ارباب
تو به دادم نرسی، می روم ازدست حســین
مستغاثٌ بک اربـــــاب، که بهتر باشم
گر بنا هست مـــرا دست کسی بسپاری
بهتر آنست غلام علی اکــبر باشم
من که بی دعوت و سرخود نرسیدم به حضور
من سفارش شده ی حضــرت مادر باشم
مادرت داد به من درس حســین جان گفتن
مادرت یاد به من داد، که نـــوکر باشم....
شاعر:
منبع:سایت کرب و بلا
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 فروردین 1393 توسط مهدی
