
سلام بر اهالى شجاع و متدین آذربایجان عزیز! درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز! درود بر مردانى که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوى قیام کردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر جزافهگوییهاى او کشیدند!
در روند انقلاب اسلامی روزهای سرنوشت ساز متعددی نظیر 15 خرداد 42 و 19 دی و 29 بهمن 56 و ... را می توان برشمرد. قیام مردم تبریز در چهلمین روز شهدای 19 دی قم، روز 29 بهمن را در جایگاه یکی از روزهای سرنوشت ساز قرار داد. مردم آذربایجان که همواره به دفاع از ارزش های دینی و پاسداشت استقلال و عزت ملی پیشقدم بودند، در این روز حماسه ای نو آفریدند. به همین مناسبت حضرت امام خمینی(س) در روز 8 اسفندماه پیامی صادر کردند و در آن ضمن اشاره به تدین، شجاعت و غیرتمندی مردم تبریز، عمل انقلابی آنان در 29 بهمن را ستودند و ضمن اشاره به سرسپردگی ها و جنایات رژیم شاه، با توجه به خیزش همگانی مردم ایران پیروزی نهایی را نوید دادند.(روزنگار زندگی و تاریخ سیاسی اجتماعی امام خمینی، ص 397). متن این پیام حماسی و شورانگیز را در ادامه می خوانید:
سلام بر اهالى شجاع و متدین آذربایجان عزیز! درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز! درود بر مردانى که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوى قیام کردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر جزافهگوییهاى او کشیدند! زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز، که با نهضت عظیم خود مشت محکم بر دهان یاوه گویانى زدند که با بوقهاى تبلیغاتى انقلاب خونین استعمار را که ملت شریف ایران با آن صد درصد مخالف است «انقلاب سفید شاه و ملت» مىنامند و این نوکر اجانب و خودباخته مستعمِرین را نجات دهنده کشور مىشمارند.
مردَکى نجات دهنده کشور است که مخازن بزرگ ثروت این ملت مظلوم را دو دستى تقدیم اجانب نموده، و آن پول ناچیز را که مىگیرد تقدیم مىکند و در مقابل، آهن پارههایى مىگیرد که هیچ دردى از ملت دوا نمىکند! آن شخصى نجات دهنده است که با مصونیت دادن اتباع اجانب، کشور را از حیثیت ساقط و به شکل مستعمره عقب افتاده درآورده است! مردَکى حافظ آزادى ملت است که در سرتاسر کشور، احدى را حق یک کلمه حقگویى و انتقاد نمىدهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم سایه افکنده! شاهى عدالتگستر است که در هر چند گاهى، با قتل عام، ملتى را به عزا مىنشاند!
من نمىدانم با چه زبانى به اهالى محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده تسلیت بگویم؛ با چه بیان این قتل عامهاى پى در پى را محکوم کنم. من از مقدار جنایات و عدد مقتولین و مجروحین اطلاع صحیح ندارم ولى از بوقهاى تبلیغاتى معلوم مىشود که جنایتها بیش از تصور ما است. با این وصف، شاه افراد پلیس را که به قتل عام به دلخواه او دست نزدهاند به محاکمه مىخواهد بکشد. خاطره بسیار أسفانگیز قم هنوز ما را در رنج داشت که فاجعه بسیار ناگوار تبریز پیش آمد که هر مسلمى را رنج داد و ما را به سوگ نشاند.
من به شما اهالى معظم آذربایجان نوید مىدهم، نوید پیروزى نهایى. شما آذربایجانیان غیور بودید که در صدر مشروطیت براى کوبیدن استبداد و خاتمه دادن به خودکامگى و خودسرى سلاطین جور بپاخاستید و فداکارى کردید. استبداد محمد رضا خان پهلوى و پدر روسیاهش روى سلاطین مستبد را سفید کرد. تاریخ ایران به یاد ندارد این چنین سفاکى و قتل عام پى در پى را که به دست این یاغى سفاک انجام مىگیرد. تاریخ مشروطیت به یاد ندارد این چنین مجلس سنا و شورا را که اهالى محترم متدین آذربایجان را مشتى اوباش و بىدین معرفى کنند؛ از مجلسى که دست نشانده شاه است بیش از این توقع نیست. اکنون بعد از آن همه کشتار و جنایات تبریز و آن همه خونخواریهاى شاه، مشتى سازمانى «1» را با کارگران مجبور با سرنیزه، در گوشه و کنار کشور به راه انداخته تا با عربده کشیدن و به نفع دستگاه جنایت و خیانت تظاهرات به راه انداختن، مىخواهند لکههاى ننگ را از سر و صورت این مستبد خونخوار شستشو کنند؛ غافل از آنکه با آب زمزم و کوثر هم محو نخواهد شد. تاریخ، رنجهاى ملت و ستمکارى و جنایات این پدر و پسر را ضبط کرده و در فرصتى منتشر خواهد کرد.
من الآن که مشغول نوشتن این غمنامه هستم، نمىدانم که به برادران عزیز تبریزى ما چه مىگذرد. آیا شاه به جنایات خود- و لو موقتاً- خاتمه داده است یا نه؟ آیا مىخواهد پس از آن قتل عام، بازماندگان را چنان سرکوبى کند که نفسها قطع شود؟ لکن باید بداند که دیر شده؛ ملت ایران راه خود را یافته و از پاى نمىنشیند تا جنایتکاران را به جاى خود بنشاند و انتقام خود و پدران خود را از این دودمان سفاک بگیرد.
با خواست خداوند قهار، اکنون در تمام کشور صداهاى ضد شاهى و ضد رژیمى بلند است، و بلندتر خواهد شد؛ و پرچم اسلام بر دوش روحانیون ارجمند، براى انتقام از این ضحاک زمان، به اهتزاز خواهد درآمد؛ و ملت اسلام- یکدل و یک جهت- به پاس از مکتب حیاتبخش قرآن، آثار این رژیم ضد اسلامى و مروّج زرتشتى را محو خواهد کرد. أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَریبٍ؟!
اهالى معظم و عزیز آذربایجان- ایّدهم اللَّه تعالى- بدانند که در این راه حق و استقلال و آزادى طلبى و در حمایت از قرآن کریم تنها نیستند؛ شهرهاى بزرگ چون شیراز، اصفهان، اهواز و دیگر شهرها و مُقدم از همه قم مرکز روحانیت و پایگاه حضرت صادق- سلام اللَّه علیه- و تهران بزرگ با آنها هم صدا و هم مقصد، و همه و همه در بیزارى از دودمان پلید پهلوى شریک شمایند. امروز شعارها در کوچه و برزن هر شهر و هر ده، «مرگ بر شاه» است و هر چه عمال کثیف کوشش مىکنند که جنایات را از مرکز اصلى که شاه است منحرف و به دولت یا مأموران متوجه کنند، کسى نیست که باور کند.
عجب آنکه از قرار مسموع هیأتى از دستگاه به آذربایجان آمده است که بیخبرى شاه را از این جنایات اعلام کند و آن کس که احتمال آن را بدهد کیست جز سازمانیها «2» و اعضاى مجلسین که آنها هم احتمال نمىدهند و تظاهر به خلاف مىکنند.
از خداوند تعالى اصلاح امور مسلمین و رفع شرّ اشرار و محو آثار این دودمان را خواهانم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه. منبع: صحیفه امام، ج3، ص: 353- 355