کاریکاتور (6)

منبع: ایران کارتون
شخصیت های انقلابی (6)

دكتر علی شریعتی مزینانی در دوم آذرماه 1312 در«كاهك»، دهی بر حاشیهی كویر و در نزدیكی سبزوار متولد شد و در «مزینان» -آبادی دیگری درهمان نزدیكی- كودكی را گذراند. پدر او استاد محمدتقیشریعتی، نوهی ملاقربانعلی معروف به آخوند حكیم و پسر ملامحمود، روحانی و پیشوای مردم منطقه بود. مادرش زهرا امینی زنی روستایی، مؤمن و متواضع بود. دكتر علی شریعتی تحصیلات خود را با آموختن قرآن در مكتب ده آغازكرد. در سال 1319 به دبستان ابن یمین رفت. در سیزده سالگی به دبیرستان رفت و در این ایام به شدت به عرفان و تصوف گرایش پیدا كرد. او در 16 سالگی سیكل اول را به پایان رساند و به اصرار پدر و با توجه به وضع اقتصادی خانواده به دانشسرای مقدماتی (تربیت معلم) رفت.
در آن سالها حزب توده و موج اعتقاد به ماركسیسم میان جوانها نفوذ بیسابقهای پیدا كرده بود. استاد محمدتقیشریعتی به منظور مقابله با هجوم افكار الحادی و توجه دادن نسل جوان به قابلیتهای اسلام اصیل به عنوان یك مكتب امروزی و پویا، با همكاری چند تن از دوستان خود «كانون نشر حقایق اسلامی» را بنیان گذاشت. در جلسات كانون ابتدا تفسیر قرآن گفته میشد و بعد سخنرانی با موضوع شناخت جنبههای گوناگون دین ایراد می شد. دكتر علی شریعتی نیز از سال 1327 به عضویت این كانون درآمد.
در سال دوم دانشسرا و همزمان با اوجگیری نهضت ملی او به سوی فعالیتهای سیاسی كشیده شد. درسال 1331 او در راهپیمایی وسیعی كه علیه قوام السلطنه (و به جانبداری از مصدق) در مشهد برگزار شد شركت كرد و برای اولین بار دستگیر شد. او در سال 1332 به عضویت «نهضت مقاومت ملی» درآمد كه مهندس مهدی بازرگان و آیتالله طالقانی مؤسسانش بودند و گرایش مذهبی و اسلامی داشت.
در سال 1334، در دانشگاه مشهد در رشته ادبیات فارسی پذيرفته شد. درسال 1336 او به همراه 16 نفر دیگر از اعضاء و پیروان «نهضت مقاومت» ازجمله پدرش استادمحمدتقیشریعتی برای بار دوم دستگیر شدند و به تهران منتقل گشت. به ظاهر اتهام آنها جانبداری از سیاستهای مصدق بود.
در سال 1337 او با رتبه اول از دانشگاه مشهد فارغ التحصیل شد. چند ماه بعد و در سال 1338 او با بورسیه دولتی شاگردان اول برای ادامه تحصیل عازم فرانسه شد. در سال 1342 او موفق به اخذ مدرك دكتری در رشتهی تاریخ شد. وی پس از برگشت به ایران به محض رسیدن به مرز بازرگان دستگیر و به زندان قزلقلعهی تهران فرستاده شد. پس از چند ماه بازجویی و آزار، در شهریور 1343از زندان آزاد شد.
در سال 1347 دكتر شریعتی از سوی حسینیه ارشاد برای سخنرانی در ایام مذهبی دعوت شد. سخنرانیهای ارشاد از سوی جوانان، روشنفكران و دانشجویان با استقبال بینظیری مواجه شد و موجی از اسلامگرایی نوین را از اين طریق در جامعه پدید آورد. از آنجا كه ساواك این گونه جلسات روشنگرانه و انقلابی را تاب نمیآورد، سرانجام حسینهی ارشاد در 22 آبان ماه 51 تعطیل گشت. به تدریج كتابهای او از كتابفروشیها جمع شد و داشتن آنها جرم محسوب گشت، اما دانشجویانش نوار سخنرانیهای او را پیاده كرده به صورت جزوههای پلیكپی یا حتی دستنویس و با اسامی مستعار علی سربداری، علی معلم، علی سبزوارزاده و... منتشر میساختند.
دكتر در منزل دوستان و اقوام به زندگی مخفی خویش در تهران ادامه می داد و ساواك پیجوی او بود، سرانجام برای تحت فشار قرار دادن او استادمحمدتقیشریعتی را با همهی ضعف و كهولت سن و چند تن از اقوام نزدیكش را دستگیر كردند و خانوادهاش را آشكارا تحت نظر گرفتند. سرانجام او دوم مرداد ماه 1352 با ساك كوچكی از لباس، خود را به ساواك معرفی كرد. دورهی هجده ماههی زندان او در سلول انفرادی، بدون اجازهی داشتن كتاب و قلم و كاغذ آغاز شد. بازجوییهای مكرر، شكنجههای روانی، تهیدها و وعدهها، هیچ كدام برای وادار كردن او به قبول همكاری، مصاحبهی تلویزیونی و... موثر نبود. او با پاسخهای زیركانه و گاه طنزآمیز بازجویان كماطلاع ساواك را دست میانداخت و سردرگم میكرد.
پس از آزادی دایرهی محدودیتها و فشارهای ساواك هر روز بیشتر میشد و امكان هر فعالیتی را از او سلب میكرد به همین علت او تصمیم به هجرت گرفت. او با استفاده از نام شناسنامهای خود «علی مزینانی» كه كمتر شناخته شده بود توانست از كشور خارج شود. سرانجام در 28 خردادماه سال 1354 دكتر علی شریعتی در خانه كوچكی كه در یكی از شهرهای انگلستان اجاره كرده بود به طرز مرموزی درگذشت. اگرچه روزنامههای كیهان و اطلاعات آن زمان نوشتند: «مرحوم دكتر علی شریعتی كه برای درمان ناراحتی چشم و كسالت قلبی خود به انگلستان رفته بود در آنجا بر اثر سكتهی قلبی درگذشت.» اما مردم و گروههای مبارز، رژیم را مسئول مرگ ناگهانی او دانستند و سرانجام او را در مقبرهی كوچكی در كنار حرم حضرت زینب(س) به خاك سپردند.
منبع: رشد
حادثه های انقلاب (6)
هفدهم بهمن 1357
تظاهرات گسترده به حمايت از بازرگان در سطح كشور؛ حذف سوگند وفاداري به شاه از مراسم قسم سربازی؛ خروج ژنرال هايزر از ايران
سرود های انقلابی (6)
هوا دلپذیر شد گل از خاک بردمید
شاعر: دكتر عبداله بهزادي
آهنگ ساز: اسفندیار منفردزاده
خواننده:؟
زمان و مکان اجرا:؟ (منبع)
برای دانلود فایل صوتی این سرود هم اکنون روی اینجا کلیک کنید.
روزنامه های انقلاب (6)

منبع: بچه های قلم
کودکانه انقلاب (6)

منبع: پیام بشرویه
شعارهای انقلاب (5)
معرفی کتاب (5)

خاطرات محمد رضا حافظ نیا، حمید قزوینی، انتشارات سوره مهر
منبع: رجا نیوز
کاریکاتور (5)

منبع: فارس
شخصیت های انقلابی (5)

آيتالله سيد عبدالحسين دستغيب
امام جمعه شيراز ازسال 59تا 60، دومين شهيد محراب و از مبارزان سياسی در دوران پهلوی.
او فرزند آيتالله سيدمحمدتقي دستغيب بود و در سال 1292 در شيراز متولد شد. تحصيلات خود را در حوزه علميه شيراز تا «سطح» ادامه داد و جاي پدر -كه سالها پيش از اين فوت كرده بود– امام جماعت مسجد باقرخان شد.
وی كمكم مخالفت خود را با برنامههای ضد مذهبی حكومت آشكار ساخت و در شرايطی كه روزگار سختي را از نظر مادی میگذراند، پيشنهاد پيوستن به كادر قضايی دادگستری را نپذيرفت. در زمان اجرای قانون كشف حجاب، مخالفتهای آشكار او موجب شد كه حكومت اجازه وعظ و منبر را از او بگيرد و سرانجام براثر فشارهای زياد رژيم درسال 1314 مجبور به ترك ايران و مهاجرت به نجف اشرف شد.
پس از گذراندن دروس خارج، فقه و اصول در نجف، موفق به دريافت اجازه اجتهاد و نقل روايات شد. پس از تبعيد رضا شاه از ايران، او نيز به توصيه آيتالله محمد كاظم شيرازی به ايران بازگشت و با همكاری مردم، مسجد جامع شيراز را كه بيش از هزارسال قدمت داشت و به صورت خرابه درآمده بود، بازسازی كرده و آن را به مركزی براي فعاليتهای مذهبي و سياسي تبديل كرد. تجديد بنای مدرسه علميه حكيم و تأسيس ديگر مدارس علوم ديني از جمله فعاليتهای او در آن دوران است.
پس از اعلام لوايح شش گانه، او نيز به پيروی ازحضرت امام خمينی(س) به مخالفت با اهداف سياسي رژيم پرداخت و چنان نقش مهمی درگسترش مبارزات درميان مردم داشت كه رژيم مجبور شد همزمان با سركوبی قيام 15 خرداد، او را نيز شبانه دستگير كند. وقتي مأمورين به منزل او هجوم بردند، مردم خود را سپر ساختند و مانع از دستگيری او شدند. مأموران بسياري را بازداشت كردند و سرانجام شهيد دستغيب براي آزادی مردم بیگناه خود را به فرمانداری نظامي معرفي كرد. مقامات محلی، برخلاف قولی كه داده بودند، او را تحت فشار مركز به تهران اعزام كرده و به زندان فرستادند وپس از آزادي، بلافاصله او را تبعيد كردند. درسال 1343، بار ديگر به دليل ادامه فعاليتهای سياسي دستگير و زنداني شد. درطول دوران اقامت اجباری امام درنجف، بارها به ملاقات ايشان رفت و ضمن بيان اخبار ايران و مبارزات مردم، رهنمودهای لازم را كسب كرد. بار ديگر، درگيری خشونتآميز رمضان سال 56 در شيراز، باعث تبعيد او از زادگاهش شد.
درهمين دوران، به همراهی چهار تن از ديگر روحانيون، طي اعلاميهای شاه را از سلطنت خلع كرد. پس از پيروزي انقلاب، به عنوان نماينده اول استان فارس به مجلس خبرگان رفت و در تدوين قانون اساسی جمهوری اسلامی مشاركت ورزيد. چندی بعد، محبوبيت او درميان مردم باعث شد به حكم امام به امامت جمعه شيراز انتخاب شود. آيتالله دستغيب، صاحب تأليفات و ترجمههای بسياری است كه بيشتر آنها درباره اخلاق، معاد و خودسازی نوشته شدهاند. از معروفترين كتابهای ايشان میتوان به «صلاة الخاشعين» ، «معاد» ، «گناهان كبيره» ، «قلب قرآن» و «قيامت و قرآن» اشاره كرد.
او سرانجام در روز 20 آذرماه 1360، هنگامی كه عازم نمازجمعه بود، به دست يكي از اعضای گروهك منافقين به شهادت رسيد.
منبع: رشد











