چای با طعم خدا…

این سماور جوش است،
پس چرا می گفتی،
دیگر این خاموش است ؟
باز لبخند بزن…
قوری قلبت را،
زودتر بند بزن…
توی آن،
مهربانی دم کن…

بعد بگذار که آرام آرام،
چای تو دم بکشد…
شعله اش را کم کن…
دست هایت :
سینی نقره نور
اشک هایم :
استکان های بلور
کاش؛
استکان هایم را،
توی سینی ی خودت می چیدی…
کاشکی اشک مرا می دیدی…
خنده هایت قند است…
چای هم آماده است…
چای با طعم خدا…
بوی آن پیچیده،
از دلت تا همه جا…
پاشو مهمان عزیز،
توی فنجان دلم،
چایی داغ بریز…
"عرفان نظرآهاری"


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 9:00 AM | نویسنده : محمد عباسی اول | نظرات 0

کینه به دل مگیر



روزی«سقراط» حکیم معروف یونانی،مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است.علت ناراحتی اش را پرسید
،پاسخ داد:«در راه که می آمدم،یکی از آشنایان را دیدم؛سلام کردم اما جوابی نداد و با بی اعتنایی و خود خواهی گذشت و رفت.من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.»

«سقراط» گفت:چرا رنجیدی؟مرد با تعجب گفت:معلوم است؛چنین رفتاری ناراحت کننده می باشد.
«سقراط»پرسید:اگر در راه،کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد،آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟»

مرد گفت:مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم؛آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود!
«سقراط»پرسید:به جای دلخوری،چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد:«احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.»

«سقراط»گفت:«همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی؛آیا انسان،تنها جسم اش بیمار می شود؟
و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟
اگر کسی فکر و روان اش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟
بیماری فکر و روان،نامش «غفلت»است و باید به جای دلخوری و رنجش،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمکش کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.

پس،از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند،در آن لحظه بیمار است.»


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 9:00 AM | نویسنده : محمد عباسی اول | نظرات 0

وجدان بیدار

این مطلقاً مهم نیست که دیگران ما را چگونه قضاوت می کنند،

بلکه مهم این است که ما، در خلوتی سرشار از صداقت، و در نهایت قلبمان،

خویشتن را چگونه داوری می کنیم.

" چهل نامه کوتاه به همسرم نادر ابراهیمی "


http://www.labkhandezendegi.com/uploads/microblog/2015/10/40/560fc3bd3c0carsh.jpg


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 9:00 AM | نویسنده : محمد عباسی اول | نظرات 0

رها شو



چگونه متوجه شویم که رها هستیم...
هر زمان که به جای ترس و اضطراب، ...
احساس شادی و آسودگی می کنیم؛
رها هستیم...
هر زمان که از عقاید خوب و بد دیگران مستقل باشیم؛
رها هستیم...
وقتی نیاز به تائید را از دست می دهیم،
رها هستیم...
وقتی قبول داریم که به حد کافی خوب هستیم؛
رها هستیم...
وقتی تسلیم لحظه اکنون می شویم، تسلیم آنچه هست؛
و قبول می کنیم که عالم هستی پشتیبان شماست.
رها هستیم...
وقتی که رنجش ها و غم ها را رها و بخشش را انتخاب می کنیم، رها هستیم...پ

"دکتر دیپاک چوپرا"


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 1 بهمن 1394  | 9:00 AM | نویسنده : محمد عباسی اول | نظرات 0

داستان کوتاه

ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﺯﺩﯾﺪﻥ ﻧﺎﻥ ..!
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺶ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮐﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﺮﺩ: ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺩ ﺑﻤﯿﺮﻡ ..!
ﻗﺎﺿﯽ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺯﺩ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﺩﻩ ﺩﻻﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ , ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ..!
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﺩﻩ ﺩﻻﺭ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﺑﺖ ﺣﮑﻢ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺷﻮﺩ ..!

ﺳﭙﺲ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺩﻩ ﺩﻻﺭ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﯿﺪ.

ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﯿﺮﯼ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﯾﮏ ﻧﺎﻥ ﺩﺯﺩﯼ ﮐﻨﺪ ..!

ﺩﺭ ﺍﻭﻥ ﺟﻠﺴﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ 480 ﺩﻻﺭ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ ،ﻗﺎﺿﯽ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ ..!




ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 22 مهر 1394  | 9:19 PM | نویسنده : محمد عباسی اول | نظرات 0

لیلی

خدا گفت : لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من .. ماجرایی که باید بسازیش ..

شیطان گفت : تنها یک اتفاق است .. بنشین تا بیفتد ...
آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.

مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی بسازد
خدا گفت: لیلی درد است. درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن

شیطان گفت: آسودگی ست. خیالی ست خوش.

خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن.

شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.

خدا گفت:‌لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.

شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک

خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست

شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست

و دنیا پر شد از لیلی های زود، لیلی های ساده و اینجایی لیلی های نزدیک لحظه ای ...

خدا گفت: لیلی زندگیست زیستنی از نوعی دیگر لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود ...

مجنون ، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید ...

و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد ...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 22 مهر 1394  | 9:18 PM | نویسنده : محمد عباسی اول | نظرات 0

مراقب دل باش !

 ﻋﻠﻢ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺍﺳﺖ .

ﻳﻌﻨﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻝ ﮐﺴﯽ ﻣﻴﺸﮑﻨﺪ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ؛

ﻣﺜﻞ ﻳﮏ ﺧﻮﻥ ﺭﻳﺰﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻳﺎ ﻳﮏ ﺟﺮﺍﺣﺖ ...

ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺳﮑﺘﻪ ﻗﻠﺒﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﻣﻦ ...

ﻫﻢ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺩﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ،ﻫﻢ ﺩﻝ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ...

ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻫﻨﺮ ﻧﻴﺴﺖ ... ﻣﻮﺍﻇﺐ ﻋﻮﺍﻗﺒﺶ ﺑﺎﺵ !!



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 22 مهر 1394  | 9:18 PM | نویسنده : محمد عباسی اول | نظرات 0

امید ببخش،

امید ببخش، آنگاه دنیا مال توست…
به نظر من، امید بخشیدن بالاترین لذت دنیاست ؛
وقتی به کسی یا مخلوقی در جهان امید می بخشیم گویی دنیا را به ما هدیه دادند
در واقع هم همینطور است، زیرا انرژی اینکار آنقدر بالاست و بازتاب آن در کائنات بسیار بزرگ و فراموش نشدنی است
امید بخشیدن یعنی مخلوقی را به ادامه زندگی دعوت کردن
یعنی حمایت تا نهایت
یعنی باور طلوعی دیگر
یعنی فردا را دیدن
یعنی روشن کردن شمعی در وجود کسی
یعنی تجلی مهربانی و لطف و صفا ….
فراموش نکنیم ؛
ما هر روز میتوانیم به دیگران امید ببخشیم
شاید امید بخشیدن برای ما رایگان باشد
اما بدست اوردن امید برای خیلی ها ، گرانقیمت است !!!


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 22 مهر 1394  | 9:18 PM | نویسنده : محمد عباسی اول | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 17 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >