روزي وقتي عارف كامل ميرزاجواد آقا تهراني در جبهه بودند
وقت نماز ميرن توي صف مامومين مي ايستند
شهيد برونسي و ديگران اصرار مي كنند كه حاج اقا بفرماييد
امام جماعت بشيد
ميرزا مي فرمايند نه خود آقاي برونسي چون فرمانده هستند امام جماعت شوند
شهيد برونسي از اين عمل شرم مي كنند و خواهش مي كنند كه حاج آقاخواهش مي كنم بفرماييد.
ميرزا مي فرمايند : اگه شما دستور بدهيد من مي رم جلو
چون شما فرمانده ي منيد و برمن حكم ولايتي داريد
شهيد برونسي با شرم زيادي ميگويد: دستور مي دم بفرماييد
و ميرزا امام جماعت آن نماز بهشتي مي شند...
