میشه باورم که وقته رفتنه
تموم این سفر بارش رو شونه ی منه
داداش، کجا میخوای بری
چرا منو نمی بری
حسین، این دم آخری
چقدر شبیه مادری
قرارمون چی شد که بی قرار هم باشیم
داداش، هر چی که پیش اومد باید کنار هم باشیم
تشنه رفتن برا تو
تو خیمه موندن برا من
برنگشتن برا تو
مرثیه خوندن برا من
قمرامون برا تو
هرچی که اختر برا من
پسرامون برا تو
این همه دختر برا من
زخم های شمیشر برا تو
زخم زبون ها برا من
زیر این تصویر یکی از آشنا هاشون نوشته بود :
آخین باری باری که رسول اومد خونه................
شادی روح مدافع حرم شهید محمد حسن (رسول) خلیلی صلوات





