عرض ارادتی بر هشتمین آفتاب

 
 
 
چشمها راکه می بندی همهمه ی جمعیت و صدای دعا و مناجات می دود توی گوشت. صدای بال زدن دسته جمعی کبوتران که می نشینند روی سقف کوتاه سقاخانه و بعد باهم بلند می شوند. چشمها را که باز می کنی  آفتاب طلایی مشهد توی چشمت فشفشه می ترکاند. نمی دانی بیداری و یا اینکه همه ی اینها را در یک خواب خوش می بینی. وای یعنی واقعا توی حرم هستی؟ خوش به حالت. برخیز . برخیز و یک نفس عمیق بکش . برو جلو . کفشهایت را درآور. دستهایت را باادب روی سینه ات بگذار و بگو:
 
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
 


[ دوشنبه 24 فروردین 1394  ] [ 3:35 PM ] [ محمد قلی نژاد ]
[ نظرات0 ]