چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 7:15 AM
اسراف و روزي.
ممكن است بپرسيد: خداوند متكفّل روزي بندگان خويش است، كه در اين صورت اسراف و عدم آن، چه تأثيري در گرسنگي و يا سيري انسانها خواهد داشت.
در پاسخ مي گوييم: خداوند عهده دار تأمين نيازمندي هاي موجودات روزي خوار خود، از جمله انسان گرديده است، بدين سبب طبيعت و زمين را مخزن تأمين موادّ غذايي و امكانات زندگي قرار داده و راه هاي استفاده و بهره وري از آن را به مخلوقات خويش آموخته، از اين طريق هر موجودي را به سوي تأمين نيازمندي هاي خويش رهبري مي كند؛ امّا در خصوص انسان اين تعهّد را در مجموعه نظام تكوين و تشريع به انجام مي رساند.
به عبارت ديگر، خداوند متعهد شده تا روزي رسان تمامي افراد بشر باشد و آن را ازطريق سه اصل اساسي تضمين فرموده است:.
1. با به وديعت گذاردن منابع بي شمار مواد حياتي در دل طبيعت و قابليت بخشيدن تسخير و بهره وري از آن.
2. دادن نيروي فكري و جسمي و قوّه اراده به انسان براي تسخير و استفاده از اين منابع.
3. با ملزم نمودن او براي ايجاد جامعه اي سالم با روابط اجتماعى، اخلاقي و اقتصادي عادلانه به گونه اي كه از ضايع شدن حق انساني به دست انساني ديگر جلوگيري به عمل آيد تا نعمت هاي خدادادي به وسيله گروهي به زيان گروهي ديگر نابود نشود.
پس در حقيقت مالي كه به دست جامعه و يا انسان اسراف پيشه به نابودي كشيده مي شود، حقّ انسان هاي گرسنه و درمانده اي است كه به گروهي ناپرهيزگار آن را پايمال مي كنند.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 7:14 AM
مصرف، در آموزه هاي دينيبدست اسراف نيوز در دسته مقالات

 
 
مصرف، هم به لحاظ اقتصادي و هم به دليل آثاري که در ديگر عرصه‌هاي زندگي فردي و اجتماعي انسان به همراه دارد، از اهميت بسزايي برخوردار است. تاثير الگوي مصرف فرد و جامعه بر ديگر عرصه‌هاي زندگي و نقش آن در جهت‌دهي اهداف، سياستگذاريها و فعاليتها از جمله فعاليتهاي توليدي، خدماتي و توزيعي، ما را بر آن داشت در سالي که رهبر معظم انقلاب، سال “اصلاح الگوي مصرف” ناميده است، به مباحث مربوط به “اخلاق مصرف” بپردازيم. آموزه‌هاي ديني اسلام چه در بخش اقتصاد و چه در عرصه اخلاق، به موضوع الگوي مصرف توجه ويژه‌اي کرده است و اصول، معيارها و محدوديتهايي را براي مصرف، مشخص کرده که مبتني بر جهان‌بيني توحيدي و در راستاي نيل به هدف نهايي انسان و تکامل وي، سامان يافته است. فرهنگ صحيح مصرف، در قالب آموزه‌هاي اسلام، اگر در جامعه‌ گسترده شده، التزام عملي در مورد اجراي مفاد آن، همگاني شود، علاوه بر پيشگيري از هدر رفتن امکانات و منابع، موجب رشد و توسعه اقتصادي و به دنبال آن افزايش سطح رفاه عمومي خواهد شد. پيش از پرداختن به معيارهاي ارزشي مصرف و محدوديتهاي آن از ديدگاه اسلام، لازم است در خصوص “مصرف” از نگاه دين، مطالبي ارائه شود.
ابعاد مادي و معنوي انسان، هر يک منشا پيدايش نيازهايي است که در آموزه‌هاي واقع‌گرايانه و فطرت‌مدار اسلام، توجه فراوان شده است. نيازهاي مادي انسان همچون خوراک، پوشاک و مسکن، جنبه عمومي دارد و استثناء‌پذير نيست. حتي پيامبران و اولياي الهي نيز که در اوج معنويت و ملکوت بوده‌اند، به طور طبيعي، به امکانات مادي، نياز داشته‌اند. قرآن کريم، در آيات متعدد اين پندار را که “پيامبران همچون فرشتگان نبايد به امور مادي، ميل و نيازي داشته باشند” نادرست شمرده و نياز آنان را به غذا، رفتن به بازار و تهيه وسايل زندگي، طبيعي دانسته است. در آيه 20 از سوره فرقان آمده است: “و ما ارسلنا قبلک من المرسلين الا انهم لياکلون الطعام و يمشون في الاسواق؛ و پيش از تو پيامبران (خود) را نفرستاديم جز اينکه آنان (نيز) غذا مي‌خوردند و در بازارها راه مي‌رفتند”. بر اين اساس، قرآن کريم به طور مستقيم يا غير مستقيم، با تجويز مصرف، آن را تشويق نموده و تحريم اعتقادي يا عملي نعمت‌هاي مباح و استفاده نکردن از آنها را مورد نکوهش قرار داده است. از اين روست که حضرت علي (ع)، عاصم بن زياد را که لباس ضخيم پوشيده و خانه و زندگي‌اش را ترک کرده بود و از نعمتهاي خداوند استفاده نمي‌کرد و زن و بچه خود را در تنگنا قرار داده بود، توبيخ کرده، خطاب به او مي‌فرمايد: “آيا از خانواده‌ات خجالت نمي‌کشي؟ آيا به فرزندانت رحم نمي‌کني؟ آيا گمان مي‌کني خداوند، چيزهاي پاکيزه را بر تو حلال کرده ولي دوست ندارد تو از آنها برداشت کني؟ تو در پيشگاه خداوند کوچک‌تر از آن هستي! آيا خداوند نمي‌فرمايد: “و زمين را (با هزاران منفعت) براي (زندگاني) آفريدگان مقرر فرمود که در آن ميوه‌هاي گوناگون و نخل خرماي با پوشش (برگ و شاخه و غلاف) است؟”(الکافي، ج1، ص410.)
قرآن کريم از يک سو در آيات متعدد، تمام نعمتها و امکانات هستي را در خدمت بشر مي‌داند و تصرف انسان در آن و استفاده وي را جز در اموري خاص، مجاز شمرده است و اصل را بر اباحه و حليت مصرف مي‌نهد. در آيه 168 سوره بقره آمده است: “يا ايها الناس کلوا مما في الارض حلالا طيبا و لا تتبعوا خطوات الشيطان؛ اي مردم، از آنچه در زمين است حلال و پاکيزه بخوريد و از گامهاي شيطان پيروي مکنيد”. امر به اکل در اين آيه، کنايه از مطلق تصرف است و از آنجا که هيچ گونه قيدي وجود ندارد، حکايت از اباحه عامه يا اصل آزادي انسان در تصرفاتش دارد. به عبارت ديگر، اصل اباحه و حليت در خوردنيها به عنوان واضح‌ترين مصداق تصرف، يکي از اصول مسلم فقه به شمار مي‌رود که نتيجه آن تجويز و آزادي مصرف است. البته بر خلاف مکاتب رايج اقتصادي، مصرف از ديدگاه اسلام، هدف نهايي نيست بلکه مقدمه‌اي براي اهداف والاتر است که مي‌بايست در چارچوب معيارهاي ارزشي و با رعايت محدوديتهاي خاصي انجام گيرد. از اين رو در ادامه آيه با آوردن عبارت “و لا تتبعوا خطوات الشيطان”، به ممنوعيتهاي موجود که از آنها به عنوان گامهاي شيطان ياد شده، اشاره مي‌نمايد.
از سوي ديگر، با ترغيب به استفاده از نعمتهاي مباح، تحريم آن را بدعت و تشريع مي‌داند (مانند: مائده، -103 انعام، 138 و 140) و خودداري از مصرف آن را سرزنش کرده است: “قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق؛ بگو: زيورهايي را که خدا براي بندگانش پديد آورده و (نيز) روزيهاي پاکيزه را چه کسي حرام گردانيده است؟”(اعراف/32.) بنابراين، مطابق آموزه‌هاي دين اسلام، تصرف انسان در منابع طبيعي و استفاده از نعمتهاي الهي در چارچوب شرع، کاملا تائيد شده است و دستورات موکد مبني بر لزوم توليد و تجارت، همگي با هدف مصرف انجام گرفته است.
 
منابع:
ايرواني، جواد، اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، صص235-233
موسوي، جمال‌الدين، ملاحظاتي پيرامون پيامهاي اقتصادي قرآن، صص469-471


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 21 بهمن 1388  ساعت 7:14 AM
استدراج مسرفين.
ممكن است بپرسيد: چگونه اسراف، و سرپيچي از دستورهاي الهي سلب نعمت را در پي دارد، در صورتي كه ما شاهد افراد و جوامعي هستيم كه با وجود اسراف و تبذيرهاي بي شمار، غرق در نعمت و رفاهند و اثري از قحط و كمبود در ميان آنان ديده نمي شود.
پاسخ اين است كه: آن گونه كه قبلاً اشاره شد، اسراف و تجاوز از حدود الهي جزيي از علّت زوال نعمت است، نه تمام آن. در حقيقت اسراف و معصيت زمينه ساز سلب نعمت به حساب مي آيند؛ گرچه ممكن است، حكمت ها و جهات ديگري پيش آيد، تا از تأثير آن در اين خصوص جلوگيري به عمل آورد. در مورد اين مطلب قرآن كريم مي فرمايد:.
فَلَمّا نَسُوا مِا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنِا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ حَتّي إِذا فَرِحُوا بِمِا أُوتُوا أَخَذْنِاهُمْ بَغتْةً فَاِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛(6).
پس آن گاه كه موعظه و هشدارهاي پيامبران را به فراموشي سپردند، درهاي همه نعمت ها را بر روي آنها گشوديم، تا اين كه آنان به وجود اين نعمت ها شادمان گشتند، ناگهان با دست انتقام خود آنان را برگرفتيم و حسرت همه آن لذّت ها و خوشگذراني ها بر دل آنان باقي ماند.مرحوم امين الاسلام طبرسي - قدس سرّه - در ذيل اين آيه از حضرت علي ژ نقل مي كند:.
يَابْنَ آدَمَ، إذا رَأَيْتَ رَبَّكَ يُتِابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ فَاحْذَرْهُ؛(7).
اي انسان، هرگاه ديدي نعمت هاي الهي به سوي توپياپي فرا مي رسد، از او برحذر باشد.
باز ايشان در ذيل همين آيه از حضرت رسول ْ نقل مي كند:.
إذا رَأَيْتَ اللّهَ يُعْطِى عَلَي الْمَعِاصِى فَإنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجُ مِنْهُ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ؛(8).
هرگاه ديدي خداوند با وجود معصيت به تو نعمت مي دهد، اين از ناحيه او، استدراج به شمار مي رود. آن گاه حضرت اين آيه شريفه را تلاوت فرمودند.
استدراج اين است كه خداوند به انسان و يا جامعه معصيت پيشه فرصت و مهلت كافي دهد و نعمت هاي بيكران خويش را از همه سو به جانب آنان گسيل دارد، تا آن گاه كه فساد و بي بندوبارى، تمامي حيات و زواياي زندگي آنان را در خود گرفت، ناگهان عذاب بي امان او، همه وجودشان را احاطه كرده، در كام خويش فرو برد؛ و چه بسيار اقوام و امت ها در طول تاريخ - كه رشته هاي زيادي از فساد و فحشا در ميان آنها رواج داشته - خداوند به جاي انتقام فورى، به آنان مهلت داده و به عوض سلب نعمت، نعمتشان را افزون كرده است و زماني كه آنان در اين راه به نهايت و اوج خود مي رسيدند، حادثه اي مرگبار به فرمان الهي طومار زندگي آنها را درهم پيچيده و نابود مي نموده است.
مقصود از ذكر اين مختصر، يادآوري اين نكته است كه مرفّه بودن يك انسان و يا جامعه مسرف و بي بند وبار، نشانه لطف خداوند به آن فرد و يا جمعيت نيست؛ بلكه در حقيقت اين نعمت ها و تمديد مهلتها خود جزيي از عذاب الهي براي آنان به حساب مي آيد؛ زيرا به فرموده قرآن كريم، آنها در اين مدّت بر گناه و جرم خود مي افزايند و سبب شدّت و افزايش هر چه بيشتر عذاب خداوند، درباره خويش مي گردند:.
وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْر لأَِنْفُسِهِمْ إِنَّمِا نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذاب مُهين؛(9).
كافران نپندارند كه مهلت ما بدان ها برايشان بهتر است. ما به آنها فرصت مي دهيم، تا بر گناهان خويش بيفزايند و براي آنان عذابي خواركننده مقرر گشته است.
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 60  
  • 61  
  • 62  
  • 63  
  • 64  
  • 65  
  • 66  
  • 67  
  • 68  
  • 69  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net