عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات, تصاویر طنز

عکس های خنده دار میوه ها

 

عکس های جالب و خنده دار از میوه ها, تصاویر طنز

عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات

 

عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات, تصاویر طنز

عکس های خنده دار میوه ها

 

عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات, تصاویر طنز

عکس های جالب و خنده دار از میوه ها

 

عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات, تصاویر طنز

 تصاویر هنری از میوه ها

 

عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات,عکس های فانتزی میوه ها

تصاویر طنز

 

عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات, تصاویر طنز

عکس های خنده دار میوه ها

 

عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات, تصاویر طنز

عکس های جالب و خنده دار از میوه ها

 

میوه آرایی, عکس های فانتزی میوه ها

عکس خنده دار از میوه ها

 

عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات, تصاویر طنز

کاریکاتور و تصاویر طنز

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته



زندگینامه بزرگان دینی
 

حضرت يحيي بن زكريا (ع), حضرت یحیی‌ (ع), زندگینامه حضرت یحیی‌(ع)

نام حضرت یحیی (ع) پنج بار در قرآن کریم آمده است

 

پیامبری که پسرخاله حضرت عیسی(ع) بود
حضرت يحيي بن زكريا (ع) يكي از پيامبران بني اسرائيل است كه نام مباركش پنج بار در قرآن آمده است. خداوند در قرآن مجيد مى فرمايد: «يا زَكَريا إنّا نُبَشِّرُكَ بِغُلام اسمُهُ يَحيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَميّا» «اى زكريا همانا ما بشارت مى دهيم تو را به فرزندى كه نامش يحيى است كه قرار نداديم پيش از اين براى او همنامى»

حضرت زکریا وقتی به سن پیری رسید، چون فرزندی نداشت و بیم داشت نبوت به دست نااهلان برسد، از خداوند خواست فرزندی به وی عطا کند تا وارث او و وارث آل یعقوب باشد. خداوند نیز حضرت یحیی را به وی ارزانی داشت.

 

حضرت يحيي بن زكريا (ع), حضرت یحیی‌ (ع), زندگینامه حضرت یحیی‌(ع)

مقام حضرت یحیی(ع) در مسجد اموی شام

 

 پیامبری که در کودکی به مقام نبوت رسید
در قرآن نام حضرت یحیی پنج بار آمده و چند فضیلت نیز برای او بیان شده است؛ ایمان وی به حضرت عیسی علیه السلام، پارسایی و عفت و ترک آمیزش با زنان و نیز اعطای مقام نبوت در کودکی از جمله ویژگی‌ها و فضیلت‌های حضرت یحیی است که در قرآن به آن اشاره شده است. در احادیث آمده که حضرت یحیی در سه سالگی به مقام نبوت نایل شد و در پنج سالگی در جمع بنی اسرائیل سخن گفت و آنان را موعظه کرد. مادر وی خواهر یا خاله حضرت مریم بوده و خودش پسر خاله و تصدیق کننده حقانیت عیسی علیه السلام بود.


حضرت یحیی‌ در سوره آل عمران به «حَصور» توصیف شده است. حَصور از حصر به معنی كسی است كه از جهتی در محاصره است و طبق روایات به معنی خوداری كننده از ازدواج است. حَصور كسی است كه غریزه‌ها و هوس‌های دنیایی را ترك گفته است. كتاب تورات حضرت موسی(ع)، كتاب حضرت یحیی نیز بوده است و صفات و ویژگی‌های مشترك حضرت یحیی‌(ع) و حضرت عیسی‌(ع) عبارت است از: زهد فوق‌العاده، ترك ازدواج، تولد اعجاز آمیز، نسب بسیار نزدیك. حضرت یحیی‌ و حضرت عیسی‌ هر دو در كودكی به مقام نبوت رسیدند و مفهوم اسم آنها به معنی زنده است.

 

از عبادت و زهد و دنیا گریزی و گریه‌های حضرت یحیی احادیث فراوانی رسیده است. نقل است که جامه‌اش از لیف (پوست درخت خرما)، خوراکش از برگ درختان و نان جو، و فرش و بسترش زمین بود. خانه‌ای نداشت و وقتی شب فرا می‌رسید، هر جا که بود، همان جا می‌ماند و شب را به صبح می‌رساند.


خداوند در آیات 12و 13و 14و 15 سوره مریم در مورد حضرت یحیی(ع) می‌فرماید:
«یا یحیی خُذِ الكتاب‌َ بقوّة‌؛ ای یحیی، كتاب [تورات] را با قوّت و قدرت بگیر‌.»
«و آتیناه الحُكم‌َ صبیا؛ ما فرمان نبوّت و عقل و هوش و درایت را در كودكی به او دادیم‌.»

«و حناناً من لَدُنا و زكاة؛ با لطف خاص خود به او رحمت و مهربانی و پاكی و پارسایی دادیم.»
«و كان‌َ تَقیا؛ او پرهیزگار بود.»
«وَ براً بوالدیهِ؛ او را نسبت به پدر و مادرش خوش رفتار و نیكوكار و پر محبّت قرار دادیم.»
«وَ لَم‌ْ یكن‌ْ جباراً عصیاً؛ او مردی ستمگر و معصیت‌كار و آلوده به گناه نبود.»

 

پسر خاله حضرت عیسی(ع), حضرت یحیی‌ (ع), زندگینامه حضرت یحیی‌(ع)

مقام حضرت یحیی(ع) در مسجد اموی شام

 

چگونگی شهادت حضرت یحیی‌
حضرت یحیی قربانی روابط نامشروع «هرودیس»، پادشاه هوس باز فلسطین با یكی از محارمش شد. وی دل خود را در گرو عشقی آتشین به «هیرودیا» دختر زیبای برادرش نهاد و تصمیم به ازدواج با او گرفت. همین كه خبر آن به پیامبر بزرگ خدا، حضرت یحیی(ع) رسید، آشكارا اعلام كرد كه این ازدواج، نامشروع و مخالف دستور «تورات» است و من با چنین كاری مبارزه خواهم كرد. سر و صدای سخنان حضرت یحیی در تمام شهر پیچید و به گوش «هیرودیا» رسید. او كه پیامبر خدا را مانعی در مقابل آرزوهای پلید خود می‌دید، تصمیم گرفت، ایشان را از سر راه خود بردارد. بنابراین، زیبایی خودش را دامی برای او قرار داد و در «هیرودیس» نفوذ كرد.


روزی هیرودیس به او گفت: «هر آرزویی داری، از من بخواه كه آرزویت حتما برآورده خواهد شد.» هیرودیا گفت: «من سر یحیی را می‌خواهم، چرا كه او نام ما را بر سر زبان‌ها انداخته و همه مردم را به عیب‌جویی ما نشانده است، اگر می‌خواهی دل من آرام شود، باید او را بكشی!»


در سالروز جشن تولد هيروديس، يحيي بن زكريا (ع) در محراب عبادت در مسجد بيت المقدس به سر مي‌‎برد، مأموران جلاد سراغ او آمدند و او را دستگير كرده و به مجلس شاه بردند، شاه در‌‌ همان جا فرمان داد سر از بدن او جدا كردند و سر بريده‎اش را در ميان طشت طلا نهادند و آن‌گاه كه هيروديا تسليم هوس هاي شاه گرديد، سر بريده يحيي (ع) به سخن آمد و در‌‌ همان حال نهي از منكر كرد و خطاب به شاه فرمود: «يا هذا اِتَّق الله لا يحِل لك هذه: آي شخص از خدا بترس اين زن بر تو حرام است.»

 

پسر خاله حضرت عیسی(ع),حضرت يحيي بن زكريا (ع),زندگینامه حضرت یحیی‌(ع)

مقام حضرت یحیی (ع) در مسجد اموی شام

 

محل دفن حضرت يحيي
اكنون سر مبارك حضرت يحيي در داخل شبستان مسجد اموي شام (مسجد جامع دمشق) در نيمه شرقي آن قرار گرفته و مقام شريف به صورت مربع و بر بالاي مقام، گنبدي سبز رنگ نصب گرديده است. در حالي كه بدن مباركش در حوالي دمشق در محلي به نام «زبداني» در مسجد «دلم» مدفون مي‌باشد.



مجموعه: زندگینامه بزرگان دینی
 

قبر حضرت علی (ع), ماجرای پیدا شدن قبر حضرت علی(ع), مدفن حضرت علی(ع)

بارگاه امام علی(ع) در نجف اشرف

 

مدفن امام علی (ع) چگونه پیدا شد؟
اميرمؤمنان على عليه ‏السلام پيشواى بزرگ اسلام و امام اول شيعيان جهان در سال چهلم هجرى يعنى سى سال بعد از رحلت پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم چشم از اين دنياى مادى فروبست و روح بلندپروازش از تنگناى اين جهان به ملكوت اعلى بال و پر گشود.


به دستور حضرت علی (ع)، فرزندانش امام حسن عليه‏ السلام و امام حسين عليه‏ السلام، بدن مطهر او را در زمين مرتفعى كه عرب به آن «نجف‏» مى‏ گويد، مدفون ساختند. بدون اينكه مردم بدانند محل دفن حضرت علی (ع) كجاست.


آرى على عليه‏السلام شخصيت عالي قدرى كه با زور بازوى وى كمر كفر و سطوت شرك و بت پرستى در هم شكست و با جانبازيهاى مردانه ‏اش، تعاليم اسلام در سراسر عربستان گسترش يافت و مردم به دين خدا گرويدند، بواسطه كينه ديرينه‏ اى كه دشمنان از وى بدل گرفته و در سينه پنهان داشته بودند، چنان از خلافت و روى كار آمدن وى نگران و ناراضى بودند كه اگر دستى به قبر او پيدا مى ‏كردند، از تعرض به ساحت مقدس و مدفن مقدس آن حضرت خوددارى نمى‏ نمودند.

از اين رو مدفن اميرالمؤمنان در حدود 150 سال همچنان از انظار عموم پنهان بود و فقط ائمه طاهرين و عده ‏اى از شاگردان مخصوص آن بزرگواران از محل دفن آن حضرت آگاه بودند، و در فرصتهايى كه دست مى ‏داد، دور از چشم دشمنان، تربت پاك شاه مردان را زيارت مى‏ كردند.

 

ماجرای پیدا شدن قبر حضرت علی(ع),قبر حضرت علی (ع),مدفن حضرت علی(ع)

مدفن اميرالمؤمنان در حدود 150 سال از انظار عموم پنهان بود


با اين وصف روزى هارون الرشيد در بيرون كوفه كه دشت وسيعى بود، به صيد آهو رفت. به فرمان او اطراف بيابان را قرق كردند و از هر طرف آهوان را رم مى ‏دادند تا به تيررس خليفه قرار گيرند. ناگهان چشم هارون الرشيد به يك گله آهو افتاد و آنها را دنبال كرد، شكارچيان وى نيز تازى‏ ها و بازهاى شكارى را رها كردند كه نگذارند آهوان فرار كنند.


آهوان بسرعت از تلى بالا رفتند و در آنجا خوابيده و آرام گرفتند. شكارچيان و هارون الرشيد ديدند همين كه سگها و بازهاى شكارى نزديك بلندى مى ‏رسند هر كدام به سويى پرت مى ‏شوند. آهوان بدون هيچ واهمه‏ اى از بلندى به زير مى‏ آمدند و همين كه سگها و بازهاى شكارى را بطرف آنها رها مى‏ كردند به نقطه مرتفع تل بالا رفته و آسوده مى ‏خوابيدند ولى هر بار كه سگها و بازها براى صيد آنها مى‏ خواستند از بلندى بالا روند به طرز اسرارآميزى سقوط مى‏ كردند.

 

هارون و همراهان تا سه بار شاهد اين وضع بودند، شكارچيان تعجب كردند و هارون حيران ماند. هارون دستور داد براى وى خيمه زدند و سفارش كرد بروند كوفه و مردى سالخورده كه از اوضاع آن محل اطلاع داشته باشد پيدا نموده بياورند پيرمردى فرتوت از قبيله بنى اسد را پيدا كردند و نزد هارون آوردند. هارون از پيرمرد پرسيد: آيا راجع به اين نقطه اطلاعى دارد و از گذشتگان خبرى شنيده است؟


پيرمرد گفت: اگرخليفه به من تامين بدهد كه خودم و اين محل در امان باشد اطلاعى كه دارم در اختيار مى‏ گذارم.
هارون گفت: خدا را گواه مى ‏گيرم كه از جانب من هيچگونه صدمه ‏اى به تو و اين محل نخواهد رسيد.


پير مرد گفت: پدرم براى من نقل كرده كه در زمان پدرش شيعيان عقيده داشتند كه اين بلندى محل حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه‏السلام است. خدا اينجا را حريم امن خود قرار داده است و هر كس بدان پناه برد در امان خواهد بود.


هارون تا اين را شنيد از اسب پياده شد و آب خواست و وضو گرفت و در همان نقطه به نماز ايستاد سپس خود را به زمين افكند و تا سه روز گريه و زارى كرد...
هارون دستور داد گنبدى بر آن تربت پاك بنا كردند و هر بار كه به كوفه مى ‏آمد به زيارت آن حضرت مى‏ رفت. بدينگونه مدفن اميرالمؤمنين به دست‏ يكى از دشمنان آن حضرت كشف شد و زيارتگاه خاص و عام گرديد.

منبع:بیتوته

 

 

 

 




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]