جستجو در وبلاگ

درباره ما

موضوعات

آخرين مطالب

بایگانی

آمار وبلاگ



زندگی نمونه امام علی و فاطمه زهرا (س)
زندگی نمونه امام علی و فاطمه زهرا (س)

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام دو همسر نمونه و الگو بودند که مانند آنها در زیر این آسمان نیلگون نیامده و نخواهد آمد، زیرا امیرالمؤمنین، صدیق اکبر و وصی خاتم و امام موحدین و بزرگ دین و رهبر مومنین و معصوم از هر گونه خطا و لغزش و اشتباه بود و فاطمه اطهر هم صدیقه کبری و دختر رسول خدا و بانوی زنان عالم بود و طاهر و مطهر از هرگونه پلیدی و معصوم از هر گناه و خطا .

آن دو از یک نور بودند و از یک آبشخوار، که دریای رحمت و لطف رسول خدا است، سیراب می‏شدند. لذا زندگانی کوتاه آنها سراسر عشق و محبت و صفا و وفا و کرامت و عزت و گذشت و دلدادگی بود و هرگز کوچکترین اختلافی با هم نداشتند .
فاطمه علیهاسلام چگونه می‏توانست علی مرتضی را از خود برنجاند، در حالی که به پدر گرامیش از جانب خدای تعالی وحی شده بود که « به فاطمه بگو هرگز از فرمان علی علیه السلام سرپیچی نکند، زیرا من از غضب او غضبناک می‏شوم
و علی علیه السلام نیز چگونه می‏توانست دل فاطمه اطهر را بیازارد، درحالی که رسول خدا به او فرموده بود:« ای علی، با همسرت با لطف و مدارا رفتار کن، فاطمه پاره تن من است
لذا امیرالمومنین می‏فرمود:« به خدا قسم، من هیچگاه فاطمه را خشمگین نکردم و فاطمه هم هیچگاه مرا خشمگین نکرد... هرگاه به او می‏نگریستم، هر غم و اندوهی که داشتم، برطرف می‏شد

ولی متاسفانه بعضی از دین‏فروشان و کینه‏توزان، در این زمینه دست به جعل و ساختن روایاتی زده‏اند و از پیش خود مطالبی بافته‏اند تا ثابت کنند آن دو نیز مثل سایر زن و شوهرها با یکدیگر اختلاف داشته‏اند و اختلافات آنها را رسول خدا بررسی و حل می‏کرده است .
زهی کوردلی و نفهمی که با این روایات ساختگی، ندانسته یا دانسته، ساحت قدس رسول خدا را لکه‏دار می‏کنند؛ چرا که رسول خدا درباره امیرالمومنین فرموده بود:« او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند» و درباره فاطمه‏اش می‏فرماید: « او پاره تن من است، قلب من و روح بین دو پهلوی من است
اگر محبوب خدا و رسول با پاره‌ی تن رسول خدا به کشمکش و نزاع برخیزند، پس وای بر اسلام !
رسول خدا می‌فرمود:« فاطمه فرشته‏ای به صورت انسان است. هرگاه من مشتاق بوی بهشت می‏شوم، فاطمه‏ام را می‌بویم و از او بوی بهشت را استشمام می‏کنم

پی نوشت ها:

  • بحار الانوار، ج 43، صفحات 134 و 106 .
  • فاطمة الزهراء رحمانی/11/11 .

 

کفویت و همسری با فاطمه علیها سلام

زن و شوهر باید کفو و هم‏ردیف یکدیگر باشند. اسلام ملاک و معیار این هم‌ردیفی را ایمان و تقوی و علم و تقرب به خداوند می‏داند. لذا بارها اتفاق می‏افتاد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به یکی از اصحاب ثروتمندش دستور می‏فرمود که دخترش را به جوان مومن تهیدستی بدهد .

امیرالمؤمنین علی علیه السلام گرچه از ثروتمندان نبود ولی رسول خدا قابلیت همسری با دختر خود را در او می دید. لذا بدون ترس و وحشت و با وجود خواستگاران ثروتمند و قدرتمند، فاطمه را به عقد علی درآورد و فرمود:« به خدا قسم، فاطمه را به عقد مردی شریف و وجیه در دنیا و آخرت و مقرب در درگاه خدای تعالی درآوردم

رسول خدا می‌فرمود:« ای علی، بعضی از مردان قریش سرزنشم می‏کنند که چرا دخترم فاطمه را به تو دادم و به آنها ندادم. من به آنها می‌گویم به خدا قسم، خداوند بود که با ازدواج فاطمه با شما مخالفت کرد و او را به همسری علی در آورد . روزی جبرئیل بر من نازل شد و گفت:« ای محمد، خدای تعالی می گوید اگر من علی را خلق نکرده بودم، از زمان حضرت آدم تا آخرالزمان، برای دخترت، فاطمه، همسری روی زمین یافت نمی‏شد

پی نوشت ها:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 105 و 92 .
  • بحارالانوار، ج 40، ص 77 ------- فردوس الاخبار

 

تقسیم کار بین امام علی و فاطمه علیهماالسلام

حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاسلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم خواستند کارهای روزانه‌ی آنها را تقسیم کند .
رسول خدا فرمود:« کارهای داخل منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی باشد
فاطمه علیهاسلام می‏فرماید: کسی نمی‌داند من چقدر خوشحال شدم از اینکه رسول خدا مرا از معاشرت با مردان بازداشت .

گرچه کارهای داخل منزل مربوط به زن و کارهای خارج از منزل مربوط به مرد است ولی این بدان معنی نیست که مرد هرگز نباید در منزل کمک کند و همیشه انتظار داشته باشد همسرش همه چیز را مهیا کند! نه چنین نیست بلکه گاهی زن احتیاج به همکاری و همفکری دارد و باید شوهرش با تفاهم و خوشروئی به یاری او بشتابد. مثلا در دوران حاملگی یا نقاهت زایمان و یا زمان شیردادن کودک، باید مردان هم به امور داخل منزل کمک دهند .

امام صادق علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام برای منزل هیزم می‏آورد، آب تهیه می‏کرد، منزل را جارو می‏کرد، در پاک کردن عدس کمک می‏کرد. فاطمه علیهاسلام هم گندم و جو آرد می‏کرد، خمیر درست می‏نمود و نان می‏پخت .

توضیح: روح اسلام از رابطه زن و مرد از دیدگاه چند روایت در جامعه بیزار است و هرگز محیط‏‌های مختلط را تجویز نمی‏کند؛ زیرا اختلاط زن و مرد باعث بروز فساد می‏شود. لذا تا آنجا که ممکن است باید کار زنها در منزل و کار مردان در خارج منزل باشد .

پی نوشت ها:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 81، ح 1 .
  • بحارالانوار، ج 43، ص 151، ح 7

منبع:

http://ahlolbait.ir




نظرات (0) نويسنده : نسرین ذبیحی - ساعت 11:32 PM - روز سه شنبه 12 آبان 1388    |  

 

دیدار پیامبر از امام علی و فاطمه زهرا علیهم السلام پس از ازدواج
ازدواج امام علی و فاطمه زهرا علیهم السلام
 
دیدار پیامبر از امام علی و فاطمه زهرا علیهم السلام پس از ازدواج

رسول خدا سه روز بعد از عروسی حضرت علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام، صبح روز چهارم به خانه آنان رفت و فرمود:« ای علی کمی آب بیاور.»
علی علیه السلام آب برد. رسول خدا آب را به دهان مبارک خود زد و آیاتی چند از قرآن را بر آن خواند و فرمود:« ای علی، آب را بخور و کمی از آن را باقی بگذار.»
علی علیه السلام کمی از آب را نوشید. رسول خدا بقیه آب را بر سر و سینه او پاشید و فرمود:« خداوند هر گونه رجس و پلیدی را از وجودت بیرون کند و تو را پاک و مطهر گرداند.»
سپس با فاطمه علیهاسلام هم همین کار را کرد و همان دعا را بر زبان جاری ساخت. آن‌گاه به علی علیه السلام فرمود از خانه خارج شود تا با دخترش خلوت کنند.


پس از رفتن علی،‌ رسول خدا فرمود:« دخترم، حالت چطور است؟ شوهرت چگونه است؟» فاطمه علیهاسلام عرضه داشت:« پدر جان علی بهترین شوهر است، اما بعضی از زنان قریش نزد من آمده‌اند و می‌گویند چرا پدرت تو را به علی علیه السلام داد؛ علی که دستش از مال دنیا کوتاه است و چیزی ندارد.»
رسول خدا فرمود:« ای دخترکم، پدر تو فقیر نیست، شوهرت هم فقیر نیست. خزائن طلا و نقره ی زمین را بر من عرضه کرده اند و من نپذیرفته ام، جز آنچه نزد خدای تعالی است.
فاطمه جان، اگر آنچه را پدرت می‌دانست، می دانستی، دنیا در چشمت بسیار زشت و ناهنجار می‌آمد. به خدا قسم، من درباره تو کوتاهی نکرده ام. شوهر تو اولین مسلمان و داناترین و بردبارترین آنهاست. دختر نازنینم، شوهر تو خوب شوهری است. هرگز با او مخالفت مکن.»
سپس علی علیه السلام را صدا زد و به او فرمود:« با همسرت با لطف و مدارا رفتار کن. فاطمه پاره تن من است.»

علی علیه السلام نیز به فرمان رسول خدا تا آخر عمر فاطمه، هرگز او را غضبناک نکرد. خود امام علی فرموده است:« به خدا قسم او را غضبناک نکردم و در هیچ امری، موجب دلخوری‌اش را فراهم ننمودم. فاطمه هم هرگز مرا غضبناک نکرد و در هیچ امری از من سرپیچی نفرمود. هرگاه به او نگاه می کردم، تمام غم و اندوهم برطرف می‌شد.»

پی نوشت ها:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 132.

 

توصیه های پیامبر به امام علی و فاطمه علیهما السلام

 رسول مکرم صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام را چون فرزند خود می‏دانست و در تربیت او می‏کوشید؛ همچنان که علی علیه السلام در دامان آن حضرت پرورش یافته بود، لذا رسول خدا سفارش فاطمه علیهاسلام را به علی علیه السلام و سفارش علی علیه السلام را به فاطمه علیهاالسلام می‏نمود و هر دو را به خوش اخلاقی و مدارا و احترام به یکدیگر امر می‏فرمود. در این زمینه روایات زیادی است که به بعضی از آنها اشاره می‏کنیم.

-1امام باقر علیه السلام فرمود: روزی امیرالمؤمنین به فاطمه علیهاالسلام فرمود: « چیزی برای خوردن هست؟ » فاطمه علیهاسلام فرمود: « سه روز است چیزی نداریم.» امیرالمومنین فرمود: « چرا به من خبر ندادی؟! »
فاطمه علیهاسلام فرمود: « پدرم رسول خدا نهی می‏فرمود که از شما چیزی بخواهم و می‏فرمود از پسر عمویت علی علیه السلام چیزی درخواست نکن.
اگر چیزی آورد که هیچ؛ والا از او چیزی نخواه »

2 -روزی رسول خدا به خانه فاطمه علیهاسلام آمد و ضمن صحبت‏ها و آداب زیادی فرمود: «ای دخترکم! شوهر تو خوب شوهری است در هیچ امری از او سرپیچی نکن.» و سپس به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: « ای علی جان! به همسرت لطف و محبت کن و با او مدارا و رفق داشته باش که فاطمه پاره تن من است؛ هر چه او را به درد آورد، مرا دردناک می‏کند و هر چه او را شاد کند، مرا شادمان می‏کند. هر دوی شما را به خداوند می‏سپارم. »

امیرالمؤمنین فرمود: « به خدا قسم هرگز فاطمه مرا غضبناک نکرد و من هم او را خشمگین نکردم و او هرگز از امر من سرپیچی ننمود. هرگاه به او می‏نگریستم هر همّ و غمی از من دور می‏شد. »

-3امام صادق علیه السلام فرمود: « خداوند وحی کرد به رسولش که به فاطمه بگو هرگز از فرمان علی علیه السلام سرپیچی نکند، زیرا من از غضب علی علیه السلام غضبناک می‏شوم.»

پی نوشت ها:

  • بحارالانوار، ج 43، صفحات 31 و 133 و 106.

http://ahlolbait.ir




نظرات (0) نويسنده : نسرین ذبیحی - ساعت 11:29 PM - روز سه شنبه 12 آبان 1388    |  

 

ازدواج امام علی و فاطمه زهرا علیهم السلام - مراسم شب عروسی
ازدواج امام علی و فاطمه زهرا علیهم السلام
 
مراسم شب عروسی

در شب عروسی علی و فاطمه علیهماالسلام، وقتی آفتاب غروب کرد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد فاطمه علیهاسلام را برای رفتن به خانه شوهر آماده کنند و به زنان مهاجر و انصار و دختران عبدالمطلب فرمود او را همراهی کنند و با خوشحالی شعر بخوانند و تکبیر بگویند، ولی چیزی را که موجب ناخشنودی خداوند است به زبان نیاورند .
فاطمه علیهاسلام را سوار ناقه‏ای کردند و زمام آن را سلمان در دست گرفت
.
رسول خدا و حمزه و عقیل و جعفر و افراد دیگری از اهل بیت به دنبال ناقه عروس به راه افتادند. در این هنگام جبرئیل و میکائیل و اسرافیل با جمع زیادی از ملائکه به زمین نازل شدند
.
جبرئیل تکبیری سر داد. میکائیل و اسرافیل، و سپس همه ملائکه تکبیر گفتند. رسول خدا هم تکبیر گفت و سلمان هم پس از او تکبیر گفت، و به این ترتیب، تکبیر گفتن در شب عروسی « سنت » شد. وقتی به خانه علی علیه السلام رسیدند، رسول خدا چادر را از صورت زیبای زهرا علیهاسلام کنار زد و دست او را گرفت و در دست علی علیه السلام گذاشت و فرمود:«خداوند به تو مبارک گرداند. ای علی، فاطمه برای تو همسری خوب است و ای فاطمه، علی هم برای تو خوب شوهری است؛ به خانه خود بروید تا من بیایم

پی نوشت ها:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 96 و 115 و 141 .  

ولیمه عروسی فاطمه علیهاسلام

ولیمه عروسی علی و فاطمه علیهما السلام در ظهر روز قبل از زفاف بوده است .
امام علی می‏فرماید
:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:« ای علی، برای خانواده‏ات غذای بسیار نیکویی تهیه کن. ما گوشت و نان می‏دهیم و تو هم خرما و روغن بیاور

من خرما و روغن خریدم و رسول خدا هم گوسفندی فربه سر برید و نان زیادی تهیه فرمود. سپس به من فرمود:« هر کس را که می‏خواهی دعوت کن

من به مسجد رفتم و دیدم مسجد پر از اصحاب مسلمان است. خواستم بعضی را دعوت کنم و بعضی را نکنم، اما خجالت کشیدم. پس صدا زدم:« دعوت به ولیمه فاطمه را اجابت کنید
. »
مسلمان‌ها دسته دسته آمدند و من در فکر زیادی جمعیت و کمی غذا بودم. اما رسول خدا ناراحتی مرا حس کرد و فرمود:« من از خداوند درخواست برکت کرده‏ام

آن روز بیش از چهار هزار نفر آمدند و غذا خوردند اما غذای ما کم نیامد .

پی نوشت ها:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 95 .
  • بحارالانوار، ج 103، ص 268، ح 17 .

 

دعای رسول خدا در شب عروسی

  در شب عروسیامیرالمؤمنینعلیوحضرتفاطمهعلیهماالسلام،رسولخدا صلی الله علیه و آله و سلمدست دخترش را در دست دامادش گذاشت و فرمود:«ایعلی! این فاطمه امانت من در نزد توست
آن‌گاه دعا کرد و گفت:« خدایا این دو نفر محبوب ترین خلق تو نزد من اند. آنها را دوست بدار، در نسل‌شان برکت قرار ده و از جانب خودت برای آنها نگاهبانی بگذار. من این دو و اولادشان را از شر شیطان به تو می‏سپارم

پی نوشت ها:

  • بحار الانوار، ج 43، ص 117 و 133 .

زفاف امام علی و فاطمه علیهماالسلام

  در شب زفاف حضرتعلیوفاطمهزهراعلیهماالسلام،رسولخدا صلی الله علیه و آلهوارد شد و دستور داد قدحی آب بیاورند. مقداری از آن رامزمزه کرد و مقداری را روی سر و بدن فاطمه ریخت، و عرضه داشت:« خداوندا این دختر منو محبوب‏ترین کس من است، و این نیز برادرم و محبوبترین کسم. خدایا او را ولی خودتقرار بده و در خانواده‏ا‏ش برکت وارد کن
سپس برخاست و از نزد آنها بیرون آمد . کتیبه‏های در را گرفت و به آنان فرمود:« خداوند شما را پاک و نسل شما را پاک گرداند. من با هر کس که با شما از در دوستی و صفا پیش آید، دوستم، و با هر کس که با شما جنگ کند دشمن. شما را به خدا سپردم


اسماء بنت عمیس می‏گوید
:
رسول خدا در شب زفاف زهرا علیهاسلام امر فرمود همه زن‏ها خارج شوند. زن‏ها رفتند، ولی من ماندم. وقتی رسول خدا خواست خارج شود، مرا دید و فرمود:« مگر نگفتم همه بروند؟» گفتم:« چرا یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت باد . ولی من با خدیجه عهدی کرده‏ام که می‏خواهم به آن عمل کنم
:
وقتی که وفات خدیجه فرا رسیده بود، خدیجه گریه می‏کرد
.
به او گفتم:« ای بانوی من، چرا گریه می‏کنی؟ تو که همسر پیامبری و به بهشت بشارت داده شده‌ای

فرمود:« دختر در شب زفافش به کمک زنان دیگر احتیاج دارد. من نگران فاطمه‏ام

من با خدیجه عهد کردم که اگر زنده باشم، فاطمه را در شب زفاف کمک کنم
.
رسول خدا گریان شد و فرمود:« تو را به خدا برای این امر اینجا مانده‌ای؟
»
گفتم:« آری، به خدا قسم

رسول خدا مرا دعا کرد و رفت .

پی نوشت ها:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 96 و 132 و 138 .
  • فاطمة الزهراء قزوینی/ 197 .

منبع:

http://ahlolbait.ir




نظرات (0) نويسنده : نسرین ذبیحی - ساعت 11:26 PM - روز سه شنبه 12 آبان 1388    |  

 

ازدواج امام علی و فاطمه زهرا علیهم السلام - مقدمات عروسی
 ازدواج امام علی و فاطمه زهرا علیهم السلام
مقدمات عروسی

از عقد امیرالمؤمنین علی و فاطمه علیهما السلام یک ماه گذشت. عقیل نزد علی آمد و گفت:« ما از ازدواج تو و فاطمه بسیار خوشحالیم. اکنون چرا از رسول خدا درخواست نمی‏کنی فاطمه را به خانه خود ببری؟ »
علی علیه السلام گفت:« به خدا قسم من هم مایلم، اما از رسول خدا حیا می‏کنم

عقیل گفت:« برخیز نزد پیامبر برویم


در راه به ام ایمن برخوردند و ماجرا را به او گفتند
.
ام ایمن گفت:« بگذارید این کار را زن ها انجام دهند

لذا برگشت و ام سلمه و زنان دیگر رسول خدا را خبر کرد؛ همگی دور وجود مبارک رسول خدا حلقه زدند و گفتند:« پدران و مادران ما به فدای تو باد، ای رسول خدا! ما برای امری نزد شما جمع شده‏ایم که اگر خدیجه بود، چشمش روشن می‏شد

با شنیدن نام خدیجه، رسول خدا گریان شد و فرمود:« کجا همانند خدیجه پیدا می‏شود؟ او مرا تصدیق کرد در زمانی که همه‌ی مردم تکذیبم می‏کردند؛ کمکم کرد و ثروتش را به من بخشید. من به امر خداوند، خدیجه را بشارت دادم به قصری از زمرد در بهشت: جایی که در آن نه اضطرابی است و نه رنج و تعبی

ام سلمه گفت:« بهشت بر او گوارا باد و خداوند ما را هم همنشین او کند
.
ای رسول خدا! برادر و پسر عمت علی بن ابیطالب دوست دارد همسرش، فاطمه، را به خانه‌ی خود ببرد
. »
رسول خدا فرمود:« چرا خودش به من نگفت؟
»
ام سلمه عرض کرد:« حیا کرد

رسول خدا فرمود:« برو علی را بیاور

ام سلمه علی علیه السلام را که منتظر جواب بود، نزد رسول خدا برد
.
زن‌ها از اطاق خارج شدند
.
رسول خدا قرار شب زفاف را با علی علیه السلام گذاشت. سپس به زنان خود امر فرمود فاطمه علیهاسلام را زینت کنند
.

عطر

ام سلمه نزد فاطمه علیهاسلام رفت و گفت:« آیا عطری برای خود ذخیره کرده‏ای؟ »
فرمود:« بله.» و شیشه‌ای عطر آورد. ام سلمه کمی از آن را در کف دست خود زد و بویید
.
پرسید:« فاطمه جان این عطر از کجاست؟ مانندش را تا به حال نبوییده‌ام

فاطمه علیهاسلام فرمود
:
«
یک روز وقتی جبرئیل از نزد پدرم رسول خدا می‌رفت، چیزی از بال‌های او می‏ریخت. رسول خدا فرمود:« اینها را جمع کن، عنبر است که از بال های جبرئیل می‏ریزد

لباس عروس

جبرئیل علیه السلام برای فاطمه علیهاسلام لباسی بسیار مجلل، فاخر و زیبا آورد. همه زنهای قریش حیرت کردند و گفتند:« این لباس را از کجا آورده‏ای؟»

حضرت فاطمه فرمود:« این از جانب پروردگار است.»

پی نوشت ها:


بحارالانوار، ج 43، ص 130 و 95 و 115.

منبع:

http://ahlolbait.ir




نظرات (0) نويسنده : نسرین ذبیحی - ساعت 11:22 PM - روز سه شنبه 12 آبان 1388    |  

 

جهیزیه حضرت زهرا (س)
جهیزیه حضرت زهرا (س)

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام پس از خواستگاری از فاطمه زهرا علیهاسلام و شنیدن پاسخ مثبت از بانوی اسلام، زره خود را فروخت و پولش را نزد رسول خدا برد. پیامبر هیچ سؤالی از مقدار پول‌ها نفرمود. فقط مشتی از آن پول را برداشت و به بلال حبشی داد و فرمود:« برای فاطمه عطر بخر
سپس با دو دست خود مشتی دیگر برداشت و به ابوبکر داد و فرمود:« برای فاطمه لباس و اثاث منزل تهیه کن.» و عمار یاسر و چند نفر دیگر را برای کمک به او روانه فرمود
.
صورت جهیزیه فاطمه علیهاسلام عبارت بود از: 

·          پیراهن به هفت درهم

·          روسری به چهار درهم

·          حوله خیبری

·          تختی از برگ خرما

·          دو فرش کرباس

·          چهار متکای پوستی

·          پرده پشمی

·          حصیر

·          آسیاب دستی

·          طشت مسی

·          مشک چرمی

·          قدح شیر

·          مشک کوچک

·          کوزه سفالی دهن گشاد

·          دو کوزه گلی

·          سفره چرمی.

وقتی جهیزیه را نزد رسول خدا آوردند، پیامبر نگاهی به آن کرد و اشک در چشمان مبارکش حلقه زد. آن‌گاه سر خود را به آسمان بلند کرد و عرضه داشت:« خداوندا به این قوم که بیشتر ظروفشان گِلی است، برکت عنایت فرما.»

پی نوشت ها:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 94، ح 5.
  • بحارالانوار، ج 43، ص 130.

منبع

http://ahlolbait.ir 




نظرات (0) نويسنده : نسرین ذبیحی - ساعت 11:16 PM - روز سه شنبه 12 آبان 1388    |  

 

مهریه فاطمه علیها سلام
ازدواج امام علی و فاطمه زهرا علیهم السلام
مهریه فاطمه علیها سلام

رسول خدا فرمود: ای علی جان برای مهریه فاطمه چه داری؟

امیرالمؤمنین عرضه داشت پدر و مادرم فدایت چیزی بر شما مخفی نیست من یک شمشیر و یک شتر و یک زره دارم و بس؛ رسول خدا فرمود شمشیرت را که لازم داری و با آن در راه خدا جهاد می‏کنی و دشمنان خدا را می‏کشی، شتر هم که برای آبکشی و باربری لازم است، من به همان زره راضی‏ام.
بعد رسول خدا فرمود: ای علی بشارت دهم تو را که قبل از آمدن تو فرشته ‏ای از آسمان بر من نازل شد و گفت من بر یکی از پایه‏های عرش موکل هستم، بشارت باد تو را ای رسول خدا به همبستگی و نسل طاهر و اینک جبرئیل پشت سر من می‏آید.
هنوز کلامش تمام نشده بود که جبرئیل نازل شد و پارچه‏ای از حریر سفید بهشتی در دست من گذاشت که در آن کلماتی با نور نوشته شده بود به این مضمون که خدای تعالی برای تو ای رسول خدا برادر و وزیر و صاحب و دامادی اختیار کرده است از جبرئیل پرسیدم او کیست؟ گفت پسر عمت علی بن ابیطالب.
ای علی به خدا قسم هنوز جبرئیل از نزد من به آسمان نرفته بود که تو آمدی و در زدی برو که من امر خدا را درباره تو جاری خواهم کرد. (1)
 امام باقر علیه السلام می‏فرماید: (خدای تعالی فرمود) مهریه فاطمه را یک پنجم زمین و یک سوم بهشت قرار دادم و نیز چهار نهر را که فرات و نیل و نهروان و نهر بلخ باشد برای او قرار دادم و تو هم ای محمد برای او 500 درهم قرار بده تا این مهر برای امت تو سنت شود.
رسول خدا فرمود: هر کس روی زمین راه برود و بر فاطمه علیهاسلام غضب نماید یا بر اولاد او خشم بگیرد راه رفتنش روی زمین حرام است.
و نیز در بحار آمده است که همین جمله را رسول خدا درباره امیرالمؤمنین فرمودند که هر کس روی زمین راه رود و بر تو غضبناک باشد راه رفتنش حرام است.
مهریه زنان مسلمان: امام کاظم علیه السلام می‏فرماید خداوند بر پیامبر گرامی اسلام وحی کرد که مهر زنهای مسلمان را پانصد درهم قرار دهد.
امام صادق علیه السلام می‏فرماید رسول خدا هیچیک از زنهای خود را و هیچیک از دختران خود را بیشتر از 12/5 اوقیه (وزنی معادل هفت مثقال) مهریه نکرد و اوقیه چهل درهم است . (2)

پی نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 113 و 141.

2- بحارالانوار، ج 103، ص 348 و 349.

منبع

http://ahlolbait.ir




نظرات (0) نويسنده : نسرین ذبیحی - ساعت 11:13 PM - روز سه شنبه 12 آبان 1388    |  

 

ازدواج امام علی و فاطمه زهرا علیهم السلام - عقد آسمانی
عقد آسمانی

رسول خدا فرمود :
جبرئیل گفت خدای تعالی دستور داد که بهشت را زینت کنند و حورالعین را بیارایند و تمام ملائکه در آسمان چهارم جمع شوند .
سپس به رضوان امر کرد منبری بگذارد و فرشته پرده‏دار او، راحیل، بر منبر برود و حمد و ثنای او را بگوید .
راحیل بالای منبر رفت و خدای تعالی را ستایش کرد .

سپس خداوند به من فرمود:« ای جبرئیل، من کنیزم، فاطمه، دختر حبیبم محمد، بنده خودم را به عقد علی بن ابیطالب درمی‌آورم. تو نیز صیغه عقد آنها را جاری کن
من عقد آنها را خواندم و جمیع فرشتگان را به شهادت گرفتم .

درخت طوبی هم آنچه از زیور و زینت داشت فرو ریخت و ملائکه و حورالعین آنها را جمع می‏کردند و به یکدیگر هدیه می‏دادند. به امر رضوان، نامه‏هایی از شجره طوبی نیز افشانده شد و ملائکه آنها را نیز برمی‌داشتند .

پیامبر فرمود روز قیامت که می‏شود هر کدام از این ملائکه، یکی از دوستداران اهل بیت مرا ملاقات می‏کند و یکی از آن نامه‏ها به دستش می‏دهد که سند آزادی از آتش جهنم است  (1)

 

صیغه عقد

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنگام خواندن خطبه عقد علی و فاطمه علیهماالسلام فرمود:« یا علی، دخترم فاطمه را به عقد ازدواج تو درآوردم، همان‏گونه که خدای رحمان درآورده است؛ و من راضی‏ام به آنچه خدای تعالی برای فاطمه راضی است .
پس، این تو و این همسر تو که (از این پس) بر او سزاوارتری از من. تو برادری خوب، دامادی خوب و همنشینی خوب هستی و رضای خداوند برای تو کافی است

امیرالمؤمنین سجده شکر به جا آورد و عرضه داشت:« بار پرورگارا! مرا توفیق ده شکر نعمت‏هایی را که به من داده‏ای به جای آورم
رسول خدا عرضه داشت:« آمین
سپس فرمود:« خداوند به شما برکت دهد و از شما نسل پاکیزه و زیادی به وجود آورد
مسلمانان تبریک گفتند و آنها را دعا کردند. سپس رسول خدا فرمود:« ای ابوالحسن، برو و زره خود را بفروش و پولش را بیاور تا برای شما لوازم زندگی تهیه کنم   (2)

 

اعلام ازدواج فاطمه و امام علی علیهماالسلام 

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بعد از عقد آسمانی علی علیه السلام و فاطمه زهرا مأمور شد که در زمین نیز آنها را به عقد هم درآورد. لذا به علی علیه السلام فرمود:« به مسجد برو تا من هم بیایم و فاطمه را به عقد تو درآورم و از فضائل تو بگویم، چیزهایی را که چشم تو و دوستانت را روشن گرداند
و خودش نیز راهی مسجد شد. رسول خدا که صورتش از شادمانی می‏درخشید، به بلال فرمود مهاجرین و انصار را خبر کن

وقتی همه مسلمان‏ها جمع شدند، رسول خدا به منبر رفت و حمد و ثنای الهی را به جا آورد و فرمود:« ای مسلمین ! جبرئیل بر من نازل شده و خبر داده که خدای تعالی در بیت المعمور همه ملائکه را جمع کرده، بین فاطمه و علی علیهماسلام عقد مواصلت برقرار نموده است، و مرا نیز امر کرده که در زمین آنها را به عقد هم درآورم
سپس فرمود:« ای علی، بلند شو و خطبه بخوان
علی علیه السلام خطبه‏ای کوتاه و پر مغز شامل حمد و ثنای الهی و شهادت بر وحدانیت او و نیز صلوات بر رسول خدا ایراد فرمود .  (3)  

پی نوشت ها:

1-بحار الانوار، ج 43، ص 128، ح 44 .

2-بحارالانوار، ج 43، ص 112و 129 .

منبع

 http://ahlolbait.ir




نظرات (0) نويسنده : نسرین ذبیحی - ساعت 11:07 PM - روز سه شنبه 12 آبان 1388    |  

 

ازدواج امام علی و فاطمه زهرا علیهم السلام - خواستگاری از فاطمه علیهاسلام
خواستگاری از فاطمه علیهاسلام

  خواستگاری اشراف قریش از فاطمه سلام‌الله‌علیه و جواب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

  چون فاطمه (علیهاسلام) به سن ازدواج رسیدند، اکابر و اشراف قریش که دارای فضل و شرافتی بودند و در اسلام سابقه داشتند برای خواستگاری آن دختر گرامی اقدام میکردند ولی رسول خدا به هیچ کدام آنها جواب مثبت نمی داد بلکه از آنها صورت برمی گرداند بطوری که خیال میکردند رسول خدا از آنها غضبناک است.

یک بار ابوبکر نزد رسول خدا آمد و از فاطمه خواستگاری کرد رسول خدا فرمود امر فاطمه با پروردگار اوست بعد از ابوبکر، عمر به خواستگاری آمد رسول خدا همان جواب را دادند.

یک روز ابوبکر و عمر در مسجد رسول خدا نشسته بودند، صحبت از ازدواج فاطمه (علیهاسلام) پیش آمد. ابوبکر گفت اشراف قریش از فاطمه خواستگاری کرده اند و رسول خدا نپذیرفته اما علی بن ابیطالب هنوز از او خواستگاری نکرده و من گمان میکنم به علت اینست که دستش از مال دنیا خالی است و به نظر من خداوند و پیامبرش فاطمه را برای علی بن ابیطالب نگه داشته اند گفتند برویم و به علی علیه السلام پیشنهاد بدهیم، از مسجد خارج شدند و نزد امیرالمومنین رسیدند.

ابوبکر گفت: ای علی چرا از فاطمه خواستگاری نمیکنی؟ فرمود به خدا قسم فاطمه در موضع رغبت و میل من است ولی من چیزی از مال دنیا ندارم. به هرحال آنها امیرالمؤمنین را راضی کردند امیرالمؤمنین به خانه آمد و نعلین خود را پوشید و به سوی رسول خدا رفت.

خواستگاری امیرالمؤمنین علیه السلام از فاطمه سلام‌الله‌علیه

رسول خدا در منزل ام سلمه بود. امیرالمؤمنین آمد و در زد و رسول خدا فرمود ای ام سلمه بلند شو و در را باز کن، کوبنده در کسی است که او را خدا و رسولش دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد. ام سلمه گفت: ای رسول خدا او را که هنوز ندیده ای! رسول خدا فرمود ساکت باش ای ام سلمه او برادر و پسر عم من علی (علیه السلام) است، او نه سست رأی است و نه سبک مغز او محبوب ترین خلق است در نزد من.

ام سلمه میگوید: فوراً بلند شدم و در را باز کردم، دیدم علی بن ابیطالب است ولی به خدا قسم علی صبر کرد تا من در محل مستور و پوشیده ای رفتم بعد داخل شد.

امیرالمومنین به محض داخل شدن سلام کرد و رسول خدا پاسخ او را داده فرمود بنشین. امیرالمومنین نشست اما جلالت و عظمت رسول خدا مانع است که حرفی بزند، سر خود را پائین انداخته گویی برای حاجتی آمده است اما از اظهار آن حیا میکند.

رسول خدا فرمود گویا برای حاجتی آمده ای هر چه می خواهی بگو امیرالمومنین عرضه داشت پدر و مادرم فدایت باد از کوچکی در دامان پر مهر شما بزرگ شده ام شما مرا غذا دادید و مرا ادب نمودید و از پدر و مادرم بر من مهربانتر بودید و بالاتر از همه خدای تعالی مرا بدست مبارک شما هدایت فرمود و از حیرت و شک بیرون آورد و شما ای رسول خدا بخدا قسم ذخیره من هستید در دنیا و آخرت. . .

ای رسول خدا من دوست دارم خانه ای داشته باشم و زوجه ای انتخاب کنم تا موجب آرامش من باشد و اینک من آمده ام تا از دختر گرامی ات فاطمه خواستگاری کنم.  (1) 

ازدواج فاطمه علیهاسلام به امر خداوند

 

جبرئیل بر پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرود آمد و گفت:« ای محمد، خداوند متعال به تو فرمان می دهد که فاطمه را به ازدواج برادرت، علی، دربیاوری.»
رسول خدا علی را فرا خواند و به او فرمود:« ای علی،من دخترم را که بزرگ زنان جهان و محبوبترین آنها نزد من است، به ازدواج تو درمی آورم.»  (2)

 

رضایت فاطمه از همسری با امام علی علیه السلام

در ایام خواستگاری مردان قریش از فاطمه علیهاسلام، روزی رسول خدا به طور سری، به دخترش فرمود:« ای فاطمه، خداوند درباره ی من و علی علیه السلام هفت خصلت قرار داده است:

علی اولین کسی است که با من به صحرای محشر می‏آید؛
علی اولین کسی است که با من بر صراط می‏ایستد و به آتش می‏گوید این را بگیر و آن را رها کن (بهشتیان و دوزخیان را از هم جدا می‏کند)؛
علی اولین کسی است که بعد از من لباس بهشتی می‏پوشد؛
علی اولین کسی است که با من در سمت راست عرش می‏ایستد؛
علی اولین کسی است که با من درِ بهشت را می‏کوبد؛
علی اولین کسی که با من در عرش اعلی مسکن می‏گزیند؛
علی اولین کسی است که با من شراب بهشتی می‏نوشد.

فاطمه جان، اگر علی در دنیا مال چندانی ندارد، در آخرت به چنین مقاماتی می‌رسد.»
فاطمه علیهاسلام عرض کرد:« یا رسول الله، من برای همسری، هیچ کس را جز علی علیه السلام نمی‏پذیرم.»  (3)

پی نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 124، ح 32.

2- بحارالانوار، ج 36، ص 26، حدیث 23 ------ غیبت نعمانی

3- بحارالانوار، ج 43، ص 100.

منبع: http://ahlolbait.ir




نظرات (0) نويسنده : نسرین ذبیحی - ساعت 10:00 PM - روز سه شنبه 12 آبان 1388    |  

 

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.