|
پیامبران راست میگفتند . باید عاشق شد و رفت | ||
|
|
حواست هست خدا ؟ صدای هق هق گریه هام .. از گلویی میاد که تو گفتی از رگش به من نزدیکتری ! حواست هست خدا ؟ هر وقت صدای شکستن خودمو شنیدم .... گفتم باشه منم خدایی دارم ... حواست هست خدا ؟ از بچگی تا الان هر وقت زمین خوردم و ; به سختی پاشدم یه جمله شنیدم .. " غصه نخور خدا بزرگه " ... حواست هست خدا ؟ حواست هست هر روز باهات درد دل میکنم ؟ حواست هست غصه هام داره سنگینی میکنه ؟ حواست هست خیلی وقته چشام بارونیه ؟ حواست هست نفس کم آوردم ؟ خدایا نفس میخوام ... خوشی میخوام ... زندگی میخوام .. خدایا یه خنده از ته دل میخوام ... ادامه مطلب دیـــــــگران را بفـــــهمــــــیمــــــ اگر کسی بیش از حد می خندد، حتا به مسائل خیلی ساده و معمولی؛او از درون به شدت اندوهگین است اگر کسی بیش از حد میخوابد، مطمئن باشید که او احساس تنهایی میکند. اگر کسی کمتر حرف میزند و یا در زمان حرف زدن بسیار سریع صحبت میکند؛ این بدان معنیست کهرازی برای پنهان کردن دارد. ... اگر کسی قادر نیست بگرید، او شخصیتی ضعیف است. اگر کسی بطور غیر نورمال غذا میخورد، از استرس و فشارِ زیاد رنج میبرد. اگر کسی به سادگی میگرید، حتي در برابر مسائل خیلی ساده، او فردی بی گناه و دل نازک است. اگر کسی به سرعت عصبانی میشود، حتا برای مسائل کوچک و پیش پا افتاده، این بدان معناست که او عاشق شده است. اگر به اطراف خود بخوبی نگاه کنید، همه این موارد را خواهید یافت ... ... دیگران را بفهمیم ادامه مطلب آتشی نمى سوزاند ( ابراهیم ) را و دریایى غرق نمی کند ( موسى ) را کودکی مادرش او را به دست هاى "نیل" می سپارد تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد مکر زلیخا زندانیش می کند ، عاقبت بر تخت ملک می نشیند
از این " قِصَص " قرآنى هنوز هم نیاموختی که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد نمی توانند پس به "تدبیرش" اعتماد کن به "حکمتش" دل بسپار و به سمت او قدمی بردار تا ده قدم آمدنش به سوی خود را به تماشا بنشینی ادامه مطلب سا لهاست حیاط کوچک خانه ما چشم انتظار است. خدایا! ابر به اذن تو گوش می دهد و بغضش به اذن تو می ترکد به او بگو سری هم به خانه مابزند خدایا! باغچه کوچک خان هما مدتی است که باغبان ندیده و از باد و طوفان ستم کشیده؛ اشاره تو کافی است؛ رحمی کن تا برکت به خانه بازگردد. سحرگاه باغچه حیاط به آسمان زل زده بود و ریزش باران را تماشا میکرد؛ حیاط کوچک خانه شنید که می گفتند باران، اشک دوستانی است که در آسمان مأوی دارند خدایا! دوستت داریم و تو را سپاس میگوییم. یاس ، تاک، گل پونه وتمام اهل باغچه
ادامه مطلب |
|
| [ قالب وبلاگ : راسخون ] [ Weblog Themes By : Rasekhoon] | ||