0
نظر

بخشش يك اعدامي پاي چوبه دار

نويسنده : ابوالفضل اقایی

به نقل از اداره كل زندان‌هاي خوزستان، در آستانه سالروز ولادت با سعادت امام رضا (ع) و با وساطت دادستان نظامي سازمان قضايي نيروهاي مسلح خوزستان، يك زنداني كه به جرم قتل محكوم به اعدام بود، توسط اولياي دم بخشيده شد.
دادستان نظامي سازمان قضايي نيروهاي مسلح خوزستان در اين باره گفت: سرباز وظيفه «مسعود» به واسطه قتل مرحوم وظيفه چهارلنگ محكوم به اعدام شد و حكم وي به تأييد ديوان عالي نيز رسيد اما با رأفت و گذشت شايسته تقدير و تجليل اولياي دم مقتول و به يمن سالروز ولادت با سعادت امام رضا (ع) بخشيده شد و زندگي دوباره خود را باز يافت.
سيدابراهيم ممبيني با بيان اينكه علت اين رويداد، عدم استفاده درست از اسلحه در حين خدمت و شوخي با آن بود، گفت: متأسفانه سربازان و برخي پايوران هشدارها و آموزش‌هاي بدو و ضمن خدمت را جدي نمي‌گيرند و براي خود و ديگران مشكلاتي جدي و بعضاً غير قابل جبران را موجب مي‌شوند.
وي افزود: نكته‌اي كه مورد تأكيد ماست اين است كه فرماندهان و مسئولان آموزش، هيچگاه از آموزش سربازان و پايوران غافل نشوند و ضمن ارائه آموزش‌هاي بدو خدمت و دوران آموزشي، آموزش‌‌هاي ضمن خدمت را همواره مورد توجه داشته باشند.
ممبيني با بيان اينكه اجراي كارهاي آموزشي، فرهنگي و تربيتي براي پرسنل وظيفه كه از اقشار نيازمند آموزش هستند بايد توسط مسئولان نهادها و مجامع نظامي و انتظامي و مسلح مورد توجه جدي باشد، گفت: اوقات فراغت سربازان نيز بايد مورد برنامه‌ريزي دقيق قرار گيرد تا شاهد بروز تخلفات و حوادث ناگوار و بعضاً غير قابل جبران نباشيم.
وي با اشاره به ماده 206 قانون مجازات اسلامي گفت: در اين قانون اشاره شده كه اگر فرد كاري انجام دهد كه كشنده باشد ولو اينكه قصد و نيت قبلي هم در كار نباشد، محكوم به قصاص خواهد بود لذا انتظار اين است كه سربازان كه دوران خدمت را بايد با عزت، افتخار و سلامت سپري نمايند، هشدارها، قوانين و تذكرات مسئولان را به خوبي مد نظر قرار دهند و كاري نكنند كه موجب پشيماني خود و گرفتاري و ناراحتي وابستگان گردد.

0
نظر

محاكمه سرايدار باغ به اتهام قتل

نويسنده : ابوالفضل اقایی

غروب 19 آذر سال گذشته، مرد جواني در دادسراي جنايي تهران مراجعه كرد و مدعي شد مادرش از صبح ناپديد شده است.

تحقيقات پليس براي يافتن سرنخي از اين زن آغاز شد و در اولين قدم، راننده آژانسي كه زن مفقودي به همراه او بوده است، بازداشت شد؛ اين راننده مدعي شد آن زن را به باغي در حاشيه شهر برده و قرار بوده است كه ساعت يك بعد از ظهر همان روز به دنبال او برود اما وقتي با تأخير سراغ او رفته، سرايدار باغ مدعي شده است آن زن باغ را ترك كرده است.

مأموران پليس به باغ مورد نظر راننده آژانس رفتند و در بازرسي از باغ،‌ جسد زن را در حالي كه داخل چاهي 5 متري افتاده بود، كشف كردند. سرايدار باغ دستگير شد و در بازجويي‌ها به ارتكاب قتل زن اعتراف كرد.

با اعتراف متهم به ارتكاب قتل،‌ قرار مجرميت وي از سوي دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد كه صبح امروز در شعبه 113 دادگاه كيفري به رياست قاضي محمدسلطان همتيار به آن رسيدگي شد.

ذبيح زاده، نماينده دادستان با اشاره به مدارك موجود در پرونده، بزه و اتهام انتسابي به متهم شامل قتل، سرقت همراه با آزار و اذيت و ورود غيرقانوني به ايران را محرز دانست و خواستار جازات متهم شد. اولياي‌دم نيز خواسته خود را قصاص متهم عنوان كردند.

در ادامه جلسه متهم در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه به غير از سرقت، تمام اتهامات را قبول دارم، گفت: مقتول غير از يك گوشي موبايل كه آن را داخل چاه انداختم، چيز با ارزش ديگري نداشت.

وي بدون اينكه درباره انگيزه ارتكاب قتل حرفي بزند، گفت: او را به باغ كشاندم و بعد از اينكه مورد آزار و اذيت قرار دادم، دست‌وپايش را بستم و با دستمال خفه كردم. بعد هم جسدش را داخل چاه انداختم.

بعد از اظهارات متهم، قاضي همتيار ختم جلسه را اعلام و صدور حكم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موكول كرد.

0
نظر

جوان معتاد استاد دانشگاه را به خاطر پول مواد كشت

نويسنده : ابوالفضل اقایی

ساعت 18 روز 30 شهريور امسال عوامل كلانتري 141 شهرك گلستان، از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110، در جريان خبر درگيري منجر به قتل در شهرك قائم قرار گرفتند.

با حضور مأموران كلانتري در آدرس اعلامي جسد زني به نام خاطره 33 ساله در منزلش و در حاليكه آثار بريدگي با شي ء برنده بر روي بدن او مشهود و دست و پاهايش با پارچه بسته بود، در اتاق خواب مشاهده شد.

با تأييد خبر قتل و اعلام موضوع به پليس آگاهي، كارآگاهان اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي به همراه عوامل تشخيص هويت و قاضي كشيك دادسراي جنايي در محل حاضر شدند.

همزمان با حضور كارآگاهان در محل كشف جسد، دختر 5 ساله‌اي نيز كه در ناحيه گلو دچار بريدگي شده بود، توسط عوامل اورژانس حاضر در محل به بيمارستان منتقل شد.

با آغاز تحقيقات كارآگاهان اداره دهم براي شناسايي شاهدان احتمالي، يكي از همسايگان طبقات پايين مجتمع مسكوني محل كشف جسد، به كارآگاهان گفت: در پي تماس تلفني همسر مقتول با منزل ما و اعلام اينكه در حين صحبت تلفني با همسرش، ارتباطشان قطع و پس از آن نيز ديگر جواب‌گوي تماس‌هاي بعدي نبوده، به درخواست ايشان نسبت به سركشي از خانواده‌اش و كسب اطلاع از سلامتي آنها به طبقه ششم مجتمع رفت كه ناگهان جوان حدوداً 20 ساله‌اي را با ظاهري هراسان، در حال خروج از منزل مشاهده كردم كه از او در مورد وضعيت همسايه مان سؤال كردم كه او مدعي شد اتفاقي نيفتاده است.

اين زن جوان در ادامه اظهاراتش به كارآگاهان گفت: اين جوان قصد خروج از محل را داشت؛ من كه به رفتار او شك كرده بودم قصد داشتم تا مانع از خروجش شوم كه ناگهان با مشت ضربه‌اي محكم به صورتم زد و به سرعت از مجتمع خارج شد.

كارآگاهان در ادامه تحقيقات و با شناسايي جوان متواري به نام فرشاد 20 ساله اطلاع پيدا كردند كه اين جوان در مشاور املاك پدرش مشغول به كار است؛ بلافاصله كارآگاهان به نشاني بنگاه رفتند كه در آنجا برادر فرشاد به كارآگاهان گفت: فرشاد پس از خارج شدن از منزل مقتول با من تماس گرفت و در ملاقات كوتاهي كه با من داشت به من گفت كه در زمان حضور در منزل مقتول متوجه شده است كه در اين خانه قتلي به وقوع پيوسته و او از ترسش از محل متواري شده است.

تحقيقات جهت شناسايي مخفيگاه احتمالي فرشاد در دستور كار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفته بود كه كارآگاهان اطلاع پيدا كردند كه فرشاد به همراه پدرش به كلانتري 141 شهرك گلستان مراجعه كرده است كه بلافاصله به دستور بازپرس شهرياري به پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل شد.

با آغاز تحقيقات از متهم وي در اظهارات اوليه مدعي شد كه هيچگونه دخالتي در قتل نداشته و زماني كه به محل جنايت رسيده با جسد مقتول روبرو شده است.

با وجود آنكه فرشاد در اظهارات اوليه منكر هرگونه دخالتش در ارتكاب قتل بود اما در تحقيقات بعدي و پس از مواجهه حضوري با شاهدان صحنه فرارش از مجتمع مسكوني محل كشف جسد، به ناچار لب به اعتراف گشود و به سرقت از منزل و قتل خاطره اعتراف كرد.

متهم در اعترافات خود به كارآگاهان گفت: چون داراي اعتياد به موادمخدر از نوع ترياك بوده و جهت خريد مواد به پول نياز داشتم از پدرم تقاضاي وجه نقد كردم كه او نيز به من نداد. در شرايطي كه تنها به فكر تهيه پول براي خريد مواد بودم و با توجه به آشنايي كه با خانواده مقتول و همسرش داشتم و مي‌دانستم كه آنها در منزلشان پول نقد دارند، به قصد سرقت به آنجا رفتم تا به هر شكل ممكن اقدام به سرقت كنم.

متهم درباره نحوه آشنايي خود با مقتوله و خانواده‌اش به كارآگاهان گفت: بهادر و همسرش هر 2 استاد دانشگاه بودند و از مدتها پيش در شهرك گلستان سكونت داشتند.

وي ادامه داد: از چندي پيش آنها قصد فروش منزل محل سكونتشان را داشتند و به همين علت با مراجعه به مشاور املاك پدرم، در همان شهرك محل سكونتشان، از ما خواسته بودند تا منزلشان را به فروش برسانيم و به همين علت و به واسطه اينكه در چندين نوبت براي نشان دادن منزل به چندين مشتري، به منزل آنها رفته بودم با آنها آشنا شده بودم و مقتوله و همسرش نيز به هين علت مرا كاملاً مي‌شناختند.

0
نظر

شوهرم با اصرار من مايحتاج خانه را تهيه مي‌كند

نويسنده : ابوالفضل اقایی

زني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست نفقه خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين زن در حضور قاضي شعبه 245 مجتمع قضايي خانواده يك، بيان كرد: شوهرم اصلاً توجهي به زندگي ندارد و من نفقه و خرجي درست و حسابي مي‌خواهم.

وي با بيان اينكه هفت سال از زندگي مشتركمان مي‌گذرد، گفت: شوهرم نه تنها به من خرجي نمي‌دهد بلكه وسايل و رفاه منزل‌مان را با زور و اجبار تهيه مي‌كند و من بايد 6 بار در خصوص يك چيزي بگويم تا او در نهايت آن وسيله را بگيرد.

زن افزود: از اين وضع خسته شده‌ام و من هميشه بايد براي خريد مايحتاج زندگيمان به شوهرم التماس كرده و براي تهيه هر وسيله بسيار اصرار كنم.

وي بيان كرد: شوهرم از اين كارش خسته نمي‌شود و هر روز رفتارش بدتر مي‌شود.

زن افزود: من فقط نفقه مشخصي مي‌خواهم و شوهرم با اينكه وضع مالي خوبي دارد، نفقه‌اي به من نمي‌دهد.

مرد در دادگاه خانواده شهيد محلاتي حاضر شد و گفت: همسرم را دوست دارم و هر كاري براي رفاه و خوشحالي‌اش انجام مي‌دهم.

وي ادامه داد: هر حرفي كه همسرم در حال حاضر مي‌زند، دروغ است و من قبول ندارم ولي با اين حال نفقه به او مي‌دهم.

قاضي اين شعبه، حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد و مرد را محكوم به پرداخت ماهيانه 100 هزار تومان به عنوان نفقه به زن كرد.

0
نظر

شهريه دانشگاه زن كمر مرد را خميده كرد

نويسنده : ابوالفضل اقایی

مرد جواني با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست جدايي خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد.

اين مرد در حضور قاضي شعبه 235 مجتمع قضايي خانواده يك، بيان كرد: همسرم با من تفاهم ندارد و هميشه به فكر درس و دانشگاه خود است.

وي با بيان اينكه هر گاه كه مي‌خواهم همسرم در كنارم باشد او به فكر ترم دانشگاهي خود است، گفت: مي‌خواهم از همسرم جدا شده و به فكر آينده خودم باشم و از اين زندگي خسته‌كننده رها شوم.

وي با اشاره به اينكه پرداخت شهريه همسرم مرا خسته كرده است، ادامه داد: دلم نمي‌خواهد جلوي پيشرفت همسرم را بگيرم ولي با جدايي مي‌توانم از زندگي‌اش بيرون بروم تا او راحت زندگي كند و من راحت شوم.

زن جوان نيز در دادگاه خانواده شهيد محلاتي حاضر شد و گفت: مي‌خواهم شوهرم در كنارم باشد و به خاطر من و پيشرفتم تا گرفتن مدرك ليسانسم، اين موضوع را تحمل كند.

وي با بيان اينكه ما فرزندي نداريم، ادامه داد: جدايي بزرگ‌ترين راه اشتباهي است كه شوهرم انتخاب كرده و اگر ادعاي عاشق بودن مي‌كند مي‌‌خواهم در كنارم بماند.

زن بار ديگر در مقابل قاضي دادگاه خانواده شهيد محلاتي بيان كرد: شوهرم خود از ابتدا، موضوع ادامه تحصيل و به عهده گرفتن شهريه‌ام را قبول كرده بود.

قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده، زن و مرد را به مصالحه دعوت كرده و حكمي مبني بر طلاق صادر نكرد.