آرشيو مطالب

تیر 1394


  نويسندگان
  درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ:



  مطالب پیشین

امام خمینى از نگاه اندیشمندان خارجى

مراسم سلام رسمی در اعیاد

سفره عید یا هفت سین

نوروز و تخت جمشید

آیین نوروز در دوره ساسانیان

جشن نوروز در دوره قاجاریان

تدارک جشن و سرور عید نوروز

جشن چهارشنبه سوری در نقاط مختلف ایران

آداب و رسوم ایرانیان در آستانه ی سال نو

عید نوروز چگونه شکل گرفت
 

آمار بازديد :
» تعداد مطالب : 35
» آخرین بروز رسانی : جمعه 5 تیر 1394 
» بازدید کل : 4211
» آخرین بازدید : [ra:stat_last_view_date]

 


  امام خمینى از نگاه اندیشمندان خارجى
 

دكتر «فرانسیسكو اسكودرو بداته‏» رئیس فدراسیون جوامع اسلامى اسپانیا:

«چهره حیات بخش امام خمینى در جهان اسلام، امرى غیر قابل اغماض مى‏باشد و ایشان یكى از بزرگترین شخصیت هاى قرن حاضر محسوب مى‏شوند. وى افزود: انقلاب اسلامى ایران، به رهبرى امام خمینى سبب بروز تحولات و دگرگونی هاى عظیم در جهان اسلام شد و وى چهره جدیدى از اسلام را ارائه كرد. انقلاب ایران ، درس مبارزه علیه بى عدالتى و مقابله با حكومت هاى دیكتاتورى و غیر انسانى را آموخت. » (1)

«احمد جبرئیل» دبیر كل جبهه خلق آزادی فلسطین :

امام خمینى ، كرامت و عزت را به مسلمانان بازگرداند. امام خمینى (ره) با انقلاب اسلامى خود، روحیه انقلابى را به اسلام و عزت و كرامت را به مسلمانان بازگرداند.

بنیانگذار جمهورى اسلامى، اسلام را از انزوا نجات داد . دیدگاه مرتجعانه، نسبت ‏به این دین مبین را كه دشمنان در طول صدها سال ارائه كرده بودند، از میان برد و مقوله"دین افیون ملت ها " را منسوخ كرد و اسلام را در سطح بین المللى به عنوان یك نیاز انسانى در زمینه‏هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، مادى و معنوى، مطرح كرد.

امام خمینى (ره) توانست جهان اسلام را از خواب بیدار كند ، به مسلمانان حیات جدیدى ببخشد.

امام راحل ثابت كرد كه اسلام قادر است ملت هاى مستضعف و محروم را آزاد كرده ، آنان را در برابر كشورهاى استكبارى و طغیانگر به حركت درآورد .

امام خمینى ، نشان داد كه اسلام در زمان كنونى ، یك عنصر اصلى در تحرك و مقابله مردمى با حكومت هاى ستمگر و فاسد است. (2)

مفتى قزاقستان :

امام خمینى به همه جهانیان تعلق داشت.‏ ایشان نه به ایران و دنیاى اسلام ، بلكه به كلیه جهان تعلق داشت .

وقتى عالمى مى‏ میرد، در واقع جهانى مرده است . (3)

وی امام خمینى (ره) را یك چهره برجسته دینى و سیاسى جهان دانست و گفت: دنیا به نیك از وى یاد كرده و خواهد كرد؛ زیرا او را نه تنها دنیاى اسلام ، بلكه تمام جهان مى‏شناسند . من نیز به عنوان یك انسان و روحانى دینى ، براى او ارزش و احترام فوق العاده ای قائلم .

وى یادآور شد: مؤمنان مانند قطعات یك ساختمان هستند كه یكدیگر را نگه مى‏دارند و امام خمینى یك چهره برجسته سیاسى - مذهبى در تاریخ بود كه براى وحدت مسلمانان بسیار كوشید.

مفتى قزاقستان یادآور شد ، دنیا امام خمینى (ره) را مى‏شناسد و پیام وى به گورباچف ، كه فرمود كمونیست را باید در موزه دید، همچنان در گوش ها طنین انداز است. او مبارزه با دین را شكست ‏خورده دانست و اكنون نظاره‏ گر عمق پیام او هستیم.

دكتر محمد تاجیك :

قبل از انقلاب اسلامى ، رویكرد اندیشمندان ما براى تعریف كلمات ظریفى همچون آزادى، اخلاق و ورود به عرصه سیاست ، به سوى مكاتب فكرى سوسیالیسم و لیبرالیسم سوق مى ‏كرد.

امام خمینى (ره)، معادلات رایج غربى را بر هم ریخت و با استفاده از كلمات رقیق و لطیف منحصر به فرد ، واژه‏هاى دور از ذهن را تعریف كرد و براى بیان ایده‏ها، آرزوها و حرف هاى ملتش، از فرهنگ ویژه خویش استفاده كرد .

امام با تعریف جدید از مقوله قدرت و تكیه بر چهره اخلاقى آن، موفق شد نیروهاى مردمى را جذب كند و با این تعریف جدید ، حكومت پهلوى را زیر سؤال ببرد. (4)

پروفسور«میخاییل لمشف‏» نویسنده روس:

امام خمینى (ره) برخلاف رهبران سیاسى قرن حاضر كه هر یك داراى استعدادى خاص در یكى از زمینه‏هاى اقتصادى، سیاسى، علمى، فرهنگى، دینى یا حقوقى بوده اند ، توانایى سازماندهى امور در همه حوزه‏ها را داشت.

پروفسور«میخاییل لمشف‏» افزود: امام خمینى (ره) سیاست را بخش لاینفك دین مى‏دانست و با اراده دینى و الهى علیه ستمگران بپاخاست.

امام راحل، در تمامى سطوح حیات اجتماعى و سیاسى جامعه، اسلام را به عنوان عامل تعیین كننده در تحولات انقلابى و حمایت كننده ارزش هاى انسانى مطرح كرد . (5)

امام جماعت ‏بزرگترین مسجد مادرید:

«امام خمینى، هدایت كننده و روشنگر جامعه بود» امام جماعت ‏بزرگترین مسجد مسلمانان در مادرید، پایتخت اسپانیا، تلاش ها و مجاهدت هاى امام خمینى (ره) را براى سربلندى اسلام و عزت مسلمان در جهان ستود.

امام خمینى ، شخصیتى نادر در دنیاى اسلام است كه از توانمندى و قابلیت هاى فراوانى براى هدایت و روشنگرى برخوردار بوده است.

امام خمینى (ره) توانست احساسات مذهبى و اعتقادى را گسترش ‏بخشد و اقدامات و تلاش هاى ایشان، ثابت كرد كه تنها همین عامل مى ‏تواند در افراد تغییر به وجود آورد . (6)

نلسون ماندلا :

«رهبرى منحصر به فرد امام (ره) بود كه توانست ‏با دست ‏خالى ، انقلاب اسلامى ایران را به پیروزى برساند.»

رئیس جمهورى سابق آفریقاى جنوبى ، ضمن تمجید از شخصیت استثنایى امام خمینى تأكید نمود: «من با دقت آن روزهاى حساس را دنبال مى‏كردم‏». (7)

شاعر تاجیكستانى:

امام خمینى از شخصیت هاى برجسته و ماندگار تاریخ بشرى است‏ . یكى از ویژگی هاى منحصر به فرد انقلاب اسلامى، حضور رهبرى امام خمینى به عنوان پشتوانه الهى این انقلاب است. امام خمینى یكى از شخصیت هاى برجسته و ماندگار تاریخ بشرى هستند كه داراى ویژگی هاى انسانى ، الهى و ملكوتى خاص بودند . این شخصیت الهى در تمام جهان آنجا كه قلبى، الهى و ملكوتى خاص بودند. این شخصیت الهى در تمام جهان، آنجا كه قلبى براى عشق و حقیقت مى‏تپد، حضور دارد و زنده است و ماندگار. سراسر جهان اسلام و مستضعفین به حضور چنین رهبرى افتخار مى‏كنند، بوسیدن دست آن حضرت ، دیروز و بوسیدن خاك حرم آن حضرت امروز، آرزویى است كه بسیارى از مسلمانان جهان آن را با خویشتن خویش نجوا مى‏كنند. (8)

معاون وزیر فرهنگ قرقیزستان :

امام خمینى ، آخرین پدیده بزرگ قرن ماست . یعنى درست در زمانی كه آمریكا و شوروى جهان را به دو قطب بزرگ تقسیم كرده بودند و خطر هیچ قدرتى را تصور نمى‏كردند، امام خمینى ظهوركرد و این حركتى بسیار جسورانه است. شگفتى در اینجاست كه وى نزد هر ملتى محترم است و این از تیزهوشى و نبوغ اوست كه توانست چنین تأثیرى در جهان معاصر باقى بگذارد.

امام خمینى ، رهبرى مقتدر و دوراندیش، انسانى والا و منزه ، برخوردار از باطنى شفاف و زلال و طبعى غنى و سرشار بوده است. به نظر من، رهبرى و رهنمودهاى او ، چه در خصوص مسائل ملل اسلامى و چه درباره معضلات جهانى، هدیه‏اى الهى بوده است. وى به باطن انسان ها نظر دارد و انسان را به زبانى ساده به آن سرچشمه‏هاى ازلى و ارتباط با مبدأ وجود دعوت مى‏كند و این هدف غایى زندگى است. معنى زندگى و نهایت تمدن ، رسیدن به همین منظور است. وى به این نكته توجه خاصى دارد و همه انسان ها را با همین ملاك ، یعنى انسان بودن ارزیابى مى ‏كند و این در هر شرایطى ارزشمند است. فكر مى‏كنم ، رمز تمامى پیروزی ها و دستاوردهاى انقلاب اسلامى نیز در همین است . این یك واقعیت است كه هر رهبرى كه در كوران مبارزات قرار مى‏گیرد ، در گردابى از مشكلات غوطه مى‏زند ، اما او مسیر درستى را مشخص كرد و این دیگر با آیندگان است كه راه او را تا حصول نتایجش پیگیرى كنند. (9)

«حسین افندی اسمائیچ» مفتی سارایوو:

امام خمینى مسلمانان جهان را به هویت اصلى‏شان بازگرداند، مفتى شهر سارایوو( مركز بوسنى هرزگوین ) گفت: امام خمینى (ره) توانست‏ با انقلاب اسلامى در ایران ، مسلمانان جهان را به اسلام و هویت اصلى شان بازگرداند.

انقلاب اسلامى ایران به رهبرى امام خمینى (ره) ، در زمانى شكل گرفت كه مسلمانان در اقصى نقاط دنیا، با غفلت ، از اسلام فاصله گرفته بودند و این انقلاب آنان را بیدار كرد.

آنچه امام خمینى (ره) در ایران انجام داد ، در قرن فعلى بى ‏نظیر بود و این كار بزرگ مى‏تواند پیام و سرمشقى براى كسانى باشد كه خواستار دین اسلام هستند . (10)


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط در جمعه 5 تیر 1394 

نظرات (0) 


  مراسم سلام رسمی در اعیاد
 

از دوران قاجار به بعد ، مراسم سلام رسمی با تشریفات بیشتر و با وضع باشکوه تر برگزار می شد و این مراسم را هر سال در سه عید ، انجام می دادند .

1 - عید نوروز

2 - عید مبعث

3 - عید غدیر خم

ترتیب برگزاری سلام رسمی عام در پایتخت ( تهران ) چنین بود :

چند روز قبل از عید و موعد برگزاری سلام ، رئیس تشریفات دربار ، دعوتنامه ای برای علما ، وزرا ، سُفرای خارجی ( در اعیاد مذهبی فقط سفرای کشورهای اسلامی ) امرای ارتش ، نخست وزیران و وزیران و سفرا و استانداران ، رجال مهم کشور ، نمایندگان مجلس ، مدیران مؤسسات دولتی و ملی ، مدیران جراید ، اعضای انجمن شهر و رؤسای اصناف می فرستاد و درخواست می کرد که در ساعت معین که معمولاً از ساعت 8 صبح شروع می شد ، در محل معین که اکثراً در کاخ مجلل گلستان بود ، در این مراسم شرکت نمایند . لازم به توضیح است که هر طبقه در ساعت مخصوص دعوت می شدند . برای علما محل خاصی تعیین می گردید و اولین طبقه ی شرکت کننده هم علما بودند . شاه ، با لباس نظامی تمام رسمی که نشان ها هم به سینه آن نصب بود و شمشیر تشریفاتی به کمر ، در آنجا جلوس می کرد و علما هم روی صندلی یا مبل می نشستند و یک نفر از آنها که از حیث مقام علمی و سن بر دیگران مقدم بود آن عید را به شاه تبریک می گفت و سلامت و موفقیت برای شاه در خدمت به مردم و کشور ایران و خیر و برکت ، و آسایش و سعادت جهت عموم و ترویج دین را از درگاه خداوند مسئلت می نمود . شاه هم ، از تبریکات آنها تشکر می کرد ، این مراسم در مدت نیم ساعت به پایان می رسید .

نخست وزیر و وزیران ، همگی با لباس تمام رسمی که عبارت بود از : ژاکت دنباله دار یقه بسته از ماهوت مشکی که دور یقه و دو طرف سینه و سردست با گلابتون ( طلایی) گلدوزی شده و نشان های نصب شده بر سینه چپ و شمشیر تشریفاتی به کمر بسته و طرف چپ آویخته و کلاه پردار و دستکش سفید به دست چپ ، در سالن تشریفات کاخ سلطنتی در یک صف سرپا می ایستادند .

شاه ، از اطاق مخصوص که جنب سالن تشریفات قرار داشت در حالی که رئیس تشریفات جلوتر وارد سالن شده و ورود شاه را اعلام می داشت ، با وزیر دربار و آجودان های کشوری و لشکری که همگی با لباس تمام رسمی مخصوص خود که شاه را همراهی می کردند و پشت سر او حرکت می نمودند به سالن وارد می شد. در اول صف ، نخست وزیر توقف داشت و شاه جلو او می ایستاد . نخست وزیر ، ضمن ایراد خطابه ای از روی نوشته ، آن عید را از طرف خود و وزراء و کارکنان دولت و ملت ، به شاه تبریک و تهنیت می گفت ، و با اشاره به بعضی موفقیت ها یا تحولات و پیشرفت ها در طول سال گذشته ، اظهار امیدواری می نمود که ، با تأییدات خداوند متعال ، موفقیت بیشتری در سال آینده نصیب گردد . شاه از تبریکات نخست وزیر تشکر می نمود و به مناسبت سیاست روز اشاراتی به اوضاع جهان و کشور می کرد و در هر مورد ، نقطه نظر خود را متذکر می شد . ضمناً به هر یک از وزرا یک سکه طلا عیدی می داد ؛ بعد به اطاق مخصوص خود باز می گشت و وزرا از سالن خارج می شدند .

سپس رئیس تشریفات سفرای خارجی مقیم پایتخت را که لباس رسمی به تن داشتند ، به همان سالن راهنمایی می کرد و آنها در آنجا در یک صف می ایستادند . یک نفر از سفرا که از حیث طول مأموریت و اقامت در ایران سابقه بیشتری از دیگر سفرا داشت به عنوان شیخ السفرا در اول صف قرار می گرفت .

شاه با همان تشریفات وارد می گردید و جلو شیخ السفرا می ایستاد . آن سفیر عید را از طرف خود و سایر همکارانش به شاه تبریک می گفت و آرزوی سلامت برای شاه و سعادت و ترقی برای ملت و کشور ایران می نمود . شاه هم جواب تشکر آمیزی می داد و با یکایک سفرا دست داده و گاهی هم به هر یک از آنان یک سکه طلا عیدی می داد .

بعد به ترتیب ، هر طبقه به مدت یک ربع ساعت با همین تشریفات به حضور شاه می رسیدند و این مراسم تا ساعت یک بعد ازظهر ادامه داشت و در رأس هر طبقه رئیس یا مسن تر آن طبقه ، عید را به شاه تبریک می گفت و شاه هم تشکر می کرد .

در مراکز استان ها ، مراسم سلام در حضور استاندار، با شرکت روحانیون در جلسه ای خاص انجام می شد ، سپس همین مراسم در سالن تشریفات با شرکت فرمانده لشکر ، مدیران کل ادارات ، رؤسای مؤسسات دولتی و ملی و معاریف شهر و سران طبقات ، اهالی و اصناف و مدیران جراید در سالن استانداری و شهرداری برگزار می شد . در این مراسم هر طبقه در دور سالن جای معینی داشتند . استاندار در صدر سالن قرار می گرفت ، قضات و مدیران کل با لباس تمام رسمی و یا کت و سایرین با لباس سیاه در طرف راست استاندار و فرمانده لشکر و فرمانده ناحیه ژاندارمری و رئیس شهربانی استان و افسران ارشد به ترتیب مقام و درجه و بعد بازنشستگان و معاریف شهر و مدیران جراید و اعضای انجمن شهر و سران اصناف و غیره در طرف چپ استاندار در یک صف مرتب مستقر می شدند .

پس از حضور و استقرار شرکت کنندگان در مراسم سلام ، رئیس تشریفات مراتب را به استاندار که در اطاق مخصوص بود اطلاع می داد . او به سالن وارد می شد و در جای خود قرار می گرفت . دسته موزیک که خارج از سالن قرار داشتند با اشاره رئیس تشریفات ، آغاز مراسم را با نواختن سرود ملی اعلام می کرد . بعد شهردار محل به نمایندگی مردم ، عید را به استاندار تبریک می گفت و تقاضا می کرد تبریکات مردم را به حضور شاه تلگراف نماید.

استاندار ضمن تشکر از تبریک شهردار و اهالی ، متن تلگراف تبریکی را که از طرف خود و مدیران کل و رؤسای ادارات و مؤسسات و اهالی به حضور شاه مخابره کرده بود قرائت می کرد . بعد مراسم رسمی خاتمه می یافت و در سالن دیگر از مدعوین با صرف شیرینی و میوه پذیرایی به عمل می آمد و مقارن ظهر ، مراسم پایان می یافت .

در شهرستان ها نیز، این مراسم به ترتیبی که در مرکز استان برگزار می شد ، در حضور فرماندار انجام می گرفت .


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط در جمعه 5 تیر 1394 

نظرات (0) 


  سفره عید یا هفت سین
 

نزدیک تحویل سال نو ، در خانه هر کسی سفره عید چیده می شد . روی این سفره ، یک جلد قرآن ، لاله های بلور آویزدار یا شمعدان پایه بلور با شمع های روشن ، آینه بزرگ ، تنگی بلور پر از آب و دارای یک ماهی کوچک قرمز ، یک قرص نان ، نقل و نبات ، شیرینی خانگی و شربت ، آجیل و هفت سین که عبارت بودند از :

سبزی ، سکه ، سمنو، سنجد ، سرکه ، سماق ، سیب ( در صورت فراهم نشدن هر یک ) سیر ، سپستان و سپند می چیدند.

ابوریحان بیرونی ، در آثار الباقیه آورده که هفت سین ، عبارت از هفت قسم سبزه بوده که سر هفت استوانه در کنار خانه ، به نوروز سبز می کردند .

در آغاز سال نو ، همه افراد خانواده باید هر کاری به دست داشتند آن را ترک می کردند و لباس نو می پوشیدند و دور سفره هفت سین می نشستند و قبلاً به وسیله سرپرست خانواده تذکر داده می شد که هنگام سال نو را به شادمانی و خوشحالی و خوشوقتی بگذرانند .

موقع سال تحویل ، که در شهرها با شلیک توپ و در روستاها با نواختن طبل اعلام می شد ، یک نفر که سواد داشت در بین خانواده دعای تحویل سال نو را ( بعد از اسلام معمول شده بود ) می خواند و آن دعا چنین بود :

یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال .

همین که سال نو تحویل می شد ، همه به قرآن و آینه و آب و ماهی و سبزی نگاه می کردند و سال نو را به هم تبریک می گفتند و روبوسی می نمودند . بزرگترها برای افراد خانواده از درگاه خداوند در سال نو سلامت و تندرستی و خوشوقتی و خیر و برکت آرزو و مسئلت می کرد ، پدر و مادر به بچه ها و خدمتکاران خانه عیدی می دادند . در شب و روز عید ، ماهی پلو و مرغ پلو پخته می شد. اولین کسی که بعد از سال تحویل به آن خانه وارد می شد خوشوقت می شدند که آن کس مرد یا پسر باشد زیرا آن را به فال نیک می گرفتند .

شاه بازی ، یا میرنوروزی

از جمله رسم های قدیمی مربوط به جشن عید نوروز ، جشن میرنوروزی بود . این رسم پادشاه نوروزی ، تا همین اواخر در ایران معمول بود و در بعضی از نواحی ایران آثاری از آن باقی بوده است .

علامه محمد قزوینی ، درباره میرنوروزی ، با استناد به این شعر حافظ

سخن در پرده می گویم ، چو گل از غنچه بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست ، حکم میرنوروزی

در مجله یادگار می نویسد :

تعبیر این شعر حافظ عبارت است از پادشاهی یا امیری یا حاکمیِ موقتی که سابقاً در ایران رسم بود . در ایام عید نوروز محض تفریح عمومی و مضحکه ، او را بر تخت می نشانده اند و پس از انقضای ایام جشن ، سلطنت او نیز به پایان می رسیده است .

گویا پادشاه حقیقی، محض ِ مطابقت سنت عمومی در آن چند روز، خود را بر حسب ظاهر از سلطنت خلع می کرده و نام پادشاهی را با جمیع لوازم ظاهری آن ، از فرمانروایی مطلق و اطاعت عموم عمال دولت ، از کشوری و لشکری ، از اوامر و نواهی او به یکی از پست ترین افراد واگذار می نموده است . این شخص مسخره در آن چند روز ، به یک نوع سلطنت دروغی صوری محض ، که واضح است جز تفریح و خنده و بازی هیچ منظور دیگری در آن نبوده ، می پرداخته است .

پادشاه نوروزی احکامی صادر می نموده ، عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره می کرده و پس از چند روزی ، سلطنت کوتاه او به پایان می رسیده است . بدین مناسبت تعبیر پادشاه نوروزی یا میرنوروزی کنایه ای است از پادشاهی که مدت سلطنتش بسیار کوتاه و فرمانروایی او بسیار متزلزل و بی اساس باشد.

شاه بازی یا میرنوروزی در تهران

شاه بازی نوروزی در تهران ، صورت جدی تر و جالب تری داشته و با تشکیلات تقلیدی از دستگاه سلطنتی ، شاه و صدراعظم و سپهسالار و مستوفی الممالک و غیره تعیین کرده و به انجام این مراسم می پرداخته اند. عبدالله مستوفی در "شرح زندگانی من" ، درباره شاه بازی نوروزی شرح جالبی نوشته است که اهمیت برگزاری این مراسم را می رساند :

موقع نمایش این شاه بازی ، یک ماه به عید نوروز مانده تا جمعه بعد از سیزده فروردین بود .

برای تشکیلات این شاه بازی ، اطاق کوچکی بود که برای ما فرش کرده و پرده انداخته و پیش بخاری و لوازم گذاشته بودند ، ایوان ، پلکان ، اطاق سلام و خود بام وسیع هم میدان ما بود . چند دانه طپانچه سنگ چخماقی قدیمی پیدا کرده و آنها را در قنداق عراده دار نصب و برای هر یک ، جعبه چوبی با چهار عراده ساخته بودیم .

توپخانه و قورخانه ( اسلحه خانه ) و دو سه گلدان سفالی که دهنه ی آنها پوست جلد تنباکو گرفته و به روی خرپای ( چوبی ضخیم یا میله ای آهنین که آن را به طور عمود در زیر سقف یا جایی دیگر کار گذارند ) وسط این پشت بام با نخ بسته بودیم ، نقاره خانه ما بود .

میر نوروزی

میرنوروزی و حکومت مسخره او سابقه تاریخی دارد . در دوران های پیش و محققاً قبل از اسلام ، چند روز مانده به جشن باستانی نوروز ، دسته ای از مردم با نشاط و خوشدل ، به دور هم جمع شده ، از میان خود جوانی ورزیده و برازنده و خوش صورت را به نام میرنوروزی ، یا امیر نوروز انتخاب می کردند . لباس پر زرق و برق ، بر تن او کرده او را به الاغی یا شتری یا اسبی سوار کرده ، با طبل و ساز و کرنا به دنبال او به راه می افتادند .

این شخص ، با این تشریفات مسخره تا سیزده نوروز در آن شهر یا روستا ، امیر و فرمانده بود و با همین هیبت و چهره ای خندان ، در حالی که بر الاغ خود سوار بود ، کلاغی سیاه یا به روایتی بازی سفید ، در یک دست و باد بزن بزرگی در دست دیگر داشت که مرتباً خود را باد می زد و به حرکت در می آورد . پشت سر او جوانی فربه که لباس سرخ بر تن و چتری سفید بر سر میرنوروزی گرفته بود ، راه می رفت .

یک عده جوان که هر یک چوبی در دست داشتند می آمدند، که مفهوم آن برگشت میرنوروزی از جنگ و آوردن سر دشمنان او بوده است . این کاروان با هلهله و شادی و طبل و کرنا و فریاد و غریو تماشاچیان در شهر و روستا به گردش می آمد .

میرنوروزی که در این مدت حاکم و فرمانروا بود هر کاری می خواست انجام می داد و هر فرمانی می داد فوراً توسط اطرافیانش به مورد اجرا گذاشته می شد . اغلب کارهای مسخره و بی معنی و مردم آزار او باعث خشم مردم می شد . چنان که در ایام خلافت بنی امیه که این مراسم به طور کامل انجام می گردید در یکی از روزهای نوروز که عمربن عبدالعزیز خلیفه اموی در شهر می گذشت با عبور کاروان میر نوروزی برخورد کرد . میرنوروز با حرکات مسخره خود ، بدون آن که خلیفه را بشناسد ، از همراهان خود خواست که عمامه و بالاپوش و شال خلیفه را بگیرند و همراهان میرنوروزی هم لباس های خلیفه را به یغما بردند.

خلیفه که سخت متغیر شده بود ، چون به دارالخلافه آمد ، میرنوروزی و همراهان او را مجازات کرد و تا مدتی مراسم میرنوروزی را تعطیل کرد .

میرنوروزی ، با همراهان خود از کنار سرای دولتمندان که می گذشت طنابی به داخل منزل آنها می انداخت و صاحب خانه موظف بود که هدیه ای به طناب ببندد . میرنوروزی طناب را می کشید و هدیه را می گرفت .

در پاره ای از مواقع این کار به خاطر گرفتن فال انجام می گرفت . میرنوروزی با نیت صاحب فال طناب را به خانه می انداخت و از روی چیزی که صاحب خانه می فرستاد ، فال طرف را می گفت .

در پاره ای از نقاط ، همین که موکب میرنوروزی از دور می رسید دختران دم بخت که شوهر نکرده بودند یا حاجتی داشتند ، به سرعت در اطاقی یا آب انبار منزل پنهان شده و گرهی به لباس خود می زدند ، مادر دختر ، از خانه بیرون آمده و از همراهان میرنوروزی ، کودک نابالغی را به داخل منزل می بـُرد تا گره لباس دختر را بگشاید و بخت دختر باز شود .

این مراسم تا سیزده نوروز ادامه داشت و پس از آن میرنوروزی و همراهان متفرق می شدند و از ترس مردم ، از کارهای زشتی که کرده بودند تا مدت ها پنهان بودند. بعدها مراسم میرنوروزی ، تقریباً به حاجی فیروز تبدیل شد که تا امروز هم ، کم و بیش برگزار می شود .

مراسم شاه بازی یا میرنوروزی ، با اندک تفاوتی از عید تا سیزده فروردین در تمام ایران برگزار می شد . ولی امروز در شهرها انجام نمی گیرد ، احتمال دارد در بعضی از روستاها این مراسم هنوز هم رواج داشته باشد .


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط در جمعه 5 تیر 1394 

نظرات (0) 


  نوروز و تخت جمشید
 

اگرچه نام نوروز در آثار مكتوب هخامنشیان نیامده اما وجود بنای تخت جشمید بهترین بیان آیین های نوروزی یا جشن بهاری است . تخت جمشید نه پایتخت امپراطوری بزرگ هخامنشی می توانست باشد و نه محل اقامت دائمی شاه و درباریان او.

برای چنین مقصودی تخت جمشید بسیار كوچك است. تخت جمشید پایتخت تشریفاتی و آیینی هخامنشیان بود كه در آن جشن های نوروز و مهرگان با شكوه هر چه بیشتر برگزار می شد و نمایندگان ملت های پیرو ( بیشترین دنیای متمدن آن روز ) كه از مرز سیحون تا حبشه و لیبی در آفریقا و از شبه قاره هند تا مرز دانوب و كناره بُسفر در اروپا را تشكیل می دادند شركت داشتند و به همین منظور این بزرگترین و با شكوه ترین بنایی كه تا آن روز بر روی زمین ساخته شده بود و شاید نماد بهشت آرمانی مردم كهن این سرزمین بود بنیادگذاری شد.

ستون های به شكل درخت تراشیده، نقوش سرو و نیلوفر آبی و گل كه هر جا پراكنده اند نمایش رویش بهاری است، همان طور كه زنده یاد مهرداد بهار آن را « باغی مقدس با درختان سنگی » خوانده است.

آیا معماری شگفت انگیز تخت جمشید كه حتی امروز بیننده را به حیرت می اندازد، این ستون های سر به آسمان افراشته با سر ستون های اعجاب انگیز، نقش های كنده بر سنگ از انسان ها با پوشاك ها وسلاح های گوناگون و این نقش حیوانات با آن همه نیرو و قدرت افزون بر آنچه كه از تزیینات و سكه ها و مهرها وظروف هخامنشی پیدا شده ، دلالت بر پیشرفت هنر و صنعت و فن آوری آن زمان نمی كند؟ آیا نقشه پلكان ها، آبروها، فاضلاب و كل مجموعه تخت جشمید یك نمایش از فرهنگ شهر نشینی پیشرفته نیست؟ اگر بنای تخت جمشید بر حساب نجومی قرار گرفته باشد پیشرفت مردم آن دوران را در ریاضی و حساب های ستاره شناسی نیز می رساند.

به طور كلی می توان گفت كه جامعه اسطوره ای جمشید، لااقل از نظر مادی، در بنای تخت جشمید هخامنشی بازتاب و تبلور یافته است.

اما از نظر فرهنگی نیز خط های مختلف نگاشته شده بر سینه سنگ و یا بر دل لوحه های گل نشان می دهد كه در آن جامعه قانونی بوده و شاهِ فرمانروای آن خدایی بزرگ را می پرستیده و مردم را به راستی تشویق می كرده و از دروغ پرهیز می داده است. و خود نیز چنین وانمود می كرده كه طرفدار راستی و عدل و داد است. در آن جامعه همچنین هر كس به قدر ِ كار، مهارت و زحمت خود در ساخت ونگهداشتن این بنا مزد و پاداش می گرفته است. مرد، زن و كودك هر كس كاری می كرده طبق مزد دریافت می كرده است.

احتمالاً در این جشن هاست كه داریوش پیمان خود را با خداوند و مردم تجدید می كند. زیرا باور داشت یا می نمود كه باور دارد كه شاهی را فقط اهور مزدا خدای بزرگ به او عطا كرده و همچنین فرمانروایی ایران ( پارس) را، ایران زیبا دارنده مردم خوب و اسبان خوب ( این كشور پارس، دارنده اسبان خوب ومردم خوب )

و در همین مراسم بود كه او از خداوند می خواست این سرزمین را از سه چیز نگهدارد:

سپاه دشمن HAINA سال بد DUSYARA و دروغ DRAUGA این دعایی است كه داریوش در كتیبه خود بر دیوار جنوبی صفه تخت جشمید به خط میخی و زبان فارسی باستان ( یعنی كهن ترین نمونه زبان فارسی ) برای آیندگان به یادگار گذاشته است. شاید این دعا را در مراسم جشن نوروز ، در برابر صف نگهبانان پارسی و اشرافیان و بزرگان پارسی و مادی و نمایندگان دیگر ملت های تابع می خواند:

AURAMAZDAPATUV IMAM DAHYAUM HACA HAINAYA HACA DUSYARA, HACA DRAUGA.

صف سربازان پارسی و شوشی نیزه و سپر به دست كه در حالت خبردار ایستاده اند، صف بزرگان و پارسی و مادی كه از پلكان قصر بالا می روند و با یكدیگر در حال صحبت و تعارف هستند و صف نمایندگان اقوام تابع هخامنشی كه با دستاوردهای بومی، كشاورزی، صنعتی و هنری خود هدایایی برای جشن می آورند نمایش شكوهمندی از این جشن بزرگ است.

این جشن ، دعا و نیایش به خدای بزرگ بود برای درخواست بركت، صلح و آرامش ؛ این جشن به روی همه مردم و همه ملت هایی كه از هخامنشیان پیروی می كردند باز بود و همه در آن شركت می كردند تا از بركت او بهره مند شوند.

تخت جمشید دعایی است تجسم یافته به زبان سنگ، سرودی است در نیایش به خدای بزرگ كه زمین، آسمان، مردم و شادی را آفریده تا به این سرزمین زیبا و دارنده مردم خوب بركت و افزونی بخشد، آن را در صلح و آرامش بپاید و از پلیدی و آشوب كه زاده دروغ اند نگهدارد.


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط در جمعه 5 تیر 1394 

نظرات (0) 


  آیین نوروز در دوره ساسانیان
 

مراسم نوروز ، در دربار ساسانیان با شکوه و جلال برگزار می شد. این مراسم را مؤلفان قرون اولیه اسلامی که به دوران ساسانیان نزدیک تر بودند به تفصیل نقل کرده اند . درباره آیین نوروزی در دربار ساسانیان در نوروزنامه چنین آمده است:

« آیین عجم از گاه کیخسرو تا به روزگار یزدجرد شهریار ، که آخر ملوک عجم بود چنان بوده است که روز نوروز ، نخست کس از مردان بیگانه ی موبدان پیش مالک آمدی با جام زرین پـُر مِی و انگشتری و دِرَمی و دیناری خسروانی و یک دسته خوید ( بر وزن دید به معنای جوی تازه رُسته) و شمشیری با تیر و کمان و دوات و قلم و اسبی و بازی و غلامی خوب روی ، و ستایش نمودی و نیایش کردی او را به زبان پارسی ؛ به عبارت ایشان .

چون موبد موبدان از آخرین بپرداختی ، پس بزرگان دولت در آمدندی و خدمت ها پیش آوردندی . آفرینِ موبد موبدان چنین بود :

« شها ، به جشن فروردین ، به ماه فرودین ، آزادی گزین بر یزدان و دین کیان ، سروش آورد ترا ، دانایی و بینایی و کاردانی و دیرزیو (1)، با خوی هـَژیر(2 ) ، و شادباش بر تخت زرین و انوشه (3)خور به جام جمشید و رسم نیاکان . در همت بلند و نیکوکاری و ورزش ( ورزیده ) ، داد و راستی نگاه دار ، سرت سبز باد ، و جوانی چون خوید (4) است کامکار و پیروز ، تیغت روشن و کاری (5) به دشمن ، بازت گیرا (6) و خجسته به شکار، کارت راست چون تیر و هم کشوری بگیری نو، بر تخت با درم و دینار ، پیشت هنری ( هنرمند ) و دانا گرامی و درم خوار( جیره خوار ) ، و سَرایَـت آباد و زندگانی بسیار »

چون این بگفتی چاشنی کردی و جام به مَلِک دادی و خوید در دست دیگر نهادی و دینار و درم در پیش تخت او بنهادی و بدین ، آن خواستی که روز نو و سال نو ، هر چه بزرگان ، اول دیدار ، چشم بر آن افکنند تا سال دیگر شادمان و خرم با آن چیزها در کامرانی بمانند و آن بر ایشان مبارک گردد که خرمی و آبادانی جهان در این چیزهاست که پیش مَلِک آوردندی .

شرح مبسوط و باشکوه مراسم دربار ساسانیان را ، ابی عثمان ، عمروبن بحر الجاحظ ، علامه بصری در کتاب خود ( المحاسن و الضداد) که در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری تالیف شده ، نقل کرده است . وی آیین روز اول سال دربار ساسانیان را چنین توصیف کرده است ؛

...... و معمول بود که در این ایام ( نوروز ) پادشاه لباس های زرین در بر می کرد و بر اریکه ی (7) خود می نشست . در این روز شخصی که نام دلپسندی می داشت و به نیکو کاری معروف بود و صورت زیبا و زبان شیوا و شیرین هم می داشت ، می آمد و در حضور پادشاه می ایستاد و می گفت : آیا اِذن دخول به من می دهید ؟

پادشاه می پرسید : تو کیستی ؟ و از کجا آمده ای و کجا می روی و کی ترا به این جا آورده است و با چه کسی آمده ای و با خود چه داری؟

آن شخص پاسخ می داد : از سوی دو فرخنده ی نیکبخت می آیم و به سوی دو پربرکت می روم و کسی که پیروز ( منصور ) است : مرا به اینجا آورده است و نام من هم خجسته است . با سال نو آمده ام و برای پادشاه ارمغان سلامت و پیام آورده ام.

پادشاه می گفت : به او اذن دهید و بدان شخص می گفت : وارد شو .

آن شخص نزد پادشاه یک سینی سیمین ( نقره ای ) می گذاشت. اطراف این سینی چند گرده ی نان گذاشته شده بود که از انواع دانه های پخته شده بود از جمله گندم ، جو، ذرت ، نخود، عدس ، برنج ، کنجد، باقلا و لوبیا . از هر یک از این دانه ها ، هفت دانه در گوشه سینی چیده بودند و در وسط سینی ، هفت شاخه از درختی که بدان تفأل می کردند و خوش یمن بود و چشم با دیدن آن شاخه ها روشن می شد ، مانند شاخه زیتون یا انار، گذارده بودند . این شاخه ها بعضی دارای یک گره ، برخی دو گره و بعضی سه گره بودند و هر یک از این شاخه ها به نام یکی از کوزه ها بود و در گوشه های سینی نوشته بودند :

«ابزود ، ابزائد ، ابزون ، بردار. »

تفسیر این کلمات چنین است :

«زیاده شود ، زیاد ، افزایش ، روزی و گشایش . »

و هفت نوع شیرینی سپید رنگ و سکه های سپید و ضرب شده در همان سال و دینار جدید و تعدادی اسپند در سینی می گذاشتند؛ اینها را می خورد و سپس بر بقای سلطنت دعا می کرد و عزت پادشاه را مسئلت می نمود .

پادشاه در آن روز هیچ امر و نهی نمی کرد برای آن که شفقت کرده باشد و کسی از او در نوروز ، ناراحت نشود .

سنت جاری آن چنان بود ، اولین چیزی که بدو تقدیم می شد ، سینی طلا یا نقره ای بود و روی آن شکر سفید و نارگیل پوست کنده و خرمای تازه ، یا نارگیل در آن خیس شده بود.

پادشاه چند خرما برمی داشت . سپس به کسانی که دوست می داشت تعارف می کرد و از شیرینی هم هر کدام که میل می کرد می چشید. هر روز از ایام نوروز یک باز سفید را بالای دست می گرفت . با شگون بوده است که در این روز شخص لقمه ای پنیر تازه ، یا ماست بخورد. همه ی پادشاهان پارسی این کار را با شگون می دانستند و هر روز از ایام نوروز مقداری آب را در کوزه ای آهنین ، در سینی سیمین برای پادشاه می آوردند . در گردن آن کوزه، گردن بندی از یاقوت و زبرجد که در حلقه ای زرین به طور منظم نشانده بودند قرار داشت.

اگر نوروز به شنبه اتفاق می افتاد ، پادشاه دستور می داد از بزرگان یهودیان چهار هزار درهم بستانند. سبب این امر معلوم نیست ، فقط می توان گفت که سنتی عادی بود و سپس به منزله ی باج درآمد .

بیست و پنج روز مانده به نوروز در حیاط منزل پادشاه ، دوازده استوانه از خشت ، ساخته می شد و در هر یک از استوانه ها ، یکی از دانه ها کاشته می شد . مانند : گندم ، جو ، برنج ، عدس ، باقلا، ارزن ، لوبیا ، نخود ، کنجد ، ماش و هنگام برداشتِ این دانه ها روز ششم نوروز بود؛ و این کار را با ساز و آواز انجام می دادند . وقتی برداشت می شد ، آنها را در مهر روز ، از ماه فروردین ، در مجلس پهن می کردند . کاشت این دانه ها به عنوان تفأل هم بود . هر یک از دانه ها مقاومت بیشتری نشان می داد ، نشانی بود بر خوبی آن و پیش بینی می کردند که آن سال ، کشت آن دانه خوب خواهد شد.

پادشاه ، با نظرافکندن به جو تفأل می کرد .

استاد مربی تیراندازان ، روز نوروز به پادشاه ، یک کمان و پنج تیر هدیه می داد .

نماینده پادشاه در امور مملکت ، به او یک ترنج هدیه می داد .

در این مراسم ، در حضور پادشاه ، ترانه هایی که مخصوص پادشاه بود و همچنین ترانه هایی که فصل های سال را وصف می کرد و ترانه های آفرین ، خسروانی و پهلبد خوانده می شد .

 

ترتیب پذیرایی نوروز در دربار ساسانیان

پذیرایی در روزهای نوروز ، در دربار ساسانیان ترتیب خاص داشت . در هر یک از روزهای نوروزی طبقات معینی به حضورِ شاه بار(8) می یافتند و پذیرایی می شدند . ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه ، برنامه پذیرایی نوروز را در کاخ شاهنشاهان ساسانی ، بدین ترتیب نوشته است :

روز اول فروردین ، شاهنشاه به عامه مردم بار می داد.

روز دوم فروردین ، دهقانان ، خدمتگزاران آتشکده ها به حضور شاهنشاه بار می یافتند .

روز سوم فروردین ، اسواران (سواران ) و موبدان به حضور شاهنشاه بار می یافتند .

روز چهارم فروردین ، اعضای خاندان سلطنت ، رجال مهم کشور ، فرماندهان ارتش ، شرفیاب می گردیدند .

روز پنجم فروردین ، شاهنشاه به فرزندان و نزدیکان و محارم اجازه دیدار و پذیرایی نوروز می داد .

روز ششم ، ندیمان و مشاوران به حضور شاهنشاه شرفیاب می شدند .

--------------------------------------------------

1 – زندگی کن ( معنی جمله : عمر طولانی داشته باشی )

2 – شیر ( یعنی همچون شیر با هیبت و قدرتمند باشی )

3 – جاودانگی ( مایع جاودانگی از جام جمشید بخوری و پاینده بمانی )

4 – سبزه تازه روییده

5 – کارساز

6 – شکاری

7 – تخت

8 – اجازه حضور


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط در جمعه 5 تیر 1394 

نظرات (0) 


  جشن نوروز در دوره قاجاریان
 

آیین و جشن نوروز ، در دربار قاجاریان چنین برگزار می شد . سلام عام نوروز در تخت مرمر واقع در کاخ گلستان تهران منعقد می گردید . یک روز پیش از عید نوروز به وسیله رئیس تشریفات دربار ، از سران طبقات مختلف دعوت به عمل می آمد که یک ساعت قبل از تحویل سال در آن محل حضور به هم رسانند و در آیین باشکوه عید نوروز شرکت نمایند .

دوستعلی خان مُعیـّر الممالک ، در کتاب "زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه" جریان برگزاری جشن نوروز و آیین سلام عام را در کاخ مرمر چنین شرح داده است:

از چند گام به در ورود تالار مانده ، سفره سپید بزرگی گسترده ، بساط هفت سین را روی آن می چینند ، دامنه آن تا شاه نشین وسیعی که تخت مرصع فتحعلی شاه در آن قرار داشت کشیده می شد ، روی تخت ، مسندی ( تکیه گاه ) زربفت ، کار هندوستان می گستردند . روی آن تشکی نهاده پارچه ای مروارید دوزی ، رویش می کشیدند و کنارش دو متکای جواهر دوزی با ریشه و منگوله های مروارید قرار می دادند ، چهار شمعدان مرصع که دارای آویزه های درشت از سنگ های قیمتی بودند ، در چهارگوشه تشک گذاشته ، شمع های آن را می افروختند . خواه روز ، خواه شب ، سایر جارها و چهل چراغ ها را نیز روشن می کردند و مجلس ، شکوه عجیبی به خود گرفته ، جواهرات و نشان هایی که به سینه حضار نصب بود در پرتو چراغ ها درخشندگی مخصوص پیدا می کرد .

در شاه نشین های اطراف تخت ، رؤسای ایل قاجار با سرداری های ترمه و شمشیر بسته با لباس های رسمی می ایستادند .
در یک طرف هفت سین ، سران سپاهی با نیم تنه های سپید ، شلوار قرمز و یراق دار ، صف آراسته و در رأس آنها نایب السلطنه قرار می گرفت .
در طرف دیگر ، مستوفیان با شال و کلاه و جُبـّه های ( بالاپوش ، جامه ی بلند و گشاد ) ترمه و چاقچورهای ( شلوار گشاد و بلند و کف دار ) قصب ( نوعی پارچه ی ظریف که از کتان نرم یا حریر می بافند . در مصر قصب به معنی پارچه ی زربفت است و پرده ی کعبه را که زربفت است " قصب " می نامند) سرخ ، ایستاده و مستوفی الممالک با جبّه مفتول دوزی ، مقدم بر همه جای می گرفت .

بین دو صف مزبور راهی باریک تا شاه نشین بزرگ باز بود. طرفین تخت به طور نیم دایره ، شاهزادگان با لباس های سیاه ایستاده ، هر یک یکی از وصله های طلا و جواهر نشان سلطنتی را از قبیل : شمشیر ، خنجر ، گرز و سپر به دست می گرفتند .

نزدیک تخت ، صدراعظم با جبـّه و شمسه ( آنچه که از فلز به شکل خورشید سازند و در بالای قبّه و مانند آن نصب کنند ) صدارت ایستاده ، وزراء و اعیان زیر دست وی قرار می گرفتند . عـَملّه خلوت ( خدمتکاران اندرونی ) و پیشخدمت های مخصوص در یکی از شاه نشین های نزدیک تخت گرد می آمدند .

خطیب الممالک و منجم باشی ، روبروی تخت ایستاده ، اطبا و بعضی اروپائیانی که بنا بر خواهش ، به تماشا می آمدند پشت آنها قرار می گرفتند.
جمعی از علما نیز می آمدند و بعضی از خواص آنها به تخت برآمده در کنار مسند شاه می نشستند و بقیه در پای تخت قرار می گرفتند .
منشی الممالک ، با دو نفر دیگر سینی هایی بر دست ، مقابل تخت می ایستادند . سینی های مزبور پر از شاهی سپید بود که با مقداری دو هزاری طلا و قدری برنج و آرد درهم ریخته بودند. تا پس از تحویل سال نو ، آنها را برابر حضار ببرند. سینی های محتوی کیسه های عیدی را پای تخت می گذاردند ، اعضای خزانه هم کنار آن می ایستادند تا در موقع ، به حضور ببرند.

کیسه های مزبور از تافته قرمز و بر چهار قسم بود :

1- یکصد کیسه محتوی پنج تومان شاهی سفید و پنج اشرفی .

2- پانصد کیسه ، محتوی سه تومان شاهی سپید و پنج پنجهزاری زرد

3- پانصد کیسه ، محتوی سه تومان شاهی سپید و پنج دو هزاری زرد

4- سه هزار کیسه ، محتوی سه تومان شاهی سپید

یک ربع به تحویل مانده ، پرده دار، پرده را بالا گرفته و به آواز بلند ورود شاه را خبر می داد . همان لحظه ، گفت و شنود و غلغله ای که میان حضار برپا بود به سکوت محض مبدل می گشت و نظامیان در حال احترام ایستاده و بقیه سر تعظیم فرود می آوردند .
پیشاپیش ، ایشیک آقاسی باشی ( رئیس تشریفات ) با جُبـّه و شال و کلاه و عصای مرصّع (زرنشان ) با اعتماد الحرم که قـَدَش در درازی ضرب المثل بود ، می آمدند . آنگاه شاه غرق در جواهرات و نشان های سلطنتی با چهره گشاده و لب های متبسم وارد و با قدم های آهسته از میان صفوف گذشته بر تخت می نشست. ولی بنابر احترام آقایان علما بر صندلی مرصعی که روی تخت بود نمی نشست و روی مسند زربفت جا گرفته ، شمشیر جهانگشای نادری را روی زانو می نهاد . گروهی از خواجه سرایان و خواص که به دنبال شاه آمده بودند ، در کنار قرار می گرفتند .
پس از جلوس شاه ، خطیب الممالک از صف مقابل خارج می شد و نزدیک تخت آمده خطبه مختصری ایراد می نمود و چون به نام مبارک حضرت رسول (ص) و حضرت امیر (ع) و شاه می رسید ؛ سرها به تعظیم خم می شد . بعد از پایان خطبه ، منجم باشی ساعت به دست پیش می آمد و اندک زمانی خیره به صفحه آن نگریسته و به محض حلول سال نو می گفت : به مبارکی و میمنت و اقبال وجود مسعود ، در این ثانیه آفتاب به برج حمل تحویل گردید.

فوراً شیپورچی ، که در بیرون منتظر ایستاده بود باد به شیپور کرده و در میدان مشق ، توپ های تحویل سال به صدا در می آمد.
شاه ، نخست به علما و بعد به سایر حضار تبریک می گفت ، آنگاه قرآن مجید را به دست گرفته صفحه ای تلاوت می نمود. سپس نظام الاسلام ، برابر شاه زانو زده اندکی از تربت مخصوصی که در بسته تمیزی بود ، در آب ریخته تقدیم می داشت و شاه آن را لاجرعه می نوشید و به دادن کیسه های عیدی به علما می پرداخت . چون علما بیرون می رفتند، چند دسته موزیک ، که اطراف حوض جلو موزه ایستاده و به احترام علما خاموش بودند ، به نواختن آهنگ های دلکش در می آمدند .

در این وقت شاه ، از تخت به زیر آمده بر صندلی قرار می گرفت ، نخست به شاهزاده ها و برادرهای خود ، سپس به رؤسای لشکری و مستوفیان و بالأخره به باقی حضار عیدی می داد و با هر یک به فراخور حال صحبت می داشت ؛ آنها نیز سپاسگزاری می نمودند و کیسه ها را بوسیده بر سر می نهادند .

مجلس جشن نوروز یا سلام عام ، از سه تا چهار ساعت به طول می انجامید . پس از آن مراسم جشن پایان می یافت .

 


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط در جمعه 5 تیر 1394 

نظرات (0) 


  تدارک جشن و سرور عید نوروز
 

در قدیم ، مردم از بیست روز به عید مانده با شوق و شور به استقبال عید نوروز می رفتند و کارهایی را انجام می دادند که عبارت بودند از :

1 - رنگ آمیزی اطاق ها و تعمیر و مرمت خرابی های جزئی ساختمان ِ خانه .

2 - نظافت در و دیوار و محوطه خانه و پاک و آماده کردن ظروف غذاخوری .

3 - گردگیری فرش ها و پرده ها و اطاق ها .

4 - خرید قالی یا قالیچه برای تکمیل فرش خانه یا تعویض و تبدیل فرش های کهنه به نو.

5 - تهیه لباس و کفش نو برای افراد خانواده .

6 - تهیه برنج و روغن و گوشت برای پختن پلو در شب عید .

7 - پختن و تهیه نان لواش برای عید .

8 - تهیه مواد و لوازم سفره هفت سین .

سرپرست خانواده بر اساس سنت ملی و حیثیت خانوادگی و گاه چشم و هم چشمی و حفظ ظاهر ناچار بود قبلاً هزینه این نو نواری و تهیه وسایل و احتیاجات عید نوروز را به هر طریق ممکن فراهم نماید. مثلاً با فروش گندم و یا جو مازاد بر احتیاج و یا روغن و کشمش که برای شب عید ذخیره کرده بود پولی آماده می کرد و به انجام برنامه عید نوروز می پرداخت .

اگر سرپرست خانواده تهیدست بود و قادر نبود برای زن و بچه هایش لباس نو یا برنج و روغن و گوشت تهیه کند ، ناگزیر بود برای جوابگویی به خواسته های اهل خانه دست به سوی متمکنین دراز کند و با گرفتن مبلغی به قرض، حداقل احتیاج افراد خانواده خود را فراهم آورد.

از اوایل اسفند ، در بازارها ، مخصوصاً دکان های پارچه فروشی و کفش و کلاه دوزی ازدحام می شد. هرکس به اندازه توانایی خود به فکر لباس عید برای افراد خانواده خود بود . خیاط ها تا نیمه اسفند کار تازه قبول می کردند. از بیستم اسفند به بعد پاره ای از دکانداران که سر و کار مستقیم با عید داشتند ، دکان های خود را تزیین می کردند . آجیل فروش ها با طَبـَق های معلق بزرگ و کوچک از فندق و بادام و پسته و تخمه هندوانه و تخمه کدو ، پیشیاره ( پیشخوان ) و با مخروطی هایی که از انواع آجیل به هم چسبیده ساخته بودند ، جلو دکان را زینت می دادند . میوه فروش ها گذشته از آرایش دکان با میوه های الوان ، پیاز نرگس و سنبل در گلدان های شیشه ای سبز می کردند تا حدود شب عید گل های اولیه آنها به بار آید. مفصل تر از همه ، آیین بندی دکان های قنادی بود ؛ زیرا سر و کار این دکان ها با عید نوروز بیشتر از سایرین بود . در جلو دکان ، دو اصله تیر سر و ته یکی ، که روی آن را با کاغذ الوان ، نقش و نگار انداخته بودند ، به دو جرز ( دو طرف اطاق و ایوان ) طرفین دکان تکیه می دادند و سر آنها را به هم نزدیک و جناقی ( به شکل عدد هشت) در جبهه ( پیشانی ) دکان احداث می کردند. بعد از کله قند که در ته آن نارنج و بعد از آن شیشه میمندی ( منسوب به شهر میمند ) آبلیمو و آخر شیشه گلاب که به آنها زرورق زده بودند ، رشته هایی ترتیب می دادند و آنها را ، به این جناقی می آویختند . همچنین سپر و شمشیری از نبات می ریختند و دو طرف جناقی در جبهه دکان نصب می کردند . در جلو دکان ، از گچ مخروطی های سرزده ای می ساختند و دور آنها را اقسام شیرینی می چیدند و روی سرزده ی مخروط ، جارهای ( چلچراغ ) چند شاخه می گذاشتند . پرده های نقاشی جنگ رستم و اسفندیار یا رستم و دیو سفید ، در بالای جبهه نصب بود. بالای این پرده های نقاشی به چوب بندی نزدیک سقف ، چهل چراغ هایی هم آویخته می شد و تزیینات را کامل می کرد .

حمام ها را هم زینت می کردند ، رخت کن حمام ، معمولاً چهارصُفـّه ( ایوان ، نشستگاه ) و اکثراً چهار ستون داشت ، بین ستون ها برای استحکام بنا تیرهایی کشیده بودند ، این تیرها را با کاغذ الوان که برش هایی هم به آنها می دادند می پوشاندند.

دسته آتش افروز :

در هفته آخر سال دسته هایی در شهر راه می افتاد ، یکی از آنها آتش افروز بود. چهار پنج نفر دست و صورت و گردن خود را سیاه می کردند، مقداری خمیر به سر می گرفتند ، روی آن پنبه و کهنه آغشته به نفت می گذاشتند و آتش می زدند و هر یک ، مشعلی هم به دست داشتند و با ضرب تنبک و تصنیف خوانی عده دیگری ، دور می افتادند و از هر دکان ، شاهی صد دیناری می گرفتند . ذکر آنها این شعر بود:

آتش افروز حقیرم

سالی یکروز فقیرم

دسته غول بیابانی :

دسته دیگری هم به اسم غول بیابانی بود که یک مرد قد بلند داشت که قواره ای از پوست گوسفند سیاه و لباس چسبانی از سر تا به پای خود به تن داشت و عده ای تنبک زن و تصنیف خوان دور او را می گرفتند و در دکان ها شاهی صد دیناری دریافت می داشتند ؛ ذکر آنها چنین بود :

من غول بیابانم

سرگشته و حیرانم

دسته حاجی فیروز :

دسته دیگری به نام حاجی فیروز بود ، که یک نفر از لوطی ها ، لباس قرمز( یعنی نیم تنه و شلوار و کلاه قرمز) می پوشید ؛ صورت خود را سیاه می کرد و دایره زنگی به دست می گرفت و با یک یا دو نفر وردست در خیابان ها راه می افتاد و می گفت :

حاجی فیروزم

سالی یک روزم

و از مردم پول می گرفت.

جشن نوروز

مردم ایران ، از روزگاران کهن ، جشن نوروز را که روز اول فروردین ماه شروع می شود بیشتر از اعیاد دیگر عزیز و محترم می شمردند و مراسم مربوط به آن را با دقت به جا می آوردند .

این جشن ، در آغاز سال بود و در سال دینی ، بلافاصله بعد از عید فروردینکان می آمد . به موجب روایت دینکرد ، هر پادشاهی در این روز فرخنده ، رعیت خویش را قرین خرمی و شادی می کرد. در این عید ، کسانی که کار می کرده اند ، دست از کار کشیده و به استراحت و شادی می پرداخته اند.

در این روز ، مالیات های وصول شده را به حضور شاه عرضه می داشتند . در این روز ، شاه به عزل و نصب حکام می پرداخت و سکه های نو می زدند . در روز اول ، مردم صبح زود برخاسته به کنار نهرها و قنات ها می رفتند و شستشو می کردند و شکر می خوردند یا سه مرتبه عسل می لیسیدند و برای حفظ بدن از ناخوشی ها و بدبختی ها ، روغن به تن می مالیدند و خود را به سه قطعه موم دود می دادند .

در مراسم این جشن ، پدر خانواده به هر یک از افراد خانواده سه قاشق عسل و یک یا سه سکه طلا یا نقره و سه برگ سبز می داد و به آنها سال نو را تبریک می گفت .


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط در جمعه 5 تیر 1394 

نظرات (0) 


  جشن چهارشنبه سوری در نقاط مختلف ایران
 

جشن چهارشنبه سوری در روستای سما ( کجور )

در روستای سما ، از توابع بخش کجور مازندران پیش از رسیدن نوروز ، مراسم چهارشنبه سوری در غروب آخرین شب چهارشنبه سال برگزار می شود . سمائی ها چهارشنبه سوری را "کال چارشنبه" می نامند و در جلو خانه هایشان با کاه و بوته ها آتش می افروزند و از روی آن می جهند ، ضمن پریدن از آتش کال چارشنبه به گویش خودشان می خوانند.

غم بور ، شادی بی ی (= غم برود، شادی بیاید. )

جشن چهارشنبه سوری در روستاهای مشهد

در شب چهارشنبه سوری نزدیک غروب آفتاب ، در وسط کوچه یا صحن حیاط سه کـُپه بوته ، آتش زده ، سپس پیر و جوان و زن و مرد از روی آتش می پرند .

زن هایی که بچه کوچک و شیرخوار دارند ، بچه های قنداقی را در بغل گرفته شادی کنان از روی آتش رد می شوند و در موقع پریدن می گویند :

آلا(1) به در ، بلا به دَر دزد و هیز از دها (2) به دَر

پس از آن آتش را می گذارند تا آخر بسوزد ؛ زیرا خاموش کردن آتش و فوت کردن به آن را بد می دانند ، وقتی آتش تا آخر سوخت و خاکستر شد یکی از اعضای خانواده خاکسترش را برمی دارد و سرچهار راه می ریزد تا باد ببرد.

این مراسم تقریباً در تمام ایران به همین ترتیب برگزار می شود فقط تفاوت آن در شعری است که می خوانند .

جشن و سرور شب چهارشنبه سوری

در شب چهارشنبه سوری زنان و مردان و جوانان لباس نویی که برای عید نوروز تهیه کرده اند می پوشند و به کودکان لباس نو می پوشانند. شور و شوق و شادمانی شب چهارشنبه سوری معمولاً کمتر از عید نوروز نیست.

در بعضی از مناطق ایران ، خصوصاً خراسان و آذربایجان

این شب را با جشن و سرور سپری می کنند: در هر خانه ای سفره ای سپید پهن می کنند و در آن آجیل بی نمک می ریزند که به آجیل چهارشنبه سوری مرسوم است و ترکیب می شود از : انجیر ، کشمش ، خرما ، توت خشک ، فندق ، پسته ، بادام خام و امثال آنها. آجیل را در بشقاب های متعدد می چینند و افراد خانواده و فامیل گرد آن جمع می شوند و به صرف شیرینی و آجیل می پردازند. همچنین برای تکمیل عیش و سرور خود ، در این شب آش رشته و چهار رنگ پلو تهیه می کنند که عبارت اند از : رشته پلو ، عدس پلو ، زرشک پلو ، سبزی پلو؛ و مقداری از آن را برای اقوام نزدیک خود مانند دختر ، نوه ، عروس که در خانه دیگری مسکن دارند می فرستند .

در روستاهای مازندران

، در شب چهارشنبه سوری آشی می پزند که از هفت نوع بُنشـَن (حبوبات) و هفت جور سبزی و نیز هفت ترشی تهیه می شود و به آن "آش هفت ترشی" می گویند و بعضی جاها آن را "آش گزنه" یا "کال چهارشنبه آش " می نامند.

در آشتیان اراک

، ضمن پختن آش چهارشنبه سوری ، در هر خانواده متناسب با شرایط خود دو مجسمه آدم از خمیر به صورت مرد و زن می سازند ؛ سپس آش رشته ای که در آن هر نوع بنشن وجود دارد ، بار می گذارند و آدم خمیری را در آن آش می اندازند و می پزند . پس از پخته شدن آن دو مجسمه را در کاسه ای می گذارند و به لب نهر می برند و به آب می اندازند ، تا بدین وسیله به زعم خود ، قضا و بلا را از خانه رانده باشند .

جشن چهارشنبه سوری میان طوایف کردستان

کردان به چهارشنبه سوری « چوار شمه کوله» ( یعنی چهارشنبه بی دنباله ) می گویند . در سنندج رسم است که روز چهارشنبه آخر سال ، به جای آتش افروزی و پریدن از روی آتش ، بعد از ظهر آن روز ، زنان و دختران دم بخت ، یک تخم مرغ و یک شیشه خالی همراه می برند و در منطقه وسیعی که اطراف آن را باغ ها یا به زبان محلی گریاشان گرفته و نهر بزرگی از وسط آن می گذرد پراکنده می شوند .

هر یک از دختران به محض رسیدن به محل خروجی آب دباغ خانه (3)، تخم مرغی را که همراه آورده سرشکن می کند و پس از ریختن سفیده و خوردن زرده ی خام آن با همان پوسته تخم مرغ ، دو سه بار در حالی که زیر لب آرزویش را می گوید از آب دباغ خانه برمی دارد و به سر و صورت و موها و لباس هایش می پاشد و شیشه خالی را از همان آب دباغ خانه پُـر و محل را برای دیگران خالی می کند.

پس از رسیدن به خانه ، فوری آب دباغ خانه را در حاشیه اطاق ها و کنار فرش و اثاثیه منزل و پاشنه درها می پاشد و نیت می کند که تمام بلا و نحوست و فقر و مرض و پریشانی و بدشانسی از خانه و کاشانه اش دور شود .

سفال شکنی

عصر روز چهارشنبه سوری ، در هر خانه سفال کهنه ای ، دم دروازه می شکنند و می گویند :

برو چهارشنبه نحس ، تا دیگر برنگردی برو و تمام نحوست را با خود ببر

---------------------------------------------------------

آلا = آل ؛ که کارش دزدیدن جگر زائو است

دها = آدم دزد و چشم دریده

دباغ خانه = جایی که در آنجا پوست حیوانات را پاک و پرداخت کنند


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط در جمعه 5 تیر 1394 

نظرات (0) 


  آداب و رسوم ایرانیان در آستانه ی سال نو
 

یکی از سنت های باستانی ایرانیان برگزاری جشن چهارشنبه سوری بود که شب چهارشنبه آخر سال ، مردم هر محل با برپایی آتش ، طی مراسم باشکوهی برگزار می کردند . همچنین چند روز به عید نوروز مانده و قبل از فرا رسیدن آخرین چهارشنبه سال مردم با دقت و وسواس به خانه تکانی می پرداختند . در این کار زنان و دختران و مردان و پسران به اتفاق خدمتکاران، فرش ها ، پرده های اطاق ها و اثاثیه را گردگیری و رفت و روب و پاک و تمیز می کردند و معتقد بودند که باید همه چیز از جمله لباس ها ، قبل از رسیدن سال نو ، تمیز و پاک و نو باشد. مراسم خانه تکانی هنوز هم نزدیک عید نوروز در همه جا انجام می شود.

مراسم چهارشنبه سوری :

این آیین از آن جهت به غروب آخرین سه شنبه ( شب چهارشنبه ) موکول شده است که زردشت ، با رسیدگی حساب های گاه شماری به تنظیم و تدوین دقیق تقویم توفیق یافت و آن سالی بود که تحویل سال به سه شنبه ای مصادف شد که نیمه ی آن سه شنبه تا ظهر ، جزئی از سال کهنه و نیمه بعد از ظهر جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نیمه شب همان روز می دانستند ، بنابراین فردای آن سه شنبه را نوروز شناختند و شبش را جشن گرفتند و آتش افروختند و از آن پس آن شب را چهارشنبه سوری قرار دادند .

به یک عقیده دیگرایرانیان مراسم آتش افروزی در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام ، در آخرین چهارشنبه سال قرار داده اند ، تا از عقیده اعراب پیروی کرده باشند که روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء را شوم و نحس می دانستند . در مورد وجه تسمیه «چهارشنبه سوری» عقیده دارند ، به مناسبت آتش افروزی ، آن شب را « سور» ( سرخ) نامیده اند .

آداب اصلی چهارشنبه سوریدر سراسر مناطق ایرانی نشین یکی است ولی در برخی از شهرها سنت های کوچکی به آن اضافه شده و بر شیرینی و زیبایی آن افزوده است ؛ این آداب و سنت ها به طور خلاصه چنین است:

آتش افروزی :

زیباترین و قدیمی ترین آداب مربوط به چهارشنبه سوری ، برافروختن آتش و جستن از روی آن است . این کار عصر سه شنبه آخر سال که فردایش چهارشنبه است انجام می شود .

باید اشاره کرد که تمام آداب و سنت های چهارشنبه سوری ، در شب چهارشنبه آخر سال برگزار می گردد.

آتش را در حیاط خانه و یا در کوچه و یا یک میدان باز و با گذاردن سه کـُپه ( بوته ) روشن می کنند و در حین جستن از روی آن می خوانند :

زردی من از تو سرخی تو از من

به معنای آن که بیماری ها و ناخوشی ها را به دور می ریزم و سلامتی و تندرستی تو را در خود می گیرم .

پس از سوختن بوته ها ، خاکستر باقیمانده را جمع می کنند و کنار دیوار می ریزند و کسی که خاکستر را بیرون ریخته باید در بزند و از درون خانه از او بپرسند: « کیست ؟ »

و او جواب دهد: « منم.»

بعد از او بپرسند : « از کجا آمده ای ؟ »

و او جواب دهد : « از عروسی . »

سپس از او بپرسند : «چه آورده ای ؟ »

و او بگوید : « تندرستی . »

کوزه شکنی :

یکی دیگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوری آن بوده که کوزه کهنه ای را برمی داشتند و در آن مقداری نمک و ذغال و سکه ده شاهی می انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخری آن کوزه را از پشت بام ، به کوچه می افکند و می گفت :

درد و بلای ما بـِرَه توی کوزه و بـِرَه توی کوچه

آجیل چهارشنبه سوری :

رسمی که از قدیم در ایران متداول است ، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است . این آجیل شور و شیرین ، مانند آجیل مشگل گشاست؛ یعنی علاوه بر مواد اصلی بو داده ی شور و شیرین، مانند آجیل، برگه هلو و زردآلو ، قیسی ، کشمش سبز ، مویز ، باسلـُق ، پسته و بادام ، فندق بو نداده ، نقل ، شکر ، پنیر ، و مغز گردو هم اضافه می کنند. تهیه این آجیل را برای استجابت یک مراد نذر می کنند . خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری ، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است.

فالگوش :

دیگر از مراسم مربوط به چهارشنبه سوری ، فالگوش ایستادن است ؛ بدین معنی که کسانی که حاجتی دارند ، نیت می کنند و سر چهار راه یا در معبری فالگوش می ایستند و به حرف نخستین عابری ، که از کنارشان می گذرد توجه می کنند و هر کلام که از دهان او درآید در استجابت مراد خود به فال بد یا خوب می گیرند ، اگر گفته عابری موافق با آرزوی صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده می دانند.

بعضی ها به جای رفتن به چهارراه و معابر ، این کار را در پشت در اطاق هم انجام می دهند و نخستین سخنی که از پشت در اطاق شنیدند به فال بد و یا خوب در اجابت حاجتشان فرض می کنند.


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط در جمعه 5 تیر 1394 

نظرات (0) 


  عید نوروز چگونه شکل گرفت
 

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط در جمعه 5 تیر 1394 

نظرات (0) 


 

( تعداد کل صفحات: 4 )

1 2 3 4

 
 
 

 

 

Powered By rasekhoonblog Copyright © 2009 by /historyofiran This Themplate  By Theme-Designer.Com