💒💒💒 احادیث 💒💒💒

برای ترویج دین اسلام باید از هر وسیله ای استفاده نمود

صفحه اصلی راسخون بلاگ مسابقات راسخون تماس با من

احادیث امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام فرمودند:
لا تُدْخِلَنَّ فى مَشْوَرَتِکَ بَخیلا یَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ، وَ یَعِدُکَ الْفَقْرَ، وَ لا جَباناً یُضْعِفُکَ عَنِ الاُْمُورِ، وَ لا حَریصاً یُزَیِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ؛

با افراد بخیل مشورت مکن که تو را از خدمت به خلق خدا بازمى دارند و از تهیدستى مى ترسانند، و با افراد ترسو مشورت مکن که اراده تو را براى انجام کارهاى مهمّ تضعیف مى کنند، و اشخاص حریص را مشاور خود قرار مده که حرص را با ستمگرى در نظر تو زینت مى بخشند.
نهج البلاغه، نامه 53.
شرح حدیث:
مشورت از دستورات مهمّ اسلامى است و انعکاس وسیعى در قرآن مجید و روایات اسلامى دارد، به گونه اى که یکى از سوره هاى قرآن مجید به این مضمون نامگذارى شده است. مشورت با افراد واجد شرایط به پیشرفت برنامه هاى صحیح و سازنده انسان کمک شایانى مى کند و آثار و فواید زیادى به همراه دارد.
امّا به همان اندازه که مشورت با افراد ارزنده، به پیشرفت برنامه هاى صحیح کمک مى کند، مشورت با افرادى که نقاط ضعف روشنى دارند، زیان بخش است و نتیجه معکوس دارد، به همین دلیل امام امیرمؤمنان (علیه السلام)مؤکّداً توصیه مى کند که از انتخاب سه دسته به عنوان مشاور، مخصوصاً در امور مهمّ اجتماعى، خوددارى شود: بخیلان، ترسوها، حریص ها؛ یکى دست انسان را مى گیرد تا انسان از مواهب خدا داد بذل و بخشش نکند، دیگرى اراده او را سست مى کند تا سراغ کارهاى مهمّ نرود و سومى انسان را براى حرص و ولع بیش تر تشویق به تجاوز به حقوق دیگران مى نماید(1).

پی نوشت:
1. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 87. مشروح مباحث مربوط به مشورت را در ذیل آیه شریفه (و شاورهم فى الامر) در جلد سوم تفسیر نمونه، صفحه 142 به بعد، مطالعه فرمایید.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 2:39 AM ] [ اهل دل ] [ نظرات(0) ]

احادیث امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام فرمودند:
اَلاْیمانُ وَ الْعَمَلُ اَخَوانِ تَوْأمانِ وَ رَفیقانِ لایَفْتَرِقانِ؛

ایمان و عمل همزاد یکدیگر و دو قلو هستند و همچون دو رفیقى هستند که از یکدیگر جدا نمى شوند.
غرر الحکم، جلد 2، صفحه 136، حدیث 2094؛ شبیه این روایت از پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله)نیز نقل شده است. به میزان الحکمه، جلد اوّل، صفحه 306 (باب 262، حدیث 1289) مراجعه کنید. روایات دیگرى به همین مضمون در مأخذ مذکور خواهید یافت.
شرح حدیث:
بحث هاى فراوانى پیرامون رابطه ایمان و عمل در روایات اسلامى مطرح شده است، مى دانیم تعلیمات اسلام را معمولا به دو قسم اصول و فروع دین تقسیم مى کنند؛ یعنى دین شبیه به درختى است که ریشه ها و شاخه هایى دارد. اصول دین همان ریشه هاى درخت هستند که آب و موادّ غذایى را از زمین مى گیرند و به شاخه ها مى رسانند، اگر ریشه ها بخشکد شاخه ها هم مى خشکد. و فروع دین همان شاخه هاست و روشن است که درخت بدون شاخه نیز درخت نیست و دوامى نخواهد داشت. میوه درخت دین مقامات معنوى، اخلاق و قرب الى الله است. صفات و ویژگى هاى انسانى، میوه هاى این درخت است. این درخت با این سه بخش، مفید است و بدون آن بى اثر، یعنى هر سه بخش آن ضرورى است.
شاید مسأله اصول و فروع دین را از همین درختى که ذکر شد و به صورت یک مثال بسیار زیبا در قرآن مجید آمده گرفته باشند.
دشمن اگر در گذشته به سراغ شاخه هاى این درخت مى رفت و آن ها را قلع و قمع مى کرد، اکنون ریشه این درخت پربار را هدف قرار داده است، و عجیب این که با تمام قدرت و تجهیزات به جنگ دین آمده و خطرناک ترین سلاح او در این نبرد، استفاده از خود دین است! با تفسیرهاى غلط و نابه جایى که از دین مى کند مى خواهد ریشه دین را بزند. در این جاست که همه مسلمان ها باید بسیار هوشیار و بیدار باشند و از ملامت هیچ ملامت کننده اى نهراسند.
با توجّه به این مقدّمه معناى حدیث فوق روشن مى شود که ایمان و عمل نیز بسان این درخت مورد نیاز هستند و اگر از هم جدا شوند ثمره اى نخواهند داشت. تعبیر به «توأمان» مفهوم خاصّى دارد؛ یعنى از هم تفکیک ناپذیر هستند. بنابراین معنى ندارد که انسان ایمان داشته باشد؛ ولى به دنبال آن عمل نباشد. اگر ایمان در پى خود عمل به همراه نداشته باشد، باید در آن ایمان شک و تردید کرد! شاید به همین جهت است که در قرآن مجید معمولا هر جا که سخن از ایمان به میان مى آید به دنبال آن مسأله عمل صالح نیز مطرح مى شود.
شخصى، که رابطه ایمان و عمل را نمى دانست، خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید و از آن حضرت پرسید: «اَلا تُخْبِرُنى عَنِ الاْیمانِ، أقَوْلٌ هُوَ وَ عَمَلٌ، اَمْ قَوْلٌ بِلا عَمَل؟؛ آیا ایمان ترکیبى از عقیده و عمل است، یا تنها عقیده است و اعمال جزء ایمان محسوب نمى شود؟».
امام در جواب فرمود: «اَلاْیمانُ عَمَلٌ کُلُّهُ(1)؛ ایمان تمامش عمل است» نه این که شاخه اى از آن عمل باشد.

پی نوشت:
1. سفینة البحار، جلد اوّل، صفحه 152.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 2:39 AM ] [ اهل دل ] [ نظرات(0) ]

احادیث امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام فرمودند:
اَمّا اَهْلُ الْبِدْعَةِ فَالُْمخالِفُونَ لاَِمْرِ اللهِ، وَ لِکِتابِه، وَ رَسُولِه، اَلْعامِلُونَ بِرَأْیِهِمْ وَ اَهْوائِهِمْ وَ اِنْ کَثُرُوا؛

بدعت گزاران کسانى هستند که مخالف دستورات خداوند و قرآن مجید و رسول خدا هستند و به افکار و عقاید و هوى و هوس خویش عمل مى کنند. (چنین اشخاصى اهل بدعت هستند) هر چند تعداد آن ها زیاد باشد.
میزان الحکمة، باب 329، حدیث 1632، (جلد اوّل، صفحه 381).
شرح حدیث:
بدعت بر دو قسم است: 1ـ گاه به معنى نوآورى در مسایل علمى، صنعتى، اجتماعى، ذوقى و مانند آن است. انسان اگر مسأله تازه اى را با ذوق سلیم و راهنمایى عقل ارائه دهد، این امر مثبتى است و بیش تر از آن تعبیر به ابداع مى شود و روشن است که پیشرفت علوم و صنایع بشرى در سایه این نوآورى هاست.
2ـ معنى دیگر بدعت تحریف احکام خدا، یا اضافه کردن چیزى بر آن است؛ که این نوع از بدعت، بدعت منفى است، و متأسّفانه گاهى این دو نوع را جابجا مى کنند تا با تظاهر به بدعت مثبت، بدعت منفى را پیاده کنند، مثل این که به عنوان نوآورى مى گویند: «وضو براى زمانى بوده که بهداشت به طور مطلوب مراعات نمى شد و مردم به اندازه کافى خود را شست و شو نمى کردند، بدین جهت اسلام وضو را براى رعایت بهداشت لازم کرد، ولى اکنون که مردم خود به خود بهداشت را در حدّ مطلوب رعایت مى نمایند، دیگر وضو لازم نیست!». بدین جهت باید هوشیار بود که بدعت گزاران، بدعت منفى را در لباس بدعت مثبت پیاده نکنند.
بعد از روشن شدن دو قسم بدعت و تعیین مرز میان بدعت مثبت و منفى به کلام مولاى متّقیان بازمى گردیم. آن حضرت در مقام تفسیر بدعت منفى مى فرماید: «اهل بدعت مخالف اوامر الهى و کتاب پروردگار و رسولش هستند». بدعتى که امام حسین (علیه السلام) در مقابل آن ایستاد بدعتى بود که در عصر خلفا، مخصوصاً خلیفه سوم، ایجاد شده بود؛ بیت المال را در اختیار خویشاوندان خلیفه گذاشتند، پست ها و مقام هاى حکومت اسلامى را، که باید بر اساس تقوى و علم و آگاهى و تدبیر و لیاقت ها تقسیم شود، در اختیار دار و دسته خود نهادند. این بدترین بدعت ها بود که امام حسین (علیه السلام) با آن به مبارزه برخواست. علاوه بر همه این ها، معاویه بدعت بزرگ دیگرى نهاد و حکومت اسلامى را تبدیل به سلطنت کرد و تمام آداب و رسوم شاهان را زنده نمود و یزید نالایقِ شرابخوارِ کبوتر بازِ هرزه را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد! این ها مخالف اوامر الهى و قرآن مجید و اهداف پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) بود. آنچه مخالف اوامر الهى و کتاب و سنّت باشد بدعت است، چه آن را قرائت جدید بنامیم، یا از آن به نوآورى یاد کنیم، یا تفسیر و برداشت تازه اى نامیده شود!.
انگیزه هاى بدعت
امام در جمله دیگر به انگیزه هاى بدعت گزاران مى پردازد و مهم ترین انگیزه این کار را هوى و هوس معرّفى مى نماید. افراد هوسبازى هستند که دین را مانع هوى و هوس خود مى دانند، ولى از آن جا که نمى توانند با دین به صورت مستقیم مبارزه کنند، هوى و هوس خود را در لباس دین و به عنوان قرائت جدید عرضه مى نمایند و با تفسیر به رأى پایه گزار بدعت هاى مختلفى مى شوند. در زمان طاغوت نیز این سلاح مورد استفاده قرار مى گرفت، آن ها در پاسخ به اشکالات و انتقادها مى گفتند: «ما روح اسلام را حفظ کرده ایم; هر چند برخى از قالب ها محفوظ نمانده است!» یکى از وعاظ السلاطین در مقابل پرسش شاه که فلان برنامه ما موافق اسلام است یا نه؟ مى گوید: «تا اراده ملوکانه چه باشد!» شما هر چه بخواهید قرائت جدیدى ارائه خواهیم داد!
اگر با بدعت، مبارزه نشود و دانشمندان در مقابل آن به روشنگرى مردم نپردازند، نتیجه آن نابودى دین و مذهب است؛ زیرا اگر در هر عصر و زمانى چند بدعت نهاده شود، پس از مدّتى چهره دین به طور کلّى تغییر مى یابد و دین به عنوان یک پدیده جدید جلوه مى کند. شاید روایاتى که در مورد حضرت حجّت ـ عجل الله تعالى فرجه ـ وارد شده و دلالت دارد بر این که آن حضرت دین جدید مى آورد اشاره به همین مطلب باشد، یعنى در آن زمان، دین اسلام آن قدر دستخوش بدعت ها و پیرایه ها مى گردد که وقتى آن حضرت بدعت ها و پیرایه هاى آن را مى زداید، براى مردم آن عصر و زمان دین تازه اى جلوه مى کند!(1).
پایه هاى بدعت
بدعت بر اساس ضعف ایمان بنا نهاده شده است. ما اگر خداوند را عالِم على الاطلاق بدانیم، و خود را در مقابل او حتّى بسان قطره اى در برابر دریا ندانیم، و علم و دانش بى نهایت او را در مقابل علم بى مقدار خود قابل مقایسه ندانیم، و اسلام را به عنوان آخرین دین الهى قبول داشته باشیم، و پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) را معصوم بدانیم، هرگز به خود اجازه دخل و تصرّف در احکام الهى نخواهیم داد.
ما نباید کتاب و سنّت را به رنگ آراء و عقاید و نظریّات خود درآوریم و جلوى آن ها حرکت کنیم؛ بلکه باید آن ها را امام خود بدانیم و در سایه آن ها حرکت کنیم و اعتقادات خود را به رنگ آن درآوریم. چگونه برخى از اهل بدعت در مقابل دستور یک طبیب، که بشرى مثل آن هاست، تسلیم و رام هستند; ولى در برابر فرامین الهى متمرّد و گردنکش مى باشند؟!

پی نوشت:
1. روایت مذکور و شرح و تفسیر آن را در کتاب «انقلاب جهانى مهدى»، صفحه 320 به بعد، مطالعه فرمایید.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 2:39 AM ] [ اهل دل ] [ نظرات(0) ]

احادیث امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام فرمودند:
اَلْمَوَدَّةُ اَشْبَکُ الاَْنْسابِ وَ الْعِلْمُ اَشْرَفُ الاَْحْسابِ؛

محبّت و دوستى محکم ترین پیوند نسبى، و علم و دانش شریف ترین حسب محسوب مى شود.
بحار الانوار، جلد اوّل، صفحه 183 و جلد 74، صفحه 419.
شرح حدیث:
در میان عرب معروف است که وقتى مى خواهند شخصیّت کسى را بیان کنند «نَسَب» و «حَسَب» او را بیان مى دارند. منظور از «نسب» این است که او فرزند چه کسى و از کدام قبیله مى باشد؟
و امّا «حسب» در لغت به معناى «مفاخر» است، منتهى گاه شخص مفاخر پدرانش را بیان مى کند و گاه دیگر مفاخر خودش را؛ مثلا «کرم» براى شخص «کریم» حسب و شرف محسوب مى شود، هر چند پدرانش کریم نبوده باشند.
حضرت على (علیه السلام)در روایت فوق ترسیمى روشن از حسب و نسب ارائه مى کند و مى فرماید: «مهم ترین و محکم ترین پیوندهاى نسبى، مودّت و محبّت نسبى است». از کسى پرسیدند که دوست خوب مى خواهى یا برادر؟ پاسخ داد: برادرى مى خواهم که دوست خوبى براى من باشد. این مطلب همان چیزى است که در روایت فوق بدان اشاره شده است.
محبّت واقعاً معجزه مى کند، محبّت سخت ترین دشمنان را ممکن است رام کند و این، وسیله مهمّى براى پیشرفت در دنیا و آخرت و سرمایه مهمّى براى تبلیغ و عرضه آیین اسلام به تمام جهانیان است.
حضرت در ادامه حدیث مى فرماید: «بهترین چیزى که مى توان به آن افتخار کرد علم و دانش است» با توجّه به این که «علم» در این روایت به صورت مطلق ذکر شده، شامل هر نوع علمى، غیر از علوم محرّمه و مکروهه، مى شود.
نتیجه این که دو چیز عامل موفّقیت است: «علم» و «محبّت».

منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 2:39 AM ] [ اهل دل ] [ نظرات(0) ]

احادیث امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام فرمودند:
لا فَضیلَةَ کَالْجِهادِ، وَ لا جِهادَ کَمُجاهَدَةِ الْهَوى؛

هیچ فضیلتى همچون جهاد نیست، و هیچ جهادى همچون مبارزه با نفس نمى باشد.
بحارالانوار، جلد 75، صفحه 165.
شرح حدیث:
امام (علیه السلام) طبق این روایت جهاد را سرلوحه تمام فضایل مى شمرد؛ زیرا جهاد نسبت به تمام عبادت ها مشکلاتش فراوان تر و انجام آن سخت تر است و به مقتضى روایتى که از پیامبر (صلى الله علیه وآله) نقل شده، که «اَفْضَلُ الاَْعْمالِ اَحْمَزُها؛ برترین اعمال مشکل ترین آن هاست»(1). هیچ فضیلتى به مرتبه و منزلت جهاد در راه خدا نمى رسد. و در میان شاخه هاى مختلف جهاد، جهاد با نفس، از همه سخت تر و بدین جهت برتر است و لذا پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) آن را جهاد اکبر نامید(2).
سؤال: مگر مى شود کسى با خودش بجنگد؟ مبارزه معمولا دو طرفى است، از یک سو خود انسان و از سوى دیگر شخص بیگانه، امّا این که انسان با خودش جهاد کند به چه معناست؟
پاسخ: وجود انسان از بخش هاى متعدّدى تشکیل یافته است، به تعبیر دیگر انسان تک بُعدى نیست، بلکه ابعاد مختلفى دارد و این ابعاد مختلف همه یک سو و یک جهت نیستند، لذا ممکن است بعضى از ابعاد وجودى انسان با بعضى دیگر، که در تضّاد است، به مبارزه برخیزد؛ زیرا بُعد انسانى و ملکوتى با بُعد حیوانى همواره در ستیز است.
آرى هواى نفس، دشمنى درونى و همیشه بیدار است که در خانه دل لانه گزیده و همه جا همراه انسان است و پیوسته او را وسوسه مى کند و به آلودگى ها دعوت مى نماید، و تنها با ذکر و یاد خداوند و مراقبت دائم مى توان بر این دشمن خطرناک و بى رحم پیروز شد، چرا که دل آرام گیرد به ذکر خدا؛ (اَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)(3).

پی نوشت:
1. بحار الانوار، جلد 67، صفحه 191 و 237 و جلد 82، صفحه 332.
2. بحار الانوار، جلد 19، صفحه 182.
3. سوره رعد، آیه 28.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 2:39 AM ] [ اهل دل ] [ نظرات(0) ]

احادیث امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام فرمودند:
جَهْلُ الْمَرْءِ بِعُیُوبِه مِنْ اَکْبَرِ ذُنُوبِه؛

از بزرگ ترین گناهان، عدم آگاهى انسان به عیوب خویش است.
بحار الانوار، جلد 74، صفحه 419.
شرح حدیث:
گناهانى که انسان انجام مى دهد معمولا ریشه نفسانى دارد؛ یعنى خلق و خویى دارد که سبب این گناه مى شود. مثلا، شخصى که غیبت مى کند چون خلق و خوى حسادت دارد مرتکب این گناه بزرگ مى شود. یا کسى که از مال حرام اجتناب نمى کند چون دنیاپرست و حریص است و آرزوهاى طولانى دارد، وابسته به دنیا مى گردد. یا کسى که دیگران را تحقیر مى کند، چون متکبّر و خود برتربین است این گناه کبیره را به راحتى انجام مى دهد. حال اگر انسان این گناهان را بشناسد و ریشه هاى نفسانى آن را اصلاح کند، سرچشمه هاى گناه در وجود او خشکیده مى شود. امّا اگر به سرچشمه ها توجّهى نشود و فقط به قلع و قمع شاخه ها بپردازد، موفقیّتى به دست نمى آید. با توجّه به این مطلب روشن مى شود که چرا عدم شناخت ریشه هاى نفسانى از بزرگ ترین گناهان است.
سؤال: چرا انسان به عیوب خویش توجّه نمى کند؟ چطور آدمى خارى که در کف پاى دیگرى مى رود را متوجّه مى شود، امّا اگر شاخه درختى در چشمش فرو رود متوجّه نمى شود؟
پاسخ: انسان «حُبّ ذات» دارد؛ یعنى خودش را دوست مى دارد. حبّ ذات وقتى شدید باشد، انسان حاضر نیست نقصى را براى خود ببیند، بلکه معایب خویش را محاسن مى انگارد! مثل این که فردى که حال و حوصله کار و فعالیّت هاى اقتصادى ندارد و انسان تنبلى است، خود را زاهد مى پندارد! یا آدم وقیح و فحّاش خویش را شجاع مى انگارد! گذشتن از حبّ ذات از مشکل ترین مشکلات مسایل اخلاقى مى باشد و آخرین گردنه سخت سلوک الى الله است که در عرفان به آن «إنانیّت» مى گویند.
سؤال: براى مبارزه با این مشکل چه کنیم؟
پاسخ: آن ها که بتوانند خود را در معرض انتقاد قرار دهند و بدین وسیله عیوب خویش را بیابند خوشا به حالشان، و امّا کسانى که به این مرحله نرسیده اند خوب است حداقل دو کار را انجام دهند:
1ـ دوستان خوبى براى خویش انتخاب نمایند که همچون آینه کاستى ها و عیوب آن ها را متذکّر شوند و مصداق «اَحَبُّ اِخْوانى اِلَىَّ مَنْ اَهْدى عُیُوبى اِلَىَّ»(1) شوند.
2ـ ببینند چه چیز را براى دیگران عیب مى دانند، سعى کنند خود مرتکب آن نگردند؛ در یک مثال ساده اگر نیاز به کمک فورى همسایه پیدا کرد و او کمک نکرد و او را نکوهش نمود، مواظب باشد اگر همسایه اى دست نیاز به سوى او دراز کرد به کمکش بشتابد.
پروردگارا! ما را در مبارزه با «إنانیّت» و «حبّ ذات افراطى» موفّق بدار.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، جلد 71، صفحه 282.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 2:39 AM ] [ اهل دل ] [ نظرات(0) ]

احادیث امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام فرمودند:
شَرُّ اِخْوانِکَ مَنْ داهَنَکَ فى نَفْسِکَ وَ ساتَرَکَ عَیْبَکَ؛

بدترین دوستان تو آن هایى هستند که با تو مداهنه و چرب زبانى مى کنند و عیوب تو را مى پوشانند.
غرر الحکم، جلد 4، صفحه 173، شماره 5725.
شرح حدیث:
مردم در برخورد با واقعیّت ها و حقیقت ها بر دو دسته تقسیم مى شوند:
گروهى در مقابل واقعیّت ها تسلیم هستند، و حقیقت ها را، هر چند تلخ و ناگوار باشد، مى پذیرند و با عبرت از آنچه رخ داده، در صدد اصلاح خویشتن برمى آیند.
ولى گروه دوم، که متأسّفانه تعداد آن ها کم نیست، واقعیّت ها و حقایق را انکار کرده و از آن فرار مى کنند، در حالى که گریز از واقعیّات و پرده پوشى بر حقایق، نه مشکلى را حل مى کند و نه خدمتى به کسى محسوب مى شود. به همین دلیل دوستانى که به جاى انتقاد سازنده و صحیح، سعى دارند عیوب را کتمان کنند و براى ارضاى کاذب خاطر دوست خود، نقایص او را بپوشانند و یا آن را حُسن جلوه دهند، در عالم دوستى و رفاقت نه تنها خدمتى نکرده اند، بلکه مرتکب خیانتى بزرگ شده اند! خیانتى که گاه به قیمت حیثیت و آبرو و سعادت دوست آن ها تمام مى شود(1).
بدین جهت، اسلام نه تنها دستور مى دهد از چنین دوستانى پرهیز شود، بلکه سفارش مى کند که انسان هاى با ایمان، بسان آینه یکدیگر باشند(2) و تمام حقایق و واقعیّات را بدون کم و کاست براى دوستان مؤمن خویش بیان کنند تا با درک و توجّه به آن، در صدد اصلاح و رفع آن برآیند.

پی نوشت:
1. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 30.
2. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 414.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 2:39 AM ] [ اهل دل ] [ نظرات(0) ]

احادیث امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام فرمودند:
یا کُمَیْلُ! لا تَأْخُذْ اِلاّ عَنّا، تَکُنْ مِنّا؛ اى کمیل!

اگر مى خواهى از ما باشى، تمام معارف دینت را از ما بگیر!
بحارالانوار، جلد 74، صفحه 412.
شرح حدیث:
بعضى مسأله ولایت را خیلى آسان گرفته اند و کسانى که عاشقانه بر ائمّه اطهار (علیهم السلام) مى گریند و براى آن ها سینه مى زنند و عزادارى مى کنند و توسّلاتشان ترک نمى شود را اهل ولایت مى دانند؛ یعنى همین را کافى مى دانند. بلکه بعضى تصوّر مى کنند که ولایت با گناه و خلاف کارى هم جمع مى شود!
البتّه «ولایت» مراحل مختلفى دارد که یک مرحله آن همان توجّه و توسّل و شرکت در مراسم عزاى آن بزرگواران است؛ امّا بدون شک این کافى نیست و ولایت کامل و حقیقى آن است که تمام برنامه هاى زندگى خویش را طبق دستورات آن بزرگواران تنظیم کنیم و آن عزیزان را در تمام زندگى خویش حاضر بدانیم؛ و معارف اصیل اسلام را از آن ها بگیریم. سلمان فارسى از آن جا جزء اهل البیت شد(1)، که در تمام مراحل زندگى پا جاى پاى اهل البیت (علیهم السلام) نهاد و در هیچ مرحله اى جز به تبعیت از اهل البیت فکر نکرد.
نقطه مقابل این تفکّر ولایى صحیح و ناب امور زیر است:
1ـ این که انسان به خیالات و گمان ها و اوهام خویش پناه ببرد و با پوسته ظاهر فریب آن را بیاراید و راه خویش را با آن بپیماید!
2ـ این که تنها به عقل و خرد خویش متّکى نباشد، بلکه به قرآن و سنّت هم روى آورد; ولى شاگرد آن ها نباشد و به دنبال آن ها حرکت نکند، بلکه خود را استاد آن ها بداند! یعنى اوّل تصمیم بگیرد و سپس آیات قرآن و روایات معصومان را بر آن تطبیق کند. نظرات خویش را بر دین خدا تحمیل کند، تفسیرهاى نادرست از آیات قرآن ارائه کند و خلاصه دست به «تفسیر به رأى» و یا به اصطلاح «قرائت جدید» بزند.
3ـ این که از عقل و خرد خویش استفاده کند و در مقابل قرآن و سنّت نیز شاگردى نماید، ولى بدعت هایى از خود بگذارد و امورى خارج از دین را هم داخل دین کند و مخلوطى از دین و غیر دین را به عنوان دین و آیین خدا عمل نماید، و به تعبیر دیگر دچار التقاط گردد.
پروردگارا! به ما کمک کن تا با پرهیز از این راه هاى خطرناک سه گانه و گرفتن تمام معارف اسلام از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) و ائمّه اهل البیت (علیهم السلام)، به حقیقت ولایت نائل شویم.

پی نوشت:
1. پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) جمله «سلمان منا اهل البیت» را بارها فرموده و مرحوم علاّمه مجلسى در جلدهاى مختلف بحارالانوار آن را نقل کرده، که تنها در جلد 22، در صفحات 326، 330، 348، 374 و 385 آمده است!
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 2:39 AM ] [ اهل دل ] [ نظرات(0) ]

احادیث امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام فرمودند:
عَلَّمَ اَصْحابَهُ فى مَجْلِس واحِد اَرْبَعَمِأَةِ باب مِمّا یَصْلَحُ لِلْمُؤْمِنِ فى دینِه وَ دُنْیاهُ، ... قالَ: انْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللهِ، فَاِنَّ اَحَبَّ الاَْعْمالِ اِلى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ؛

حضرت على (علیه السلام) در یک جلسه چهارصد موضوع به یارانش تعلیم داد که براى دین و دنیاى آن ها مفید بود (یکى از آن موضوعات این بود): منتظر فرج باشید و از رحمت الهى مأیوس نشوید، چون محبوب ترین اعمال در نزد خداوند متعال انتظار فرج است.
بحارالانوار، جلد 10، صفحه 94.
شرح حدیث:
منظور از کلمه «الفرج» چیست؟
در این جا دو احتمال وجود دارد: 1ـ «ال» در «الفرج» الف و لام جنس است، یعنى همواره در مشکلات و سختى ها امیدوار به یافتن راه حل و گشایشى باشید و هیچ گاه از رحمت الهى ناامید نشوید؛ زیرا رحمت الهى پایان ناپذیر و نامتناهى است. دنیا همواره فراز و نشیب داشته و امّت هاى مختلف نیز مشکلات و مصائب گوناگونى داشته اند، و گاه شیاطین و فرمانروایان ظالم عرصه را بر مردم تنگ مى کردند و لشکر ایمان تضعیف مى شد، به گونه اى که گاه مشکلات نفس گیر مى شد، ولى هیچ گاه مؤمنان از رحمت الهى مأیوس نمى شدند.
به عنوان مثال در جنگ احزاب آن قدر عرصه بر مسلمانان تنگ شد که به تعبیر قرآن «مى خواست سینه ها از گلوها خارج شود!»(1) و به تعبیر ما «کارد به استخوان رسیده بود» ولى مسلمانان باز هم به حل مشکلات و انتظار رفع ناملایمات امید داشتند و این انتظار به ثمر نشست و خداوند به وسیله باد تمام بساط کفّار را در هم ریخت.
بنابراین اگر مشکلاتى براى جامعه، حوزه هاى علمیّه، انقلاب، جوانان، حکومت اسلامى، نوامیس مسلمانان و مانند آن پیش مى آید، نباید خود را ببازیم و از رحمت حق مأیوس گردیم، او که رحمتش عام است و شامل کسانى که حتّى او را نمى خوانند و نمى شناسند(2) مى شود، چطور شامل حال ما نمى شود؟!
2ـ این واژه معناى معهودى دارد، یعنى منتظر فرج مخصوص، که همه شیعیان و مسلمانان در انتظار آن هستند باشید؛ به تعبیر دیگر این روایت به ما توصیه مى کند که منتظر قیام حضرت مهدى (علیه السلام) باشیم. طبق احتمال دوم معناى جمله «احب الاعمال» این است که انتظار فرج از نماز، روزه، حجّ، جهاد، امر به معروف و نهى از منکر، و خلاصه از همه اعمال بهتر است و هیچ عملى به ارزش انتظار فرج نمى رسد(3).
سؤال: انتظار فرج یک حالت باطنى و درونى است، بنابراین همه مى توانند ادّعا کنند که منتظر هستند، آیا صرف این حالت درونى، که کار سختى هم نیست، افضل الاعمال است؟ و حتّى از جهاد با آن همه مشکلات و سختى ها، که جان انسان در خطر مى افتد، برتر است؟ آیا چنین انسانى مانند کسى است که خون خود را در راه خدا اهداء مى کند؟
پاسخ: انتظار چند گونه است:
1ـ انتظار دروغین که همراه با هیچ گونه آمادگى نیست و فقط با حرکت زبان است.
2ـ انتظار راستین که آمیخته با آمادگى هایى مى باشد که این خود درجاتى دارد. همانند نیروهاى نظامى که وقتى به آن ها آماده باش مى دهند گاه در آماده باش 50%، و گاه در آماده باش 70%، و گاه در آماده باش کامل 100%، به سر مى برند.
برخى از منتظرین آمادگى ناقصى دارند، برخى دیگر آمادگى نسبتاً کاملى دارند و گروهى نیز آمادگى 100% و کامل دارند. کدام یک از این منتظرین مشمول أحبُّ الاعمال هستند؟
بدون شک کسانى که آمادگى کامل دارند به این مقام رفیع و بلند نائل مى شوند؛ نه هر کسى که مدّعى انتظار باشد. مگر مى شود ما منتظر میهمانى بس عزیز و عالیقدر باشیم و عمرى را در انتظار مَقدم او به سر بریم، ولى حتّى ابتدایى ترین اسباب و وسایل پذیرایى را فراهم نکرده باشیم؟ اگر چنین شخصى مدّعى انتظار باشد، در حالى که هیچ آمادگى ندارد، مردم در عقل او شک مى کنند!
از سوى دیگر انتظار أشکال گوناگون دارد؛ انتظار شخصى که منتظر یک میهمان است، با انتظار کسى که منتظر صد میهمان مى باشد متفاوت است، انتظار یک شخص عادى با انتظار امامى که برترین انسان روى زمین است و براى برپایى حکومت جهانى و گسترش عدالت و قسط مى آید بسیار متفاوت است. اگر أشکال مختلف انتظار فرج را بررسى کنیم اعتراف خواهیم کرد که این انتظار، بزرگ ترین، با شکوه ترین و پرارزش ترین انتظار در طول تاریخ بشریّت است!
ولى آنچه مهمّ است این که: آیا اعمال ما نشانگر این انتظار هست؟ ما باید جایگاه خود را در حکومت جهانى مهدى (علیه السلام) از هم اکنون مشخّص کنیم! آیا از کسانى خواهیم بود که در خطّ مقدم جبهه خواهیم بود؟ یعنى آن قدر شجاعت، شهامت، آگاهى، تقوى، ایمان، و استقامت داریم که در این صف قرار گیریم؟ یا از کسانى خواهیم بود که در پشت جبهه یار و یاور رزمندگان خواهیم بود؟ یا از کسانى خواهیم بود که نه در خط مقدّم قرار خواهیم گرفت و نه در پشت جبهه یار و یاور آن ها خواهیم بود، بلکه (خداى ناکرده) فقط و فقط به فکر دنیاى خود خواهیم بود؟ یا (نعوذ بالله) در جبهه مخالف و رو در روى امام زمان قرار خواهیم گرفت!؟
عجبا! کسى که مدعى انتظار منتظَر بود حالا در صف مخالف قرار مى گیرد و با شمشیر آقا کشته مى شود! چنین انسانى در حقیقت با خواندن دعاى فرج، دعاى تعجیل مرگ خود را مى خوانده است؟!
با این توضیحات، انتظار واقعى مى تواند یک مکتب و دانشگاه خودسازى باشد.

پی نوشت:
1. سوره احزاب، آیه 10.
2. این مطلب در دعاى معروف ماه رجب، که بعد از نمازهاى واجب و مستحبّ خوانده مى شود، آمده است.
3. این مضمون در روایات دیگر نیز دیده مى شود؛ در برخى از روایات از انتظار فرج به «افضل اعمال امتى» و در برخى روایات به «افضل العبادة» و در روایات دیگر به «افضل عبادة المؤمن» تعبیر شده است، مشروح این روایات را در میزان الحکمة، باب 240 مطالعه فرمایید.
منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 2:39 AM ] [ اهل دل ] [ نظرات(0) ]

احادیث امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام فرمودند:
حُسْنُ الْخُلْقِ خَیْرُ رَفیق» و قالَ اَیْضاً: «رُبَّ عَزیز اَذَلَّهُ خُلْقُهُ وَ ذَلیل اَعَزَّهُ خُلْقُهُ؛

بهترین رفیق انسان اخلاق نیکوى اوست» و نیز مى فرماید: «چه بسا اخلاق (بد) انسان عزیزى را ذلیل کند و اخلاق (خوب) انسان ذلیلى را به (اوج) عزّت برساند.
سفینة البحار، جلد 2، صفحه 678.
شرح حدیث:
زندگى انسان، یک زندگى دستجمعى است و لذا نمى تواند تنها زندگى کند؛ زیرا در این صورت از همه چیز عقب مى ماند. و روشن است که در زندگى اجتماعى و دستجمعى نیاز به دوست و رفیق وجود دارد، تا در مشکلات و گرفتارى ها، خوشى ها و ناخوشى ها، فراز و نشیب هاى زندگى همراه انسان باشد و به او کمک کند. زندگى بدون دوست و رفیق، زندگى بسیار ناگوارى است و موجب عذاب روح انسان مى شود، بدین جهت یکى از شکنجه هاى سخت براى زندانیان، زندان انفرادى است.
طبق روایت فوق، بهترین دوست انسان خلق و خوى خوب خود اوست! زیرا اخلاق خوش موجب مى شود که دیگران به سوى او جذب شوند و دوستان فراوانى داشته باشد، چون کسى که خوش اخلاق است همه مردم رفیق او هستند. گاه انسان تمام نقاط قوّت را داراست؛ مال، مقام، شخصیّت، تحصیلات عالى، خانواده اى اصیل و مذهبى، اعتقادات راسخ و عمیق و مانند آن، ولى فاقد اخلاق خوش است. چنین انسانى ذلیل مى گردد. و بالعکس امکان دارد شخصى هیچ یک از امکانات فوق را نداشته باشد، امّا داراى اخلاقى نیکو و پسندیده باشد، بدون شک چنین انسانى در نزد همگان عزیز خواهد شد و همه به دیده عزّت به او مى نگرند.
روایت فوق به همین مطلب مهمّ اشاره دارد، و معناى آن این است که حُسن خُلق پوششى بر تمام بدى ها و کاستى ها و نقاط ضعف است، همان گونه که اخلاق بد تمام محاسن و خوبى ها و نقاط مثبت انسان را تحت الشعاع قرار مى دهد و آن ها را مى پوشاند.
تأکید فراوانى که در روایات و آیات قرآن مجید بر مسأله اخلاق مى شود براى این است که اخلاق در مدیریّت و رهبرى جامعه تأثیر فراوانى دارد. مخصوصاً اهل علم باید نسبت به این مسأله دقّت بیش ترى داشته باشند، بداخلاقى ها و توهین ها را با نرمى پاسخ گو باشند، تا آن ها را متّهم به خشونت نکنند.

منبع: ۱۱۰ سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، مؤلّف: حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى، تهیّه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 آبان 1395  ] [ 2:39 AM ] [ اهل دل ] [ نظرات(0) ]
.: تعداد کل صفحات 579 :. 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 >

درباره وبلاگ



در این وبلاگ مجموعه سخنان و احادیث بزرگان دین قرار داده خواهد شد. لطفا نظر دهید.

نویسندگان

اهل دل

آرشیو ماهانه

فروردین 1395
اردیبهشت 1395
خرداد 1395
تیر 1395
مرداد 1395
شهریور 1395
مهر 1395
آبان 1395
آذر 1395

آرشیو موضوعی

حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله
حضرت فاطمه علیها السلام
امام علی علیه السلام
امام حسن علیه السلام
امام حسین علیه السلام
امام سجاد علیه السلام
امام باقر علیه السلام
امام صادق علیه السلام
امام کاظم علیه السلام
امام رضا علیه السلام
امام جواد علیه السلام
امام هادی علیه السلام
امام عسکری علیه السلام
امام مهدی علیه السلام
قدسی

آمار وبلاگ

كل بازديدها : 293495 نفر
كل نظرات : 4 عدد
كل مطالب : 8651 عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 25 دی 1397 
تاریخ ایجاد بلاگ :شنبه 1 خرداد 1395 

دیگر امکانات

  • آردوج
  • روغن زیتون
  • زیتون
  • روغن زیتون
  • زیتون
  • خرید زیتون
  • خرید روغن زیتون
  • مای ترکیه
  • خرید خانه در ترکیه
  • خرید خانه در ترکیه