0
نظر

فاميل‌هاي كيف‌قاپ در منطقه خاني آباد دستگير شدند

نويسنده : ابوالفضل اقایی

ساعت يك بامداد 19 تير امسال، مادر و دختري پس از پايان كارشان در يك تالار پذيرايي و در حال بازگشت به سمت منزل، در منطقه خاني آباد - خيابان شكوفه توسط سرنشينان يك دستگاه هوندا 125 مشكي رنگ مورد سرقت و كيف‌قاپي قرار گرفتند.

2 سارق كيف‌قاپ موتورسوار كه در حال پرسه‌زني در خيابان خاني‌آباد بودند با مشاهده مالباختگان تصميم به سرقت اموال همراه آنها گرفته كه با سرعت به آنها نزديك، اقدام به سرقت كيف همراه يكي از آنها كرده اما با مقاومت صاحب كيف مواجه مي‌شوند كه همين امر باعث مي‌شود تا راننده موتور سرعت خود را افزايش دهد كه باعث كشيده شدن مالباخته به همراه كيف خود روي زمين و شكسته شدن دست چپ وي مي‌شود.

شهروندان كه از سر و صداي ايجاد شده ناشي از درخواست‌هاي كمك اين مادر و دختر متوجه موضوع سرقت شده بودند به كمك آنها رفتند. 2 سارق كه در سرقت خود ناكام مانده بودند با مشاهده شهروندان تصميم به فرار از محل گرفتند اما راننده موتور موفق به كنترل موتورسيكلت نشد كه بر اثر آن موتورسيكلت واژگون و راننده آن توسط مردم دستگير اما سرنشين آن از محل متواري ‌شد.

با دستگيري راننده موتورسيكلت به نام رضا 32 ساله، موضوع از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110 به كلانتري 152 خاني‌آبادنو اعلام شد كه با حضور مأموران در محل، متهم به كلانتري منتقل و مالباخته مصدوم نيز جهت مداوا به بيمارستان منتقل شد.

با تشكيل پرونده مقدماتي، پرونده به همراه متهم جهت انجام تحقيقات تخصصي در اختيار كارآگاهان پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.

كارآگاهان با بررسي سوابق رضا اطلاع پيدا كردند كه اين شخص از مجرمان سابقه‌داري است كه در سال‌هاي 81 و 82 به اتهام شرب خمر و خريد و فروش مشروبات الكلي دستگير و روانه زندان شده و در حال حاضر نيز به مصرف موادمخدر صنعتي شيشه اعتياد دارد.

متهم در تحقيقات، با معرفي يكي از بستگان خود به نام ناصر 36 ساله به عنوان همدست متواري از صحنه سرقت، در ادامه اعترافات خود به مأموران گفت: به همراه پسرخاله پدرم كه ساكن منطقه طرشت است، در منطقه خاني آبادنو اقدام به سرقت و كيف‌قاپي مي‌كرديم.

كارآگاهان پايگاه پنجم با شناسايي مخفيگاه متهم متواري در منطقه طرشت، در تحقيقات خود دريافتند كه متهم از اين محل متواري شده است اما در ادامه اقدامات فني و پليسي خود، موفق به شناسايي مخفيگاه متهم در همان منطقه شدند و با اخذ دستور قضايي از شعبه يكم دادياري دادسراي ناحيه 27 تهران در ساعت 10 صبح 21 تير با ورود به مخفيگاه متهم موفق به دستگيري وي شدند.

در ادامه بررسي سوابق احتمالي متهم مشخص شد كه ناصر از مجرمان سابقه‌داري است كه پيش از اين نيز در سال‌هاي 72، 82 و 86 به اتهام ضرب و شتم و حمل و نگهداري موادمخدر دستگير و روانه زندان شده و در حال حاضر نيز به مصرف موادمخدر شيشه اعتياد دارد.

متهم پس از انتقال به پايگاه پنجم منكر هرگونه ارتكاب سرقت شده بود لذا از شاكي و دختر وي جهت حضور در پايگاه پليس آگاهي دعوت شد كه متهم توسط شاكي و دخترش مورد شناسايي دقيق قرار گرفت كه در ادامه تحقيقات و با توجه به اعترافات صريح رضا، ناصر نيز لب به اعتراف گشود و به ارتكاب سرقت و كيف‌قاپي اعتراف كرد.

سرهنگ كارآگاه علي اكبر اسدي، رئيس پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ، گفت: در حال حاضر تحقيقات از متهمان براي شناسايي ديگر جرايم و مالباختگان احتمالي در دستور كار كارآگاهان پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفته است لذا از همه مالباختگاني كه در منطقه خاني آبادنو، توسط سرنشينان يك دستگاه موتورسيكلت هوندا 125 مشكي مورد سرقت و كيف‌قاپي قرار گرفته‌اند دعوت مي‌شود براي شناسايي متهمان و طرح شكايت به پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ واقع در خيابان وحدت اسلامي مراجعه كنند.

0
نظر

قاتل تعميركار خودرو از قصاص نجات يافت

نويسنده : ابوالفضل اقایی

ظهر 20 تير سال 85، مأموران كلانتري 118 ستارخان از وقوع يك فقره درگيري شديد در خيابان ستارخان باخبر شدند.

مأموران با حضور در محل حادثه متوجه شدند مرد جواني به نام محمد بر اثر اصابت چاقو به سينه‌اش به قتل رسيده و فرد ضارب نيز متواري شده است.

دقايقي بعد از حادثه، تعدادي از عابران كه به تعقيب فرد ضارب رفته بودند، توانستد وي را دستگير كرده و تحويل كلانتري دهند.

طبق اظهارات برخي از شاهدان، متهم خودروي معيوب خود را به تعميرگاه واگذار كرده بود و بعد از اينكه در زمان مقرر تعمير به پايان نرسيده بود با صاحبان تعميرگاه درگير شده است. بعد از درگيري ابتدايي، مقتول و همكارانش به تعقيب متهم مي‌‌پردازند و در يك لحظه متهم به عقب برگشته و محمد را با چاقو به قتل مي‌رساند.

قرار مجرميت متهم از سوي دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده براي رسدگي به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران ارجاع داده شد كه در تاريخ 5 اسفند سال 87 برگزار شد. با توجه به اظهارات متناقض برخي از شاهدان، پرونده به دستور قاضي تردست به دادسرا برگشت.

صبح امروز آخرين جلسه رسيدگي به اين پرونده برگزار شد. عطار، نماينده دادستان، با اشاره به اعلام گذشت از سوي اولياي‌دم، خواستار مجازات متهم از جنبه عمومي جرم شد.

يكي از شاهدان حادثه در جايگاه قرار گرفت و درباره واقعه گفت: روز حادثه متوجه فرار مرد جواني از دست تعدادي از كارگران تعميرگاه بودم. به محض اينكه يكي از كارگران به مرد فراري رسيد، مرد تحت تعقيب برگشت و چاقويي را وارد قلب او كرد. مقتول و همراهانش هيچ سلاحي در دست نداشتند.

قاضي از مرد شاهد سؤال كرد چرا قبلاً با حضور در دفتر اسناد، اعلام كردي شاهد حادثه نبودي، كه شاهد در جواب گفت: از سوي خانواده قاتل تهديد به قتل و همچنين ربودن فرزندم شده بودم.

بعد از اظهارات شاهدان كه شاهد دوم هم اظهارات شاهد اول را تكرار كرد، متهم مدعي شد هيچ يك از اظهارات شاهدان را قبول ندارد و از سوي همكاران مقتول كتك خورده است.

متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت: 2 روز قبل از حادثه پدرم براي دريافت خودرو كه از 20 روز قبل در تعميرگاه بود به آنجا رفت اما آنها مدعي شدند كه خودرو را به كسي كه تحويل داده است،‌ واگذار مي‌كنند. روز عقد برادرم بود و بايد هر چه زودتر ماشين را تحويل مي‌گرفتم. كارفرماي تعميرگاه به خاطر اينكه پدرم از آنها شكايت كرده بود، ناراحت بود و به همين دليل با هم درگير شديم.

وي ادامه داد: آنها مرا زدند و من هم كه غريب بودم به سمت خيابان فرار كردم تا خودم را به پليس برسانم. آنها مرا تعقيب كردند و در يك لحظه مقتول از پشت مرا گرفت و دوستش خواست با چاقو مرا بزند اما خودم را كنار كشيدم و چاقو به قلب مقتول خورد.

متهم در حالي مدعي بود كه تعدادي از شاهدان به نفع او شهادت داده‌اند كه در تحقيقات مشخص شد يكي از شاهدان داماد وي بوده است و بدون اينكه خودش را از بستگان معرفي كند، به نفع متهم شهادت دروغ داده است.

مادر مقتول كه از اظهارات متهم و وكيل وي بسيار عصباني شده بود، گفت: از اعلام رضايت و گذشت از اين قاتل منصرف شده‌ام ولي مي‌دانم كه خودش و پدرش به زودي چوب اين دروغ گفتن‌ها را خواهند خورد.

بعد از اظهارات متهم در بيان آخرين دفاع كه خواستار بخشش از سوي دادگاه بود، قاضي تردست ختم جلسه را اعلام و صدور حكم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موكول كرد.

0
نظر

قصاص و 23 سال حبس مجازات قاتلان كارمند بانك

نويسنده : ابوالفضل اقایی

شامگاه 5 اسفند 82، از طريق مركز فوريت‌هاي پليس شهرستان گرمسار، كشف جسد مرد ميانسالي در 12 كيلومتري شمال شرق اين شهرستان گزارش شد.

مأموران كلانتري منطقه با حضور در محل حادثه با جسد مرد ميانسالي روبه‌رو شدند كه از ناحيه سر و سينه مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به قتل رسيده است. اصابت 3 گلوله به نواحي قلب، ‌ريه و سر مقتول توسط پزشكي قانوني گزارش شد.

با انجام تحقيقات در اين زمينه، هويت مقتول شناسايي شد و مشخص شد كه وي كارمند يك بانك در تهران بوده است.

تحقيقات براي شناسايي عامل يا عاملان اين حادثه آغاز شد و 3 ماه بعد و در تاريخ 19 خرداد 83، 2 نفر از بستگان سابق مقتول به عنوان مظنونان اصلي دستگير شدند. يكي از اين دو نفر به نام جعفر، شوهر سابق خواهر مقتول بوده و مظنون دوم نيز خواهرزاده متهم اول است.

يك ماه بعد از دستگيري اين دو متهم، آن‌ها اعتراف كردند كه به همراه شخص ديگري به نام محمدرضا مقتول را در شهرستان گرمسار به قتل رسانده‌اند و طبق ادعاي 2 متهم اول، محمدرضا مقتول را به قتل رسانده است.

محمدرضا نيز دستگير و در بازجويي‌ها به ارتكاب قتل اعتراف ‌كرد و با حضور مأموران آگاهي صحنه جرم توسط متهمان بازسازي ‌شد.

مدتي قبل نخستين جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد و متهمان پرونده اعترافات خود را پس گرفته و خود را بي‌گناه‌ معرفي كردند.

فرزاد، ديگر متهم پرونده كه خواهرزاده جعفر است، در آخرين جلسه دادگاه حاضر نبود و به همين علت جلسه رسيدگي به اين پرونده براي شنيدن اظهارات وي در شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي محمدسلطان همت‌يار در تاريخ 4 ارديبهشت‌ماه برگزار شد.

سيدرضايي، نماينده دادستان در اين جلسه جايگاه قرار گرفت و با اشاره به مدارك موجود در پرونده، خواستار مجازات متهمان شد. اولياي‌دم نيز با اعلام شكايت مجدد از متهمان، درخواست خود را قصاص قاتل عنوان كردند.

در ادامه جلسه، فرزاد در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه اتهام معاونت در قتل را قبول ندارد، درباره روز حادثه گفت: دايي من به من گفته بود كه قرار است به همراه مقتول براي ديدن يك قطعه زمين در حوالي سمنان برود. ماشين خودشان خراب شد و از من خواستند كه آنها را به محل مورد نظر ببرم.

هوا تاريك شده بود كه از من خواستند وارد يك فرعي بشود. وقتي به محل موردنظر آنها رسيديم، آنها از ماشين پياده شدند و پشت ماشين قرار گرفتند. قبل از اينكه من از ماشين پياده شوم، صداي شليك آمد و محمد و جعفر سوار ماشين شدند و از من خواستند به سرعت فرار كنيم. در طول مسير هم هرچه به آنها گفتم چه شده است، به من چيزي نگفتند.

فرزاد همچنين در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه قرار بود در آينده، با مقتول شراكت داشته باشيد، گفت: رابطه ما با مقتول به حدي نبود كه بخواهيم با او شراكت كنيم.

اما يكي از بستگان مقتول در همين رابطه به خبرنگاران گفت: مقتول وامي با رقم بسيار بالا براي متهمان تهيه كرده بود كه بعد از مدتي بين آنها اختلاف پيش آمد و او را كشتند.

در ادامه جلسه، قاضي همت‌يار با درخواست فرزاد مبني بر اينكه مطالبي دارد كه بايد در جلسه‌اي غيرعلني اعلام شود، ادامه رسيدگي به جلسه را غيرعلني اعلام كرد.

اما جلسه رسيدگي به علت طولاني شدن تجديد شد و بيان آخرين دفاع متهمان به12 تير موكول و آخرين جلسه رسيدگي به اين پرونده براي شنيدن اظهارات متهمان برگزار شد و هر 3 متهم مدعي شدند كه در قتل دخالتي نداشته و بي‌گناه هستند.

فرزاد در پاسخ به تفهيم اتهام مبني بر معاونت در قتل گفت: من هيچ اطلاعي از قتل نداشتم و فقط راننده آنها بودم.

وكيل رضا نيز كه به اتهام مباشرت در قتل در زندان به سر مي‌برد،‌ در بيان آخرين دفاعيات موكل خود گفت: موكل من در زمان قتل در تهران بوده و براي ادعاي خود شاهد دارم. او تحت فشار اعتراف كرده است.

در ادامه جلسه، جعفر ديگر متهم پرونده كه دايي فرزاد است، در جايگاه قرار گرفت و گفت: من نيز شاهد دارم كه زمان قتل در محل حادثه نبودم. هيچ اطلاعي از قتل نداشتم و مقتول را تا قبل از قتل، فقط 3 بار ديده بودم. فرزاد و برادرش دروغ گفته‌اند و متهمان اصلي قتل را معرفي نكرده‌اند.

برادر مقتول در واكنش به اظهارات اين متهم گفت: اظهارات او دروغ است و پرينت مكالمات تلفن برادرم نشان داده است كه او بارها با برادرم در تماس بوده است. برادرم قبل از قتل، به مادرم گفته بود كه روزي توسط اين مرد به قتل خواهد رسيد.

قاضي همت‌يار بعد از مشورت با مستشاران دادگاه حكم پرونده را اين گونه اعلام كرد: فرزاد به اتهام معاونت در قتل به تحمل 8 سال حبس، جعفر به اتهام معاونت در قتل به 15 سال حبس و محمدرضا نيز به اتهام مباشرت در قتل به قصاص محكوم شدند.

0
نظر

صدها هكتار از جنگل‌هاي دورود طعمه حريق شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

صبح امروز آتش‌سوزي بسيار گسترده در صدها هكتار جنگل دورود اين شهر و روستاهاي اطراف را در تاريكي فرو برد.
به گفته مسئولان آتش نشاني به دليل كوهستاني بودن منطقه امكان مهار آتش با ماشين‌ها و وسايل موجود آتش نشاني دورود وجود ندارد و ماشين‌هايي كه توسط آتش نشاني دورود فرستانده شده‌اند برگشته‌اند، و با وجود تقاضاي كمك، از خرم‌آباد و شهرهاي همجوار هنوز پاسخي دريافته نشده است.
به گفته يكي از مسئولان تنها راه مهار آتش استفاده از بالگردهاي آتش نشاني است كه متاسفانه تا لحظه مخابره اين خبر ساعت 12:۴5 ظهر در اين مورد اقدامي نشده است و نيروهاي مردمي و آتش نشانان دورود همچنان در مهار آتش ناموفق بوده‌اند و آتش همچنان رو به گسترش است، روستاهاي چشمه سرنجه و دره اسپر و راكن به شدت در معرض خطر هستند و كشاورزي منطقه نابود شده است.
علت حادثه هنوز مشخص نشده، مسئولان دورودي جلسه ستاد بحران را تشكيل دادند و خبرتكميلي متعاقبا اعلام مي‌شود.

0
نظر

كلاهبردار تهراني در كيش دستگير شد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

سرهنگ حسين ثقفي، سرپرست پليس آگاهي جزيره كيش گفت: در پي رسيدگي به نيابت قضايي ارسالي از دادسراي عمومي و انقلاب تهران مبني بر دستگيري فردي به نام «محمدرضا»، موضوع در دستور كار مأموران پليس آگاهي قرار گرفت و پس از اقدامات اطلاعاتي و تخصصي محل اختفاي نامبرده شناسايي شد.

سرهنگ ثقفي افزود: اين كلاهبردار حرفه‌اي كه در حين دستگيري در يكي از هتل‌هاي جزيره كيش اقامت داشت، با جعل عنوان از شركت‌هاي بزرگ و مؤسسات مالي اقدام به كلاهبرداري مي‌كرد و از مدت‌ها قبل تحت تعقيب مراجع انتظامي و قضايي تهران بوده است.