مواردي كه وهابيت از مهدويت اشكال مي گيرند چيست و جواب اين نوع اشكالات چه مي باشد؟
پيش از بيان پاسخ اين سوال مفصل،بايد بدانيم كه اعتقاد به مهدویت درمیان مذاهب اسلامی مورداتفاق است تاجايي كه فرقه متعصّب وهّابیت نیز آن را پذیرفته و به تواتر احادیث آن اعتراف کرده اند.تمامي فرقه های اسلامی بدون استثنا ظهور مردی از دودمان پیامبر را در آخر الزمان به نام مهدی که دنیا را پر از عدل و داد میکند پذیرفته اند و روایت آن را در کتب خود از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده اند.
کتاب های فراوانی در این زمینه به وسیلة دانشمندان اهل سنّت و علمای شیعه بر اساس روایات قطعی و متواتر نگاشته شده است. ابن قیّم جوزیه در المنار المنیف فی الصحیح والضعیف، جلال الدین سیوطی و ابوالحسن محمّد بن حسین بن عاصم سحری در الحاوی للفتاوی، علامه مناوی درفیض القدیر، حافظ ابن حجر عسقلانی در فتح الباری، قاضی شوکانی در ابراز الوهم المکنون، ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقة، تفتازانی درشرح مقاصد وشیخ ناصرالدین البانی بر تواتر آنها تاكيد كرده اند.
بزرگان و نويسندگان سني مذهب چون: مبار کفوری، احمد بن محمّد بن صدیق، سفارینی حنبلی، سید محمّد صدیق حسن، ابوالخطیب محمّد شمس الحق، عظیم آبادی، شیخ ابوالحسین آبری، برزنجی، شیخ محمّد خضر حسین، ابو الاعلی مودودی، احمد زینی دحلان، شیخ منصور علی ناصف، قرمانی دمشقی بر تواتر احاديث مهدوي صحه گذاشته اند. حتّی متعصّب ترین فرقه های اسلامی یعنی وهّابی ها نیز آن را پذیرفته و به متواتر بودن احادیث آن اعتراف کرده اند.
شاهد این مطلب بیانیه ای است که چند سال قبل از طرف رابطة العالم الاسلامی که شدیداً زیر نفوذ وهابی ها و دولت سعودی است، در پاسخ به سؤالی که از آنها دربارة ظهور حضرت مهدی(ع) شده بود، صادر گردید.
این بیانیه در پاسخ یکی از اهالی کنیا به نام ابومحمد گفته است: ابن تیمیّه مؤسّس مذهب وهابیان احادیث مربوط به مهدی(ع) را نیز پذیرفته است... . به هنگام ظهور فساد در جهان و نشر کفر و ظلم، خداوند جهان را به وسیلة مهدی پر از عدل و داد می کند، آن گونه که از ظلم و جور پر شده است. او آخرین خلیفة راشدین دوازده گانه است که پیامبر طبق کتاب های صحاح از آن خبر داده است.
در پایان اين بيانيه چنین نتیجه گیری میشود: بنابراین اعتقاد به ظهور مهدی بر هر مسلمانی واجب است و این جزء عقاید اهل سنّت و جماعت است و هیچ کس جز افراد نادان و بی خبر یا بدعتگذار آن را انکار نمی کند.
با اين حال وهابيت به علت دشمني شديد باشيعه در مواردي به مخالفت با اين اعتقاد پرداخته اند: گسترش شايعات در حوزه مهدويت، حمايت از مدعيان دروغين مهدويت، توهين به حضرت مهدی (عج) در كتابها، ماهوارهها و سايتهای اينترنتی، فتوای وهابيت به توهين به امام زمان (عج(، توهين و طعنه زدن به نواب اربعه، ايجاد شبهه در اعتقاد به چهار نايب خاص حضرت مهدی (عج) و بازی كردن با نشانههای حتمی ظهور و ايجاد شك در اذهان شيعيان از اقدامات وهابيون در مبارزه با مهدويت شيعه است.در اينجا بطور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي شود:
1. انتساب حضرت مهدي به امام مجتبي
بسياری از منابع خود وهابيت بر حسينی بودن امام زمان (عج) دلالت دارد، ولی بزرگان وهابيت اصرار دارند و معتقدند امام زمان از فرزندان امام حسن مجتبی است.
به رغم اينكه منابع متعدد نبوی و تاریخی بر حسینی بودن امام مهدی (عج) دلالت دارد، ابن تيميه در کتاب خود اصرار دارد امام مهدی از فرزندان امام حسن مجتبی است نه امام حسین (ع).
بررسی های علمی در روایات وهابیان نشان می دهد که روایاتی که بر حسینی بودن حضرت مهدی (عج) دلالت دارد، متواتر است و از آنجا که در دیدگاه وهابیت هدف اساسی بررسی دیدگاه قرآن و روایات نیست و فقط هدف مبارزه با شیعیان است، آنها معتقدند پدر حضرت مهدی (عج) هم نام پدر پیامبر اعظم (ص) است؛ در حالی که اسم پدر امام زمان (عج) امام حسن عسکری است.
2.تولد امام مهدي
بنابراعتقاد شيعه وبرخي از علماي اهل سنت، حضرت مهدی که پیامبر اكرم از ظهورش خبر داده است ، هم اكنون موجود است ؛ از اولاد فاطمه (س) و از ذریه امام حسین (ع) است. مادرش نرگس و پدرش امام حسن عسکری (ع) است و اكنون حاضر است؛ در حالی كه این شبهه را برای برخی به وجود آورده اند كه مهدی موعود هنوز زاده نشده و به هنگام آخرالزمان ظهور می كند.
، در حالی كه بسیاری از علمای مذاهب چهار گانه اهل سنت در کتب و نوشته های خود اعتراف کرده اند که حضرت مهدی (عج )، هم اكنون نیز زنده است، وهابیون منکر تولد امام زمان هستند .
اولين دليل وهابیون که بیشتر مطرح می شود استناد به تاریخ طبری است . طبری مورخ معروف تاریخ اسلام است که همزمان با اوایل تولد امام زمان زنده بوده است و در سال 310 هجری (اوایل قرن چهارم هجری فوت کرده است ) . وهابیون معتقدند طبری ، مورخ معروف و تاریخ نگار قدرتمند جهان اسلام در تاریخش گفته است که امام حسن عسکری فرزند دختر یا پسری نداشته است .
دانشمندان و علمایی از وهابیون نظیر: احسان ظهیر اللهی(دانشمند پاکستانی ) ، محی الدین خطی ، عبد الجبار تونسی ( از صاحب نظران آفریقایی) ، محمد مال الله بحرینی ، دکتر ناصر غفاری ( استاد دانشگاه مدینه )، دکتر رشاد (استاد دانشگاه محمد بن صعود در ریاض ) ، همگی به اتفاق در آثار مکتوبشان به صراحت گفته اند : ان الحسن العسکری لیس له عقب من ذکر او انسی . کتاب های این افراد موجود است و حتی در برخی از مراکز علمی و دانشگاهی تدریس می شود.
وی تأکید و تصریح کتب تاریخی اهل سنت را مبنی بر این که در تاریخ اشاره شده امام حسن عسکری فرزندی نداشته اند ، اصلی ترین دلیل وهابیت در رد تولد و حضور امام زمان دانست و خاطر نشان کرد: تمام وهابی های عصر حاضر مطالبشان را در این زمینه از کتاب منهاج السنة ابن طینیه نقل می کنند و این درحالی است كه در این کتاب 9 جلدی بیش از 9با ر تصریح شده که امام حسن عسکری فرزند دختر یا پسری نداشته از جمله جلد 4 صفحه 87 و تمام این موارد به محمدابن جریر طبری در قرن سوم نسبت داده شده اما در این ارجاع ، شماره مجلد و صفحه کتاب طبری ذکر نشده است .
پاسخ این شبهه در همان کتاب تاریخ طبری است ! یعنی طبری هرگز اشاره نکرده که امام حسن عسکری فرزندی نداشته است و این استدلال ها به منبع کتاب طبری کاملا بی اساس است . تاریخ طبری در حال حاضر با انواع چاپ های مختلف موجود است و حتی سی دی آن هم وجود دارد ؛اما همه فکر می کنند چون طبری تاریخ نویس بزرگی است کسی به سراغ بررسی کتاب وی نمی رود و همه با اشاره به نامش این دلیل رامی پذیرند در صورتی که با بررسی دقیق تاریخ طبری درمی یابیم که وی چنین مطلبی را در کتابش نیاورده است .
اصولادر تاریخ طبری نوشته نشده که امام حسن عسکری فرزندی نداشته است.
3.زندگی امام زمان در عصر حاضر
وهابیون معتقدند ك چون ابن خلدون گفته درمورد امام مهدی ،هیچ حدیث صحیحی نداریم ، پس او هنوز به دنیا نیامده است . ابن خلدون 23 روایت و حدیث را راجع به حضرت مهدی جمع آوری کرده ، 19 مورد از آن ها را تضعیف نموده و گفته که این احادیث سند معتبر ندارند و آن ها را از حجت و حجیت انداخته ؛ در مورد 4 حدیث باقی مانده هم سكوت كرده و هیچ سخنی بیان نکرده است .
بايد دانست تمام احادیث موجود درباره حضرت مهدی محدود به همین تعداد نيست که با رد کردن آن ها توسط ابن خلدون بتوان گفت که حدیثی درمورد ولادت امام مهدی وجود ندارد . این امر حکایت از قضاوت نابه جای وهابیون دارد ، چون مسئله ای به اهمیت و گستردگی وجود امام مهدی را نمی توان با رد 23 حدیث توسط ابن خلدون انکار کرد، این در حالی است که فقط درکتب اهل سنت بیش از هزار حدیث درباره حضرت مهدی آورده شده است .
شیخ محسن عباد استاد دانشگاه مدینه این شبهه را که به ابن خلدون استناد می کند ، در مجله الجامعة الاسلامیه المدینه شماره 46 رد کرده و آورده است که ابن خلدون در شأن رد حدیث نیست ، او مورخ بوده و به فلسفه تاریخ و جامعه می پرداخته است؛ ولی محدث نبوده و حق نداشته در (جَرح ؟) و تعدیل حدیث وارد شود.
از طرف ديگروهابیون ادعا می کنند چون در دو کتاب مهم از صحاح سته یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم اسم حضرت مهدی ذکر نشده ، پس او هنوز به دنیا نیامده است؛ اما مگر این دو کتاب مرجع تمام احادیث جهان اسلام هستند در حالی كه در 4 كتاب دیگر اهل سنت این موضوع آمده است.
بخاری هم عصر امام زمان ، در قرن سوم و در زمانی می زیست و زمانی کتابش را نوشت که خفقان شدیدی حاكم بود.در چنین اوضاعی کاملا طبیعی است که بخاری نامی از امام مهدی در کتابش ذکر نکند . او نمی توانست علنا وجود ایشان را اعلام کنند ، چون در این دوران بنی عباس تأثیر مستقیم سوء در زندگی ائمه دارندو بخاری در این شرایط ونیر به دلیل این که کتابش از سوی حکومت متوقف یا سانسور نشود، هیچ اشاره ای به تولد امام مهدی ندارد .
بخاری در صحیح خود اشاره مستقیمی به نام امام مهدی و تولد ایشان ندارد ، اما به توصیف ایشان پرداخته است . وی در حدیثی ذکر می کند : عیسی بن مریم می آید و پشت سر امام ٍ امیرٍ اقتدا می کند . وی تعابیر امام و امیر به وصف امام مهدی پرداخته است ، هر چند که مستقیم نام ایشان را نیاورده است .
شارحان صحیح بخاری از جمله : عمدة القاری ، فتح الباری ، ابن حجر، ارشادالساری ، همه در شرح این کتاب نوشته اند که منظور بخاری از این تعبیر امام مهدی است ، اما چون نمی توانسته به دلیل شرایط نام صریح ایشان را ذکر کند ، به توصیف پرداخته است .
به هر حال با کمی مطالعه و بررسی آشکار می شود که دلایل وهابیون از روی تعصب و بدون پایه های علمی و مستند دینی و روایی است که هر فردی می تواند به این شبهات با دلایل قوی و محکم پاسخ دهد.




