امام علی (ع)

سخنان آموزنده امیرالمومنین علی علیه السلام

دکتر صبحی صالح( استاد دانشگاه لبنان وشارح نهج البلاغه)

 عشق من امام علی (ع) و بر اهل بیت پاک و هرمبارز مخلصی است که پرچم اسلام را برافراشته می سازد. معتقدم که ضروری است نهج البلاغه بارها مطالعه شود ودر معانی آن غور شود.

 

http://www.aftabir.com


ادامه مطلب

[ دوشنبه 20 مرداد 1393  ] [ 5:43 PM ] [ م. ن. ] [ نظرات0 ]

قاسم حبیب جابر( ازعلمای اهل سنت) در اوایل کتابش با عنوان"الاهداء" می نویسد

 این کتاب را به رهبری تقدیم می کنم که نرمی و خشونت و رحمت وسختگیری را جمع کرد. به اسلام عظمت بخشید وراهش را روشن ساخت . به مبادی حق وعدل ونیکی و دوستی پایبند ماند و بالاخره به امیرالمومنان علی بن ابیطالب (ع) ... شهید حق تقدیم می کنم.

 

http://www.aftabir.com


ادامه مطلب

[ دوشنبه 20 مرداد 1393  ] [ 5:41 PM ] [ م. ن. ] [ نظرات0 ]

جاحظ( از بزرگان اهل سنت)

سخن گفتن درباره علی (ع) ممکن نیست، اگر قرار است حق علی ادا شود گویند غلو است و اگر حق او ادا نشود درباره علی (ع) ظلم است.

 

http://www.aftabir.com


ادامه مطلب

[ دوشنبه 20 مرداد 1393  ] [ 5:40 PM ] [ م. ن. ] [ نظرات0 ]

شبلی شمیل( دانشمند مسیحی)

بدون تردید علی بن ابی طالب(ع) بزرگ بزرگان و تنها نسخه ای است که نمونه آن درغرب، شرق، گذشته و حال دیده نشده است.

 

http://www.aftabir.com


ادامه مطلب

[ دوشنبه 20 مرداد 1393  ] [ 5:35 PM ] [ م. ن. ] [ نظرات0 ]

عبدالرحمن سیوطی ( ازعلمای اهل سنت)

 علی رضی الله عنه یکی از ده نفری است که رسول خدا (ص) به آنها مژده بهشت داده است و او برادر و داماد رسول خدا (ص) و همسر فاطمه (س) سرور زنان عالم و یکی از پیشقدمان اسلامی و یکی از مشهورترین افراد شجاع و از معروفترین زهاد و رساترین سخنوران و یکی از کسانی است که قرآن را جمع و به پیامبر (ص) عرضه داشت.

 

http://www.aftabir.com


ادامه مطلب

[ دوشنبه 20 مرداد 1393  ] [ 5:34 PM ] [ م. ن. ] [ نظرات0 ]

علم بهتر است یا ثروت؟

جمعیت زیادی دور حضرت علی ( ع ) حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
-یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
-علی در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
 
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید :
یا اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟
امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس!
مرد که آخر:جمعیت ایستاده بود پرسید:
-علم بهتر است یا ثروت؟
-علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.
 
- در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،
-و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!
 
هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یاثروت؟
-حضرت‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.
 
-نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.
-حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.
 
-با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.
 
مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد. در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
-امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
 
مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست؛ آن‌گاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکة مردم نشده‌ایم، به دیگران بگوییم، نیایند! مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن‌وقت در میان مردم رسوا می‌شود و ما به مقصود خود می‌رسیم! مردی که آن طرف‌تر نشسته بود، گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن‌وقت این ما هستیم که رسوای مردم شده‌ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته‌های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.
 
-در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید،
-که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
 
سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که…
 
-نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.
 
گاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.
 
فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت:
اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.
 
"من شهر دانش و آگاهی هستم و علی دروازه ورود به آن شهر"
پیامبر اسلام (ص)
 
http://ariaclick.com

ادامه مطلب

[ دوشنبه 20 مرداد 1393  ] [ 5:31 PM ] [ م. ن. ] [ نظرات0 ]

معرفی کتاب: پیشگوئیهای امیرالمومنین علیه السلام

شخصى بنام حبيب بن عمر گويد: به عيادت حضرت امير عليه السّلام در همان بيمارى كه از دنيا رفت رفتم ، نگاهى به جراحت (سر) حضرت انداختم و گفتم :
يا اميرالمومنين اين زخم شما چيز (مهمى ) نيست ، و بر شما خوفى نيست ، حضرت فرمود: اى حبيب به خدا قسم من همين ساعت از ميان شما مى روم .
ام كلثوم دختر حضرت با شنيدن اين جمله گريان شد، حضرت فرمود: دخترم چرا گريه مى كنى ؟ جواب داد: بابا شما فرمودى همين ساعت از من جدا مى شوى ، حضرت فرمود: دخترم گريه نكن ، به خدا قسم اگر آنچه پدرت مى بيند، ببينى گريه نمى كنى !
حبيب گفت : عرض كردم يا اميرالمؤمنين شما چه مى بينى ؟ حضرت فرمود: ملائكه آسمانى و پيامبران را مى بينم كه كنار يكديگر ايستاده همگى منتظرند مرا در آغوش بگيرند و اينك اين برادرم محمد صلى الله عليه و آله است كه نزد من نشسته و مى فرمايد: (يا على ) بيا كه آنچه در مقابل تو است از حالتى كه تو در آنى بهتر است .
راوى گويد: از منزل خارج شدم تا آنكه حضرت از دنيا رفت .

برای خواندن کتاب بصورت کامل و آنلاین اینجا کلیک کنید.

 

http://www.sibtayn.com


ادامه مطلب

[ یک شنبه 19 مرداد 1393  ] [ 10:44 PM ] [ م. ن. ] [ نظرات0 ]

رازهای جهان

روزی رسول خدا روبه اصحاب کردند و فرمودند :هر کس برود و علی را برای من بیاورد من یکی از آرزوهای او را برآورده می کنم.سلمان رفت و توانست علی (ع) را پیدا کند.سلمان ماجرا را به حضرت علی (ع) گفت.علی (ع) به سلمان فرمود که اگر خواستی از رسول خدا چیزی درخواست کنی به ایشان بگو که یکی از رازهای معراج را برای تو بازگو کند.سپس دو تایی نزد پیامبر رفتند.سلمان خواسته خود را عرض کرد.پیامبر فرمود یک کاسه آب و یک سوزن بیاورید.پیامبر سوزن را در آب زدند و به علی (ع) و سلمان فرمودند به قطرات آب روی این سوزن نگاه کنید.سپس فرمود هر کس به اندازه ای این قطرات آب روی سوزن علی(ع) و ولایت او را قبول داشته باشد وارد بهشت میشود.(اینو گفتم بدونید که آتش بر شیعیان علی (ع) حرام است).

وبلاگ راسخون امام علی (ع) : به نظر من باید شیعه واقعی باشیم، به عمل باشه نه به اسم.

 

http://amiralmomeninheydar.blogfa.com


ادامه مطلب

[ یک شنبه 19 مرداد 1393  ] [ 12:18 PM ] [ م. ن. ] [ نظرات0 ]

دوری از معصیت حتی پنهانی

دورى و اجتناب کنید از معصیت هاى إلهى، حتّى در پنهانى، پس به درستى که خداوند شاهد اعمال و نیّات است; و نیز او حاکم و قاضى خواهد بود.

 

http://www.shafaqna.com


ادامه مطلب

[ یک شنبه 19 مرداد 1393  ] [ 12:15 PM ] [ م. ن. ] [ نظرات0 ]

دنیا و آخرت

در دنیا – زحمت و فعالیّت، بدون حساب است و فرداى قیامت، حساب و بررسى اعمال و دریافت پاداش است.

 

http://www.shafaqna.com


ادامه مطلب

[ یک شنبه 19 مرداد 1393  ] [ 12:11 PM ] [ م. ن. ] [ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات وبلاگ : 200 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ > ]