شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 3:51 PM
موارد اسراف
 
اسراف در اصطلاح قرآني برخلاف آن چه در فرهنگ ايراني معنا يافته محدود و منحصر به امور خوردني ها و نوشيدني ها نيست و به سخن ديگر منحصر در امور اقتصادي نمي باشد، بلكه از دايره گسترده اي برخودار مي باشد و همه امور زندگي بشر در حوزه هاي اعتقادي و فرهنگي و رفتارهاي اقتصادي و سياسي و نظامي و امور ديگر را در بر مي گيرد. اما چه چيزي سبب شده كه در فرهنگ ايراني اسراف تنها در حوزه اقتصادي شناخته و تعريف و محدود شود ، شايد بتوان تكرار آيه: كلوا و اشربوا و لا تسرفوا (اعراف آيه 31) باشد كه ورد زبان توده مردم است و در هر كوي و برزني به سبب ساختار زيبا و كوتاه و روان و شعرگونه اش مصطلح شده و بر زبان رانده مي شود.
 
با اين همه مي بايست توجه داشت كه اسراف در كاربردها و فرهنگ قرآني شامل امور بينشي و اعتقادي و اخلاقي و فرهنگي و سياسي و رفتاري و نگرشي مي شود. از اين روست كه خداوند ادعاي دروغين نبوت (غافر آيه 28)، تكذيب پيامبران (يس آيه 14 و19)، تكذيب قرآن (زخرف آيه 5)، شرك (غافر آيه 42 و 43)، خودكامگي و استبداد (يونس آيه 83 و دخان آيه 30 و 31)، زياده روي در آشاميدني ها، خوردني ها، زينت ها (اعراف 31) وقصاص (اسراء آيه 33) و حتي در انفاق و بخشش اموال در راه خدا (انعام آيه 141 و اسراء آيه 29) و رفتارهاي نابهنجار جنسي (ذاريات آيه 32 و34) را از مصاديق و موارد بارز و آشكار اسراف بر مي شمارد و از انجام آن باز مي دارد و مرتكبان اين گونه اعمال را تهديد به عذاب سخت و خواري در دنيا و آخرت مي كند.
 
بر اين اساس مي توان گفت كه اشرافيت رفاه زده و مترف به سبب خاستگاه و زمينه هاي اقتضايي پديداري اسراف در ايشان، كساني هستند كه به اين گونه بينش و نگرش و رفتارهاي زشت و فساد انگيز گرايش دارند ودر نهايت اشرافيت، موجبات تباهي خود و ديگران را فراهم مي آورد.
 
به سخن ديگر اشرافيت و رفاه زدگي اترافي موجب اسراف مي شود و آنان نه تنها نسبت به اصول عقلي و عقلايي (اخلاق ها و آداب و سنت هاي هنجاري) بي اعتنا بوده و از آن تجاوز و تعدي مي كنند بلكه انسان هايي هستند كه نسبت به آموزه هاي وحياني بي اعتنايي كرده و يا به تكذيب و حتي مبارزه و مخالفت با آن مي پردازند و در رفتارهاي عملي در زندگي فردي و اجتماعي خويش در خوراك و پوشاك و امور جنسي و مانند آن اسراف را پيشه خويش مي سازند و راه اتراف و تبذير را در زندگي خويش هموار مي كنند و حقوق فردي و اجتماعي ديگران را زير پا مي گذارند و حتي دست به قتل و كشتار كساني مي زنند كه منادي ايشان به سوي حق و حقيقت و توحيد و آموزه هاي اخلاقي و وحياني مي شوند.(غافر آيه 28)
 
اينان به سبب همين اشرافيت و استغناجويي و احساس خطرناك بي نيازي از خدا و ديگران، انسان هاي با منش خودپسندي و تكبر و تفاخر هستند و كارهايشان برايشان زيبا و پسنديده جلوه مي كند و حتي اطرافيان آنها رفتارهاي زشت شان را رفتاري پسنديده جلوه مي دهند و رفتارها و كردارهاي ناپسند و نابهنجار ايشان را توجيه مي كنند. (يونس آيه 12)
 
خود برتربيني و بي نيازي آنان را به خودكامگي و استبداد مي كشاند و در زندگي اجتماعي به ديگران ظلم و ستم روا مي دارند و خود را برهمگان برتر مي شمارند.(يونس آيه 83 و دخان آيات 30 و 31)
 
به هر حال اسراف كه در فرهنگ قرآني به معناي هرگونه تجاوز از حدود و مرزها و خطوط تعادلي در هر كاري است (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه سرف) داراي خاستگاهي چون اشرافيت و آسايش اترافي و رفاه زدگي است.
 
انسان هاي رفاه زده و اشراف بي نياز از خدا، در هركاري از كارهاي خويش چون امور اقتصادي و فرهنگي وسياسي و حتي بينشي و نگرشي و اعتقادي راه اسراف را مي پيمايند و به سبب غرور و بي نيازي خويش خدا را بنده نيستند و در زمين فساد مي كنند و آن را گسترش مي دهند و جلوي اصلاحات را نيز مي گيرند. (يونس آيه 12)
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



Powered By Rasekhoon.net