كثيفي و آلودگي سخت مذموم است و رهبران الهي از آن دوريكرده و ديگران را هم از آن باز ميداشتند. چنانچه از امام صادق (ع)آوردهاند كه رسول خدا مردي را با موهاي ژوليده و لباسهاي كثيفو مشمئزكننده ديدند، فرمودند:
«بهره كامل بردن از نعمتهاي خداوند و نشان دادن آن جزء ديناست».
خداي بزرگ بندگان پارساي خود را بزرگوار و محترم ميخواهدو هر چه بزرگوارتر و محترمتر باشند بهتر و بيشتر ميپسندد تا آنجا كهآوردهاند
«... آن كس كه احترام و بزرگواري ندارد دين ندارد».
مربيان الهي بر اين ويژگي سخت پاي ميفشردند و پيروان خويشرا هر چه محترمتر ميخواستند و از آنچه سبب آبروريزيوبياحترامي آنها گردد بازميداشتند. از معاويه بن وهب نقل ميكنندكه امام صادق (ع) او را ديد در حاليكه بار حبوبات بر دوش خودداشت، فرمود:
«براي انسان شريف و بزرگوار ناپسند است چيز پَستي به دوش كشدكه ديگران بر او گستاخ شوند».
پيشوايان ما نه فقط بر احتمال گستاخي نامحرمان غيرتميورزيدند بلكه ميخواستند پيروانشان در ميان دوستان و بستگان نيزعزيز و محترم باشند چنانچه اميرالمؤمنين(ع) فرمودهاند:
«همان طور كه براي غريب و ناآشنا خود را آرايش ميكني برايبرادر (و دوست) مسلمانت نيز خود را بياراي.»
آنچه گذشت كلياتي بود از آراستگي و آرايش ظاهري كه از نظراسلام نه فقط ناپسند نيست بلكه پسنديده است و بر آنها تأكيد شدهاست. اما نسبت به برخي موارد سفارش ويژهاي شده است كه بهمهمترين آنها ميپردازيم:
1ـ پوشاك
مرتب بودن، تميز بودن و حتي رنگ لباس در روايات اهميّتفراوان دارد و فرمان دادهاند لباس را تميز و پاكيزه نگه داريد، لباستميز غم و اندوه از دل ميبرد و نماز را پاك ميكند؛ رنگ سفيدبراي لباس خويش برگزينيد كه آن پاكيزهتر و پسنديدهتر است.
امام صادق (ع) ميفرمايد:
«امير مؤمنان علي ابن ابيطالب(ع) عبدالله بن عباس را براي مذاكرهو گفت و گو نزد خوارج فرستاد. وي بهترين لباسهاي خويش راپوشيد و با بهترين عطرها خود را خوشبو كرد و بر بهترينمركبهاي خويش سوار شد و به سوي آنان روان گشت و در برابرآنان ايستاد. خوارج گفتند: «اي فرزند عباس در حالي كه ما تو رابهترين مردم ميپنداشتيم، با لباس و سواري جباران نزد ما ميآيي؟»ابنعباس گفت: «اين اولين مطلبي است كه درباره آن با شما مناظرهميكنم و اين آيه را خواند: «(اي پيامبر) بگو چه كسي (استفاده از)زينتهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده، و نعمتهايپاكيزه را ممنوع (و حرام) كرده است.» پس بپوشيد و بياراييد،همانا خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد، اما از حلالباشد.»
بهترين پوشاك: ميدانيم زندگي در گذر زمان همراه با تغيير وتحول است و همگام با آن وسايل و امكانات زندگي و ذوق و سليقهمردم تغيير ميكند. پوشاك نيز از اين قاعده جدا نيست. چنانچهشخصي به امام صادق (ع) ميگويد:
«اميرمؤمنان لباس زبر و خشن و به قيمت چهار درهم (سكه نقره) وهمانند آن ميپوشد در حالي كه بر شما لباسهاي خوب ميبينم.»امام(ع) فرمودند:
«علي ابن ابيطالب آن لباس را در دورهاي ميپوشيد كه مذمت ونكوهش نميشد و اگر آن لباس امروز پوشيده شود انگشتنماخواهد شد پس بهترين لباس هر دورهاي لباس مردم آن دوره است...».
روشن است چنانچه كسي مطابق عرف عمومي رفتار نكندانگشتنما خواهد شد و اين پسنديده نيست و بلكه نكوهش شده استو فرمودهاند:
«خداوند از لباس انگشتنما خشمگين ميشود.»
«در پستي و فرومايگي شخص همين بس كه لباسي بپوشد كه او راانگشتنما و مشهور سازد»
2ـ مو (آرايش آن)
يكي از زيباييهاي مردان موي سر و صورت است كه به آرايشآنها سفارش شده است چنانچه امام صادق (ع) فرمودهاند:
از طولاني شدن موي صورت نيز به شدت نهي شده است چنانچهپيامبر(ص) همراه ياران بودند. مردي با ريش بلند بر آن حضرتگذشت و حضرت فرمودند:
«اگر اين مرد ريش خود را مرتب ميكرد چه ضرري داشت؟»
فرموده پيامبر(ص) به آن مرد رسيد و او نيز موي خود را اصلاحكرد (نه كوتاه و نه بلند) و سپس نزد پيامبر(ص) آمد. هنگامي كهپيامبر(ص) وي را ديد خطاب به ياران فرمود:
«(شما هم) چنين كنيد.»
برشانه كردن موي سر و صورت تأكيد فراوان شده است آنچنانكه امام صادق (ع) در مسجد در برابر ديدگان مردم پس از هرنماز شانه ميزدند و امام هفتم نيز در حالي كه شانه ميزدند به يكي ازياران خود فرمودند با عاج شانه بزنيد و پدرم نيز يكي، دو شانه عاجداشت و امام هشتم يكي از زيباييها و زينت هر نماز را شانه زدنموها شمرده است.
3ـ عطر
ميتوان گفت هيچ چيزي مانند استفاده از عطر و بوي خوشتوصيه نشده است، شايد بدان سبب است كه غالباً افرادي هميشه ازعطر استفاده ميكنند كه آراستگي ظاهري را به مقدار زيادي رعايتكردهاند. پس توصيه به استفاده از عطر به معني توصيه به پاكيزگي ونظم و خوشبو بودن لباس و بدن و به طور كلي آراستگي است.
سفارش شده است هر روز خود را با عطر خوشبو كنيد و اگرنميتوانيد يك روز در ميان اين كار را انجام دهيد و حداقل استفاده ازعطر در روز جمعه را ترك نكنيد و از امام صادق (ع) نقل شده استكه:
پيامبر(ص) به تهيه عطر بيش از خوراك اهميّت ميدادهاند»
و امام رضا(ع) فرمودهاند:
«از ويژگيهاي انبيا استفاده از عطر است.»
و امام صادق فرمودهاند:
«نماز با بوي خوش بهتر از هفتاد نماز بدون آن است.»
و امام رضا(ع) نيز فرمودهاند:
«جايگاه نماز امام صادق (ع) از بوي خوش آن تشخيص دادهميشد و اصحاب رسول خدا(ص) از بوي خوش آن حضرتپي ميبردند كه از خانه بيرون آمده است.»
يكي از ياران امام زينالعابدين(ع) ميگويد:
«در فصل سرما در نيمه يكي از شبها امام را در كوچههاي مدينهديدم با لباسهاي قيمتي و در حالي كه از بوي خوش فراوان استفادهكرده بود، عرض كردم در اين نيمه شب و با اين تشريفات و لباس بهكجا ميرويد؟ فرمود به سوي مسجد جدم رسول خدا براي سخنگفتن با خدا ...».
خلاصه و نتيجه:
دانستيم كه ژندهپوشي و ويرانهنشيني از نظر اسلام پسنديده نيست.از نعمتهاي خدا بايد استفاده برد و بلكه به زيباييها و آرايش همپرداخت همچنانكه اميرالمؤمنين علي ابن ابيطالب(ع) فرمودند:
«خداوند استفاده و بهرهبرداري از نعمتها را دوستتر دارد از اينكه فقط از آنها توصيف و تمجيد كنيم.»
البتّه آنچه در استفاده از نعمتهاي خداوند بايد رعايت گردداحكام اسلام است كه از حرام و آنچه منع شده است دوري شود.
استفاده از نعمتها و بهرهبرداري از آنها و بلكه پرداختن بهآرايش و آراستگي جزء سطح كفاف زندگي و مصرف شمردهميشود.
بنابراين زهد به معني ترك استفاده از نعمتها نيست بلكه حقيقتزهد تحريك قلب و افزايش اعتماد مؤمن به خداي متعال است بهطوري كه تمام همت خود را در زندگي اين جهاني رضايت او قراردهد و سود و زيان را در رضايت و غضب خدا ببيند و هر آنچه را كهاز دست ميدهد اگر رضايت خدا در آن است بر آن اندوه نخورد و هرآنچه را كه به دست ميآورد اگر خوشنودي خدا در آن نيست شادماننگردد آن چنانكه امام زينالعابدين(ع) فرمودند:
«همانا زهد در آيهاي از كتاب خداي بزرگ و بيهمتا آمده است«... هرگز بر آنچه از دست شما رود دلتنگ نشويد و به آنچه به شمارسد دلشاد نگرديد»».
سطح مصرف ضروري به نيازهايي توجه دارد كه تأمين آنهاالزامي است و فقدان آنها سبب ضرر و زيان بر شخص و خانوادهميشود، كه كوتاهي نسبت به آنها ممنوع و سعي و كوشش براي تأمينحداقل نيازها لازم است چنانچه از امام صادق (ع) نقل شده است:
«براي هر شخص اين گناه و معصيت كافي است كه در تأمين معاشخانواده خود كوتاهي كند.»
و پيامبر(ص) فرمود:
«نفرين شده است و نفرين شده است كسي كه براي تأمين معاش،خانواده خود را خوار گرداند.»
ملاك حداقل مصرف مجاز سطحي از مصرف است كه كمتر از آنسبب ضرر و زيان بر شخص و خانواده وي ميشود، و شامل نيازهايغذايي، پوشاك، مسكن، بهداشت و درمان، آموزش و غير آنميشود، اعم از آنكه اين نيازها جلوگيري از ضررهاي جاني، آبروييو ... بكند.
تشخيص ضرر نيز به عرف واگذار ميشود كه بر اساس شرايطزمان و مكان و آداب و رسوم اجتماعي و موقعيت هر خانواده قابلتبيين خواهد بود كه به اختصار به آن خواهيم پرداخت.
3ـ كفاف
چنان كه گفتيم سطح مصرف مطلوب نقطهاي بين حداقل و حداكثرمجاز مصرف و به تعبير ديگر بين سطوح ضرورت و رفاه است.
براي تبيين واقعي مصرف كفاف بايد به آموزههاي ديني بازگشتكه با بررسي متون ديني و تعاليم اسلامي در مييابيم كه استفاده ازنعمتها سفارش شده است و اولياي الهي بر آن تأكيد داشته و خودبدان عمل ميكردهاند. قرآن بارها تأكيد كرده است كه تمامي امكاناترا براي شما آفريدهايم و در آن وسايلي قرار دادهايم كه خود رابياراييد.
«او (خداوند) كسي است كه شما را بر دريا مسلّط كرد تا ... بيرونآوريد زيورهايي كه ميپوشيد...»
و در جاي ديگر خشم خداوند از ژندهپوشي و زشتي بيان ميشودو خطاب به پيامبر(ص) كساني را كه زيباييهاي زندگي را تحريمكردهاند سخت سرزنش ميكند و ميفرمايد:
«(اي پيامبر) بگو چه كسي حرام كرده زينتهايي را كه خداوندبراي بندگان خود آفريده است.»
بلكه زينتهاي آفريده شده را سزاوار اهل ايمان ميشمرد و بهپيامبر(ص) فرمان ميدهد اين پيام را به همه ابلاغ كند:
«(اي پيامبر) بگو اين چيزها (اشياي زيبا و زينتي و خوردنيهايخوشطعم) در اين دنيا سزاوار كساني است كه ايمان آوردهاند...».
خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد، از اين رو به بندگانخويش دستور ميدهد كه با زيباترين حالت و لباسها به عبادتبرخيزند و به محضر خداي بزرگ شرفياب شوند.
«اي فرزندان آدم به هنگام هر عبادت زينتهاي خود را بپوشيد(آراسته باشيد)».
آري چنانچه اميرالمؤمنين(ع) فرموده:
«آنجا كه خداوند به پيامبر فرمان ميدهد: ]نعمت خدايت را بازگوكن[ به خدا سوگند بهكار گرفتن و بهره بردن از نعمتهاي الهيمحبوبتر است نزد او از سخن گفتن و تمجيد كردن دربارهآنها.»
ميدانيم خداوند نقص و نيازي ندارد كه بخواهد نزد ديگرانخودنمايي كند و از گفتن درباره نعمتهاي خويش خوشنود گردد. وبه واقع اگر بگوييم خداوند تنها از بازگو كردن نعمتهاي خويشخوشنود ميشود و در استفاده از نعمت ها چنين نيست، نسبت بخل بهخدا دادهايم و هرگز چنين مباد. وانگهي هر نعمتي آن گاه نعمت استكه از آن استفاده شود و لذا نعمتهاي خداوند براي بهرهبرداريآفريده شدهاند، بلكه براي آرايش و زيبايي اعطا شدهاند به همين دليلاندكي به آراستگي از نظر آموزههاي ديني ميپردازيم.
پروفسور نايت (Knight) انسان اقتصادي در مكتب رفتار عقلاييرا چنين معرفي ميكند: «انساني كه ميداند چه ميخواهد و رفتار خودرا به طور هوشمندانه با ديدگاه خاصي براي دست يافتن به آن تنظيمميكند.»
طبق اين تعريف، ترجيحات و اولويتهاي هر فرد آگاهانه انتخابو بهكار بسته ميشود و چون انسان همواره رفاه و آسايش را كمالميشمرد، مطلوبيتها و تقاضاهاي وي نيز در همان جهت خواهد بودو بدينوسيله حركت به سوي ترقي، پيشرفت و بالاخره صنعت ومدرنيته شكل ميگيرد.
رفتار اقتصادي فرد مسلمان نيز با اين تعريف سازگار است چون اوترجيحات و اولويتهاي خويش را بر اساس قواعد و ارزشهاي اسلاميآگاهانه انتخاب ميكند و رفتار خود را بر آن مبنا تنظيم ميكند. وجامعه بر مبناي قواعد اسلامي به توسعه اقتصادي و اجتماعي ميرسد.
اما عدهاي بعضي مفاهيم و ارزشهاي اسلامي را مانع ترقي وپيشرفت ميدانند و مسلمانان را هم از رسيدن به آن اهداف ناتوانميپندارند. بنابراين آنها اعتقاد به قضا و قدر، توكل، قناعت، زهد،دوري از دنيا و ... را مانع اين حركت ميشمرند.
يكي از راههاي ابطال ادّعاي ياد شده، نفي استناد آن به اسلاماست؛ يعني اثبات اينكه برداشت چنين مفاهيمي از تعاليم وحينادرست است و آنچه در آموزههاي اسلامي آمده است بابرداشتهاي ياد شده تفاوت دارد.
تبيين بحث در هر يك از موضوعهاي پيشگفته تحقيقي ويژهميطلبد، اما آنچه با اين نوشتار بيشتر مربوط ميشود زهد و دوري ازدنياست كه به اختصار بدان ميپردازيم.
بدون ترديد زهد و دوري از دنيا در آموزههاي اسلامي مطلوباست پس موضوع از نظر حكم كاملاً روشن و واضح است. اما آنچه بحثو بررسي ميطلبد موضوع زهد است كه آيا واقعاً ژندهپوشي سفارششده است؟ و آيا حقيقتاً به كار نكردن و ويرانهنشيني تأكيد شده است؟
براي تبيين موضوع بايد سطح مصرف تبيين، و حداقل و حداكثرمجاز سطح مصرف و سطح مطلوب آن تعيين شود. چون بايد زهد باسطح مصرف مطلوب هم راستا و متناسب باشد. به عبارت ديگر، بنابراينكه در مفهوم زهد، سطح و مقدار استفاده از امكانات مادي لحاظشده باشد بايد با سطح مطلوب مصرف هماهنگ باشد، بلكه مقدارزهد بايد از سطح مطلوب مصرف استنتاج شود، چون غير ممكن استدر مواردي سطح مصرف در تعاليم اسلامي مطلوب شمرده شود، درحالي كه با زهدورزي ناسازگار باشد. البتّه به شرط آنكه مقدار استفادهاز امكانات مادي در مفهوم زهد لحاظ شده باشد.
سطحهاي مصرف
براي شناخت سطح مصرف مطلوب بايد سطح مصرف مجاز همشناخته شود، سطح مصرف مجاز دامنه وسيعي دارد كه از پايينترينسطح مصرف مجاز تا بالاترين سطح آن است و سطح مصرف مطلوبنقطهاي ميان اين دوست.
كه به اختصار به تبيين هر يك ميپردازيم:
1ـ رفاه
بيشترين حد مصرف مجاز يا مصرف درحد كمال و رفاه، سطحياز مصرف است كه تجاوز از آن حرام و ممنوع ميباشد و چنانچهگذشت اسراف و تبذير تنها محدودكنندههاي آن هستند؛ كه دامنهمصرف در اين سطح به دو محور محدود ميشود:
1ـ تضييع نشدن اموال
2ـ بيش از مقدار نياز مصرف نكردن
بنابراين تهيه ماشينهاي گران قيمت و خانههاي باشكوه وزندگيهاي مرفه اگر مشمول محدوديتهاي ياد شده نگردد، يعنيزيادتر از نياز و يا بيش از مقام و موقعيت اجتماعي نباشد، حرامنخواهد بود.
چنانچه قرآن ميفرمايد:
«و او (خداوند) كسي است كه پديد آورده است باغهايي از درختانداربستي(مانند درختان مو) و درختان آزاد و درختان خرما وزراعتها كه ميوه و دانههاي گوناگون آرند و زيتون و انار وميوههاي مشابه و نامشابه، شما هم از آن ميوهها هر گاه برسد تناولكنيد و حق فقيران را به روز دِرو و جمعآوري بدهيد و اسرافمكنيد كه خدا مسرفان را دوست ندارد.»
اين آيه محدوديت استفاده از آفريدههاي خلقت را اسرافميشمارد و گمان نشود كه منع اسراف در آخر آيه فقط شامل پرداختحق فقيران ميشود بلكه اين منع و نهي اطلاق دارد و شمول آن، همهقسمتهاي آيه را فراميگيرد چنانچه علامه طباطبائي نيز ميفرمايند:
«و اين كه فرمودند لاتسرفوا معنايش اين است كه در استفاده ازميوهها و غلات از آن حدي كه براي معاش شما صالح و مقيد استتجاوز نكنيد. درست است كه شما صاحب آن هستيد ولكننميتوانيد در خوردن آن و بذل و بخشش از آن زيادهروي كنيد...»
به هر حال اين آيه اسراف را محدوديت استفاده مالك از اموالخود ميداند چنانچه در روايتي از امام صادق (ع) همين ملاك معرفيميشود. «اسحاق بن عمار» حكم تهيه سي لباس براي يك فرد را ازامام سؤال ميكند. حضرت در جواب از اسراف منع ميكنند و نسبت بهتعداد لباس واكنشي نشان نميدهند بلكه اسراف را معرفي ميكنند كه:
«اسراف عبارت از آن است كه لباس نو (آبرومندانه) را در جاييبپوشي كه در آنجا بايد لباس فرسوده (لباس كار) پوشيد».
كتاب، رسانهاي گروهي است كه در آن مطالب قابل انتقال، ثبتشده است، و بازيابي مطالب آن، از نظر زماني و مكاني محدوديتندارد. نوع تهيه و نگارش كتاب در طول تاريخ متفاوت بوده و تدريجاًتكامل يافته است.
رواج كتاب بهصورت كنوني مديون كاغذسازي چينيها در قرن دومميلادي است. در قرن دوم هجري ايرانيها اين صنعت را از چينيهاآموختند و به ساختن كاغذ پرداختند و حدود چهارصد سال بعد نيزاروپاييها آن را از مسلمانان آموختند. گوتنبرگ در قرن 15 ميلاديدستگاه چاپ را اختراع كرد و اولين كتابي كه چاپ شد انجيل بود.
3ـ فايدههاي كتابخواني :
1ـ گسترشآگاهي، افزايش حساسيتآدمينسبت به جهل و بيعدالتي؛
6ـ استفاده از تجربيات ديگران و آگاهي يافتن به رفتارهاي اجتماعيشايسته و غيرشايسته و فراگير شدن ارزشهاي متعالي؛
7ـ كمكبه شناخت عللرفتار خود وديگران و تأمينسازگاريمطلوب.
8ـ اشباع نيازهاي زيباشناختي انسان.
4ـ كتاب درماني!
با وجود سابقه بسيار طولاني و مؤثر كتابخواني، مفهوم ويژه«كتاب درماني» متعلق به دو قرن اخير است. «بنجامين راش» در سال1815 استفاده از كتاب خواندن را به عنوان بخشي از طرح معالجهبيماران توصيه كرد. «جان مين سان كلت دوم» نيز در سال 1853 عملاًبراي درمان بيماران رواني از كتاب خواندن بهره ميگرفت. در اثرتجربههاي موفق كتاب درماني به تدريج ضرورت نوعي همكاري بينپزشكان و كتابداران احساس شد. از همين روي، در سال 1904 كتابدرماني به عنوان جنبهاي از حرفه كتابداري شناخته شد.
آدرين جانسن ميگويد:
«بيماراني كه ميدانند هنگام بيماري چه كتابي بخوانند، سريعتر ازبيماران ديگر بهبودي مييابند. اين حقيقت را آمارهاي بيمارستانهايانگليسي و فرانسوي تأييد ميكند. آمارهاي نامبرده ميگويند كه مدتاقامتِ بيماراني كه اوقات بيماري خود را با خواندن اين گونه كتابهاسپري ميكنند، در بيمارستانها كوتاهتر است.»