تحلیلی اخلاقی از مانایی عاشورا
وقتی ما سخن از يک رنج بزرگ به ميان میآوریم در واقع از يک رنجدیدهی بزرگ سخن میگوییم؛ به تعبير ديگر گاهی رنج بزرگ است و گاهی رنجديده، میان این دو فرق بسیار است. وقتی پيامبر (صلی الله علیه و آله) میگوید: «هيچکس آنقدر که من در راه خدا اذيت ديدم، آزار نديد» [1] لزوماً به معنای آن نيست که رنجها و آزارهايي که ديده، کمّاً و مجموعاً بيشتر از آزارهای انبيای پيشين بوده است؛ زيرا وقتی آینهی وجود پيامبر شفافتر از همهی گذشتگان و آيندگان خويش بوده لاجرم بيش از همه گردوغبار اذيت و آزارِ اغيار و اهلانکار بر آن نمايان میشده است. اين سخن يک تشبيه شاعرانه نيست، يک تبيين روانکاوانه است. پيامبر اگر در غزوات خويش آسيبی ديده به اقتضای طبيعت جنگ بوده و در خارج از جنگها نيز اگرچه دندان مبارکش شکسته و يا از کودکان طائف سنگ خورده و...، بههرحال آنگونه جراحت جسمی نديده که ازاينحيث فاصلهی بسيار زيادی با رسولان سلف پيدا کرده باشد.
ادامه مطلب









