کاج
هر چی دلت بخواد، هست! 
نويسندگان

یک نمونه از شگفتی های عددی قرآن این است که کلمه ی ( شهر .. ماه ) در قرآن 12 بار به تعداد ماه های سال تکرار شده است و کلمه ی ( یوم ) در قرآن 365 بار به تعداد روزهای سال تکرار شده است.

و انتقادی که بارها بر این حقایق شنیده ایم این است که این ارقام بافته شده و نادرست است ، و بهانه مى آورند كه تمامى كلمات مشتق مربوط به ( شهر )  مانند ( شهرين ) و (شهور ) حساب نشده ....

و همچنین تمامی کلمات مشتق و مربوط به ( یوم ) مانند ( أيام ) و ( يومكم ) ... پس نتیجه این است که کلمات ، انتخاب شده و خوشه چینی شده و اثری از هیچ معجزه نیست!!!

اشکال در این است دوستانم ، که تمامی این انتقاد کنندگان به كليه ى این تحقیق قرآنی آگاه نشده اند و فقط قسمتی از آن را بریده اند و هرگز بر منهج محقق و روشی که در بحث بر آن اعتماد شده دقت نکرده اند.

ما می گوییم کلمه ی ( شهر ) با صیغه ی مفرد 12 بار تکرار شده است و در قرآن بشکل 3 صورت آمده است:

1- شهر 4 بار.

2- الشهر 6 بار.

3- شهراً 2 بار.

و همانطور كه مى بينيم تمامى آنها كلمات مفرد هستند و متعلق به ضمير خاصى نيستند.و براى تأكيد بر صدق اين عدد ، 12 آيات را همانطور كه در قرآن آمده مى نويسيم:

1- شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآَنُ

2- فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ

3- الشَّهْرُ الْحَرَامُ

4- بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ

5- يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ

6- وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ

7- وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلَائِدَ

8- إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا

9- وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ

10- وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ

11- وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا

12- لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

ادامه ی مطلب را حتما بخوانید.

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 آذر 1392  ] [ 4:13 PM ] [ . رهسپار ]
نظرات 0

حضرت سلیمان (ع) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را با خود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود، مورچه به داخل دهان او وارد شد، و قورباغه به درون آب رفت….

 

.

سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود، آن مورچه از دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.

.
سلیمان (ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
مورچه گفت: “ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند. خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم. خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.
.
این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم.”
.
سلیمان به مورچه گفت: وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای؟
.
مورچه گفت آری او می گوید:
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن.


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 7 آذر 1392  ] [ 1:39 PM ] [ . رهسپار ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


یا اباصالح المهدی

آمار سايت
كل بازديدها : 26079 نفر
كل مطالب : 43 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 10 تیر 1394 
امکانات وب
شبکه اجتماعی سنگریها