابل منکر مقاوم کرده و از افتادن در ورطه گناه باز می دارد ایمان است و شخصی که دچار اسراف شده بی تردید ایمان در قلب او آنگونه که باید قوت نگرفته است .
ب: پیروی از هوی نفس : « ان النفس لاماره بسوء الا ما رحم ربی »4
نفس انسان هماره انسان را به بدی می خواند مگر اینکه خدا رحم کند و شخص مسرف کسی است که مغلوب نفس اماره گشته است .
ج : کوته نظری : شخص مسرف گمان می کند هر چه پوشاک ، خوراک و وسایل زندگی اش در حد عالی باشد از ارزش و مقام بهتری در اجتماع و جلوی سایرین برخوردار است.
د: ریا : شخص مسرف برای نشان داددن خود یک سری خرجهای دهان پر کن ، بذل و بخششهای بی مورد که نه خود و نه دیگران نیازی به آن دارند انجام می دهد تا فقط به چشم بیاید .



 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 1:02 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

الف : تجمل گرایی و تجمل پرستی
« حب الدنیا رأس کل خطیئه» فرد زیباییها را دوست دارد اما به حد افراط تا جایی که به مرحل پرستیدن و ستایش کردن می رسد . دوست دارد هر چیز زیبایی را که می بیند بخرد و آن را از آن خود می داند .
ب : الگوهای نادرست رفتاری و کرداری :
فرد به اسراف دچار می شود چون عملی مرسوم در خانواده است و یا تحت تأثیر اطرافیان چون دوستان و آَنایان و محیط پیرامون خود قرار گرفته و از آنان الگو برداری کرده است .
اسراف مذموم است و در دین اسلام هم نکوهش شده امام زمانی ترغیب به حذف این خصیصه در ما ایجاد خواهد شد که ضرورت آن بر ایمان ملموس و قطعی شود و آن میسر نخواهد بود تا زمانی که میزان قبح عمل و عواقب سوء آن برایمان روشن گردد . لذا برای ایجاد این حساسیت به ذکر چندین مورد از آثار سوء اجتماعی و آثار اخروی اسراف می پردازیم .



 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 1:00 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



  ـ رفتن برکت از سفره بندگان و سلب نعمت ازایشان . پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ هر که در زندگی میانه روی کند خداوند او را نعمت دهد و هر که زیاده روی کند خدایش او را بی نصیب سازد.»5
2ـ سترش بی عدالتی و فقر : اسراف از خانواده به جامعه کشیده می شود که نتیجه آن فقر و بی عدالتی است . بازار یک جامعه تابع عرضه و تقاضا است . وقتی اسراف پیش آمد فرهنگ مصرف گرایی بالا می رود . در نتیجه تقاضا زیاد می شود درحال که ارز ثابت است . اینجاست که جامعه با مشکل اقتصادی روبرو خواهد شد . مسرفان یک جامعه کالا را می خرد به هر قیمتی که باشد . فروشنده هم از انی موضوع سوء استفاده کرده جنس و کالای خود را به بالاترین قیمت ممکن می فروشد پس گرانی و تورم پیش می آید در نتیجه اقشار کم درآمد جامعه قادر به بر آوردن مایحتاج زندگی خود نبوده و فقر دامنگیر آنان می گرددد . به دنبال فقر عدالت ازجامعه رخت بربسته ، فاصله طبقاتی و فساد اقتصادی که آثار مخرب آن بر همگان روشن است فراگیر می شود .


 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 12:58 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  

POWERED BY RASEKHOON.NET