می خواهم سرباز او باشم...
نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای برشرافت خود گذارد.
درباره وبلاگ


وبلاگ شخصی جواد کیهانی

آرشيو وبلاگ
  • آمار وبلاگ
    • کل بازديد : 196045
    • تاريخ ايجاد وبلاگ : دوشنبه 18 دی 1391 
    • کل نظرات : 46
    • تعداد کل پست ها : 428
    • آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 مرداد 1393 
    0       نظرات
    جمعه 27 بهمن 1391 
    جواد کیهانی
    1       نظرات
    جمعه 27 بهمن 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    جمعه 27 بهمن 1391 
    جواد کیهانی

    امام علي (علیه السلام) فرمود: براي صاحب‌الزمان(عجل الله فرجه الشریف)، غيبتي است عظيم كه بايد در محور ايمان راسخ بود؛ زيرا كه خيلي‌ها از ما جدا مي‌شوند، حتي آنها كه به مقامات بلند رسيده‌اند.

                                               منبع: اصول كافي، جلد 1

     



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    جمعه 27 بهمن 1391 
    جواد کیهانی

    پدرم دوستي داشت به همين كيفيت آسيب ديده جنگ؛ يك دست هم البته نداشت. رفقاش به شوخي بهش مي گفتند: كلمن. حاج كلمن. از خنده ريسه مي رفت و سرخ مي شد خودش. همش مي خنديد. خودش مي گفت آره ديگه كلمن شديم ما با يك شير آب اون پايين. مرد. بچه بودم هنوز كه حاج كلمن مرد؛ بالطبع از ميزان جراحات. از گريه سرخ شده بودند رفقاش.



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    چهارشنبه 25 بهمن 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    چهارشنبه 25 بهمن 1391 
    جواد کیهانی

    شب آرامی بود
    می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
    زندگی یعنی چه؟
    مادرم سینی چایی در دست
    گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
    خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
    لب پاشویه نشست
    پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
    شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
    :با خودم می گفتم 
    زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
    زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
    رود دنیا جاریست
    زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
    وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
    دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
    !!!هیچ
    زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
    شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
    شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
    زندگی درک همین اکنون است
    زندگی شوق رسیدن به همان
    فردایی است، که نخواهد آمد
    تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
    ظرف امروز، پر از بودن توست
    شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
    آخرین فرصت همراهی با، امید است
    زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
    به جا می ماند



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    چهارشنبه 25 بهمن 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    چهارشنبه 25 بهمن 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    چهارشنبه 25 بهمن 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    چهارشنبه 25 بهمن 1391 
    جواد کیهانی

    اگر حشره اي در فنجان قهوه بيفتد، تصور مي كنيد واكنش يك آمريكايي، انگليسي، چيني و يك صهيونيست اسرائيلي چه خواهد بود؟!
    مرد انگليسي فنجان را به خيابان پرتاب و كافه را ترك مي كند. 
    مرد آمريكايي، حشره را خارج مي كند و قهوه را سر مي كشد!
    مرد چيني حشره و قهوه را با هم سر مي كشد.
    ولي مرد اسرائيلي:
    1- قهوه را به آمريكايي مي فروشد و حشره را به چيني.
    2- در تمام رسانه ها شيون و زاري مي كند كه امنيتش در خطر است.
    3- فلسطين و حزب الله و سوريه و ايران را متهم مي كند كه جنگ ميكروبي براه انداخته اند.
    4- همچنان به كولي بازي و «ننه من غريبم» خود درباره شكنجه يهوديان در هولوكاست هيتلري و سامي ستيزي و زيرپا گذاشتن حقوق بشر يهودي ادامه مي دهد.
    5- از رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين خواهد خواست كه به مردم خود بگويد دست از حشره انداختن در فنجانهاي قهوه بردارند.
    6- از آمريكا درخواست كمك نظامي فوري و وام يك ميليارد دلاري (با قابليت بازپرداخت يكصد ساله) مي كند تا يك فنجان قهوه ديگر سفارش دهد.
    7- قهوه چي مجبور خواهد بود كه غرامت اين كار را با تقديم قهوه مجاني به وي تا پايان قرن جبران كند.
    8- سرانجام و نه به عنوان آخرين اقدام... تمام دنيا را متهم مي كند كه فقط ايستادند و نگاه كردند و با آنكه او يك انسان معمولي است و براي اولين بار به قهوه خانه رفته است تا اولين قهوه اش را از زمان خروج چندين قرن پيش يهود از مصر صرف كند، براي مصيبت او اندوهگين نشدند!



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    چهارشنبه 25 بهمن 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    سه شنبه 24 بهمن 1391 
    جواد کیهانی

    ... تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک «راه طی شده» با شما حرف می‌زنم. من هم سال‌های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام. به شب‌های شعر و گالری‌های نقاشی رفته‌ام. موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام، ساعت‌ها از وقتم را به مباحاث بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه‌فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام، ریش پرفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان موجود تک‌ساحتی» هربرت مارکوزه را ـ بی آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش ـ طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتاب‌هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده‌است که ناچار شده‌ام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی‌آید. باید در جست‌وجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت... و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم.

    سید مرتضی آوینی



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    سه شنبه 24 بهمن 1391 
    جواد کیهانی

    نشانه های مومن در سوره مومنون :

    1- خاشع درنماز یعنی تواضع میکنند
    2- همه کارها را برای رضای خدا انجام میدهند
    3- زکات میدهند
    4- پاکدامن و با عفت هستند
    5- حفظ و ادای امانت
    6- پای بند بودن به عهد و پیمان
    7- محافظت برنمازها یعنی خواندن و به موقع بودن
    ..........................................................
    نخست خشوع در نماز و آخر هم محافظت بر نماز



    ادامه مطلب
     


    1       نظرات
    سه شنبه 24 بهمن 1391 
    جواد کیهانی



    ( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >