اَلسَّخىُّ قَريبٌ مِنَ اللّه ، قَريبٌ مِنَ النّاسِ ، قَريبٌ مِنَ الجَنَّةِ؛
سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزديك است.
کافی(ط-الاسلامیه) ج4 ، ص 40 ، ح 9 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 70، ص308، ح 37 {شبیه این حدیث در مصباح الشریعه ص 83 }
ادامه مطلب
اَلسَّخىُّ قَريبٌ مِنَ اللّه ، قَريبٌ مِنَ النّاسِ ، قَريبٌ مِنَ الجَنَّةِ؛
سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزديك است.
کافی(ط-الاسلامیه) ج4 ، ص 40 ، ح 9 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 70، ص308، ح 37 {شبیه این حدیث در مصباح الشریعه ص 83 }
اَلسَّخاءُ يُكسِبُ المَحَبَّةَ و َيُزَيِّنُ الاخلاقَ؛
سخاوت، محبّت آور و زينت اخلاق است.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 378 ، ح 8523
السَّخَاءُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ وَ هُوَ عِمَادُ الْإِيمَانِ وَ لَا يَكُونُ مؤمنا [مُؤمِنٌ] إِلَّا سَخِيّاً- وَ لَا يَكُونُ سَخِيّاً إِلَّا ذُو يَقِينٍ وَ هِمَّةٍ عَالِيَةٍ لِأَنَّ السَّخَاءَ شُعَاعُ نُورِ الْيَقِينِ- مَنْ عَرَفَ مَا قَصَدَ هَانَ عَلَيْهِ مَا بَذَلَ
سخاوت از اخلاق پيامبران و ستون ايمان است . هيچ مؤمنى نيست مگر آن كه بخشنده است و تنها آن كس بخشنده است كه از يقين و همّت والا برخوردار باشد ؛ زيرا كه بخشندگى پرتو نور يقين است . هر كس هدف را بشناسد بخشش بر او آسان شود .
مصباح الشریعه ص 82 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 68، ص355، ح17
مَنْ طَلَبَ عِزّا بِظُلْمٍ و َباطِلٍ أَوْرَثَهُ اللّهُ ذُلاًّ بِإِنْصافٍ وَ حَقٍّ؛
هر كس عزّت را با ظلم و باطل طلب كند، خداوند به انصاف و حق ذلّت نصيبش مى نمايد.
شرح نهج البلاغه(ابن ابى الحديد) ج 20، ص 309، ح 536
ألا اُخْبِرُكُمْ بِاَشبَهِكُم بى؟ قَالوا: بَلى يا رَسولَ اللّهِ. قالَ: اَحسَنُكُم خُلقا وَ اَليَنُكُم كَنَفا وَ اَبَرُّكُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّكُم حُبّا لاِخوانِهِ فى دينِهِ وَ اَصبَرُكُم عَلَى الحَقِّ وَ اَكظَمُكُم لِلغَيظِ وَ اَحسَنُكُم عَفْوا وَ اَشَدُّكُم مِن نَفْسِهِ اِنْصافا فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ؛
آيا شما را از شبيه ترينتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر كس خوش اخلاقتر، نرمخوتر، به خويشانش نيكوكارتر، نسبت به برادران دينىاش دوستدارتر، بر حق شكيباتر، خشم را فروخورندهتر و با گذشتتر و در خرسندى و خشم با انصاف تر باشد.
كافى(ط-الاسلامیه) ج 2، ص 240 و 241 ، ح 35
ثَلاثٌ مَنْ اَتَى اللّهَ بِواحِدَةٍ مِنْهُنَّ اَوْجَبَ اللّهُ لَهُ الْجَنَّةَ: اَلاْنْفاقُ مِنْ اِقْتارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَميعِ الْعالَمِ وَ الاِنْصافُ مِنْ نَفْسِهِ؛
هر كس يكى از اين كارها را به درگاه خدا ببرد، خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند: انفاق در تنگدستى، گشاده رويى با همگان و رفتار منصفانه.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 103 ، ح 2
أَ لَا أُخبِرُکَ بِأَشَدِّ مَا فَرَضَ اللهُ عَلَی خَلقِهِ ثَلَاثٌ قُلتُ بَلَی قَالَ إِنصَافُ النَّاسِ مِن نَفسِکَ وَ مُوَاسَاتُکَ أَخَاکَ وَ ذِکرُ اللهِ فِی کُلِّ مَوطِنٍ أَمَا إِنِّی لَا أَقُولُ سُبحَانَ اللهِ وَ الحَمدُ لِلّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلِّا اللهُ وَ اللهُ أَکبَرُ وَ إِن کَانَ هَذَا مِن ذَاکَ وَلَکِن ذِکرُ اللهِ جَلَّ وَ عَزَّ فِی کُلِّ مَوطِنٍ إِذَا هَجَمتَ عَلَی طَاعَةٍ أَو عَلَی مَعصِیَةٍ.
آیابه سه چیز از سخت ترین اموری که خدا بر بندگانش واجب کرده، آگاهت نکنم گفتم: چرا؟ فرمود :منصفانه برخورد کردن تو با مردم هم دردی با برادرت به یاد خدا بودن در هر جا منظور من ازیاد خدا «سبحان الله و الحمد الله و لا إله إلا الله و الله أکبر» گفتن نیست؛ اگر چه این هم یاد خداست، اما ذکر خدا به یاد خدا بودن است آنگاه که به اطاعت یا معصیتی اقدام می کنی.
کافی(ط-الاسلامیه) ج2،ص 145،ح8
أَنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ وَ انصَحِ الأُمَّةَ و َارحَمهُم فَإِذا كُنتَ كَذلِكَ وَ غَضِبَ اللّهُ عَلى أَهلِ بَلدَةٍ أَنتَ فيها و َأَرادَ أَن يُنزِلَ عَلَيهِمُ العَذابَ نَظَرَ إِلَيكَ فَرَحِمَهُم بِكَ، يَقولُ اللّهُ تَعالى: (و َما كانَ رَبُّكَ لِيُهلِكَ القُرى بِظُلمٍ و َأَهلُها مُصلِحونَ)؛
با مردم منصفانه رفتار كن و نسبت به آنان خيرخواه و مهربان باش، زيرا اگر چنين بودى و خداوند بر مردم آباديى كه تو در آن به سر مى برى خشم گرفت و خواست بر آنان عذاب فرو فرستد، به تو نگاه مى كند و به خاطر تو به آن مردم رحم مى كند. خداى متعال مى فرمايد «و پروردگار تو (هرگز) بر آن نبوده است كه شهرهايى را كه مردمش درستكارند، به ستمى هلاك كند».
مكارم الاخلاق ص 457
مَن اُلهِمَ الصِّدقَ فى كَلامِهِ وَ الانصافَ مِن نَفسِهِ وَ بِرَّ والِدَيهِ وَ وَصلَ رَحِمِهِ، اُنسِىءَ لَهُ فى اَجَلُهُ وَ وُسِّعَ عَلَيهِ فى رِزقِهِ وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ وَ لُـقِّنَ حُجَّتَهُ وَقتَ مُساءَلَتِهِ ؛
به هر كس، راستگويى در گفتار، انصاف در رفتار، نيكى به والدين و صله رحم الهام شود، اجلش به تأخير مى افتد، روزيش زياد مى گردد، از عقلش بهره مند مى شود و هنگام سئوال [مأموران الهى] پاسخ لازم به او تلقين مى گردد.
اعلام الدين ص 265