بسه دیگه حنجر تو به گریه ها عادت نده
بابات غریبه اینقده تواونو خجالت نده
آخه تو خیمه آبی نمونده
خشکی لبهات منو سوزونده
لالایی لالاایی
آروم بگیر ای گلم لالاایی
پرپرنزن حاصلم لالاایی
آتیش زدی بر دلم لالاایی
(بخواب علی اصغرم لالاایی)
دیگه گل من از عطش دووم نمی یاره خدا
تو این کویر تشنگی بارون نمی باره خدا
رو دست مادربا گریه بی تاب
شده رنگ او شبیه مهتاب
لالایی لالاایی
امون از این کربلا لالاایی
ذکر همه خیمه ها لالاایی
سقا نیومد چرا لالاایی
(بخواب علی اصغرم لالاایی)
وقتی که تو داری میری همراه بابات از حرم
بدرقه ی راهت کنم اشکای دو چشم ترم
فدای روی ضعیف و زردت
یه جرعه ی آب دوای دردت
لالایی لالاایی
شد روزگارم سیا لالاایی
تیر سه شعبه چرا لالاایی
سر تو شده جدا لالاایی
.......................
قدم زداغت خمید لالاایی
جونم به لبام رسید لالاایی
بابات خجالت کشید لالاایی
............................
خنده اومد رو لبت لالاایی
پائین اومده تبت لالاایی
خاک می ریزم رو تنت لالاایی
(بخواب علی اصغرم لالاایی)
0