حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

درباره ما
پيوند ها
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
 

بستگی سلامت اجتماع به سلامت اقتصاد قرآن با بیان سیاست هایی كه حضرت یوسف در مدیریت اقتصادی جامعه ایفا كرد، نشان می دهد كه چگونه ارتباط و پیوستگی استواری میان سلامت اقتصادی و سلامت اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی جامعه وجود دارد؛ زیرا اگر روابط مالی و اقتصادی جامعه براساس صحیح و درستی استوار نباشد و اقتصاد جامعه از فساد و نابسامانی رنج ببرد، جامعه گرفتار یك بحران هویت در انسانیت خود می شود و از هویت انسانی بیرون رفته و تبدیل به جامعه غیرماندگار در زمین می گردد كه نه تنها می بایست نابود شود بلكه خود به خود سنت و قانون الهی نیست و نابود می شود. در حقیقت جامعه با رویكرد اقتصادی ناسالم گرفتار یك نوع خودكشی خواهد شد؛ و نه تنها نابودسازی فردی افزایش می یابد بلكه انتحار اجتماعی و نابودی آن حتمی خواهد بود.  حوادث و انقلاب هایی كه در جوامع مختلف دنیای معاصر روی داده، شاهد گویای این حقیقت است كه اقتصاد فاسد و نابسامانی در بخش های تولید و به ویژه توزیع ثروت، اجتماع را به نابودی و سقوط می كشاند. خداوند در قرآن به این اصل بنیادین توجه داده و جامعه را از گرفتاری در بحران این چنینی باز می دارد. تصرف های باطل در اموال دیگران كه نشانه ای از فساد اقتصادی و روابط ناسالم مالی جامعه است، زمینه بروز بحران های اجتماع و سقوط جامعه ها را در پی دارد: خداوند می فرماید: «تصرف های مالی فاسد و نامشروع را در میان خود انجام ندهید... و خودكشی نكنید» (نساء/ 29) زیرا هرگونه تجاوز، تقلب، غش، معاملات ربوی، خرید و فروش اجناس بیهوده، قمار و ربا مصادیقی از این تصرفات باطل و فاسدی است كه زمینه های فساد اجتماعی جامعه و نابودی آن را فراهم می آورد.






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 

گزارش سازمان ملل نشان می‌دهداز بین رفتن طبیعت می‌تواند اقتصاد کشورها را تحت تأثیر قرار دهد .
به گزارش بی‌بی‌سی، سومین دورنمای تنوع زیستی جهانی (GBO-3) که توسط سازمان ملل تهیه شده‌است اخطار می‌دهد که بعضی از اکوسیستم‌ها در حال رسیدن به نقطه‌ای هستند که دیگر برای انسان‌ها مورد استفاده نخواهند بود. 
این شرایط شامل از بین رفتن جنگل‌ها و صخره‌های مرجانی و همچنین ازدیاد جلبک‌ها و خزه‌ها در آب‌های زمین می‌شود. 
این در حالی است که هنوز دولت‌ها برای جلوگیری از تخریب تنوع زیستی به توافق نرسیده‌اند و ب گفته احمد جوگلاف، دبیرکل کنوانسیون تنوع زیستی سازمان ملل (CBD) نرخ از بین رفتن تنوع زیستی اکنون به هزار برابر قرن‌های پیشین رسیده‌است. 
این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که فراوانی مهره‌داران بین سال‌های 1970 تا 2006 به یک سوم رسیده‌است. 
فرض کنید اگر آب و هوای پاک و بسیاری دیگر از منابع طبیعی در دسترس ما نبود، چه هزینه سنگینی برای جایگزین کردن آن‌ها پرداخت می‌شد. سازمان ملل نیز تحت پروژه‌ای به نام اقتصاد اکوسیستم‌ها و تنوع زیستی (TEEB) از این فرضیه برای تخمین زدن هزینه‌هایی که از بین رفتن طبیعت به اقتصاد کشورها وارد می‌آورد، استفاده می‌کند. 
این پروژه در حال حاضر هزینه از بین رفتن جنگل‌ها تا کنون را بین 2 تا 5 تریلیون دلار تخمین زده است. 
گفتنی‌است انتشار GBO-3 با نشست کشورها در نایروبی برای رسیدن به تمهیدات جدید برای جلوگیری از نابودی تنوع زیستی کمتر از شش ماه از نشست تنوع زیستی ژاپن، همزمان شده‌است.






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 

 

مشاغل خانگی، مشاغلی است که با عضویت اعضای خانواده در فضای خانه و در قالب طرح کسب و کار مجاز بدون مزاحمت و ایجاد اخلال در آرامش واحدهای مسکونی همجوار شکل می گیرد.

بررسی ها نشان می دهد با گسترش روزافزون فناوری های نوین به ویژه فناوری دیجیتالی و گسترش فضای مجازی فرصت های اقتصادی زیادی برای مشاغل خانگی ایجاد شده است ، به طوری که 20 درصد درآمد در کشورهای در حال توسعه از مشاغل خانگی به دست می آید که نمونه آن، کشورهای چین، هند و بنگلادش هستند که در این زمینه تجربه جالب توجهی است.

درباره بنگلادش استفاده از تسهیلات کم بهره و کوچک در مناطق فقیر روستایی این کشور شرایطی فراهم کرده است که روستاییان از این راه سطح رفاه و درآمد بالاتری تجربه کنند.

در ایران به دلایل مختلفی حمایت از این مشاغل می تواند اثر گذاری بالایی داشته باشد.

نخست آنکه در کشورمان این مشاغل به طور سنتی در قالب فعالیت های استاد - شاگردی زمینه تاریخی قابل توجهی دارد و فعالیت های مربوط به بافت فرش در کشورمان در این قالب رشد بسیاری داشته است.

دوم اینکه با توجه به سهم بالای زنان در اقتصاد ملی و افزایش سطح سواد در این گروه از جامعه و همچنین مسائل فرهنگی مربوط به اشتغال زنان، این امکان فراهم می آید که از با توسعه مشاغل خانگی از ظرفیت های اقتصادی زنان در اقتصاد استفاده بهتری شود .

سومین مسئله اینکه: ایران در ردیف کشورهای پیشرو منطقه از نظر فناوری دیجیتالی و شاخص های فضای مجازی قرار دارد و می توان با برنامه ریزی در این بخش منافع اقتصادی مطلوبی کسب کرد.

با توجه به این واقعیت که اقتصاد ایران با عرضه بالای نیروی کار، بیکاری دو رقمی و محدودیت منابع مالی مواجه است، توسعه کسب و کارهای کوچک و مشاغل خانگی به علت ساختار ساده و زود بازده و نیاز اندک به سرمایه می تواند در فعال کردن بازار کار نقش آفرین باشد؛ به شرط آنکه در این فضا به برخی مسائل توجه شود.
1- به زنجیره ارزش در این مشاغل توجه شود.
2- بازاریابی برای محصولات تولیدی در اولویت جدی قرار گیرد .
3- حمایت های دولتی و قانونی از این مشاغل با هدف تولید کیفی در دستور کار برنامه ریزان باشد.
4- بیمه این فعالیت ها برای افزایش اعتماد فعالان در اولویت باشد.

کشورهای گوناگون با شعار ( هرخانه ، کارخانه و هر کارخانه، خانه ماست ) که شعار کلیدی مشاغل خانگی است به دستاوردهای چشمگیری رسیده اند که امید است این تجربه در اقتصاد ایران نیز عملیاتی شود

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 

 

اقتصاد جهانی طی بیست سال اخیر به دلیل گسترش استفاده از رایانه و افزایش دسترسی به اینترنت به عنوان یک شبکه ارتباطات عمومی به‌شدت متحول شده است.

خبرگزاری بی‌بی‌سی در گزارشی اعلام كرد: به همان نسبت که فعالیت‌های بازرگانی در دهه 1950 به تلفن و در نیمه دوم قرن 19 به خط آهن وابسته بود، امروزه این فعالیت‌ها به‌طور مستمر بر پایه توانایی‌های شبکه‌های اینترنتی صورت می‌گیرد و این تحولات در حالی رخ داده است که تکنولوژی و فرآیندهای تولید صنعتی نیز انقلاب خودشان را تجربه کرده‌اند.

توماس فریدمن، در کتاب «جهان مسطح است» شرح می‌دهد که چگونه شرکت‌هایی مانند «دل» توانسته‌اند خط عرضه خود را اداره و شیوه‌های طراحی و ساخت محصولات را دگرگون سازند، روشی که سایر شركت‌ها نیز آن را دنبال کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، هفته گذشته مطبوعات انگلیس تصویری از انبارهای فروشگاه اینترنتی آمازون در این كشور را منتشر کردند که انباشته از میلیون‌ها بسته‌ای است که قرار است برای کریسمس به نقاط مختلف دنیا ارسال شود؛ تصویری که حکایت از چگونگی گردش اقتصاد شبکه‌ای امروز جهان دارد.

این‌گونه تغییرات در اقتصاد اهمیت دارد زیرا نحوه انجام فعالیت‌های بازرگانی و تولیدات از بسیاری جهات در زندگی روزمره ما تاثیر می‌گذارد ولی ما به‌ندرت به عمق نفوذ این تاثیرها توجه می‌کنیم.

در ادامه این گزارش آمده است: بیش از 150 سال پیش، کارل مارکس و فریدریش انگلس تئوری جدید اقتصادی را ارائه کردند که مدعی بود زیرساخت اقتصادی هر جامعه‌ای، شکل سایر بخش‌های آن را تعیین می‌کند.

آن‌ها بر این عقیده بودند که ساختار سیاسی، فرهنگی، خانواده، رسانه‌های گروهی و هر چیز دیگری که آن‌ها از آن به عنوان «رو بنا» یاد می‌کردند، به نحوه عملکرد اقتصادی بستگی دارد و می‌گفتند چنانچه اقتصاد تغییر کند، زندگی روزمره مردم نیز تغییر خواهد کرد.

البته ما مجبور نیستیم که تمام فلسفه سیاسی را که مارکس در تشریح مدل اقتصادی خود ارائه کرده بود بپذیریم تا بفهمیم این اتفاق در اطراف ما در حال رخ دادن است و زندگی روزمره و ساختار فرهنگی در نتیجه تغییر در بنیان‌های اقتصادی، تغییر می‌کنند.

اینترنت که در ابتدا به عنوان شبکه‌ای برای تبادل سریع اطلاعات بین شرکت‌ها و تسهیل فعالیت‌های بازرگانی در مقیاس کوچک و بزرگ طراحی شده بود، اکنون به صورت وسیله‌ای برای بیان نظرات و عقاید افراد درآمده است.

در نتیجه، حداقل در کشورهای توسعه یافته که دسترسی به اینترنت همگانی شده، روندهای سیاسی، مدل‌های رسانه‌ای و زندگی هر روزه مردم در حال تغییر است؛ وبلاگ‌ها تا حدودی در شکل‌گیری نتایج انتخابات آمریکا نقش داشتند، به‌خصوص در زمینه نظارت بر انتخابات و نشان دادن دورویی و ریاکاری‌های سیاسی به مردم.

در انتخابات اخیر در هلند نیز دست‌کم نیمی از رأی‌دهندگان برای شناسایی بیشتر کاندیداها به سایت‌های اینترنتی مراجعه کردند که می‌تواند حمایت از احزاب اقلیت را به دلیل آشنا شدن با مواضع آنان افزایش داده باشد.

رسانه‌های مشارکتی، شهروندان روزنامه‌نگار، وبلاگ‌نویسی و فعالیت‌های اجتماعی اینترنتی، نقطه عطف از میان رفتن ساختارهای اجتماعی نیمه دوم قرن بیستم شکل‌گیری روابط جدید را نمایش می‌دهد. تاریخ جهان پایان نمی‌یابد ولی دوره‌ها به پایان می‌رسند و بین سال‌های 2000 تا 2006 ما شاهد پایان دوران پس از جنگ و شکوفایی شبکه اینترنت جهانی بوده‌ایم.

اما سؤال این است که ما چگونه می‌خواهیم با تاثیرهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی غول اینترنت روبه‌رو شویم؟ حد توانایی‌ها و افق دید ما بسیار بیش از آن‌که به توان مهندسی بستگی داشته باشد، به سیاست که شامل دغدغه‌های اجتماعی و مذهبی نیز می‌شود، بستگی دارد.

در ادامه این گزارش بی‌بی‌سی آمده است كه نباید فراموش کرد که در روند تکامل شبکه اینترنت، سیاست بر تکنولوژی غلبه می‌کند و حرف آخر را سیاست می‌زند؛ این واقعیت موجب محدود شدن توانایی‌های ما می‌شود و سیاست، آرمان‌ها و برنامه‌های ما را تحت کنترل درمی‌آورد؛ به عبارت دیگر هنگامی که قرار باشد تصمیمات تعیین‌کننده‌ای گرفته شود، اولویت به سیاست داده می‌شود ولو این‌که تکنولوژی در این راستا قربانی شود.

البته همچنان امیدواری‌هایی وجود دارد. دوره انقلاب هنوز به پایان نرسیده است و این فرصت هنوز وجود دارد که بتوان تکنولوژی و سیاست را به نحوی در کنار هم قرار داد. ما هنوز این قدرت را داریم که جهان اینترنتی را به شکلی که می‌خواهیم درآوریم مشروط بر این‌که به این توانایی خود واقف باشیم.

همشهری آنلاین






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 

قبل از قرن هفدهم ، علم و فلسفه با یگدیگر در قلمرو معارف بشری مورد تحقیق واقع می شدند و مرز مشخصی میان آن دو وجود نداشت ، تا آنکه در دوران رنسانس ، فرهنگ اومانیسم زمینه های شناخت مسائل اجتماعی را از طریق عقل و تجربه به وجود آورد ؛ این روند در خلال قرن هفدهم آنچنان شتاب یافت که باعث شد در ابتدای قرن هجدهم زمزمه ی استقلال و جدایی علوم اجتماعی از فلسفه آغاز شود ؛ و پدیدۀاستقلال و انفکاک علوم اجتماعی از فلسفه نیز به طور طبیعی این اندیشه را نمودار ساخت که پدیدۀ اجتماعی ویژگی های منظمی دارند و قانون حاکم بر رفتار اجتماعی همانند قانونمندی حاکم بر جهان ماده و طبیعت است . 
در مورد اقتصاد هم ، اندیشمندان اقتصادی معتقد بودند که فعالیت های انسان در تولید ، توزیع و مصرف تابع قوانین طبیعی است که باید آنها را شناخت تا آنکه بتوان روابط علمی بین پدیده های اقتصادی را تبین کرد . از آنجا که این قوانین طبیعی است پس ، مناسب ترین قوانینی هستند که می توانند تعادل به وجود آورند ، به شرط اینکه در وضعیت طبیعی و آزادبکار روند و دولت یا اخلاق یا دین ، در عملکرد آنها دخالتی نکنند . بنابراین پدیده های عینی اقتصادی و رفتار های انسان عاقل اقتصادی در صحنه اقتصاد ، همانند دیگر رخداد های فیزیکی ، تابع رابطه علمی مشخص است و با روش تجربه قابل ملاحظه و بررسی است . واقعیت این است که پیدایش رفتار های اقتصادی ، تصادفی و اتفاقی نیست ، بلکه نظام علّی و معلولی بر آنها حاکم است ؛ به گونه ای که می توان در سایه رابطه علیت ، این رفتار ها را تفسیر کرد ؛ ولی نباید از نظر دور داشت که یکی از اجزاء علت تامه و این رفتار ها و رخدادهای عینی اراده و اختیار انسان است . رابطه اقتصادی در جامعه الزاما"در چهارچوب یک نظام اقتصادی ، مشکل می گیرد و نظام اقتصادی هم بدون « جهت » و « هدف » پذیرفته نیست و « باید » های که « جهت » و « هدف » نظام اقتصادی را تبیین می کنند ؛ « باید » های مبانی نامیده می شود .






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 

 

تجمیعی پرسشهای اساسی وجود دارد كه اقتصاد سازمانهای رسانه ای به آنها می‏پردازد. از جمله اینكه چگونه سازمانی رسانه ای(خبرگزاری خاصی) از دیگر سازمانهای رسانه ای پیش می‏گیرد؟ چگونه سازمانی رسانه ای مخاطبان بیشتر جذب می‏كند؟ مسائل مالی خود را سازمانهای رسانه ای چگونه حل و فصل می‏كنند؟ مالكیت سازمانهای رسانه ای در اختیار كیست؟ و پرسشهای از این دست. دو پیش فرض برای ورود به بحث در اینجا اساسی خواهد بود: الف ـ اگر جامعه با اقتصاد سرمایه داری و رقابتی باشد و در آن سازمانهای رسانه ای را بخش خصوصی اداره كند، نتیجه آن خواهد بود كه ما با تعدد سازمانهای رسانه ای رقیب مواجه خواهیم بود. در چنین شرایطی سازمانهای رسانه ای برای حفظ خود و دوام خود هم به لحاظ حفظ و جذب مخاطب و هم تامین مسائل مالی چه باید بكنند؟ ب- اگر جامعه با اقتصاد دولتی باشد در آن صورت سازمانهای بزرگ رسانه ای در اختیار و كنترل دولت خواهند بود. در چنین شرایطی با سازمانهائی مواجه خواهیم بود كه اگرچه ممكن است مسائل مالی چندانی نداشته باشند اما مسائل خود را در جذب مخاطب دارند. اقتصاد علم مطالعه تولید و مصرف منابع و تولیدات است و همچنین علم مطالعه شیوه‏هائی است كه برای براوردن نیازها و خواسته‏ها اتخاذ می‏شود. نیازها و خواسته‏ها می توانند عمومی و خصوصی باشند و سازمانهای رسانه ای به هر دو نیاز پاسخ می ‏دهند. آموزش همگانی و خدمات عمومی از جمله نیازهای عمومی است كه سازمانهای رسانه ای پاسخ می‏دهند. از نیازهای خصوصی مه سازمانهای رسانه ای برآورده می‏سازند نیازهای افراد و شركتها و سازمانهای دیگری است كه می‏خواهند به مشتریانشان دسترسی داشته باشند. به طور كلی سازمانهای رسانه‏ای با نیازهای چهار گروه در ارتباط هستند: *صاحبان رسانه‏ها، افراد یا سهامدارانی كه مالكیت رسانه را دراختیار دارند *مخاطبان، كسانیكه محتوای رسانه ها را مشاهده و مطالعه می‏كنند یا آن را می ‏شنوند. *آگهی دهندگان، كسانی كه از زمان و فضای رسانه ها برای رساندن پیام خود به مخاطبان استفاده می‏كنند. *كارمندان رسانه‏ها یعنی كسانی كه برای سازمانهای رسانه ای كار می ‏كنند. نیاز صاحبان رسانه ها افزایش سود دهی و افزلیش ارزش شكرت رسانه ای است. نیاز مخاطبان این است كه خدمات و تولیدات با كیفیت بالا دریافت كنند، نیاز آگهی دهند گان این است كه با هزینه كمتر و خدمات بهتر به مخاطبان خود دسترسی داشته باشند و نیاز كاركنان این است كه خواهان دستمزد خوب، برخورد عادلانه و محیط كار مناسب هستند. هر چهار گروه ذكر شده نفش زیادی در فرایند تولید و مصرف سازمانهای رسانه ای دارند. مسئله تخصیص مسئله تخصیص از آنجا مطرح می‏شود كه منابع محدود و خواسته‏ ها زیادند و از این رو بین خواسته ‏ها و منابع موجود انتخاب صورت می‏گیرد. اینكه كدام و چه تعداد از خواسته ها برآورده شود را فرایند تخصیص می ‏نامند. *چه كالائی باید تولید شود *چگونه باید تولید شود چه ‏كسانی كالاها و خدمات را مصرف خواهند كرد. سازمانهای رسانه‏ای ابتدا به این پرسش باید پاسخ بدهند كه چه كالاها و چه مقدار از كالاهای فرهنگی را باید تولید كنند. مثلا برای دینی تر كردن جامعه یا برای توجه به مخاطرات اعتیاد به مواد مخدر چه نوع كالائی و به چه مقدار باید تولید شود. منظور از نوع كالا برای تلویزیون می ‏تواند شامل خبر، فیلم، آگهی ، میزگرد و... باشد. در زمینه چگونگی تولید كالا مسئله این است كه چه كسی و با چه چیزی كالا را باید تولید كند. مسئله واگذاری تولید كالا به گروهها و شركتها . یا اینكه از چه نوع سیستمی برای ضبط و فیلمبرداری استفاده كنیم، در ایستگاههای رادیوئی از چه نوع تجهیزاتی باید استفاده كنیم یا در كدام استودیو كار فیلمبرداری باید انجام شود. سومین مسئله این است سازمانهای رسانه ای باید در نظر داشته باشند كه چه كسانی كالاها را مصرف می‏كنند. و این كالاها را برای چه كسانی با چه تحصیلاتی با چه سنی با چه جنسیتی و با چه مذهبی باید تولید كنند. در مرد اینكه تا چه اندازه به خواست مصرف كنندگان توجه شود یا خیر به نوع جوامع بستگی دارد، جوامع ایدئولوژیك معمولا كمتر با خواست مخاطبان توجه می ‏كنند و بیشتر به مخاطب سازی فكر می ‏كنند تا اینكه مخاطب را راضی نگه داشته باشند. تا چه اندازه اصول بازار بر سازمانهای رسانه ای حاكم است؟ در جوامع سرمایه‏داری كه سازمانهای رسانه ای وابسته به بخش خصوصی ‏اند و برای كسب سود فعالیت می‏كنند، اصول نظام بازار برفعالیتهایشان حاكم است. حتی سازمانهای وابسته به دولت نیز در این جوامع تابع شرایط بازار هستند. اما در جوامع ایدئولوژیك و دولت مدار باید سازمانهای رسانه ای كمتر تابع منطق بازار باشند. مع الوصف مدیریت در این دو نوع جوامع متفاوت است. اما منظور ما از بازار چیست؟ بازارها برای سازمانهای رسانه ای چگونه تعریف می ‏شوند؟ درك بازار برای مدیران و كاركنان سازمانهای رسانه‏ای اساسی است. ابتدا یك سازمان رسانه ‏ای باید بداند چه سازمانهائی دربازار او قرار دارند و رقیبان او تا چه اندازه بر بازار سیطره دارند؟ در این مورد می ‏توان به رقابت بین سازمانهای خبرگزاریها توجه بیشتری كرد. اگرچه مشابهتهای زیادی بین برخی سازمانهای رسانه ای وجود دارد اما انان تمایل دارند خود را از برخی جهات متمایز نشان دهند. این تمایز می ‏تواند براساس نوع بازار و خدمات رسانه ای انجام شود. این بازار و خدمات بر دو د سته است. بازار تولید محتوی و بازار آگهی است. بازار تولید محتوی از مهمترین بازار های سازمانهای رسانه ای است كه تولیدات خود را در اشكال مختلف عرضه می‏كنند. تمامی سازمانهای رسانه ای از مشتریان خود مستقیم پول دریافت نمی ك‏نند وبرخی برمبنای حق اشتراك و فروش (مجله، روزنامه و...) عمل می‏كنند. برخی از سازمانهای رسانه‏ای كالای خصوصی عرضه می‏كنند به این معنا كه استفاده دیگران بر میزان دسترسی به آن كالا تاثیر دارد اما كالاهای عمومی به این معناست كه استفاده دیگران تاثیری در دسترسی به كالا ندارد مانند برنامه های تلویزیون. بازار دوم كه سازمانهای رسانه ای در آن حضور دارند بازار آگهی هاست. گفتیم كه رسانه‏ها زمان و فضا را به آگهی دهندگان می‏فروشند. شاید بهتر باشد بگوئیم كه سازمانهای رسانه ‏های رسانه ‏ای دسترسی به مخاطبان را به صاحبان اگهی ‏ها می‏فروشند. به عبارت دیگر مبلغی كه تلویزیون یا مطبوعات مطالبه می‏كند بیش از آنكه به اندازه ، حجم و مدت زمان پیام بستگی داشته باشد به تعداد و و یژگیهای مخاطبان رسانه ها بستگی دارد. بسیاری از رسانه‏ها در این دوبازار فعالیت می ‏كنند. اما در جامعه ما برخی از سازمانهای رسانه‏ای به بازار دوم نیاز ندارند و مسائل مالی خود را از پول دولتی حل می ‏كنند. باید توجه داشته باشیم كه هر سازمان رسانه ای به شكلی با آگهی ‏ها سروكار دارد. روزنامه‏ها صفحه ‏های نیازمندی ‏ها دارند و تلویزیون فی المثل در ساعات مشخصی به طور متناوب آگهی پخش می‏كند. سازمانهای مجازی ها به اشكال مرتبط با خود. بازار جغرافیائی سازمانهای رسانه‏ای سازمانهای رسانه‏ای در بازارهای جغرافیائی خاصی فعالیت می‏كنند. محتوای تولیدات و خدماتی كه ارائه می‏دهند نیز به این بازار بستگی دارد. برخی از سازمانها در بازار ملی با یكدیگر رقابت می‏كنند و برخی در بازار محلی یا منطقه‏ای(استانی). مثل شبكه ها و مطبوعات و خبرگزاریهای استانی. برخی از سازمانها در بازارهای مجازی و برخی در بازارهای واقعی با یكدیگر رقابت می‏كنند. برخی در فضاهای اینترنتی و برخی در فضاهای موجود جامعه. اینكه منطقه نفوذ یك سازمان چه اندازه است مسئله مهمی برای سازمانهای رسانه‏ای است. مثلا حیطه نفوذ سازمانهای مجازی رسانه‏ها بسیار نامحدود است و توان رقابت را در آینده برای ای قبیل سازمانها افزایش می ‏دهد. درك این مفهوم برای مدیران سازمانهای رسانه‏ای اهمیت دارد و مسئله مهمی در رقابت بین این سازمانها محسوب می‏شود. رقابت سازمانهای رسانه‏ای رقابت بین سازمانهای رسانه‏ای به بازارهای دوگانه‏ای كه این سازمانها در آن فعالیت می‏كنند پیوند خورده ‏است. مسئله رقابت از اینجا شروع می شود كه سوالات زیر طرح می شوند. آیا تولیدات رسانه ای شبیه یكدیگرند؟ میزان جایگزینی آنها تا چه حد است؟ یعنی آیا خدمات و كالاهای ارائه شده توسط سازمانهای رسانه ای قابل مبادله و جایگزینی هستند؟ 1. اگر بخواهیم به بازار تولید محتوی توجه كنیم كه می ‏بینیم كه برخی از سازمانهای رسانه‏ای كالاهای قابل جایگزینی را با یكدیگر ارائه می‏دهند. مثلا اگر به رقابت بین سازمانی توجه كنیم و به تلویزیون و مطبوعات نگاهی بیفكنیم می ‏بینیم كه هریك از این دو نوع سازمان در كیفیت و كمیت خدمات و تولید محتوی متفاوت اند . علاوه بر آن شیوه خبررسانی از طریق مطبوعات و تلویزیون با یكدیگر متفاوت است اگرچه نوع خاصی از كالا را هردو تولید می‏كنند. همین تفاوت موجب رقابت بیشتر در میان آنها می‏شود.یعنی در هریك مخاطبان به شیوه‏ ای متفاوت از خدمات استفاده می‏كنند. رسانه‏های نوشتاری و رسانه‏های صوتی و تصویری هریك به شكلی خدمات خود را عرضه می‏كنند. اگر به رقابت درون سازمانی مثلا شبكه ‏های تلویزیونی با یكدیگر نگاه كنیم باید این رقابت را در نوع برنامه ها و نوع تولیدات و حیطه نفوذ هریك درك كنیم. مثلا یك شبكه برنامه های ورزشی بیشتر و شبكه ‏ای برنامه‏ها خبری بیشتری پخش می‏كند. رابطه میان مخاطبان و سازمانهای رسانه ای صرفا نباید در طریق استفاده از آن خلاصه شود بلكه مناسبات مالی نیز در اینجا مهم است. خوانندگان مطبوعات و محلات از آنجا كه پول می پردازند ممكن است تعلق خاطر بیشتری به تولیدات داشته باشند تا مخاطبانی كه رایگان برنامه های تلویزیون را مشاهده می‏كنند. 2. در زمینه بازار آگهی ها نیز رسانه‏ها كاملا قابل جایگزینی با یكدیگر نیستند اگرچه با هم رقابت دارند. هر رسانه دارای نقطه قوت و ضعف در پخش آگهی هاست. بنابراین نمی ‏توانیم بگوئیم كه رسانه ها توان جایگزینی كامل با یكدیگر را دارند. مثلا در ایران روزنامه ها در برابر گستردگی و مخاطب تلویزیون، مخاطبان خاص خود را دارد. در درچه اول به دلیل شیوه عرضه تولیدات محتوی و نوع آگهی ها. كافی است به روزنامه همشهری نگاه كنیم. دوم به دلیل نوع تولیدات. در حالیكه رسانه تلویزیون محدودیت بیشتری برای برخی از اخبار و اطلاعات دارد روزنامه ها می‏توانند آن مطالب را منتشر كنند. اینكه مخاطبان از چه رسانه‏ای استفاده می‏كنند و شركتها از چه رسانه ای برای ارائه آگهی استفاده می‏كنند به شیوه خدمات و میزان هزینه بستگی دارد. ساختار و قدرت بازار اجازه دهید قدری راجع به ساختار و قدرت بازار تامل كنیم. ابتدا باید بدانیم كه تعداد سازمانهای رسانه ای در شكل دادن به یك بازار رسانه ای تعیین كننده است. در جامعه‏ ای كه با تكثر سازمانی مواجه هستیم می توانیم دوام و حضور یك سازمان رسانه ای را شاخصی بر میزان قدرت و توانائی آن بدانیم. اصولا در هیچ حامعه ای "رقابت كامل" بین سازمانهای رسانه ای وجود ندارد. یعنی وضعیتی كه نیروها و سازمانها كاملا آزادانه عمل كنند نیست. برای مثال در جامعه ما برخی از سازمانهای رسانه‏ای توسط دولت حمایت می ‏شوند و برخی از این حمایت برخوردار نیستند. همین امر رقابت را بین سازمانها دشوار می‏كند. مثلا تلویزیون در جامعه ما دولتی است و چون تلویزیون خصوصی وجود ندارد شكل رقابت بین شبكه‏های تلویزیونی با جوامع سرمایه‏ داری تفاوت دارد. رقابت در بازار به شكل و نوع مالكیت بستگی دارد. در جامعه ایران با تمركز مالكیت رسانه ای مواجه هستیم.

خبر گزاری موج گرفته شده از سایت بازار کار






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 

 

مقدمه

امروزه قدرتهای اقتصادی بزرگترین بخش زندگی ما را تحت سیطره خود دارند، مهمترین سؤالی كه پیش می‌آید این است كه با استفاده از تئوریهای اقتصادی معاصر، در چه سطحی می‌توان توسعه پایدار را تجزیه و تحلیل و اجرا كرد. تئوری‌ها و مفاهیم توسعه اقتصادی در قرن گذشته نمی‌توانست نیازهای انسانی را تأمین كند و آن را تنها در زنجیره‌ای از مطالعات حمایت محیطی خلاصه می‌نمود. این مسائل موجب شد تا رویكردهای جدیدی ارائه شود و ماهیت تئوری اقتصادی و نقش و وظایف بالقوه آن برای حل مسائل مرتبط با وجود انسان انتقادی و بقای شهروندی تعریف شود.

در ابتدای دهه 1990 بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، گروه زیادی از كشورها با ویژگی خاص توسعه‌ای خود در دو گروه كشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تقسیم شدند. اگر چه این كشورها با اقتصاد به اصطلاح در حال تغییر، محدود به حوزه اقیانوس آرام می‌شدند ولی توجه كمتری به تجزیه و تحلیل ویژگیهای خاص توسعه آنها در حاشیه ركود وضعیت اقتصادی می‌شد و نه تنها به تجزیه و تحلیل وضعیت آنها در بخشهای مختلف تولید اقدام نمی‌شد بلكه وضعیت مصرف منابع  طبیعی و آلودگی محیطی نیز مورد غفلت واقع شده بود.تغییر در جهت اقتصاد بازار  كه مبتنی بر سرمایه‌گذاری بخش خصوصی بود از طریق ساخت دهی مجدد اقتصاد كشورهای كمونیستی و تعدیل فعالیتهای آنها دنبال می‌شد. تغییر سریع در جهت اقتصاد بازار، باز ساخت‌دهی اقتصادی، افزایش قیمت انرژی و منابع دیگر، بسیاری از مسائل جدی را در دهه‌های اخیر موجب شد، ولی افزایش مصرف منابع تجدیدپذیر از نقطه نظر پایداری  تغییرات مثبتی در توسعه ایجاد كرد.






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 

 

آب به دو شکل کالا و نهاده مورد تقاضا است.

آب به عنوان یک کالای حیاتی، برای آشامیدن بسیار ضروری است، همین خصوصیات باعث شده تا مدت ها فراتر از یک کالا تلقی شده و عرضه، تقسیم و توزیع آن کاملاً برعهده ی بخش عمومی باشد. اما آب به صورت نهاده نیز مورد تقاضا واقع می شود، بیشترین مصرف آن در بخش کشاورزی به ترتیب در زیربخش های زراعت آبی، باغداری، دامپروری، مرغ داری، پرورش ماهی و صنایع غذایی است؛ هم چنین در برخی صنایع از آب برای خنک کردن، شستشو و دفع زباله استفاده می کنند.

البته استفاده از آب به عنوان نهاده با توسعه ی اقتصادی افزایش پیدا کرده و سهم آب به عنوان یک کالای حیاتی برای شرب کاهش می یابد؛ گفتنی ست در کنفرانس ریو در سال ۱۹۹۲ سران کشورهای صنعتی با توجه به همین ویژگی آب، آن را یک کالای اقتصادی خواندند، بنابراین توجه به ارزش، هزینه های اقتصادی، تعرفه و نرخ گذاری آب براساس اصول اقتصادی صورت گرفت.

جانشینی:

خصوصیت دیگری که آب دارد نبود جانشین برای آن است، به عبارت دیگر نیازحیاتی انسان به آب را نمی توان با غیر آب جبران کرد.

لازم به توضیح است بسیاری از مصرف کنندگان آب مورد نیاز خود را از منابع متعددی تهیه می کنند، برای نمونه آب آشامیدنی هم اکنون در شیشه و بطری، توسط لوله کشی، از طریق فروشندگان دوره گرد و دستگاه های آب شیرین کن شهری قابل تهیه است. در کشاورزی و صنعت آب از طریق چاه، قنات، چشمه، رودخانه، آب بند، آب انبار یا استخر تامین می شود، در دو بخش اخیر در بسیاری از مواقع آب تصفیه شده مورد بهره برداری قرار می گیرد، در برخی از شهرها همین آب و نیز آب دریا پس از نمک گیری استفاده می شود.

با توجه به تنوع منابع آب مشاهده می شود که متقاضیان آن، در عمل آب یک منبع را جانشین آب منبع دیگر می کنند، از این رو می توان آب منابع مختلف را جانشین هم تلقی کرد، این جانشینی در برخی از موارد کامل نیست زیرا کیفیت آن متفاوت است؛ برخی از محققین، آب با کیفیت های متفاوت را کالایی گوناگون با قابلیت جانشینی معرفی کرده اند(۲).

با چنین دیدگاهی می توان نهاده ی آب را با آب های زیرزمینی، سطحی و قابل تصفیه جانشین کرد، همان طورکه قیمت و مطلوبیت کالاهای جانشین و یا بازدهی نهاده های جانشین یکسان نیست، قیمت و کیفیت آب که از منابع مختلف تهیه می شود نیز ممکن است یکسان نباشد.

▪ خصوصی و همگانی بودن خدمات منضم به آب:

آب ممکن است به عنوان یک کالا یا نهاده ی خصوصی، همگانی یا همگانی سره معرفی شود، منظور از کالای خصوصی یعنی مصرف یا تولید آن منفعت یا زیان جانبی برای سایر مصرف کنندگان یا تولیدکنندگان نداشته باشد، درحالی که کالای همگانی دارای چنین خصوصیتی نیست، همگانی سره کالایی است که منفعت یا ضرر غیرمستقیم و جانبی آن به طور یکسان عاید تمام مصرف کنندگان یا تولیدکنندگان می شود (۳,۴,۵).

درمصارف کشاورزی و صنعت اگر آب آلوده نباشد، یک نهاده ی خصوصی است، یعنی تمام منافع و هزینه های آب به تولیدکننده تعلق می گیرد و قابل انتقال به غیر نیست. این ویژگی هنگامی صادق است که فرض کنیم در فرآیند انتقال یا آبیاری، آب به مخازن زیرزمینی یا مزارع مجاور نفوذ نمی کند، آب بهداشتی برای آشامیدن دارای آثار جانبی مثبت است زیرا سلامتی مصرف کننده را تامین و از انتقال بیماری به سایر اشخاص جلوگیری می کند.

آبی که در سدها ذخیره می شود غیر از مصارف شهری و کشاورزی برای تولید برق، پرورش ماهی، قایق رانی، شنا و تفریحات نیز مورد استفاده قرار می گیرد؛ این خدمات ممکن است خصوصی باشند، اما چشم اندازی که آب سد برای رهگذاران و تماشاکنندگان ایجاد می کند و از سویی تلطیف و مرطوب کردن هوای مجاور، آب سد را به یک کالای همگانی تبدیل می کند.

از سوی دیگر، اگر سد با هدف جلوگیری از سیل ساخته شده باشد، مصونیت از سیل را می توان تولید یک خدمت همگانی سره تلقی کرد، گرچه این خدمت را احداث سد ایجاد می کند نه آب، اما ویژگی مزبور از خدمات منضم به آب سد است.

آب سیال است و هنگام مصرف کاملاً مستهلک نمی شود؛ یک حجم معین آب ممکن است چندین بار در فعالیت های گوناگون مصرف شود، به همین جهت اقدامات آلوده کننده ی آب منجر به انتقال آلودگی از یک بنگاه به بنگاه دیگر شده و در نتیجه هزینه ی تصفیه ی آب را به دیگر بنگاه ها تحمیل خواهد کرد و این موضوع منجر به آن می شود که آب از کالایی خصوصی به همگانی تبدیل شود.

آبی که از مزارع وارد رودخانه ها می شود و کود و سموم شیمیایی مورد استفاده در اراضی کشاورزی را به رودخانه ها یا سفره های زیرزمینی انتقال می دهد، موجب آلوده شدن آب رودخانه و آسیب رسانی به ماهیگیران یا کشاورزانی می شود که در پایین دست از این آب استفاده می کنند.

از سویی صنعت گرانی که فضولات کارخانجات و کارگاه های صنعتی خود را به رودخانه می ریزند آب را از خصوصی به همگانی بودن تبدیل می کنند، سرمایه گذاری برای ذخیره ی بهره برداری، توزیع یا مصرف آب با توجه به آثار و عواقب جانبی آن، ممکن است فعالیت خصوصی، همگانی یا همگانی سره باشد؛ این ویژگی موجب شده است که بسیاری از فعالیت های مذکور در بخش آب در انحصار بخش عمومی باشد.

با توجه به آن که در تخصیص کالاهای همگانی، بازار نمی تواند تشکیل شود، بنابراین برای بهره برداری بهینه از منابع آب باید الگویی ارائه داد که در آن بخش خصوصی و عمومی مشارکت داشته باشند.

در گذشته، در اغلب کشورها مدیریت و نظارت بر بخش آب از دامنه ی اختیارات بخش عمومی بود، اما به دلیل پیدایی برخی از مسائل در دیگر کشورها و هم چنین کشورما درحال حاضر از مشارکت بخش خصوصی برای توسعه و بهره برداری بهینه از منابع آب استقبال می شود.

▪ مشترک بودن مالکیت منابع آب:

یکی دیگر از خصوصیات آب، اشتراک در مالکیت منابع آب است؛ گفتنی ست اشتراک در مالکیت در مقایسه با مالکیت خصوصی از انحصار، سوء استفاده و پیدایی اجاره (رانت) برای صاحبان آن جلوگیری می کند، اما تعریف و تعیین مالکان مشترک، میزان حق مالکیت هر کدام و اختیارات آنها برای انتقال حق خود به طور موقت یا دائم از مسائلی است که به روشنی در تمام موارد تعیین نشده است.

رودخانه های بسیاری در جهان جریان دارند که از چندین کشور می گذرد؛ چندین رودخانه از آب خیزهای واقع در کشور خود ما سرچشمه می گیرد و به کشورهای همسایه جریان می یابد؛ سفره های زیرزمینی در دشت های بسیار وسیعی به هم مرتبط هستند و گاهی حوزه های پایین دست از منابع بالادست تغذیه می کنند، به همین جهت حق استفاده از منابع آب میان تمام بهره برداران بالادست و پایین دست مشترک است و هیچ یک حق استفاده ی آزاد و انحصاری ندارند.

کشتیرانی و ماهی گیری در محدوده ی آب های بین المللی برای تمام استفاده کنندگان آزاد است و مختص گروه خاصی نیست، اما حق بهره برداری از آب های داخلی مشترک و دارای محدودیت است؛ مرز میان منابع مشترک و بی صاحب بسیار اندک بوده و این خطری ست که اقتصادانان نسبت به آن تاکید داشته اند (۴,۵).

مدیریت کارآمد منابع آب توسط دو بخش خصوصی و عمومی می تواند این خطر را تشدید کنند؛ بنابراین تشکیل نهادها و سازمان های مدیریت کننده در سطوح محلی و منطقه ای مورد نیاز بوده و از سوی دیگر ابتکارات و نوآوری هر دو بخش خصوصی و عمومی و همکاری سازنده میان آنها بسیار ضروری است.

تصویب و اجرای قانون سرمایه گذاری بخش خصوصی در بخش آب تشریک مساعی میان دو بخش را برای تبیین حقوق مشترکان و شیوه ی مدیریت بیش از پیش ضروری می کند.

در الگوی هدایت کننده ی فعالیت های اقتصادی در بخش آب باید مشارکت دو بخش خصوصی و عمومی را مورد توجه قرار داده و محدوده ی وظایف آنها را مشخص کرد.






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 
 

 


 
موضوعات
نويسندگان
آرشيو مطالب
امكانات