...
نظرات(0) |




از انسان بودنم شرم میکنم گاهی مےخواهم انسان نباشم ،

گوسفندی باشم پا روی یونجه ها بگذارم اما دلے را دفن نکنم.

گرگے باشم گوسفندها را بدرم اما بدانم ک اینکار از روی ذات بوده نه "هوس"...

خفاش باشم ک شب ها گردش کنم با چشم هاے کور،،،،اما خوابے را پرپر نکنم....

کلاغے باشم ک قارقار کنم اما پرهایم را رنگ نکنم و دلی را با دروغ بدست نیاورم...


چه مےدانیم شاید حیوانات به قصد توهین همدیگر را "انسان " خطاب کنند

سخت است قلم باشی و دلتنگ نباشی,

با تیغ مدارا کنی و سنگ نباشی.

سخت است دلت را بتراشند و بخندی,

هی با تو بجنگند و تو در جنگ نباشی.

از درد دل شاعر عاشق بنویسی,

با مردم صد رنگ هماهنگ نباشی.

مانند قلم تکیه به یک پا کنی اما,

هنگام رسیدن به خودت لنگ نباشی.

سخت است بدانی و لب از لب نگشایی,

سخت است خودت باشی و بی رنگ نباشی. ...

" دکتر شریعتی "



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : جمعه 23 مرداد 1394 
زمان : 5:59 AM


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.