سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 — mehdi bisheh - 0 نظر
حماسه سياسي و حماسه اقتصادي در مقام يک گفتمان و نظام معنايي که به بازتوليد ارزش هاي انقلابي مي پردازد، نيازمند تدابير و برنامه هايي است تا عملياتي شود و نتايج آن به بار بنشيند. اين تدابير و برنامه ها در مرحله اول، ترکيبي از تغييرات فرهنگي، روحي و شخصيتي با عمليات اجرايي و اصلاحات ساختاري است که البته تنها در چارچوب نظام جمهوري اسلامي موضوعيت مي يابند. تأمل و انديشه ورزي در اين زمينه کار ساده اي نيست و نيازمند گفتوگوهاي جمعي زيادي است؛ اما تلاش مي شود تا محورهايي پيشنهاد گردد:
1- کنارگذاشتن روحيه محافظه کارانه با حفظ اصول و انجام اقدامات شجاعانه در اصلاح ساختار سياسي اقتصادي کشور؛ براي مثال، از درون اين برنامه، اصلاح شجاعانه قوانين حساس همچون قانون انتخابات و مطبوعات و يا قانون گذاري در مسائل حساسي همچون فساد اداري و...حاصل مي شود و در زمينه اقتصاد نيز برنامه کاهش جدي فروش نفت، بستن درهاي کشور بر روي واردات، انقلاب کشاورزي و...استخراج ميشود.
2- ترويج مفاهيم شجاعت، ايستادگي و مقاومت در محيط هاي آموزشي و ساخت برنامه هاي تبليغي دراينباره؛ براي مثال، برنامه تشکيل محيط هاي آموزشي با حمايت هاي دولتي براي تربيت نسلي از جوانان دانشمند و شجاع براي اصلاح و تقويت حوزه علوم انساني پيشنهاد مي شود.
3- نهادينه سازي فرهنگ اعتمادبهنفس و خودباوري با پيش دستي در کشف و ابداع طرح هاي جديد در حوزه هاي مختلف داخلي و منطقه اي؛ تشويق احزاب، گروه هاي سياسي و سازمان هاي غيردولتي به نظريهپردازي و ورود به مسائل حساس منطقه اي و ارتباط با جامعه مدني کشورهاي منطقه براي صدور ارزش هاي انقلابي از جمله اقدامات در اين زمينه مي تواند باشد.
4- انجام مطالعات و پژوهش هاي جدي و برنامه ريزي عملياتي براي اصلاح فرهنگ عمومي به ويژه فرهنگ سياسي کشور (که البته در اين زمينه اقدامات مفيدي صورت گرفته است)؛ بيان صادقانه امتيازات و نقايص فرهنگ عمومي جامعه و تنظيم تمامي سياست ها براي اصلاح اين موضوع؛ دراين باره شيوه تفکر، روش تصميم گيري، پيش فرض ها و فرضيات اذهان عمومي جامعه و از جمله اقشار مذهبي و متعهد، با اشکالات و انحرافاتي مواجه است که اصلاح نشدن آن ها نمي گذارد سرمايه اجتماعي کشور در مواقع،حساس تصميمات عاقلانه اي بگيرد؛ براي مثال،انجام برخي اقدامات تند شماري از جوانان حزب اللهي که سبب ناراحتي رهبر معظم انقلاب شده است، ريشه در شيوه تفکر و غلبه احساسات بر تصميمگيري ها دارد، نه در اختلافات اعتقادي يا سياسي.
5- توسعه ارتباطات انساني، افزايش تعاملات اجتماعي با رويکرد حفظ سنت ها و ارزش ها در سطح جامعه؛ اين معنا نيازمند شکافتن، برنامه ريزي و توجه جدي است؛ چرا که در دنياي کنوني، قدرت در دست صاحبان ارتباطات است. مرکزيت مفهوم مشارکت مردمي در گفتمان حماسه سياسي و اقتصادي ايجاب مي کند تا به مقوله ارتباطات انساني در قالب واقعي و مجازي اهميت زيادي بدهيم. در حال حاضر، تشکل هاي مجازي و واقعي زيادي در سطح جامعه تلاش مي کنند تا از طريق شبکه¬هاي مجازي و واقعي،مديريت ارتباطات را بهدست گيرند و سرمايه اجتماعي کشور را به سمت علايق خود ترغيب کنند و در اين ميان،شبکه ها و اجتماعات زيادي هستند که رنگ و بويي غيرمذهبي دارند و اساساً افراد را نهتنها از دغدغه مشارکت در سرنوشت کشور دور مي کنند، بلکه آنان را به موانعي در اين راه تبديل مي کنند. اين تهديد، مسئوليت جامعه مذهبي را در توسعه ارتباطات، شبکه سازي در بين سرمايه اجتماعي کشور و بهره¬برداري از اين اجتماعات و شبکه ها افزايش مي دهد.
6- تشريح هرچه بيشتر موفقيت هاي نظام در حوزه هاي مختلف و شناخت و تبليغ ظرفيت هاي معطل مانده کشور و دعوت مردم به مشارکت براي بالفعل کردن اين ظرفيت ها؛ مهم ترين مؤلفه اي که حماسه حضور مردم در حوزه هاي مختلف را برميانگيزد و سبب مشارکت فعال آنان در پيشرفت کشور مي شود، اعتماد به مسئولان و ساختار سياسي است و يکي از مهم¬ترين عواملي که اين اعتماد را ايجاد ميکند و تداوم مي بخشد، مقابله با فساد و انحصارطلبي در حوزه هاي مختلف است.
برگرفته از : http://siasi.porsemani.ir
ادامه مطلب