مدیریت آب و نان
یکى از مسائل ما کمبود آب است که گاه با خشکسالى نیز همراه شده و تبعات نامطلوبى ببار مى آورد ولى هرگاه مسئله آب را به درستى مدیریت کنیم خواهیم توانست در رفع این مشکل پیروز آییم. منابع آبى در سراسر کشور اسلامى ما وجود دارد که اگر با سیاستهاى علمى و عملى مدیریت شود و با ایجاد سد و آبخیزدارى این آبها مهار و هدایت گردد دیگر کمبود آب رنج دهنده نخواهد بود. در مسئله کشاورزى روش هاى سنتى پاسخگو نیست و مى بایست از روش هاى مدرن بارانى و قطره اى بهره گرفت آنگاه خواهیم دید بهره ورى از آب به ده برابر وضع موجود ارتقا خواهد یافت. سرمایه گذارى در این پروژه از اهم وظائف جهاد کشاورزى و مدیریت آب است. اصلاح الگوى مصرف آب یک بخش آن به مدیران آب و کشاورزى و صنعت مربوط مى شود و بخش دیگر آن به صرفه جوئى که وظیفه آحاد مردم است که این عطیه بزرگ الهى و مایه حیات را هدر ندهند. این در حالى است که مى بینیم مردم ما در مصرف آب خصوصاً در آب تصفیه شده مخصوص شرب توجه به این صرفه جویى ندارند و آب آشامیدنى را که با هزینه هاى سنگین فراهم شده در مواردى چون شستشوى ماشین و حیات و مغازه و ساخت و ساز و غیره هدر مى دهند در حالیکه شهرداریها مى بایست جواز ساختمان را مشروط به فراهم کردن تانکر آب ساختمانى کنند و اجازه ندهند آب شرب در کار بنایى و ساختمان سازى صرف شود. موارد از این قبیل فراوان است .
به مردم باید آموخت که شیر آب را در مصارف زندگى چون آبدارخانه و آشپزخانه و حتى غسل و وضو و لباسشوئى آنگونه رها نسازند که آب بدون مصرف صحیح به فاضلاب سرازیر شود در حالیکه صدها روستا در مناطق کشور هستند که آب آشامیدنى آنها با تانکر حمل مى شود و از کمبود آب رنج مى برند. در مسئله آب سخن فراوان است که در اینجا به پاره اى موارد اشاره شد.
مسئله نان بیش از این مشکل دارد. در حالیکه آرد دولتى به قیمت کیلویى 75 ریال به نانوایى داده مى شود. و این مبلغ تنها کرایه حمل و نقل است نه ارزش آرد و هر کیلو آرد دست کم براى دولت پنج هزار ریال تمام مى شود که به مصرف کننده به 75 ریال داده مى شود و این همان یارانه اى است که سالانه براى ایرانیان پرداخته مى شود. چهار هزار میلیارد تومان رقم کوچکى نیست که براى یارانه نان در بودجه سالانه لحاظ مى شود. این در حالى است که یک سوم نان و میلیون ها تن نان عرضه شده مانند ضایعات دیگر دور ریخته مى شود که این کفران نعمت و از مصادیق بارز اسراف و تبذیر و خسارت عظیمى است که متأسفانه همه سال اتفاق مى افتد در حالى که در حال حاضر به دلیل خشکسالى ما از خارج گندم وارد مى کنیم و بهاى کلان آن را و یارانه اش را مى پردازیم...خوب، راه چاره چیست؟ راه چاره مدیریت نان و تدبیر وزارت بازرگانى و غله در این میدان است.
که از یکسو به پخت نان بستگى دارد که باید نظارت شود و از عرضه نان نامرغوب و خمیر و سوخته جلوگیرى شود. به نانوایى ها آرد داده مى شود که نان مرغوب عرضه کنند نه اینکه بخشى از آرد دولتى را به قیمت آزاد بفروشند و بخش دیگر را در فرایند تولید ضایع کنند! اینجا یک مدیریت قوى و قاطع و جدى لازم است که بر تولید و عرضه نان نظارت کند. از سوى دیگر، مصارف خانگى است که متأسفانه الگوى درستى ندارد. در بیشتر خانه ها نیمى از نان خریدارى شده هدر مى رود یا به دلیل پخت بد و نا مناسب و یا به دلیل سوء مصرف در خانه ها. کمتر خانه اى است که هر هفته یک کیسه پلاستیک نان خشک یا کپک زده دورریخته نشود و با کفران نعمت در ردیف اشیاء دور ریز درنیاید. در حالیکه اگر نان با پخت مطلوب عرضه گردد و مردم در مصرف دقت کنند مصرف گندم به نیمى از آنچه که هست کاهش خواهد یافت. نکته دیگر ارزان بودن نان است که امروزه در حقیقت رایگان داده مى شود. وقتى نان ارزان باشد و پخت آن نامطلوب، دور ریختن آن طبیعى است که براى این مشکل باید چاره اندیشى کرد چه از نظر تولید و پخت آن و چه از
نظر مصرف خانه ها و رستوران ها و غیره. در این میان فرهنگ سازى و آگاهى دادن به مردم نقش اساسى دارد که رسانه ها و مبلغان و نویسندگان باید عهده دار آن شوند.