دیپلماسی فوتبالی 

فوتبال، از یک ورزش به صنعتی تبدیل شده که ممکن است روابط روسیه و بریتانیا را از بن بستی که با مرگ مرموز الکساندر لیتویننکو ، مأمور سابق FSB در نوامبر ۲۰۰۶ در لندن به آن کشیده شده بود، خارج کند.


مسکو و لندن با تسهیل روند تهیه ویزا برای طرفداران فوتبال دست به اقدام بی سابقه‌ای زدند. این اقدام بسیار مهم است و اهمیتش شامل مسائلی بیش از خود ورزش می‌شود.


جستجوی واسطه ای برای حل مشکلات سیاسی، یک روش آزموده و مطمئن است. بیایید «دیپلماسی پینگ پنگ » را در دهه ۷۰ میلادی به خاطر بیاوریم. زمانی که دو دولت آشتی ناپذیر ایالات متحده امریکا و چین از طریق بازی تنیس روی میز موفق به ایجاد روابط حسنه بین خود شدند. اوائل امسال نیز «دیپلماسی موسیقی» هنگامی که ارکستر فیلارمونیک نیویورک در «پیونگ یانگ» سرود ملی ایالات متحده آمریکا را نواخت، به بهبود روابط کره شمالی و ایالات متحده - در حالیکه کره شمالی رسماً در حالت جنگ با آمریکاست – کمک کرد.


مواجهه سیاسی بین روسیه و بریتانیا پس از خودداری صریح مسکو از مسترد کردن «آندره لوگووی» تاجر به بریتانیا، با استناد بر قانون اساسی روسیه آشکار شد. بریتانیا، لوگووی را که اکنون یکی از نمایندگان مجلس دوما است ، مظنون به ایفای نقشی در جریان مسمومیت «لیتویننکو» با پولوتنیم رادیواکتیو می داند. مراجع قانونی روسیه، بر عرضه مدارک کافی برای اثبات اتهام و گزارش رسمی پس از مرگ توسط بریتانیا پافشاری می کنند. از آن پس مشکلات پی در پی به وقوع پیوست.


لندن چهار دیپلمات روس را اخراج و مذاکرات مربوط به تسهیلات اخذ ویزا را متوقف کرد. مسکو نیز در مقابل چهار دیپلمات بریتانیایی را بیرون راند. سپس لندن از برقراری هرگونه ارتباطی با FSB، اصلی ترین تشکیلات ضد تروریست روسیه خودداری کرد.


در اعتراض به این عمل وزارت خارجه روسیه تصمیم این کشور را مبنی بر پایان دادن به مشارکت دوجانبه برای حمله به تروریسم و تعویق موضوع ویزاها ، به مقامات رسمی بریتانیا اعلام کرد. بریتانیا نیز با دشوار کردن مقرارت اخذ ویزا برای مقامات رسمی روسیه مقابله به مثل کرد.


نایب سخنگو «ولادیمیر پختین» (حزب متحد روسیه) در مجلس دوما، لندن را به جهت استفاده از معیارهای متناقض در برابر مظنونان تروریست و به خصوص «بوریس برزوسکی» تاجر و جاسوس چچنی «احمد زاکایف» که در فهرست متهمان تحت تعقیب روسیه بودند ، توبیخ کرد.


پس از متوقف شدن مشارکت دوجانبه در مبارزه با تروریسم ، گسترش روابط متعارف غیرممکن شد.


این روابط زمانی تیره تر شد که لندن موفق به اجابت تقاضای مسکو در بهره برداری از شعب منطقه ای شورای بریتانیا نشد. مسکو این دفاتر را در اول ژانویه ۲۰۰۸ به این دلیل که لندن برای گشایش دفتر مرکزی و منطقه ای شورای بریتانیا اجازه نخواسته بود، تعطیل کرد.


بریتانیا مقامات را به توافق نامه سال ۱۹۹۴ برای مشارکت در امور فرهنگی، علمی و آموزشی ارجاع داد اما وزارت خارجه روسیه اصرار کرد که این مدرک در چهارچوب خود موضع حقوقی یا روند ایجاد و راه اندازی دفاتر شورای بریتانیا را مشخص نکرده است.


این دو کشور چگونه می توانند راهی برای رهایی از این بن بست بدون از دست دادن وجهه خود بیایند؟


جدا از دیپلماسی، روابط اقتصادی دوجانبه در حال شکوفایی است.سال گذشته، بریتانیا یکی از مهم ترین سرمایه گذاران خارجی در روسیه بوده و در اصل، این موضوع پایه خوبی برای غلبه بر اختلافات سیاسی به شمار می رفت. چراکه برای هدایت روابط دو جانبه به مسیر صحیح نیاز به یک واسطه احساس می شد.


ولی پس از آن واسطه‌ای بهتر، یعنی فوتبال پیدا شد. فینال مسابقات جام UEFA بین زنیت سن پطرزبورگ و گلاسگو رنجرز در ۱۴ مه در منچستر برگزار شد و فینال دیگر لیگ برتر بین دو تیم بریتانیایی چلسی و منچستر یونایتد در ۲۱ مه در مسکو برگزار خواهد شد.


دیمیتری مدودیف که در این ماه سوگند ریاست جمهوری را یاد کرده، در مصاحبه ای با یک روزنامه بریتانیایی خاطرنشان کرد که مشارکت دوجانبه کاملاً از سر گرفته خواهد شد. لندن به سرعت با تأیید آمادگی برای بهبود روابط با روسیه پاسخ خود را اعلام کرد.


خبرگزاری کرملین گزارش داده که اخیراً مدودیف و نخست وزیر بریتانیا گوردون براون در یک گفتگوی تلفنی بر ملاقات دونفره ای در نشست آینده G۸ در ژاپن توافق کرده اند.


رئیس جمهور روسیه فرمان خاصی صادر کرد که به موجب آن بیش از ۴۰۰۰۰ از طرفداران بریتانیایی با در دست داشتن پاسپورت و بلیت مسابقه، قادر به ورود به روسیه خواهند شد.با اینکه بریتانیا اخذ ویزا را لغو نکرد، تسهیلاتی برای طرفداران روسیه به وجود آورد و آنها بدون پرداختن هزینه های کنسولگری موفق به اخذ ویزا شدند.


بنابراین، هر دو دولت از ورزش به عنوان بهانه ای در برداشتن یک قدم سیاسی مهم برای اظهار آمادگی برای برقراری روابط حسنه و پشت سرگذاشتن بحران حاضر، استفاده کردند. «دیپلماسی فوتبال» به عنوان یکی دیگر از موارد موفق حل مشکلات ظاهراً حل نشدنی ، ثبت خواهد شد.


منبع: www.vista.ir


 نگاشته شده توسط hamed hamedee در شنبه 6 شهریور 1389  ساعت 3:20 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




معرفي باشگاه لیورپول

شناسنامه
لقب: قرمزها (به انگلیسی:The Reds )
بنیانگذاری: ۱۸۹۲ توسط جان هولدینگ
ورزشگاه: آنفیلد
گنجایش: ۴۵٬۳۶۲
مدیرعامل: تام هیکس، جورج جیلت
سرمربی: روی هاجسون

باشگاه فوتبال لیورپول، باشگاه فوتبال حرفه‌ای است که مرکز آن در لیورپول انگلستان مستقر است. این باشگاه در لیگ برتر این کشور حضور دارد و بیش از هر باشگاه دیگر انگلیسی افتخارات کسب کرده است. لیورپول با بطور مشترک هجده بار عنوان قهرمانی در (بالاترین سطح) لیگ،هفت جام حذفی، هفت جام اتحادیه و پنج جام قهرمانی باشگاه‌های اروپا که رکوردی برای یک باشگاه انگلیسی محسوب می شود، کسب کرده است.


این باشگاه در سال ۱۸۹۲ تأسیس گردید و به سرعت در فوتبال انگلستان به تیم قدرتمندی بدل شد که بین سال های ۱۹۰۰ و ۱۹۴۷، پنج بار قهرمان لیگ شد. با این وجود، لیورپول طی اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی هفت سال را در لیگ دسته دوم سپری کرد و تا سال ۱۹۵۹ که بیل شنکلی به مربیگری این تیم منصوب شد نتوانست به دسته بالاتر صعود کند. بازیکنان تیم در زمین به طور سنتی پیراهنهای سفید و قرمز می پوشیدند اما در دهه ۱۹۶۰ لباس تیم کاملاً قرمز رنگ شد.


تحت مدیریت بیل شنکلی، لیورپول سه جام قهرمانی در لیگ، دو جام حذفی و یک جام یوفا، که اولین جام اروپایی تاریخ باشگاه محسوب می شد، بدست آورد. طی ۳۰ سال گذشته لیورپول یکی از موفق ترین باشگاه‌های فوتبال در سطح انگلستان و اروپا بوده است. آنها بین سال های ۱۹۷۷ و ۱۹۸۴ چهار بار به مقام قهرمانی باشگاههای اروپا دست یافته اند. باشگاه طی دهه ۱۹۹۰ دچار افت شد اما با کسب سه جام قهرمانی در سال ۲۰۰۱ و پنجمین جام قهرمانی باشگاه‌های اروپا دوباره مطرح گردید.


فاجعه ورزشگاه هیسل نام باشگاه را در اروپا کمی بدنام کرد چرا که در آن حادثه ۳۹ هوادار یوونتوسی به دنبال فرار از دست هواداران لیورپولی کشته شدند. چهار سال بعد باشگاه فاجعه دیگری را تجربه کرد. در فاجعه هیلزبورو ۹۶ هوادار لیورپول تحت فشار هجوم تماشاگران بین حصار ورزشگاه کشته شدند. به یاد قربانیان جان باختگان حادثه هیلزبورو دو شعله فروزان به علامت باشگاه اضافه شد. هر دو فاجعه اثرات و واکنش های وسیعی بر فوتبال انگلستان و اروپا و خود باشگاه تا به امروز در پی داشت.


باشگاه فوتبال لیورپول از زمان تشکیل آن در ورزشگاه آنفیلد بازی کرده است اما برنامه‌هایی در دست است که ورزشگاه جدیدی در استنلی پارک ساخته شود که قرار بود تا سال ۲۰۱۱ ساخته شود اما به دلیل شرایط نامساعد اقتصادی ساخت آن به تعویق افتاده است. لیورپول پایگاه هواداری بزرگ و وسیعی در سراسر جهان دارد که در مقابل چند باشگاه دیگر رقابت قدیمی دارد. لیورپول شدیدترین رقابت ها را با باشگاههای فوتبال منچستر یونایتد و اورتون، که معمولاً با این تیم دربی مرزی ساید را برگزار می کند، دارد.


تاریخچه
 

در سال ۱۸۸۸ لیگ فوتبال انگلستان راه اندازی شد و آنفیلد یکی از ورزشگاه‌های اصلی درلیگ به شمار می‌رفت. در روز شنبه، ۸ سپتامبر ۱۸۸۸ ورزشگاه آنفیلد به افرادی که برای تماشای مسابقه آمده بودند خوش آمد می‌گفت، در واقع آن روزها این ورزشگاه پذیرای رقیبان قرمزها نبود بلکه این اورتونی‌ها بودند که به عنوان اولین تیم شهر در این ورزشگاه خود نمایی می‌کردند. اورتونی‌ها که آن موقع لباس‌های چهار خانه‌ای آبی و سفید می‌پوشیدند با قهرمانی در لیگ انگلستان در سال ۱۸۹۱ نامی برای خود در آنفیلد دست و پا کردند، تیم وجود خود را مدیون یک کشیش قابل احترام در کلیسای سنت دومینگو و جان هولدینگ می‌دانست با این حال جان هولدینگ که رویاهای زیادی را برای پیشرفت فوتبال شهر در سر می‌پروراند، بعدها که شهردار لیورپول شد، باشگاه فوتبال لیورپول را راه اندازی کرد. ابتدا جوان‌هایی که با شور و علاقه‌ای خاص دراستنلی پارک فوتبال بازی می‌کردند، تیمی آماتور به کمک بعضی از اعضای کلیسای سنت دومینگو به نام سنت دومینگو را تشکیل دادند که دقیقاً یک سال بعد به اورتون تغییر نام یافت. بازیکنان سنت دومینگو همدیگر را در کلیسای مذبور ملاقات نمی‌کردند بلکه آنها معمولاً در هتل کوئینزهد واقع در خیابان ویلیج در همسایگی مکانی به این اسم Ye Anciente Everton Toffee House گرد هم می‌آمدند که همین باعث شد آن‌ها را تافی ها صدا بزنند که این لقب برای آن‌ها جاودانه ماند. اورتونی‌ها ابتدا در یک مکان محدود بازی می‌کردند که بعد در یک محل سر سبز بین جاده آنفیلد و جاده والتون برک مستقر شدند. تیم به کمک راهنمایی‌های زیرکانه جان هولدینگ از نظر مالی پیشرفت کرد و به موفقیت رسید. جان هولدینگ در آن موقع عضو انجمن شورای شهر لیورپول بود که بعدها به سمت شهرداری رسید. با این وجود چهره او بزرگترین فراموش شده این شهر شد هر چند که لوحی برنزین در بیرون از ورزشگاه آنفیلد و نیز تمثیلی از وی در موزه باشگاه لیورپول خاطرات وی را حفظ نموده‌است. برای مردی که باشگاه اورتون را توسعه داد و بعدها موسس باشگاه لیورپول شد جای شگفتی دارد که زیاد در خاطره‌ها نباشد هر چند نشانه‌هایی در مهمان خانه ساندن در گوشه‌ای از خیابان کوتاه گولدینگ جایی که جان به عنوان سلطان اورتون معروف بود از وی هست. در این مهمانخانه که متعلق به جان بود، وی اجازه می‌داد که اعضای باشگاه اورتون همدیگر را ملاقات و از سالن بولینگ آن به عنوان اتاق لباس بازیکنان استفاده کنند و این همان جایی است که هم اورتونی‌ها و بعد لیورپولی‌ها برای نخستین بار عکس یادگاری گرفتند. جای سوال دارد که آیا اورتون می‌توانست بدون کمک جان هولدینگ در سال ۱۸۸۸ عضو لیگ شود. او اورتون را در سال ۱۸۸۴ به آنفیلد آورد. آن‌ها قبلاَ زمین کوچکی واقع در خیابان پریووری در شمال استنلی پارک را اجاره کرده بودند. اما زیاد مورد استقبال جمعیت آن جا نشدند. بنابراین هولدینگ پیش دوستش اررل رفت که صاحب یک مکان در خیابان آنفیلد بود و اررل متقاعد شد زمین را در اختیار هولئینگ بگذارد. جان هم این زمین را به باشگاه اجاره کرد و این همان آنفیلد بزرگ است که تا سال ۱۸۹۲ اورتون در این مکان بازی می‌کرد. اجاره این زمین برای مسئولان باشگاه سخت گران تمام شد و همین باعث بوجود آمدن اختلافاتی بین اورتونی‌ها و هولدینگ شد از طرفی هولدینگ هم تمایل شدیدی برای فروش محصولاتش در زمین داشت و از این طریق سود فراوانی بدست می‌آورد اما هنوز این جان بود که به باشگاه کمک‌های مالی برای خرید بازیکن و بازسازی زمین می‌کرد. کشمکش ودرگیری بر سر این که یک باشگاه چگونه اداره و مدیریت شود در سال ۱۸۹۱ پیش آمد و در همین سال اجاره آنفیلد هم بالا رفت. باشگاه اورتون که در سال ۱۸۸۴، صد پوند می‌پرداخت در سال ۱۸۹۱ می‌بایست ۲۵۰ پوند به هولدینگ بپردازد. هولدینگ نظریه‌های هوشمندانه و کارگر خود را در این مورد ارائه داد. در ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۱ به همین منظور با مسئولان باشگاه اورتون به مذاکره نشست. هولدینگ می‌گفت که اورتون باید آنفیلد و زمین‌های اطرافش را بخرد این طوری از شر اجاره آن راحت می‌شود اما قیمت به نظر بالا می‌رسید و مسئولان گفتند نه. در اکتبر همان سال اکثر مسئولان و بازیکنان اورتون دست به اعتصاب زدند و از تیم خارج شدند. این مشکل باعث شد که هولدینگ هیچ سودی در این مورد عایدش نشود و با خروج بعضی از اعضای باشگاه نقشه اش این بود که آنفیلد و زمین‌های مجاورش را بفروشد. به عقیده او از این طریق می‌توانست پاداش ۹ سال خدمت به باشگاه را که یک ریسک بزرگ در طی این مدت برای او بود دریافت کند. هولدینگ به اورتون وام آزاد داد و متذکر شد که باشگاه نیز کار درآمدزایی خود را دنبال کند. اما او نقشه‌های دیگری داشت او می‌خواست که تیم، زمین را بخرد و توانایی پرداخت بدهی‌هایش را داشته باشد. متأسفانه بیشتر اعضای تیم اورتون ایده هولدینگ را نپذیرفتند و به شدت عکس العمل نشان دادند و این کار باعث شد که هولدینگ سخت ناراحت شود به همین خاطر در یادداشتی برای مسئولان اورتون نوشت اصلاً نمی‌فهمم که با یک نفر که تمام سرمایه خود را روی یک تیم باشگاه فوتبال و مسئولانش گذاشته چنین رفتار شود. بنابراین جدایی رسمی اورتون و هولدینگ در ۱۲ مارس سال ۱۸۹۲ روی داد. در جلسه جدایی، یکی از اعضای اورتون به نام جان ماهون که جلسه را رهبری می‌کرد هنگامی که جان هولدینگ به طور غیر منتطره‌ای دگرگون شده می‌دید، بلند شد که به او صندلی بدهد و در واقع او را سر جای خود بنشاند اما با طرفداران هولدینگ روبه رو شد در همین حال جان هولدینگ جمله معروفی را بر زبان آورد: من اینجا هستم در یک محاکمه و یک جنایتکار نمی‌تواند صندلی را از من بگیرد. سپس با ۱۸-۱۹ نفر از اعضای تیم (که بیشتر بازیکنان بودند) جلسه را ترک کرد. در ۱۵ مارس همان سال در خانه هولدینگ، جان و عده‌ای از دوستانش که باشگاه فوتبال اورتون را ترک کرده بودند باشگاه جدیدی را بوجود آوردند. ویلیام ای. بارسلی یکی از دوستداران پر و پا قرص فوتبال پیشنهاد داد که اسم تیم جدید را لیورپول بگذارند. بارسلی یکی از دبیران باشگاه اورتون بود که به عنوان اولین دبیر لیورپول گماشته شد پیشنهاد او هولدینگ را سخت متعجب کرد زیرا هولدینگ می‌خواست که یک اورتون جدید را شکل دهی کند و به همین منظور برای نام نویسی باشگاه جدید به لندن رفت و نام باشگاه فوتبال اورتون و اتلتیک کمپانی گروندز را ثبت کرد که بعداً در تاریخ ۴ فوریه ۱۸۹۲ انجمن فوتبال در لندن این اسم را بدلیل هم نامی با باشگاه قبلی رد کرد و یادآور شد که دو باشگاه نمی‌توانند با یک نام مشابه در لیگ بازی کنند. در زمان مشابه گروهی از هواداران متعصب اورتون که در بین آن‌ها گروهی از ارگان‌های کلیسای سنت دومینگو هم بودند زمینی را در شمال استنلی پارک خریدند که به آن گودیسون می‌گفتند تیم اورتون از آن تاریخ آنفیلد را ترک کرد و در آن جا مستقر شد و گولدینگ با یک زمین خالی در آنفیلد تنها ماند که تیم جدیدش از این به بعد در آن زمین بازی می‌کرد. تیم جدید آن روزها همواره مورد تحقیر اورتونی‌ها قرار می‌گرفت و اورتونی‌ها به آن لقب دشمن را دادند. هولدینگ در کنار جان مک کنا و همینطور بارسلی تیم را اداره می‌کرد که اکثر کارهای باشگاه توسط کان مک کنا صورت می‌گرفت. مک کنا بعدها ریاست باشگاه فوتبال لیورپول را بر عهده گرفت و در سال ۱۹۰۵ عضو انجمن لیگ انگلیس شد و در سال ۱۹۱۰ بود که ریاست لیگ فوتبال انگلیس را برعهده گرفت. اقدامات وی باعث پیشرفت فوتبال در جزیره شد. تیم جدید در سال ۱۸۹۴ رنگ قرمز را برای پیراهن‌های خود انتخاب کردند و در سال ۱۹۰۱ نیز آرم معروف لک لک را که نماد شهر بود به سینه زدند که از این رو به لک لک‌ها معروف شدند. در سال ۱۸۹۲ در خواست آن‌ها برای پیوستن به لیگ اول انگلستان رد شد وآن‌ها می‌بایست در لیگ لانکاس شایر بازی می‌کردند.


جان مک کنا که خود یک اسکاتلندی بود با آوردن هشت بازیکن حرفه‌ای اسکاتلندی تیم را متحول کرد. در اول سپتامبر سال ۱۸۹۲ بود که آنها اولین بازی دوستانه خود را در مقابل روترهام در ورزشگاه آنفیلد انجام دادند. در زمانی مشابه اورتون نیز در گودیسون پارک مسابقه داشت. حالا برای مردم شهر لیورپول جای سوال بود که کدام یک از این تیم‌ها را می‌بایست تشویق کنند. رئیس باشگاه لیورپول به روزنامه‌ها گفته بود که هیچ بازی را نمی‌توانید به این زیبایی از اورتون بببینید. لیورپول ۷۔۱ بازی را برد و این پیامی از طرف لیورپولی‌ها برای همشهری‌های خود بود. البته روزنامه‌ها تنها توانسته بودند ۱۰۰ نفر از مردم را متقاعد کنند که بازی لیورپول را ببینند. حدود ۱۰۰۰۰ نفر از مردم به گودیسون پارک رفته بودند و با این کار تیم جدید شهر تحقیر شد.


۳ سپتامبر ۱۸۹۲ لیورپول اولین مسابقه رسمی خود را در لیگ لانکاس شایر مقابل هایر والتون تحت مربیگری جان مک کنا انجام داد اما این بار هم چند ۱۰۰ نفر از مردم شهر برای دیدن بازی آمده بودند بازی چند ساعتی بدلیل تأخیر مهمان عقب افتاد اما تیم جدید موفق شد که با نتیجه سنگین ۸۔۰ هایر والتون را شکست بدهند و اولین جرقه‌ای بود که لیورپول بی ادعا و محجوب، خود را از لیگ منطقه‌ای بالا بکشد و این برای تیمی که تنها ۱۲ ماه از تأسیس آن می‌گذشت یک شروع ایده آل و رویایی بود. این مسئله سخت اورتون را ناراحت می‌کرد.[۳] باشگاه فوتبال لیورپول با پیروزی‌های موفقیت آمیز در لیگ لانکاس شایر شروع رویایی را در تاریخ خود رقم زد و به عنوان تیمی شکست ناپذیر به سایر تیم‌ها معرفی شد که سرانجام در پایان همان لیگ در مقابل نیوتن هیس(منچستر یونایتد) به برتری رسیدند و قهرمان شدند و جواز حضور در لیگ اول انگلستان را بدست آورد. جان مکنا با رهبری‌های هوشمندانه خود تیم را به سوی موفقیت پیش می‌برد بنابراین هواداران به او لقب وفادار را دادند. اما در لیگ اول انگلستان تیم در انتهای جدول قرار گرفت و سقوط کرد.


ولی با یک روحیه قهرمانانه و محکم خود را دوباره به همان لیگ رسانید و در نهایت پس از هشت سال موفقیت‌های پی درپی سرانجام در لیگ اول انگلستان در سال ۱۹۰۱ به اولین قهرمانی خود رسید. بذر این موفقیت توسط تام واتسون افسانه‌ای در سال ۱۸۹۶ رقم خورد. تام واتسون مربی آن روزهای لیورپول بود تأثیری که او گذاشت به هیچ وجه فراموش نشدنی است.


بیست سال بعد یک دوره موفقیت آمیز دیگر برای لیورپول بود. در فصل‌های ۱۹۲۱-۱۹۲۲ و ۱۹۲۲-۱۹۲۳ آن‌ها بار دیگر قهرمان لیگ اول انگلستان شدند. از چهره‌های شاخص آن دوره الیشا اسکات دروازه‌بان تیم را می‌توان نام برد.


در اواخر دههٔ ۲۰ باشگاه فوتبال لیورپول دچار افت فاحشی شد، در حالی که رقیب دیرینه آن‌ها اورتون بهتر بازی می‌کرد. تیم در آن زمان نیاز به تقویت اساسی داشت. در سال ۱۹۲۴ تیم بازیکنان درجه یکی را در خود می‌دید که می‌توان به گوردون هاجسون اشاره کرد که برترین گلزن باشگاه فوتبال لیورپول در آن زمان به شمار می‌رفت تا این که در سال ۱۹۶۲ راجر هانت رکورد گل‌های او را شکست. هاجسون یکی از دو بازیکن آفریقای جنوبی بود که برای قرمزها بازی می‌کرد، دیگری بری نیوینهایس بود که در سال ۱۹۳۳ به تیم پیوست و تا سال ۱۹۴۳ در تیم باقی ماند.


در سال ۱۹۳۵ باشگاه فوتبال لیورپول با مت باسبی بازیکن وقت باشگاه فوتبال منچستر سیتی قرارداد بست که بیش از ۱۰۰ بازی برای لیورپول انجام داد، بعدها به او پیشنهاد مربیگری در آنفیلد داده شد اما او به باشگاه فوتبال منچستر یونایتد رفت.


در طول مدت جنگ جهانی دوم لیورپول پذیرای بازیکنانی نظیر بیل شنکلی و باب پیسلی بود. در زمان جنگ جهانی دوم بازیکنی به نام بیلی لیدل در سال ۱۹۳۸ در باشگاه ظهور کرد که به سرعت محبوب هواداران گشت و به همین خاطر به او لقب لیدل پول دادند. در خط حمله آتشین قرمزها آلبرت استابین و بیلی لیدل و جک بلامر بازی می‌کردند که برای هر تیمی خطرناک بودند. تیم فصل ۱۹۴۶-۱۹۴۷ را باقهرمانی پشت سر گذاشت اما در فصل بعد در میان تعجب خیلی‌ها در میانه‌های جدول جای گرفت.


در سال ۱۹۵۰ لیورپول برای دومین بار به فینال مسابقه FA Cup رسید اما باز مثل فینال قبل با نتیجه ۰-۲ این بار به آرسنال در ویمبلی باخت که این شکست در خاطره هواداران باشگاه تا مدت زیادی باقی ماند و آن‌ها می‌بایست در حسرت اولین قهرمانی در این جام باقی می‌ماندند. در دهه ۵۰ لیورپول پرفروغ ظاهر نشد و نمایش بسیار ضعیفی داشت و همین باعث شد که در سال ۱۹۵۴ تیم به دسته پایین سقوط کند و مدت زیادی را در لیگ دوم انگلستان باقی بماند.


در سال ۱۹۶۲ دوباره به سطح اول فوتبال انگلیس برگشت. تیم در آن هنگام تحت رهبری بیل شنکلی برای موفقیت‌هایی که درسال‌های بعد انتظار آن را می‌کشید، آماده می‌شد. تیم در آن موقع شاهد حضور بازیکنی مهم به نام راجر هانت در خود بود. لیورپول در سال ۱۹۶۴ دوباره لیگ را فتح کرد و در سال ۱۹۶۵ اولین قهرمانی خود در FA CUP را جشن گرفت و همین طور قهرمانی لیگ در سال ۱۹۶۶ به افتخارات خود اضافه کرد. بازیکن طلایی آن زمان کوین کیگان بود. باشگاه فوتبال لیورپول با مربیگری بیل شنکلی و پرنده‌های آنفیلد همجنان در اوج، پرواز می‌کرد.


بیل شنکلی در دهه ۷۰ دست به ساختاری گسترده در تیم زد که نتیجه آن قهرمانی در سال ۱۹۷۳ در لیگ بود. در همان سال بود که لیورپول اولین جام اروپایی را بدست آورد. آن‌ها جام یوفا را بردند حال لیورپول بیش از پیش در اروپا شناخته شده تر به نظر می‌رسید. در آخرین سال حضور شنکلی در تیم، دومین قهرمانی در FA CUP از آن لیورپول شد. هواداران لیورپول هیچ گاه وی را از یاد نخواهند برد.


در سال ۱۹۷۴ باب پیسلی در باشگاه که قبلاً به عنوان کمک مربی در کنار بیلی شنکلی فعالیت می‌کرد، به سمت مربیگری رسید. در دوره مربیگری او لیورپول یکی از دوران پر فروغ خود را سپری می‌کرد. او تا سال ۱۹۸۳ مربی لیورپول بود که در این ۹ سال یکی از موفق ترین مربیان لیگ در انگلیس شناخته می‌شد که تنها در فصل اول حضور او در لیورپول، تیم بدون عنوان بود. اما او در سال ۱۹۷۶ لیورپول را به قهرمانی در لیگ انگلستان رساند. تیم تحت رهبری او توانست جام یوفا را برای بار دوم در همین سال از آن خود کند.


در سال ۱۹۷۷ تکرار قهرمانی در لیگ و فتح جام باشگاه‌های اروپا برای نخستین بار در تاریخ باشگاه رقم خورد و شهر لیورپول را غرق در شور و شادمانی کرد. در بازی فینال که در رم برگزار شد لیورپول با نتیجه ۱-۳ باشگاه فوتبال بورسیا مونشن گلادباخ را شکست داد و قهرمان شد. در این بازی کوین کیگان آخرین بازی خود را برای لیورپول انجام داد که بعد از آن کنی دالگلیش جای او را گرفت.


در سال ۱۹۷۸ لیورپول از عنوان قهرمانی خود در جام پاشگاه‌های اروپا دفاع کرد و برای دومین بار پیاپی جام را از آن خود کرد که در بازی فینال با تک گل کنی دالگلیش، باشگاه فوتبال اف ث بروژ را شکست داد و جام را در آنفیلد نگاه داشت.


در سال‌های ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ تیم به دو قهرمانی پیاپی در لیگ رسید. به طور کلی می‌توان گفت در دهه هفتاد انگلستان و اروپا، جولان گاه یکه تازی‌های باشگاه فوتبال لیورپول بودند. در سال ۱۹۸۱ تیم پیسلی برای سومین بار قهرمان اروپا شد و این بار رئال مادرید را با تنها گل آلن کندی مغلوب کرد و پادشاه اروپا شد. آن‌ها سه سال پشت سر هم در جام اتحادیه لیگ انگلیس قهرمان شدند. هم چنین دو بار پیاپی در سال‌های ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳ به عنوان قهرمانی در لیگ اول انگلستان رسیدند. از ستارگان آن دوره یان راش بازیکن ولزی تیم بود. زمانی که باب پیسلی قصد بازنشستگی را داشت هواداران از خود می‌پرسیدند چه کسی می‌تواند بعد از این افتخارات او را تکرار کند؟


در دوره باب پیسلی ستارگانی همچون یان راش، کنی دالگلیش، گریم سوانس، آلن هانسن در تیم ظهور کردند.


پس از باب پیسلی، جو فوگان ۶۳ ساله مربیگری لیورپول را بر عهده گرفت. وی در اولین سال حضورش موفق شد با لیورپول سه جام مهم را فتح کند و لیورپول اولین باشگاه انگلیسی بود که به این مهم دست پیدا می‌کرد .


*تذكر : اطلاعات درج شده در سال 2010 از منبع استخراج شده است.

منبع: Fa.Wikipedia.org


 نگاشته شده توسط hamed hamedee در شنبه 6 شهریور 1389  ساعت 3:14 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




تجزيه و تحليلى درباره 313 نفر

نویسنده : محمد محمدى اشتهاردى



 

تواتر حديث 313 نفر

براى شناخت اين ياران مخصوص به مطالب زير توجه كنيد:

 

در همه جا معروف است و در كتابهاى مربوط به امام زمان عليه السلام نوشته شده كه هنگام ظهور آن حضرت 313 نفر ياران مخصوصش به او مى پيوندند و همچون كوه در برابر حوادث ايستادگى كرده و همراه امام (علیه السلام) هستند، اكنون بجاست كه در اين كتاب درباره اين افراد خاص به بررسى فشرده اى بپردازيم ، براى روشن شدن مطلب نخست صحت اصل حديث را مورد بررسى قرار داده سپس ويژگيهاى اين ياران را بيان مى كنيم .

 

به طورى كه در كتب مربوطه مانند بحارالانوار، (طبق قديم ، جلد 13، و نيز چاپ جديد جلد 52)، اثباة الهداة ، جلد 7، و منتخب الاثر و... آمده ، حديث ماجراى پيوستن 313 نفر از ياران خاص حضرت قائم (علیه السلام) به آن حضرت ، هنگام ظهور در مكه “متواتر” است ، يعنى به اندازه اى نقل شده كه انسان با بررسى آنها علم پيدا مى كند كه اين حديث صحيح است ، و از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و ائمه عليهم السلام نقل شده است .

 

بنابراين نبايد شكى در صدور حديث مذكور از جانب معصومين عليهم السلام نمود.

 

توضيح بيشتر اينكه : اين حديث با تعبيرات گوناگون نقل شده و در مجموع به اصطلاح ، تواتر معنوى بر صحت صدور آن از معصومين عليهم السلام داريم .

 

ويژگيهاى اين افراد

اكنون با توضيحات كوتاه ، ويژگيهاى اين افراد و ياران مخلص ديگر امام قائم (علیه السلام) را در امور ده گانه زير بررسى مى كنيم :

 

1-امام در انتظار آنها بسر مى برد:

هنگام ظهور امام قائم (علیه السلام) آن حضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه (كانون و مركز توحيد) كند و صداى دل آراى خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكانى بنام “ذى طوى “ (152) در انتظار 313 نفر از ياران خاصش توقف مى كند، تا اينكه آنها مى آيند و به آن حضرت مى پيوندند... (153) و از آنجا همراه امام به كنار كعبه مى روند... (154)

 

2- آنها از اطراف جهان جمع مى شوند:

اين 313 نفر از اطراف جهان و دورترين نقطه ها جمع شده و به امام قائم (علیه السلام) مى پيوندند چنانكه در حديثى از امام باقر عليه السلام بيان شده :

 

“ يجمع اللّه من اقاصى البلاد على عدة اهل بدر ثلاثماءة و ثلاث عشر رجلا؛”

 

“خداوند براى حضرت قائم از دورترين شهرها، به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع مى كند.” (155)

 

3- آنها نخستين بيعت كنندگان با امام قائم (علیه السلام) هستند:

هنگام ظهور، نخستين كسانى كه پس از جبرئيل امين عليه السلام با امام قائم (علیه السلام) بيعت مى كنند، همين 313 نفر هستند، چنانكه اين مطلب را امام باقر عليه السلام در ضمن حديثى فرمود. (156)

 

البته بايد توجه داشت كه در آغاز ظهور، ياران امام زمان عليه السلام 313 نفرند، و گرنه به طور سريع بر ياران آن حضرت افزود مى شود به طورى كه در همان آغاز به 000/10 نفر مى رسند، چنانكه امام صادق عليه السلام فرمود:

 

“ ما يخرج الا فى اوله قوم و ما يكون اولو القوة اقل من عشرة آلاف ؛”

 

امام زمان عليه السلام خروج و ظهور نمى كند مگر همراه ياران نيرومند و رشيد، و اين ياران كمتر از 000/10 نفر نيستند. (157)

 

4- آنها جانبازان سلحشورند:

اين 313 نفر در حدى از ايثار و جانبازى و شجاعت و سلحشورى هستند كه دشمنان قائم (علیه السلام) جمع مى شوند تا آن حضرت را به قتل برسانند، همين 313 نفر با دفاع قهرمانانه و جانبازى در راه آن بزرگوار، دشمنان را دفع كرده و آنان را در راه رسيدن به هدف شوم خود، مفتضحانه شكست مى دهند، چنانكه اين مطلب در ضمن حديثى از امام سجاد عليه السلام نقل شده است . (158)

 

5- آنها پرچمداران و حاكمان روى زمينند:

اين افراد، در روايات بسيار، تشبيه به 313 نفر مسلمانان شجاع و سلحشورى شده اند كه در جنگ بدر، نخستين شكست بزرگ را بر كفار و دشمنان اسلام وارد آوردند، كه تا آن وقت دشمنان چنين شكستى از اسلام نخورده بودند، و اصلا تصور چنين شكستى را نمى كردند.

 

به علاوه ، اين 313 نفر پرچمداران روى زمين ، و حاكمان خدا بر مردم در سراسر زمين مى باشند، اين ويژگيها حكايت از آن مى كند كه اين افراد علاوه بر سلحشورى و شجاعت ، داراى علم و بينش بوده كه لياقت رهبرى جامعه ها را دارند و شايستگى آن را دارند كه پرچمدار كشورها باشند.

 

شايد بتوان گفت : هنگام برقرارى حكومت جهانى حضرت مهدى (علیه السلام) همه جهان به 313 ايالت و استان تقسيم گردد، و در هر يك از اين ايالتها و استانها اين مردان بزرگ رهبر آنجا گردند، اينك به اصل روايت توجه كنيد:

 

“ عن الصادق عليه السلام و كاءنى انظر الى القائم (علیه السلام) على منبر الكوفة و حوله اصحابه ثلثماءة و ثلاث عشر رجلا عدة اهل البدر و هم اصحاب الاءلوية و هم حكام اللّه فى ارضه على خلقه ...؛”

 

امام صادق عليه السلام فرمود: گويا امام قائم (علیه السلام) را بر بالاى منبر كوفه مى نگرم كه يارانش 313 نفر مرد به تعداد جنگاوران مسلمان جنگ بدر، اطرافش را گرفته اند، اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خدا هستند. (159)

 

6- آنها امت معدود و همچون پاره هاى ابرهاى متراكم هستند:

در قرآن مى خوانيم :

 

“هر جا كه باشيد خداوند همه شما را حاضر مى كند.” (160)

 

در تفسير اين آيه ، امام باقر عليه السلام فرمود:

 

“ يعنى اصحاب القائم (علیه السلام) الثلاثماءة و البضعة عشر رجلا و اللّه هم الامة المعدودة قال يجتمعون و اللّه فى ساعة واحدة قزع كقزع الخريف ؛”

 

“منظور ياران قائم (علیه السلام)اند كه 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امت معدوده (كه در آيه 8، سوره هود آمده ) آنها هستند، به خدا سوگند در يك ساعت همگى جمع مى شوند همچون پاره هاى ابر پائيزى كه بر اثر باد جمع و متراكم مى گردد.” (161)

 

و در حقيقت آيه مباركه مذكور مى گويد: خدائى كه قدرت دارد ذرات پراكنده خاك انسانها را در قيامت از نقاط مختلف جهان جمع آورى كند به آسانى مى تواند ياران مهدى (علیه السلام) را در يك روز و يك ساعت براى براى افروختن نخستين جرقه هاى انقلاب به منظور تاءسيس حكومت جهانى عدل الهى و پايان دادن به ظلم و ستم جمع نمايد.

 

تعبير “امة معددة “ و همچنين با پاره هاى ابر پائيزى كه توده هاى آن جمع و متراكم مى گردند، حاكى است كه اين 313 نفر خود يك “امت “ هستند و همچون توده هاى ابرهاى متراكم ، خلل ناپذير و تيز پرواز و نيرومند مى باشند.

 

7- آنها ركنها و پايه هاى خلل ناپذير و پشتيبانان محكم اند:

امام صادق عليه السلام در تفسير آيه 80، سوره هود عليه السلام كه در آن آمده حضرت لوط عليه السلام به قوم سركش و تبهكار خود گفت :

 

“ لو اءن لى بكم قوة اءو آوى الى ركن شديد؛”

 

“(افسوس ) اى كاش در برابر شما قدرتى داشتم يا تكيه گاه و پشتيبان محكمى در اختيار من بود (آنگاه مى دانستم كه با شما پس فطرتان چه كنم ) “.

 

فرمود: منظور از “قوه “ همان قائم “عج “ است و منظور از “ركن شديد” (پشتيبانان محكم ) 313 نفر از يارانش هستند. (162)

 

آرى حضرت لوط عليه السلام آرزو مى كند كه اى كاش مردانى مصمم ، با قدرت روحى و جسمى كافى و هم پيمانهاى نيرومند همانند 313 نفر مردانى كه هسته مركزى حكومت جهانى حضرت مهدى (علیه السلام) را تشكيل مى دهند در اختيار داشت تا قيام كند و با تكيه بر قدرت ، با فساد و انحراف مبارزه نمايد.

 

و طبق روايت مى خوانيم آنها همچون پاره هاى آهن “محكم و استوار” هستند. (163)

 

8- چند نشانه ديگر از اين 313 نفر:

امام صادق عليه السلام به يكى از ياران مخصوص “مفضل “ رحمة اللّه فرمود:

 

“وقتى كه امام قائم (علیه السلام) از سوى خدا اجازه خروج و ظهور بگيرد، خدا را به اسم اكبر در لغت عبرانى بخواند و 313 نفر از اصحابش كه از افراد نخستين در مورد قبول ولايت امام هستند، مانند پاره هاى ابر پائيزى كه به سوى او مى شتابند، جمعى شبانگاه از بستر خود ناپديد شوند، و صبحگاه در مكه باشند و جمعى در روز ديده مى شوند كه بر روى ابر حركت مى كنند تا آنجا كه فرمود:

 

اين آيه “هر كجا باشيد خداوند همه را حاضر مى كند” (164)

 

درباره آنها نازل شده است .” (165)

 

يكى از اصحاب مى گويد: در مسجدالحرام در مكه در حضور امام باقر عليه السلام بودم آن حضرت دستم را گرفت و فرمود:

 

“بزودى خداوند متعال 313 نفر را در همين مسجد حاضر كند، مردم مكه مى دانند كه هنوز پدران و اجداد آنها خلق نشده اند، همراه آنها شمشيرهائى است كه بر هر شمشيرى نام شخص و نام پدر و اوصاف و نسبش نوشته شده ، سپس به دستور امام (علیه السلام) شخصى اعلام مى كند:

 

اين مهدى (علیه السلام) همچون داود عليه السلام و سليمان عليه السلام قضاوت مى كند و گواهى نمى خواهد.” (166)

 

و در ضمن روايتى از امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

 

“بر شمشيرهاى آنان هزار كلمه نوشته شده كه هر كلمه آن كليد هزار كلمه ديگر است و آن حضرت ، باد را در هر دره اى بفرستد كه ندا كند: اين مهدى (علیه السلام) است كه قضاوت و حكومتش همچون قضاوت و حكومت داود عليه السلام است و گواهى از متخلفين نمى خواهد.” (167)

 

و بالاخره امام باقر عليه السلام فرمود:

 

“امام قائم (علیه السلام) داراى 313 نفر ياور است كه اين افراد از نژاد “عجم “ هستند، بعضى از آنها در روز بر روى ابر سوار شده و راه مى روند، و بنام و پدر و اوصاف و نسب معروفند (168) و بعضى از آنها در بستر خود خوابيده اند و بدون وعده قبلى در مكه به حضور امام قائم (علیه السلام) شرفياب مى گردند.” (169)

 

اين روايات حاكى است كه 313 نفر در همه ابعاد انسانى ، افراد شايسته و شخصيتهاى ممتاز و قاطع و دلير و داراى امكانات وسيع بوده و شايستگى آن را دارند كه نخستين دسته گروندگان به آن حضرت باشند و هسته مركزى حكومت حضرت قائم (علیه السلام) و سران ارتش انقلاب جهانى ايشان را تشكيل مى دهند.

 

9- دست خدا بالاى سر امام عج و يارانش :

از آنجا كه اين مردان آزاده ، براستى به امام (علیه السلام) مى پيوندند تا در راه او هر گونه جانبازى لازم را بنمايند، خداوند نيز يار و ياور آنها است و با نيروهاى غيبيش آنها را كمك مى كند.

 

چنانكه قرآن مى فرمايد:

 

“ ان تنصرو اللّه ينصركم و يثبت اقدامكم ؛”

 

“اگر شما خدا را يارى كنيد، خداوند شما را يارى مى كند و گامهاى شما را استوار مى دارد.” (170)

 

امام سجاد عليه السلام فرمود:

 

“گويا صاحب شما (حضرت قائم “عج “ ) را مى بينم كه همراه سيصد و اندى نفر در پشت كوفه به نجف مشرف شده ، جبرئيل عليه السلام در طرف راست و ميكائيل عليه السلام در طرف چپ و اسرافيل عليه السلام در پيش روى او است ، پرچم پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم را برافراشته و آن پرچم را به جانب هيچ گروهى از مخالفان متمايل نكند، مگر اينكه خداوند آنان را به هلاكت مى رساند”. (171)

 

نيز در ضمن روايتى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:

 

“هنگام خروج قائم (علیه السلام) منادى خدا از آسمان فرياد مى زند: اى مردم ! مدت ستمگران تمام شد، و كار بدست بهترين امت محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم افتاد، روانه مكه شويد.” (172)

 

به اين ترتيب مى بينيم دست خدا همراه مهدى (علیه السلام) و يارانش است ، در اين صورت پيروزى آنها حتمى است از طرفى در روايات مى خوانيم خداوند خروج قائم (علیه السلام) را در يك شب سامان مى بخشد. (173)

 

به هر حال طبق مضمون فرموده امام باقر عليه السلام اين انقلاب نياز به ياران قهرمان و رشيد دارد، و بايد در اين راه خونها ريخته شود و عرقها در بدن جارى گردد. (174)

 

يارانى كه شايسته اطراف امامى باشند كه پرچم رسول خدا را به دست گرفته و اسلحه هاى پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم را با خود حمل مى كند، و پيراهن خونى شده اى را كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم در جنگ احد در تن داشت به تن دارد. (175)

 

10- نقش زنان در انقلاب حضرت مهدى (علیه السلام):

 

جالب اينكه از امام باقر عليه السلام نقل شده فرمود:

 

“ ... و يجى و اللّه ثلاث ماءة و بضعة عشر رجلا فيهم خمسون امرئة يجتمعون بمكهة على غير ميعاد قزعا كقزع الخريف ؛”

 

“سوگند به خدا سيصد و اندى نفر مرد مى آيند در ميانشان 50 نفر زن هستند، در مكه اجتماع مى كنند بى آنكه قبلا وعده داده باشند، آمدنشان همچون ابرهاى پائيزى است (كه با حركات تند مى آيند و در آن مركز جمع مى گردند).” (176)

 

شكى نيست و به تجربه ثابت شده كه زنان در انقلابها نقش مؤ ثر و تعيين كننده دارند، زنان هستند كه جوانان رشيد و سلحشور در دامان پاك خود مى پرورانند و در پشت جبهه و خانه دارى ، پشتيبان محكم و خوب براى مردان مى شوند، آنها مى توانند با تصميم آهنين خود شهيد پرور باشند، آتش انقلاب را شعله ور سازند، و در كنار جبهه ها به پانسمان زخمى ها بپردازند و نوازشگر انقلابيون شوند.

 

در روايات آمده پس از جنگ احد بدن حضرت على عليه السلام پر از زخم شد به طورى كه 60 مورد از بدن مولا على عليه السلام بريدگى سخت پيدا كرد، پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم دو زن بنام ام سليم و ام عطيه رحمهمااللّه را ماءمور مداوا و پانسمان زخمهاى بدن مبارك امام على عليه السلام نموده ، آنها طبق ماءموريت به زخم بندى مشغول شدند، بعد گزارش دادند بقدرى بدن حضرت على عليه السلام پر از زخم شده كه هر زخمى را مى بنديم در كنارش زخم ديگرى شكافته مى شود. (177)

 

نيز در روايات آمده پنجاه نفر از اصحاب (ياران خاص ) حضرت قائم (علیه السلام) زن هستند. (178)

 

به اين ترتيب : زنان نيز بايد شخصيت و نيروى معنوى خود را بيابند و بدانند كه مى توانند نقش سازنده داشته باشند و از اصحاب امام مهدى (علیه السلام) گردند، و در جبهه هاى سياسى و نظامى ، شركت و تلاش فعال نمايند، و همچون زينب كبرى عليهاالسلام مسؤوليتهاى سنگين يك انسان كامل را بدوش بكشند و رسالت خود را انجام دهند. (به اميد آن روز).

 

به اين حديث جالب نيز توجه كنيد:

 

مفضل رحمة اللّه گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:

 

“همراه مهدى (علیه السلام) سيزده زن هست .

 

عرض كردم اين بانوان براى چه در كنار مهدى (علیه السلام) هستند؟ فرمود: اينها مجروحان را مداوا مى كنند و از بيماران جنگى پرستارى مى نمايند، چنانكه زنان در زمان پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم همراه آن حضرت در جنگها اين كارها را به عهده مى گرفتند.”

 

ضمنا ناگفته نماند كه از كتاب خطبة البيان منسوب به امام على عليه السلام آمده نخستين كسى كه از 313 نفر به خدمت امام عصر عليه السلام مى رسد دو نفر بصرى بنام على و محارب ، و شش نفر ديگر از ابدال بنام عبداللّه هستند. (179)

 

و بالاخره در وصف ياران مهدى (علیه السلام) از امام صادق عليه السلام به اين مضمون آمده است :

 

“آنچنان در برابر فرمانده كل قوا خبردار ايستاده اند كه گويا مرغى بر سرشان است و تكان نمى خورند غذايان تمام شده ، در عين حال آثار سجده در پيشانيشان پيدا است ، شيران روز و پارسايان شب هستند و قلبشان همچون پاره آهن محكم است .

 

همراه آنها پرچمى است كه جبرئيل عليه السلام در جنگ بدر براى پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم آورد... پرچمى كه تا يك ماه راه از چهار طرفش ‍ ترس را بر دشمنان مسلط مى كند از مكه بيرون نمى آيد تا اينكه “حلقه اى “ در اطرافش باشند، شخصى پرسيد: اين حلقه از چند نفر تشكيل شده ؟

 

امام صادق عليه السلام فرمود: از ده هزار نفر كه جبرئيل عليه السلام در طرف راست و ميكائيل عليه السلام در طرف چپ اين حلقه هستند، سپس ‍ امام عليه السلام پرچم فتح را برافرازد و حركت كند و در مشرق و مغرب كسى نماند جز اينكه “از روى عناد” بر آن پرچم لعنت كند.” (180)

 

پی نوشت ها :

152- ذى طوى در حدود يك فرسخى مكه در راه تنعيم قرار گرفته است (مجمع البحرين ماده طوى ).

 

153- اين حديث از امام باقر عليه السلام نقل شده (بحار، ج 52، ص 304 و 307).

 

154- اثباة الهداة ، ج 7 ص 92.

 

155- بحار، ج 52، ص 310 به همين مضمون در كتاب اثباة الهداة ، ج 7، ص 176، نقل شده با اين بيان كه حضرت قائم (علیه السلام) كنار در حرم مى ايستد و با فرياد، يارانش را مى طلبد، خداوند در يك شب 313 نفر يارانش را از دورترين نقاط زمين در آنجا به گرد هم مى آورد.

 

156- بحار، ج 2، ص 317 اول من بايع جبرئيل ثم ثلاثماءة و ثلاث عشر رجلا.

 

157- بحار، ج 52، ص 323، ص 337.

 

158- بحار، ج 52، ص 306.

 

159- بحار، ج 52، ص 436.

 

160- سوره بقره ، آيه 148.

 

161- تفسير نور الثقلين ، ج 1، ص 139، به نقل از روضه كافى و اثباد الهداة ، ج 7، ص 50 بحار ج 52، ص 342.

 

162- تفسير برهان ، ج 2، ص 228 اثباة الهداة ، ج 7 ص 100.

 

163- بحار، ج 52، ص 343.

 

164- سوره بقره ، آيه 148.

 

165- اثباة الهداة ، ج 7، ص 94.

 

166- مدرك پيشين ، ص 90

 

167- مدرك پيشين ، ص 91.

 

168- اثباة الهداة ، ج 7، ص 92 و بحار، ج 52، ص 370 و المجالس السنيه ، ج 5، ص 24.

 

169- اثباة الهداة ، ج 7، ص 92.

 

170- سوره محمد صلى اللّه عليه و آله ، ايه 7.

 

171- اثباة الهداة ، ج 7، ص 113.

 

172- مدرك پيشين .

 

173- مدرك پيشين ، ص 114، يصلح اللّه امره فى ليلة .

 

174- بحار الانوار، ج 52، ص 358.

 

175- بحارالانوار، ج 52، ص 242 301.

 

176- مدرك پيشين ، ص 223.

 

177- تفسير الميزان ، ج 4، ص 69، به نقل از اصول كافى .

 

178- ويروى آن خمسين امرئة من اصحب الامام المهدى (علیه السلام) (المجالس السنيه ، ط، نجف ج 5، ص ‍ 551

 

179- الاوائل ، ص 33.

 

180- بحار، ج 523، ص 367 اثباة الهداة ، ج 7، ص 88 گويا اشاره به شرقيهاى طرفدار سيستم كمونيسم و غربيهاى طرفدار كابيتاليسم كه با اين پرچم مخالفت مى كنندمى باشد.


ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت : sm1372



 نگاشته شده توسط hamed hamedee در شنبه 6 شهریور 1389  ساعت 3:10 PM
نظرات 1 | لینک مطلب




مهدويت در تفكر شيعي


 

نویسنده : فريبرز درجزي




 

الف) مهدويت و تصوير جامعه مهدوي
 

يكي از مسائلي كه در تفكر شيعي بسيار پر اهميت تلقي مي شود همانا آموزه مهدويت يا موعودگرايي است. اصولا موعودگرايي در فرهنگ شيعي با امامت پيوستگي وثيقي يافته و در واقع به گونه اي امتداد امامت به شمار مي آيد.


اساسا جايگاه امامت در اين نوع ساختار فكري به شكلي است كه نمي توان زماني را تصور كرد كه زمين از حجت (امام) تهي گردد.


هر امري كه علتي نداشته باشد نمي تواند شناخته شود چرا كه حقيقت آن را نمي توان تعريف نمود و هيچ دليلي را نمي توان با توجه به ديگر موجودات به نفع اثبات او سامان داد زيرا آن موجود خود دليل و علت خود است لذا خدا را تنها به خودي خود مي توان شناخت. روش متكلمان اين بود كه با توجه به حداقل يك موجود ممكن به اثبات خالق واجب الوجود مي پرداختند كه البته فلاسفه آن را منطقي نمي دانستند. لذا نيل به علوم عاليه و از جمله اثبات ذات باري تعالي جز با وحي و الهام امكان پذير نيست.


بنابراين پس از پيامبر اكرم (ص) كه حجت خدا بر زمين بود ممكن نيست زمين از حجت كه از طرفي شفيع آدمي در برابر خداست و از ديگر سو نمونه عملي و الگوي حركت اوست خالي بماند. خواه اين حجت شناخته شده و ظاهر باشد كه مردمان با او در ارتباط باشند و خواه پنهان كه بر مردم مكتوم باشد بنابراين امروزه هم خدا را حجتي مكتوم و ناپيداست.


علامه سيد محمدحسين طباطبايي در اثر گرانسنگ خود «الميزان في تفسيرالقرآن» همين استدلال را اما به نوعي ديگر ذيل آيه پنجاه و پنجم سوره مباركه «نور» مطرح نموده ولي ضرورت وجود منجي موعود را كه در انديشه شيعه همان حجت است به مفهوم تشكيل جامعه صالح و مدينه صائب كه از قضا قرار است در همين ارض خاكي تشكيل گردد پيوند مي زند. «وعدالله الذين امنو منكم و عملوالصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبد لنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيئا و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون» (سوره نور ـ آيه 55) (خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند وعده مي دهد كه قطعا آنان را حكمران روي زمين خواهد كرد. همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد و دين و آئيني را كه براي آنان پسنديده پابرجا و ريشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مي كند و آن چنان كه تنها مرا مي پرستند و چيزي را شريك من نخواهند ساخت و كساني كه پس از آن كافر شوند آنها فاسقانند).


اگر به درستي به مفردات تركيب و سياق آيه توجه كنيم جز جامعه آرماني مهدي موعود مصداقي براي آن نمي يابيم. ضمن آنكه واقعيات اخبار و روايات متواتري وجود دارند كه از ظهور مهدي (عج) حكايت مي كنند و اينكه او زمين را پس از آنكه از جور و ستم لبريز شده پر از عدل و داد مي كند: «او كسي است كه رسولش را با هدايت و آئين حق فرستاد تا آن را بر همه آئين ها غالب كند و پيروز هر چند مشركان كراهت داشته باشند» (سوره توبه ـ آيه 33). اين مضمون را البته در آيات بيست و هشتم سوره فتح و نهم سوره صف هم مي توان ديد. جالب آنكه سياق و مضمون اين سه آيه در تطابق كامل با آيه پنجاه و پنجم سوره نور است لذا اين وعده مختص جامعه آخرالزماني است.


غايت قصواي چنين جامعه اي البته صرف نترسيدن از دشمنان خارجي و داخلي نيست بلكه علاوه بر آن پرستش خداوند و شرك نورزيدن به اوست. عبادت خالصانه و اخلاص عابدانه و ويراني تمامي بنيادهاي ارزشي ـ اخلاقي به جز بنياد تقوا از ديگر نشانه هاي اين اجتماع مومنانه است. در نهايت خداوند مومنان را به ايجاد جامعه اي پاك و صالح وعده مي دهد كه خالي از نشانه هاي كفر و نفاق و فسق باشد. بر باور و كردار اين جامعه جز ارزش هاي دين حق (اسلام) حكمراني نمي كند بدون واهمه از معاندان داخلي و خارجي آزاد از مكر حيله گران و ستم ستمكاران و زورگويي زورمداران. اين جامعه با ويژگي هاي مذكور قطعا هنوز محقق نشده و اگر قرار است بر دوره اي منطبق گردد به زمان ظهور مهدي (عج) منطبق است چرا كه ويژگي هاي اين جامعه را شيعه و سني به نحو متواتر از پيامبر(ص) نقل كرده اند.


ب) جوان و فرهنگ انتظار
 

براي بيان فرهنگ انتظار و درك بهينه نقش و آثار وجودي آن در ابتدا بايد برخي از مولفه هاي انتظار را بازشناخت. اصولا در تفكر شيعي انتظار موعود به عنوان يك اصل مسلم اعتقادي مطرح است و در بسياري از روايات بر ضرورت انتظار قائم (عج) تصريح شده است. از اصول فرهنگ انتظار همانا اعتقاد قلبي به ظهور حضرت حجت است و لذا منتظر مومن بايد يقين داشته باشد كه امام زمان امام دوازدهم و فرزند بلاواسطه امام حسن عسگري (ع) است و از روزي كه متولد شده تاكنون به همين كالبد فيزيكي حي و حاضر و باقي است و روزي ظاهر شده و دنيا را پر از عدل و داد مي كند. ظهور وي روز و وقت معيني نداشته كه امت بدانند بلكه ممكن است بزودي اتفاق افتد و احتمال هم دارد كه ساليان متمادي و بسيار به تاخير افتد.


در اين فرهنگ همان طور كه ايمان به معناي واقعي خود عبارت از علم و عمل عقيده و تلاش و اعتراف و كوشش است انتظار نيز مفهومي با اصالت و سازنده و از عالي ترين مكاتبي است كه مي تواند جامعه اسلامي را به سمت پيشرفت و تكامل رهنمون ساخته و به كليه تلاش ها و انگيزه هاي مربوطه ارزش اصالت و هويت بخشد. در فرهنگ انتظار منتظران چه فرد باشند و چه اجتماع در حال عبادت و پرستش به سر برده و به قول اميرمومنان علي (ع) مجاهد تلاشگري را مي ماند كه در راه خدا و احياي سنن اسلامي در پرتو اعتقاد راسخ انتظارش در خون خود مي غلتد. نكته مهم آنكه در امر انتظار اصل اعتقادي بسيار مهم «معاد» پيوسته حضوري سبز و برجسته دارد. اول اينكه مهدي موعود به وقت ظهور ستمگران را كيفر داده و ظالمان را به سزاي اعمال خود مي رساند و مومنان را عزيز مي دارد و رحمت الهي را به سزاواران مي چشاند كه اين خود نمونه و گواهي بر كيفر و پاداش ها و رستاخيز است. دوم آنكه به هنگام فرج گروهي از پاكان و پليدان به جهان بازگشته و اين خود قيامت صغرايي و لذا نشانه اي براي قيامت كبري است.


سوم اين كه ظهور حجت بن الحسن (ع) از اشراط ساعت است (يعني علائم قيامت). اصولا يكي از اصلي ترين علائم و نشانه هاي حتمي قيامت و فرارسيدن رستاخيز ظهور مهدي است. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: «اگر يك روز از عمر دنيا باقي باشد آن روز آن قدر طولاني شده تا مردي از اهل بيت من آمده و زمين را پر از عدل كند همانطور كه از ظلم و جور پر شده است


شيعه در اطاعت از دستورات موكد پيغمبر اسلام (ص) بيش از يازده قرن است كه مهدي آل محمد(ص) را طلب نموده و مي كند. روايات متواتري كه در اين باب فراروي شيعه قرار دارند هم امر به انتظار مي كنند هم فضيلت انتظار را بيان مي كنند و هم وظايف منتظران را مشخص و گوشزد مي نمايند. از آنجا كه اصولا ماهيت زندگي انسان با انتظار عجين شده و بدون آن زندگي مفهومي نداشته و شور و نشاط لازم براي تداوم آن در كار نيست لذا انتظار براي قشر جوان به مثابه يك تكليف درآمده است. انتظار اميد به آينده است و چون زندگي يك جوان بدون اميد به آينده غيرقابل تصور است لذا لزوم انتظار در حيات بشري و بالاخص قشر جوان چنان بديهي و اظهر من الشمس است كه نياز به اقامه دليل و برهان ندارد. از طرفي در روايات براي انتظار فرج ثواب هاي بسياري بيان شده است. مهم تر از همه اينكه اگر انتظار يك عمل است پس منتظر هم بايد عامل باشد. توجه به اين نكته ضروري است كه اگر منتظران با وظائف خود آشنا نبوده و بدان عمل نكنند تاريخ تكرار خواهد شد و همان گونه كه در زمان امام حسين (ع) شيعيان فراواني وجود داشته ليكن تنها 72 نفر به وظيفه خود عمل كردند و سالار شهيدان را تنها گذاشتند و لذا آنچه نمي بايست اتفاق افتد اتفاق افتاد در زمان غيبت نيز چنانچه شيعيان و به خصوص جوانان به وظايف خود عمل نكنند امام زمان تنها مانده و ظهورش هم به تعويق خواهد افتاد.


انتظار فرج راه گشاي حكومت عدل و داد و ايجاد عدالت است و لذا نسل جوان كه تشنه حاكميت عدالت و مساوات است مي بايد كه زمينه ظهور حضرت حجت (ع) را با درك عميق فرهنگ انتظار فراهم نمايد.


منبع: www.bashgah.net


 نگاشته شده توسط hamed hamedee در شنبه 6 شهریور 1389  ساعت 3:08 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بیانات مقام معظم رهبری :
ظهور امام ، مبدأ حقيقى تاريخ بشرى
اصل كتاب زندگى بشر بعد از اين است؛ مربوط به آن وقتى است كه حضرت ولى‏عصر(ارواحنا فداه ) تشريف بياورند ؛ آن جا زندگى انسان تازه شروع مى‏شود؛ مبدأ تاريخ حقيقى بشر از آن جا به بعد است كه در صراط مستقيم الهى قرار مى‏گيرد و راه مى‏افتد، و به آن جايى مى‏رود كه بايد برسد.(1)

دوران ظهور ، دوران كمال ماديت و معنويت
 

اين ، انتظار دنياى برتر براى معنويات و ماديات بشر است. در دوران امام زمان، ماديات انسان‏ها هم از امروز بهتر خواهد شد، و فقط معنويات نيست. خداى متعال ، بشر را داراى جنبه‏ى ماده و معنا آفريده است، و كمال او هم در هر دو جنبه است. حكومت كامله و عادله‏ى الهى هم متكفل هر دو جنبه است.(2)

 

ظهور حضرت مهدي (ع) آغاز تاريخ
 

دوره‏ى ظهور امام زمان(عج) ، عصر تجديد حيات بشريت
 

دوره‏ى ولى‏عصر (ارواحنا فداه ) ، دوره‏ى آغاز زندگى بشر است؛ دوره‏ى پايان زندگى بشر نيست. از آن جا حيات حقيقى انسان و سعادت حقيقى اين خانواده‏ى عظيم بشرى تازه شروع خواهد شد و استفاده از بركات اين كره‏ى خاكى و استعدادها و انرژى‏هاى نهفته در اين فضا، براى انسان - بدون ضرر، بدون خسارت ، بدون نابودى و ضايع كردن - ممكن خواهد شد. (3)

 

من بارها اين را گفته‏ام ، بعضى خيال مى‏كنند حضرت كه آمدند آخر دنيا است. نه، تازه شروع دنيا و شروع تاريخ بشريت آن وقت است. اين مدتى كه از عمر بشريت گذشته، چند هزار سالى است كه بشر در اين سنگلاخ‏ها و در اين بيابان‏ها و كويرهاى وحشتناك همين طور سينه‏خيز و با زحمت رفته تا خودش را به جاده‏ى اتوبان وسيع عريض آسفالته برساند، واز آنجا زندگى تاريخى خود را تازه شروع كند، آن جاده را حضرت افتتاح مى‏كنند. حركت تاريخى انسان آن وقت است. آن وقت است كه استعدادهاى انسان ظهور خواهد كرد.(4)


پى نوشت ها :
1- در ديدار اعضاء بزرگداشت سال امام على (عليه‏السلام) ، 18/8/79
2- بيانات مقام معظم رهبرى به مناسبت نيمه شعبان ، 6/10/75
3- در سالروز عيد سعيد غدير خم ، 24/12/79
4- فصلنامه انتظار ، تابستان و پاييز 82 ، ش 8 و 9، ص 9 و 10
منابع:http://farsi.khamenei.ir
www.entizar.ir



 نگاشته شده توسط hamed hamedee در شنبه 6 شهریور 1389  ساعت 3:05 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بیانات مقام معظم رهبری :

دوران غيبت، دوران جدايى حق از باطل
 

قبل از دوران مهدى موعود، آسايش و راحتى و راحتى طلبى و عافيت نيست. در روايات «والله لتمحصن و الله لتغربلن » است. به شدت امتحان مى‏شويد، فشار داده مى‏شويد. امتحان در كجا و چه زمانى است ؟ آن وقتى كه ميدان مجاهدتى هست.(1)
ايام غيبت ، دوران امتحان و مجاهدت و سازندگى ياران امام
قبل از ظهور مهدى موعود در ميدان مجاهدت انسان‏هاى پاك امتحان مى‏شوند. در كوره‏هاى آزمايش وارد مى‏شوند و سربلند بيرون مى‏آيند و جهان به دوران آرمانى و هدفى مهدى موعود (ارواحنا فداه )روز به روز نزديكتر مى‏شود. اين آن اميد بزرگ است.(2)

ويژگى‏ها ی ياران امام مهدي (ع)
 

احساس سربازى امام عصر (عج) ، عامل رضايت ولى حق
 

اميدوارم كه پروردگار عالم ، به شما تفضل كند و وجود مقدس ولى‏عصر (ارواحنا فداه ) از شما راضى باشد. هر جا هستيد - چه در دانشگاه و حوزه علميه و مدارس گوناگون و چه در بازار و كارخانه‏ها و پادگان‏ها و روستاها و شهرها - احساس كنيد كه سرباز وجود مقدس ولى‏عصر (ارواحنا فداه ) هستيد. براى آن بزرگوار كار كنيد و از خداى متعال هم توفيق و كمك بخواهيد . (3)

خصوصيات ياران حضرت مهدى(عج) در دوران غيبت و ظهور
 

شما سرباز امام زمان و پشتوانه‏ى اسلاميد. تقوا، تواضع ، فروتنى و گذشت در برابر ضعفا و مقاومت در برابر زورمندان و ستمگران از صفات سربازان امام عصر مى‏باشد. جامه‏ى تقوا بر تن كنيد و در برابر ديگران پيوسته فروتن و بزرگوار باشيد تا وجودتان موجب آرامش خاطر محرومان و مستضعفان شود.(4)

قدرت الهى امام عصر(عج)براى مقابله با ستمگران
 

امام زمان ) ارواحنا فداه( با اقتدار و قدرت و تكيه بر توانايى‏اى كه ايمان والاى خود و ايمان پيروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت كرده است، گريبان ستمگران عالم را مى‏گيرد و كاخ‏هاى ستم را ويران مى‏كند. (5)
پى نوشت ها :
2 و 1- در اجتماع بزرگ مردم قم در سالروز ميلاد حضرت مهدى (عج)، 30/11/70
3- در ديدار فرماندهان نواحى، پايگاهها و گردانهاى بسيج سراسر كشور به مناسبت هفته بسيج، 8/9/84
4- در پيامى به مناسبت هفته بسيج جمهورى اسلامى ،6/9/62
5- در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان در مصلاى تهران، 30/7/1381
منبع:http://farsi.khamenei.ir



 نگاشته شده توسط hamed hamedee در شنبه 6 شهریور 1389  ساعت 2:58 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET