0
نظر

يک ارتباط شوم!

نويسنده : ابوالفضل اقایی

به گزارش آريا به نقل از پايگاه اطلاع رساني پليس، دختر جوان در دايره اجتماعي كلانتري شهيد نواب صفوي مشهد گفت:‌ شماره تلفنش را يكي از هم كلاسي هايم به من داد و گفت: ‌حسن، پسر خاله ام است و خيلي غرور دارد، بيا و به طور ناشناس با او تماس بگير و اذيتش كن تا دلم خنك شود!
متاسفانه من كه تازه گوشي تلفن همراه خريده بودم و ذوق و شوق داشتم بدون توجه به عواقب اين كار اشتباه و از روي مسخره بازي به تلفن پسر غريبه زنگ زدم. حسن پس از چند بار تماس تلفني، گفت: اگر شجاعت نداري و مي ترسي خودت را نشانم بدهي، پس چرا زنگ مي زني؟
نفيسه افزود: من حماقت كردم و شوخي شوخي دلباخته پسري شدم كه بعدا فهميدم پسر خاله هم كلاسي ام نيست و قبلا سر دوستم را كلاه گذاشته است.
ولي وقتي در اين باره از حسن توضيح خواستم كه چرا به هم كلاسي ام نامردي كرده اي؟ او با چرب زباني ،تمام تقصيرها را به گردن دوستم انداخت و گفت: واقعا قصد ازدواج داشتم اما اين دختر لياقت ندارد و ...!
من با آرامشي كه در صداي اين پسر جوان حس مي كردم و با علاقه قلبي كه به او داشتم خام شدم و ما حدود سه ماه با هم در ارتباط بوديم.
تا اين كه يك روز غروب به بهانه جشن تولدش مرا به خارج از شهر برد وبا وعده ازدواج و توسل به زور مورد آزار و اذيت قرار داد! از آن به بعد حتي هر وقت در پارك قرار ملاقات مي گذاشتيم و همديگر را مي ديديم با اين ادعا كه يك نخود ترياك مي تواند از نظر عصبي آرامم كند چندبار از اين مواد لعنتي در چاي و نوشيدني حل كرد و به خوردم داد.
ولي چون واقعا دوستش داشتم نمي خواستم او را از دست بدهم و به همين خاطر با اشتباهي بزرگ، به خواسته هايش تن دادم.
اما خيلي زود فهميدم به بيراهه رفته ام چون با مشكلي كه برايم به وجود آمده بود نگراني خاصي داشتم وديگر نمي توانستم به اين ارتباط شوم ادامه بدهم.
من از حسن خواستم هر چه سريع تر تكليفم راروشن كند ولي او خيلي خونسرد در حالي كه چاقويي را نشانم داد گفت: تكليف تو از روز اول هم روشن بودبهتر است بروي و گور خودت را گم كني در غيراين صورت نمي گذارم يك روز خوش ببيني و ...!
با شنيدن اين جملات تهديد آميز دنيا روي سرم خراب شد و تصميم گرفتم موضوع را به مادرش خبر بدهم اما پيرزن با چشماني اشك بار نگاهم كرد و پرسيد:
تو چندمين دختري هستي كه فريب اين آدم احمق را خورده اي؟ ازدست اين پسر نا خلف خسته شده ام و نمي دانم به خاطر اين خطاهايش چه جوابي به همسر و دختر بچه اش بدهم؟ پير زن با آه و ناله مرا نفرين كرد و تازه فهميدم چه ساده و راحت فريب خورده ام و حيثيتم رابه باد داده ام.
نفيسه با صدايي بغض گرفته گفت: نمي توانم در اين باره چيزي به مادرم بگويم چون او بعد از مرگ پدرم هر كاري كه از دستش بر مي آمده، انجام داده است و اگرچنين حرف هايي بشنود سكته مي كند ولي من ...!معاونت اجتماعي فرماندهي انتظامي استان خراسان رضوي

0
نظر

سارق كانال‌رو به دام افتاد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

عصر يكم بهمن سال گذشته مالك مغازه موبايل فروشي در منطقه تهرانپارس به مأموران كلانتري 144 جواديه تهرانپارس مراجعه كرد و مأموران را از وقوع يك حادثه سرقت با خبر كرد.
اين فرد در اظهاراتش به مأموران گفت: امروز صبح وقتي به مغازه‌ام در خيابان امين مراجعه كردم ديدم كه تمامي گوشي‌هاي تلفن همراه داخل مغازه‌ام به همراه كارتن‌هاي آنها به سرقت رفته است.
با تشكيل پرونده مقدماتي و ارسال آن به دادسراي ناحيه 4 تهران به دستور بازپرس ششم دادسرا پرونده جهت رسيدگي تخصصي به پايگاه چهارم پليس آگاهي ارجاع شد.
كارآگاهان پايگاه چهارم با جمع‌بندي اطلاعات به دست آمده از سرقت‌هاي مشابه اطلاع پيدا كردند كه سارق با سرقت از 5 مغازه موبايل‌فروشي در مناطق مختلف شهر تهران اقدام به سرقت حداقل 200 فقره گوشي و لوازم جانبي آن كرده است.
با بررسي شيوه و شگرد استفاده شده در سرقت‌ها مشخص شد سارق يا سارقان از طريق كانال‌هاي كولر وارد مغازه‌هاي فروش تلفن همراه شده و پس از سرقت هم از همان طريق خارج شده‌اند.
كارآگاهان پايگاه چهارم با بهره‌گيري از اطلاعاتي كه از محل‌هاي فروش تلفن همراه در مناطق مختلف شهر تهران به ويژه در منطقه مركزي و بازار تهران در اختيار داشتند كنترل نامحسوس اين مناطق را در دستور كار خود قرار دادند.
پس از گذشت چند روز كارآگاهان به حضور جواني حدوداً 25 ساله و ترددهاي وي در اين مناطق مشكوك شدند و او را تحت مراقبت‌هاي خود قرار دادند. با شناسايي اين جوان تحقيقات درباره سرقت گوشي از وي آغاز و مشخص شد وي خود مغازه‌دار بوده اما به علت اعتياد شديد به مصرف شيشه ورشكسته شده و مدتي از وي خبري نبوده اما اخيراً مجدداً‌ در بازار حضور پيدا كرده است.
با شناسايي خريداران تلفن همراه از اين جوان به نام كيومرث مشخص شد كه وي تعدادي از گوشي‌هاي تلفن همراه مسروقه را به همراه دارد به اين ترتيب كيومرث به اتهام فروش اموال مسروقه در تاريخ 5 ارديبهشت امسال دستگير شد.
كارآگاهان پايگاه چهارم در زمان دستگيري و بازرسي بدني متهم موفق به كشف عابربانكي متعلق به يك فرد شدند كه در بررسي‌هاي بيشتر مشخص شد كه اين عابربانك متعلق به مرد ميانسالي كه چندي پيش براي معالجه به تهران آمده اما پس از مفقود شدن عابربانكش مجبور شده بدون انجام درمان به شهرستان باز گردد.
اين فرد مدعي شد در تاريخ 14 تيرماه سال 88 از سيستان و بلوچستان به تهران آمدم و مدارك پزشكي‌ام مفقود شد كه بلافاصله براي ابطال كارت عابربانكم مراجعه كردم اما متوجه شدم در همان چند ساعت مبلغ 5 ميليون تومان از حساب عابربانكم برداشت شده است.
كارآگاهان پايگاه چهارم با بررسي پرونده و به دست آمدن تصاوير متعلق به فرد سارق موفق به شناسايي متهم دستگير شده به عنوان سارق عابربانك شدند.
كيومرث در ابتداي دستگيري تلاش داشت تا با انكار انجام سرقت‌ها زمينه انحراف در مسير تحقيقات پرونده را ايجاد كند اما پس از ارائه مدارك و دلائل قطعي از سوي مأموران لب به اعتراف گشود و گفت مدتي پس از اعتياد ورشكسته شدم و براي آنكه بتوانم از عهده مخارجم بربيايم دست به سرقت از مغازه‌ها زدم.
سرهنگ كارآگاه علي مؤذن سرپرست پايگاه چهارم پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: با توجه به اعترافات متهم و كشف مقاديري از اموال مسروقه از محل مخفيگاه وي كليه محل‌هاي سرقت مورد شناسايي قرار گرفت و پرونده به مقام قضايي تحويل داده شد.

0
نظر

مرد جوان بعد از درخواست طلاق، همسرش را به قتل رساند

نويسنده : ابوالفضل اقایی

عصر 18تير سال گذشته، مأموران پليس آگاهي شهرستان دماوند از وقوع يك فقره قتل در يكي از مزارع اين شهرستان باخبر شدند.

مأموران با حضور در محل حادثه با جسد زن جواني به نام مريم روبه‌رو شدند كه بر اثر شليك گلوله به بدنش به قتل رسيده بود و شاهدان حادثه شوهر وي را عامل اين قتل معرفي كردند.

شاهدان حادثه كه فرزندان مقتول بودند، مدعي شدند كه پدرشان بعد از قتل مادرشان، اقدام به خودكشي كرد كه توسط پدربزرگشان به بيمارستان انتقال يافت.

شوهر مقتول به نام رضا، از مرگ نجات يافت و ضمن اعتراف به قتل همسرش مدعي شد كه انگيزه وي از قتل، رابطه همسرش با مردي غريبه بوده است.

رضا مدعي شد كه در زمان قتل دچار جنون شده و همسرش را به قتل رسانده است، اما تحقيقات پزشكي قانوني از وي، اظهارات متهم را رد كرد و عنوان شد كه وي در سلامت كامل به سر مي‌برده است.

قرار مجرميت متهم، در دادسراي جنايي دماوند صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد.

صبح امروز جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي برگزار شد. اصغري روشن، نماينده دادستان، با اشاره به مدارك موجود در پرونده مانند شكايت اولياي دم، گزارش مرجع انتظامي، نظريه پزشكي قانوني، اظهارات شاهدان و اعترافات متهم، خواستار مجازات وي شد.

در ادامه جلسه، پدر و مادر مقتول در جايگاه قرار گرفتند و با اعلام شكايت مجدد از متهم، خواسته خود را قصاص وي عنوان كردند. دختر 13 ساله مقتول مدعي شد كه هيچ شكايتي از پدرش ندارد.

بعد از اظهارات اولياي‌دم، متهم در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه اتهامات خود از جمله قتل عمد و نگهداري سلاح غيرمجاز را قبول دارد، گفت: از حدود يك سال قبل از قتل با همسرم به خاطر رابطه او با يكي از دوستانم، مشكل داشتم. يك روز به خانه رفتم و ديدم همسرم در حال مكالمه تلفني با فردي غريبه است.

وي ادامه داد: شماره تلفن را برداشتم و متوجه شدم كه شماره متعلق به دوستم است. از تلفن عمومي با او تماس گرفتم و او را به محلي كشاندم و با او درگيري شدم. دوستم از من عذرخواهي كرد و قول داد پاي خود را از زندگي من بيرون بكشد.

متهم افزود: تصميم گرفتم همسرم را طلاق بدهم اما پدر همسرم قباله ازدواج را به من نداد و من موفق به اين كار نشدم. با وساطت بزرگان فاميل و براي اينكه آبرويمان نرود، موضوع را فيصله دادم.

وي گفت: مدتي از اين موضوع گذشت ولي دوباره متوجه انحراف اخلاقي همسرم و ارتباط مجدد او با دوستم شدم. بارها به او تذكر دادم ولي او به حرف من گوش نمي‌داد. يك روز به دادگاه خانواده رفتيم تا به صورت توافقي از هم جدا شويم.

متهم به قتل گفت: وقت رسيدگي به آينده موكول شد و ما به زمين كشاورزي پدر همسرم رفتيم تا از وي بخواهم با همسرم صحبت كند و او را متوجه اشتباهات خود كند. اما همسرم مخالفت كرد و از همراهي من خودداري كرد.

وي ادامه داد: به سمت زمين‌هاي كشاورزي خودمان رفتيم و آنجا همسرم گفت ديگر به من علاقه‌اي ندارد و قرار است با دوستم به شهر ديگري برود. من هم به او گفتم اگر با من نباشد، اجازه نمي‌دهم با مرد ديگري هم زندگي كند. عصباني شدم و چند گلوله به پا، كمر و سينه او شليك كردم. بعد از آن هم خودم را با سلاح زدم.

قاضي خطاب به متهم گفت: با توجه به اينكه بعد از قتل همسرت، به پدرت زنگ زدي و وي را از موضوع باخبر كردي و بعد خودت را با اسلحه زدي، همه اين موارد نشان‌دهنده تظاهر به خودكشي است، بعد هم از فرزندانت خواستي سلاح را مخفي كنند.

متهم در حالي اين اظهارات قاضي را انكار كرد كه فرزندان وي، قبلا اظهارات قاضي را تأييد كرده بودند و پسر 10 ساله وي مدعي شده بود كه به خواست پدرش اسلحه را پنهان كرده است.

با توجه به اظهارات جديد متهم در دادگاه و ايجاد شبهات جديد، قاضي عزيزمحمدي براي انجام تحقيقات بيشتر در اين زمينه، رسيدگي را به جلسه آينده موكول كرد.

0
نظر

كلاهبردار ميلياردي با 400 شاكي دستگير شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

به نقل از ستاد اطلاع رساني فرماندهي نيروي انتظامي استان تهران، رئيس اخراجي يكي از مراكز دولتي در شهريار كه از چهار سال گذشته با تشكيل صوري تعاوني‌هاي مسكن، 15ميليارد تومان كلاهبرداري و متواري شده بود، در اين شهرستان دستگير شد.
در چهار سال اخير در پي دريافت شكايت‌هاي متعددي از سوي شهروندان شهريار مبني بر اين كه فردي به نام «ع – م » با تشكيل تعاوني‌هاي مسكن به بهانه ساخت مسكن و زمين از آنها كلاهبرداري كرده و متواري شده است، بلافاصله موضوع در دستور كار پليس قرار گرفت و با هماهنگي‌هاي قضائي فرد مورد نظر دستگير و به جرم كلاهبرداري 15 ميليارد توماني اعتراف كرد و برابر احكام صادره قضائي روانه زندان شد.
كلاهبردار دستگير شده پس از تحمل مدتي كيفر در ازاي قرار وثيقه به منظور جلب رضايت شاكيان، مدت كوتاهي از زندان مرخصي گرفت ولي در طول مرخصي نه تنها رضايت هيچ شاكي را به دست نياورد، بلكه اموال خود را به نام همسرش كرده و متواري شد.
به دنبال فرار متهم، پيگيري‌ها از سوي مأموران انتظامي و دادسراي شهريار براي دستگيري وي ادامه داشت تا اين كه سرانجام چهاردهم ارديبهشت ماه امسال، مأموران كلانتري 11 مركزي شهريار محل سكونت وي را در جهانشهر كرج را شناسايي و او را به همراه همسرش كه به اتهام معاونت در جرم تحت تعقيب بود، دستگير كردند.
با انتقال اين كلاهبردار 15 ميلياردي به كلانتري 11 مركزي، بلافاصله 250 نفر از شاكيان وي پس از اطلاع از دستگيري به كلانتري مراجعه و پيگير شكايت خود شدند.
با توجه به اين كه شمار شاكيان اين كلاهبردار به 400 نفر مي‌رسند، متهم پس از معرفي به مراجع قضائي با قرار بازداشت در اختيار مأموران كلانتري قرار گرفته و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.

0
نظر

صاعقه در ابهر جان دو نفر را گرفت

نويسنده : ابوالفضل اقایی

محمدرضا براتي امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زنجان اظهار داشت: اين دو نفر در طي روزهاي گذشته در دو روستاي شهرستان ابهر بر اثر صاعقه جان خود را از دست دادند.
وي با بيان اينكه اين دو نفر در روستاهاي كبودچشمه و مرشون شهرستان ابهر جان خود را از دست داده‌اند، تصريح كرد: اين مرد جوان 26 ساله به نام "ف.ر " اهل اين روستا بوده است.
مديركل مديريت بحران استان زنجان با اشاره به قرباني ديگر صاعقه افزود: وي خانمي به نام "الف.ق " 14 ساله اهل روستاي مرشون بوده است.
وي در ادامه با اشاره به تلفات هر ساله حادثه رعد و برق خاطر‌نشان كرد: هموطنان بايد هنگام رعد و برق مراقبت بيشتري داشته و از صعود به ارتفاعات و از پناه گرفتن زير درختان خودداري كنند.
براتي در مورد تعداد فوتي‌هاي سال گذشته بر اثر صاعقه در استان زنجان گفت: سال گذشته نيز يك نفر بر اثر رعد و برق جان خود را در استان زنجان از دست داده بود.
وي استان زنجان را يكي از استان‌هاي حادثه‌خيز به لحاظ بلاياي طبيعي دانست و گفت: بسياري از حوادث طبيعي در استان زنجان رخ مي‌دهد.
مديركل مديريت بحران استان زنجان افزود: زلزله، سيل، رعد و برق، طوفان و برخي ديگر از حوادث طبيعي در استان زنجان روي مي‌دهد.