حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

درباره ما
پيوند ها
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
 

نويسنده : مهدی آقابابایی

  
چکیده:
 
 یکی از سنت‌های حسنه و الهی قرض‌الحسنه می‌باشد. که در این مقاله درباره جایگاه قرض‌الحسنه در اندیشه‌ی اسلامی و سیره ی رضوی علیه‌السلام بحث نموده‌ایم؛ و برای روشن شدن این فریضه از فرهنگ لغت، قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام بهره‌های کامل را بردیم و در پایان هم قرض‌الحسنه را در سیرهای رضوی علیه‌السلام و روایاتی که از آن بزرگوار پیرامون قرض و قرض‌الحسنه بوده و فلسفه‌ی تحریم ربا بحث نموده‌ایم، و در کلمه ای حضرت در باره فلسفه تحریم ربا فرموده‌اند: ربا باعث می‌شود که قرض‌الحسنه و اعمال نيك در جامعه از بين برود؛ و اینک مطالب را تقدیم به دوستداران سنت حسنه می‌نماییم.
 
 
 مقدمه:
 قرض‌الحسنه سنت اسلام است که اقتصاد را در خدمت عقیده می‌گیرد.
 قرض‌الحسنه، تجلی حاکمیت ارزش‌های اخلاقی و مبانی عقیدتی بر سودجوئی‌های اقتصادی است.
 قرض‌الحسنه، نوعی ایثار است و ربا یکی از انواع پلید استثمار.
 قرض‌الحسنه، همان اندازه ارزشمند است که ربا ضد ارزش است.
 قرض‌الحسنه، وام دادن به خداست و کدام مؤمن است که از وام دادن به خدا احساس تردید یا پشیمانی نماید؟
 سوء استفاده از این سنت اصیل قرآنی هرگز نمی‌تواند بهانه‌ای برای گریز و احیاناً برخورد با این مستحب قطعی اسلام باشد.
 بیاییم در پرتو انوار قرآن و معصومین علیهم السلام زندگی را از معنویت و ایثار سرشار سازیم و این سنت مذهبی را بار دیگر در جامعه‌ی بزرگ اسلامی با اهداف و شیوه‌های خداپسندانه آن؛ احیاء نماییم.
 
بقیه متن در ادامه مطلب...





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 

 

از آنچه گذشت می توان امور جامعه را در سه بخش خلاصه کرد: 
 1- امور اجتماعی: منظور اموری است که به جامعه و مصالح عمومی مردم بازگشت دارد . اداره ی چنین اموری بر عهده ی ولی امر است . در واقع ولی و سرپرست در این امور به جای مردم تصمیم گرفته و اختیار او مقدم بر اراده ی افراد تحت سرپرستی اوست . 
 2- امور شخصی: این امور تا زمانی که به مصالح جامعه ارتباط پیدا نکند از تحت ولایت ولی امر خارج است، اما اگر با مصالح جامعه و امت اسلامی گره بخورد، حوزه ی اختیارات ولی امر نیز شامل آن خواهد شد . 
 3- احکام شرعی: در مورد احکام الهی که در کتاب و سنت بیان شده، حق دخالت و اهمال و عمل نکردن به آن ها برای هیچ کس قرار داده نشده است . برای مثال، احکام و مسایلی که در مورد معلوم بودن مال و جنس در خرید و فروش، یا اجاره و یا جواز به هم زدن قرارداد و غیره وجود دارد از دایره ولایت ولی امر خارج است . البته در بعضی موارد ممکن است بین دو حکم در رابطه با مصلحت امت اسلامی تزاحم رخ دهد، که در این صورت تشخیص ولی امر ملاک عمل کردن به مورد «مهم تر» و ترک مورد «مهم » می باشد . (9)
 
بقیه متن در ادامه مطلب...





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 

آثار تدریجی بودن تحریم ربا

 مبارزه اسلام با پدیده‏های نامناسب اجتماعی به دو گونه بود :
 1 ـ اسلام با مواردی مانند بت‏پرستی که تضادّ آشکاری با آموزه‏های نورانی اسلام داشت، به صورت دفعی و قاطع برخورد می‏کرد؛
 2 ـ با اموری که تضادّ آشکاری با اسلام نداشت و به شکل یک عادت فراگیر درآمده بود، به صورت تدریجی مبارزه می‏شد. برداشتن شراب‏خواری به شیوه دوم انجام پذیرفت. خداوند نخست با مقایسه شراب با میوه‏های پاک، ناپسندی شراب را گوشزد کرد. (نحل: 67) سپس زیان‏های شراب را از سود آن بیش‏تر دانست. (بقره: 219) در مرحله سوم، مسلمانان را از نمازخواندن با حالت مستی نهی کرد (نساء: 43) و در مرحله آخر، با بیانی قاطع فرمود:
ای کسانی که ایمان آورده‏اید، شراب و قمار و بت‏ها و تیرهای قرعه، پلیدند و عملی شیطان‏اند، پس‏از آن‏ها دوری گزینید؛ باشد که رستگار شوید. (مائده: 904)
 برخی از مفسران1 و اقتصاددانان و فقیهان2 بر این باورند که خداوند سبحان همان‏گونه که شراب را در چند مرحله حرام کرد، یعنی پس ازآماده‏سازی مردم در طول زمان، حکم حرام بودن آن را صادر کرد، حکم ربا نیز به گونه تدریجی صورت گرفت؛ زیرا ربا نیز هم‏چون شراب در جامعه آن روز عربستان فراگیر بود و صدور یکباره حکم حرام بودن آن غیر قابل پذیرش می‏نمود.3
 بر این اساس، خداوند در چهار مرحله حکم به تحریم ربا داد:
 
بقیه متن در ادامه مطلب...





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 

 

 
 آثار فردی
 خداوند منّان نیروهایی مانند قوه شهوت، غضب، مال دوستی و... در نهاد بشر قرارداده است که هریک نقش به‏سزایی در ادامه حیات نسل بشر ایفا می‏کند. چنان‏که اگر انسان قوه شهوت نداشته باشد، نسل او رو به نابودی می‏گذارد و نبودقوّه غضب نیز، انسان را به بی‏تفاوتی در برابر دشمنان وا می‏دارد. هم‏چنین نبود قوّه مال‏دوستی انسان‏ها را از فعّاليّت‏های اقتصادی و گذران زندگی باز داشته و نظام زندگی انسانی را دچار بحران می‏سازد. بی‏گمان، هر یک از این نیروهایی نفسانی، نقش مهمّی در تکامل انسان دارند. البتّه به شرطی که زیر نظر قوّه عقل و فطرت خداجوی انسان قرار گیرند؛ یعنی از آموزه‏های آسمانی انبیا که برای بیداری فطرت خداجوی انسان آمده‏اند، سر باز نزنند. به یقین، خطر افراط در این نیروها از تفریط آن کم‏تر نیست؛ زیرا زیاده‏روی در این زمینه، دین و دنیای انسان را با خطر روبه‏رو می‏سازد.
  
خداوند متعال برای کنترل این غریزه‏ها، قانون‏هایی را وضع کرده است که با به کار بستن آن‏ها، سعادت دنیا و آخرت انسان فراهم می‏شود. فلسفه برخی از این امر و نهی‏ها را خداوند بیان داشته است و حکمت برخی را نیز عقل انسان در می‏یابد؛ هرچند فلسفه برخی احکام دیگر بر ما روشن نیست، ولی انسان خداپرست و خداجو می‏داند که خداوند سبحان جز خیر و صلاح بندگانش را نمی‏خواهد و قوانین آسمانی همگی برای پیش‏برد هدف‏های کمال‏جویانه انسان است. به هر روی، مسأله ربا از جمله مسایلی است که خداوند به فلسفه آن، یعنی ظالمانه بودن اشاره کرده و پی‏آمدهای ناشی از آن را در قرآن بیان فرموده است (تخبّط؛ یعنی خارج شدن نیروهای نفسانی انسان از مرز اعتدال). در روایات نیز پیشوایان معصوم علیهم‏السلام نکاتی را یادآور شده‏اند.
 برخورد شدید قرآن و روایات با رباخواری، عالمان فقه و اقتصاد و دیگران را بر آن داشته است تا جنبه‏های گوناگون این مسأله را بررسی و زیان‏های فردی و اجتماعی آن را گوشزد کنند. در نگاه نخستین، چنین می‏نماید که خسارت‏هایاساسی ربا به ویرانی اجتماع باز می‏گردد؛ زیرا ستم و ترک کار خیر (قرض‏الحسنه) و... به اختلاف جامعه انسانی می‏انجامد، ولی نمی‏توان از زیان‏های فردی ربا غافل ماند؛ زیرا افزون بر این که حرام بودن آن از سوی شارع یک نوع فشار روحی برای دین‏داران ایجاد می‏کند، محکوميّت جهانی و نفرت عمومی از این کار، از غیر طبیعی بودن ربا حکایت دارد و همین امر به ایجاد زیان‏های گوناگون در هر دو طرف می‏انجامد.
 
بقیه متن در ادامه مطلب...





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 

 

به گفته راغب اصفهانی، ربا زیادی بر سرمایه را گویند، ولی در شرع به زیاده‏هایی مشخص گفته می‏شود.
مقدس اردبیلی نیز در این‏باره می‏نویسد:
ربا در لغت همان مطلق زیاد است و در شریعت نیز به افزوده در معامله و زیادی گرفتن در قرض (ربای قرض) گویند. پس ربا عبارت است از افزوده‏ای که افراد از وام‏دار خود می‏گیرند یا در معامله در شرایطی مشخص دریافت می‏کنند.
صاحب جواهر نیز ربا را این‏گونه تعریف می‏کند:
ربا فروختن یکی از دو جنس مثل هم به جنس هم‏مثل خود است که کیلی و وزنی بوده و همراه با زیاده حقیقی یا حکمی باشد، یا قرض دادن چیزی (هرچند با وزن وکیل سنجیده نشود) و گرفتن زیادی.
تعریف‏های فقیهان بیش‏تر بر این محور است، ولی از دیدگاه اقتصاددانان، ربا یا بهره تنها در قرض روی می‏دهد. به نظر اسمیت و ریکاردو، بهره، عوضی است که وام گیرنده از سودی که ممکن است بر اثر استثمار مال وام دهنده به دست آورد، به وی می‏پردازد.
به بیان دیگر، بهره، قیمت پول است که به عنوان پاداش به وام دهندگان داده می‏شود. بنابراین، روشن است که دایره ربا در نگاه فقهی، گسترده‏تر از دیدگاه اقتصادی است؛ زیرا اقتصاددانان، ربا را در داد وستدها، جاری نمی‏دانند. 
 
بقیه متن در ادامه مطلب





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 

 

مقدّمه‏
 مؤمنان كسانى هستند كه از فرستاده خدا، پيامبر امّى پيروى مى‏كنند؛ پيامبرى كه صفاتش را در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مى‏يابند. آن‏ها را به معروف دستور مى‏دهد و از منكر بازمى‏دارد. اشياى پاكيزه را حلال مى‏شمرد و ناپاكى‏ها را تحريم مى‏كند و بارهاى سنگين و زنجيرهايى را كه بر آن‏ها بود، بر مى‏دارد.(1)
 در بينش اسلام، خدا انسان را آزاد و مختار آفريده و هيچ كس حتّى دولت حق ندارد اين آزادى و اختيار را از او سلب كند، و از اين بالاتر، مطابق فراز آخر آيه‏اى كه گذشت، يكى از مسؤوليّت‏هاى نبىّ اكرم‏صلى الله عليه وآله آزاد كردن انسان‏ها از قيد و بند زنجيرهايى است كه در سايه پندارها، قراردادها، آداب و رسوم نادرست اجتماعى به گردن انسان‏ها گذاشته شده بود، و بر همين اساس است كه فقيهان اسلام اتّفاق دارند در وضع عادى نمى‏توان هيچ محدوديّتى را بر فرد بالغ و عاقل تحميل كرد؛ بنابراين آزادى بيان، انتخاب شغل و جابه‏جايى و تغيير مكان اشتغال در جامعه اسلامى اصل تضمين شده است
در كنار اين اصل آزادى، خداوند از وجود انسان‏هايى با ظاهرى فريبنده و با باطنى مفسده‏جو خبر مى‏دهد:
از مردم كسانى هستند كه گفتار آنان، در زندگى دنيا، مايه شگفتى تو مى‏شود [= در ظاهر خيلى زيبا و پسنديده سخن مى‏گويند؛ ولى ]وقتى دست يابند [حاكم شوند] در راه فساد در زمين و نابودى زراعت‏ها و حيوانات مى‏كوشند
 وجود چنين انسان‏هاى مفسده‏جو، سبب شده تا اسلام، آزادى به معناى بى‏بندوبارى و هرج‏ومرج طلبى را مردود بداند و پيامبر را به سازمان‏دهى و اقتدار، و مسلمانان را به حمايت و پيروى از حكومت اسلامى فراخواند.
 يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ.(2)
 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا، پيامبر خدا وصاحبان امر را اطاعت كنيد.
 در پرتو اين آموزه‏ها، انديشه‏وران مسلمان معتقدند: اسلام طرفدار اهداف و آرمان‏هايى است كه اجراى آن‏ها بدون دخالت دولت دشوار است و براى اين مطلب، مبانى متعدّدى مطرح كرده‏اند. 
 
بقیه متن در ادامه مطلب





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 

نويسنده:علي حسين زاده*

  
 فنون دستيابي به قناعت در زندگي
  
براي دستيابي به قناعت، لازم است نيازهاي واقعي خود را از نيازهاي کاذب بازشناسي کنيم. بايد براي رسيدن به خواسته هاي حقيقي، تلاش کنيم و از درخواست هاي نا به جا صرف نظر کنيم. اين هدف را مي توان از طريق فنون زير تحقق بخشيد:
  
 1. مقايسه هاي خوش بينانه و پرهيز از مقايسه هاي بدبينانه
  
 مطالعه در زمينه نحوه مقابله افراد با تعارضات در زندگي نشان مي دهد که افراد به طور معمول براي کنار آمدن با اختلافات، چهار راهبرد را به کار مي برند. يکي از اين چهار
 راهبرد، مقايسه هاي خوش بينانه است. مقايسه خوش بينانه به معناي قدر دانستن روابط با ديگران و متقاعد ساختن خويش مبني بر اين که به مرور زمان، روابط در زندگي اجتماعي بهتر خواهد شد.(1)
 يکي از عواملي که موجب مي شود تا انسان ها از موقعيت اقتصادي در زندگي خود احساس رضايت کنند و با کمبودهاي احتمالي به گونه اي مطلوب کنار بيايند، مقايسه موقعيت اقتصادي خود با کساني است که به لحاظ ويژگي هاي مالي با مشکلاتي به مراتب بيشتر دست و پنجه نرم مي کنند. اين مقايسه، زمينه رضايت از موقعيت اقتصادي فعلي و اجتناب از بلند پروازي ها را فراهم مي کند. البته معناي اين سخن، دست برداشتن از تلاش و کوشش براي تأمين نيازمندي ها در زندگي نيست، بلکه جلوگيري از زياده طلبي و تحمل گرايي است.
 در منابع ديني، به اين مقايسه خوش بينانه به عنوان راهي براي رضايت مندي از وضعيت اقتصادي اشاره شده است. امام صادق (ع) مي فرمايند: «انظر الي من هو دونک في المقدره... فان ذلک اقنع لک بما قسّم الله لک» از نظر امکانات، به کسي بنگر که فروتر از تو است...»، چرا که اين امر تو را به روزي مقدّر از جانب خداوند قانع تر مي سازد.(2) به همين دليل، در روايات ما به همنشيني با فقرا توصيه شده و به عنوان راهي براي شکر و قناعت بر آن تأکيد شده است. «عن علي (ع): جالس الفقراء تزدد شکراً؛ با فقرا هم نشيني کن تا شکرت فزوني يابد».(3)
 
بقیه متن در ادامه مطلب...





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 

 

نويسنده:علي حسين زاده*
 
  
 آثار قناعت در زندگي
  
مهم ترين نتايج ارزشمند قناعت، که در زندگي اجتماعي سايه مي گسترد، عبارت است از:
  
 1. آسايش، راحتي و رضايتمندي
  
 انسان به صورت فطري طالب راحتي و آسايش است. گاهي به اشتباه مصداق رفاه و آسايش را تشخيص مي دهد. براي اينکه اشتباه نکند و حريص نباشد، بايد بداند اولين ثمره
 شيرين قناعت، آسايش و راحتي است براي کسي که اين ويژگي را دارا است. هنگامي که فرد به آنچه در اختيار دارد، اکتفا مي کند و در زندگي، خود را با در نظر داشتن امکانات موجود، اداره مي کند، سختي بسياري از امور همچون فعاليت هاي طاقت فرسا، نگراني از کمبودها، اظهار نياز به ديگران و... را از خود دور مي سازد. از اين رو، رسول خدا(ص) قناعت را عين راحتي دانسته و فرموده اند: «القناعه راحه؛ قناعت راحتي است».(1)
 اميرالمؤمنين (ع) راحتي را ثمره قناعت به شمار آورده و فرموده اند: «ثمره القناعه الراحه؛ راحتي و آرامش نتيجه قناعت است».(2) هم چنين حضرت مي فرمايد: «حرم الحريص القناعه، فافتقد الراحه؛ حريص چون از قناعت محروم است، رحتي ندارد».(3) در حديثي ديگر مي فرمايد: «القناعه مال لاينفد؛ قناعت ثروتي پايان نايافتني است که به دنبال خود عزت مي آورد».(4) غزالي مي گويد: «هيچ کس را عيش خوش تر از قانع نبود، هيچ کس اندوهگين تر از حسود نبود، هيچ کس سبک بارتر از تارک دنيا نبود و هيچ کس از پشيمان تر از عالم بدکار نبود».(5) در بُعد خانوادگي نيز اکتفا کردن فرد به امکانات موجود، بسياري از نگراني ها را از زندگي مشترک دور مي سازد. مرد يا زني که به همسر خود به عنوان دارايي موجود خود نگاه مي کند و او را بدون مقايسه با نقاط قوت ديگران مي نگرد، در حقيقت آرامش و راحتي خود را تأمين کرده است. همچنان که افرادي که تنها نقاط ضعف همسر خويش را در نظر مي گيرند و آن را با نقاط قوت ديگران مقايسه مي کنند، همواره روحي ناآرام دارند. ساير امکانات زندگي نيز همين طور است. کساني که به آنچه دارند، راضي اند و خود را براي به دست آوردن آنچه ندارند، به زحمت نمي اندازند، يا در افسوس نداشتن آن به سر نمي برند، زندگي را با روحي آرام و به دور از دغدغه و نگراني مي گذرانند. در حديثي از اميرمؤمنان (ع) آمده است: «الرضا ينفي الحزن؛ رضايت و قناعت اندوه را از بين مي برد».(6)
 
بقیه متن در ادامه مطلب





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 

 

نويسنده : علي حسين زاده*
 چکيده
 اين تحقيق به نقش قناعت در زندگي مي پردازد. مباحثي از جمله معناي قناعت، شرايط لازم براي تحقق آن، عوامل ايجاد و تقويت آن، آثار آن در زندگي و فنون دست يابي به قناعت در حيات اجتماعي است. هدف اين پژوهش، يافتن راهکار مناسب براي دوري از حرص، آرامش و نشاط اعضاي خانواده، رفع نيازمندي ها در ابعاد مختلف، آسايش و برخورداري از زندگي مادي و معنوي، اصلاح نفس، پيدا کردن عزت و رسيدن به سعادت و خوشبختي است. روش تحقيق در اين پژوهش، تحليلي و توصيفي است که بر داده هاي ديني و تربيتي مبتني است. يافته هاي اصلي اين تحقيق ضرورت توجه به اهميت قناعت، عوامل و راهکارهاي ايجاد و تقويت آن، زمينه هاي مقابله با حرص، پديد آمدن آرامش و به کارگيري مهارت ها و فنون براي دستيابي به زندگي سالم است.
 
بقیه متن در ادامه مطلب





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 

 

خبرگزاری شبستان: در این شماره به عنوان جمع بندی بحث، به موضوعی که عامل اساسی در این رخداد بین المللی بوده است خواهیم پرداخت. مسکن رکنی اساسی در جامعه اقتصاد جهانی است، بعضی کشورها در این رابطه با ایجاد مسکن های اجاره ای دولتی ارزان قیمت و برخی با ارائه وام های بانکی و برخی از کشورها با نادیده گرفتن آن و مابقی نیز با راهکارهای بهتر و بدتری سعی در آرام نگه داشتن این رکن دارند. در جوامع غربی قانونی نا نوشته وجود داشت که می گفت: هر خانوار اروپایی باید خانه ای مناسب با سطح رفاه جامعه خود داشته باشد اما خانه هیچگاه در مالکیت او نباشد. شاید این در واقع تفکری که در ذهن طراحان طرح مسکن در فرهنگ سرمایه داری بوده است نباشد، اما نتیجه چیزی جز آن نخواهد شد.
 
 جامعه متوسط اروپا که قشر تحصیل کرده و کارمند و یا کشاورزان و پیشه های کوچک را شامل می شود، اصولا دارای یک حساب بانکی کوچک پس انداز و یک خانه مناسب که در بعضی موارد تا 90% هزینه خرید خانه را وام تامین نموده است می باشند. کارتهای اعتباری و تجهیزات و تعمیرات و نوسازی هایی که با وام بهره دار انجام می پذیرد را نیز به موارد ارتباط قشر متوسط یک جامعه اروپایی با بانک ها می توان افزود.
 
این مسئله که درآمد بانک ها از چه طریقی حاصل می شود نیز مهم است، بانک ها بیشترین درآمد خود را از وام هایی که برای خرید مسکن داده می شود کسب می کنند و سرمایه گذاری در طرح های صنعتی را کار خود نمی دانند چون به زعم ایشان بهره وام در شرایط عادی ریسک بسیار پایین تری نسبت به سرمایه گذاری دارد. و اگر طرح صنعتی پیشنهاد و موافقت بانک جلب شود، بانک فقط به عنوان ارائه کننده وام بهره دار وارد پروژه شده و با سود و زیان و میزان آن کاری نخواهد داشت. بر اساس این دیدگاه،قسمتی از فرضیات مورد نیاز جهت واکاوی بحران اروپا بدست می آید.
 
 
 موضوع دیگری که باید به آن توجه کرد این است که اروپا جهت رضایت اقشار سرمایه دار و ثروتمند سعی در حمایت از آنها در مقابل اقشار دیگر دارد – بررسی این موضوع و علت یابی آنرا به مجالی دیگر باید سپرد -. که این حمایت یعنی حمایت از بنگاه های اقتصادی بزرگ در برابر بنگاه های اقتصادی خرد و در نتیجه و در بلند مدت یعنی حذف بنگاه های خرد و بزرگتر شدن بنگاه هایی که در بسیاری موارد چندین ملیتی و چند قاره ای می باشند.
 
 
 حالا فرض کنید که یک بنگاه کوچک دچار بحران اقتصادی شود، در این صورت بطور مثال 50 خانوار دچار بحران می شوند، این 50 خانوار با تغییر رویه و تغییر نوع و محل فعالیت اقتصادی خود (مثلا تقسیم شدن بین چند بنگاه اقتصادی دیگر که شرایط اقتصادی بهتری دارند) از بحران خارج شده و پس از چند ماه شرایط به وضع طبیعی باز خواهد گشت. اما وقتی یک شرکت چند ملیتی دچار بحران می شود و مثلا در یک دوره تعدیل خود 2000 نفر را اخراج می کند و حقوق چند هزار نفر دیگر را کاهش می دهد جریان دیگر به این سادگی نیست. کاهش حقوق چند هزار نفر و اخراج یکسری از کارمندان باعث خواهد شد تا نقدینگی دچار کاهش آنی در جامعه شده و جامعه برای خروج از آن به سمت نقدینگی خود در بانک ها حرکت می کنند.
 
 
 باخروج نقدینگی از بانک ها این بار بانک ها دچار ضعف شده و به گیرندگان وام جهت تسویه بهنگام فشار وارد می کنند. اما غافل از اینکه برخی از این وام گیرندگان همان اخراجی های شرکت چند ملیتی هستند و امکان باز پرداخت وام را ندارد. بانک اقدام به تخلیه و حراج خانه می نماید اما خریداران این خانه همان هایی اند که دیگر برایشان توان پرداخت وجود ندارد لذا نقدینگی از دست بانک خارج شده و اکنون صاحب چندین خانه است که کسی تمایل زیادی به خرید آن ندارد. با امتداد یافتن این روش بانک دچار عدم توان پاسخگویی در برابر وعده های داده شده به دارندگان حساب می شود و مجبور به اعلام ورشکستگی خواهد شد.
 
 
 این دقیقا حادثه ایست که اروپا و ایالات متحده را وارد بحران کرد. در شماره های پیش توضیح داده شد که چرا اروپا بیشتر و پرسرعت تر از امریکا به سوی سقوط حرکت کرد و از تکرار مکررات پرهیز کرده و به این سوال می پردازیم که اشتباه کجا بود ؟ همانطور که در شماره های پیش و در این شماره تبیین گردید، 2 عامل اساسی باعث این بحران شد:
 
 
 1- بانک ها و سرمایه دارانی که دنبال پول زایی از پول بوده اند.
 2- سیاستمدارانی که از ثروتمندان حمایت کرده اند.
 
  
 
 در رابطه با پول زایی از پول خداوند متعال می فرمایند:
 
"یمحق الله الربا" (بقره/276)               خداوند ربا را نابود می کند.
 
 این دقیقا اتفاقی ست که در حوزه اقتصاد سرمایه داری در حال وقوع است. این بار نه فقط جامعه بلکه دولت ها نیز دچار ربا شده اند. کشورهایی که مانند یونان، وام هایی نه برای سرمایه گذاری بلکه برای هزینه های جاری کشور و ولخرجی دولت گرفتند باعث شد تا دچار چرخه سود استقراض شده و همچنان شرایط بدتری را برای خود به وجود آورند.
 عدم رعایت عدالت در جامعه و فشار بر اقشار پایین دست جامعه برای رشد ثروتمندان جامعه نیز عاملی بود تا بنگاه های کوچک وجود نداشته باشند تا اکنون که بنگاه های بزرگ دچار بحران هستند آنها باعث ایجاد گردش مالی در جامعه شوند.
 
 
مصطفی هورفر





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 19 اردیبهشت 1392 
 

 


 
موضوعات
نويسندگان
آرشيو مطالب
امكانات