| به دنبال تو می گردم نمی یابم نشانت را | بگو باید کجا جویم مدار کهکشانت را |
| تمام جاده را رفتم، غباری از سواری نیست | بیابان تا بیابان جسته ام ردّ نشانت را |
| نگاهم مثل طفلان، زیر باران خیره شد بر ابر | ببیند تا مگر در آسمان رنگین کمانت را |
| کهن شد انتظار اما به شوقی تازه بال افشان | تمام جسم و جان لب شد که بوسد آستانت را |
| کرامت گر کنی این قطره ناچیز را شاید | که چون ابری بگردم کوچه های آسمانت را |
حسین اسرافیلی

