داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتـور خوابش برده بود
و داشت می افتاد بـاباش هم اصلا حواسش نبـود... رفـتم کنـارش
هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید. آخرش رفتم جـلوش و سرعـتـمو
کم کردم تا ایستاد بهش گفتم:پس چرا حواست به بچه ات نیس؟
یدفعه دو دستی زد تو سرشو گفت: اصـغــر پس ننت کوووووووو؟؟؟