دلنوشته ای برای کریمه

قم، به یمن قدومت، پناهگاه اندیشه شیعه شد

دلم به هوای گنبدت، راه دوری را پیموده است.

ای نگین انگشتری کویر خسته قم! به ستاره چینی آمده ام؛ شب های آسمانی ات را و باران را بهانه کرده ام به هنگام بهار؛ بال خیسم، تمنای سرپناهی دارد و پای خسته افکارم، امید مأمنی. اینجا به یمن قدوم تو پناهگاه اندیشه شیعه شده است. اندیشه ام را نورانی کن، ای دختر نور، ای خواهر نور!

کریمان، نخواسته می بخشند

در انبوه عزادارانت، کبوتری خسته ام که نیمه دلم، در حرم رضا و نیم دیگر، زائر اخت الرضاست. منم، ذره ای ، گردی و غباری از خیل جمعیت عزادرانت که روز پر کشیدنت را بهانه یادآوری رنج های سفر و زخم هایت کرده اند.

منم، این ناچیز به میقات آمده . به چه زبانی باید شفاعت کریمه اهل بیت را خواست که کریمان، نخواسته می بخشند و نگفته می دانند. تمنای صله دارم. منم؛ این شاعر غزل خداحافظی باران. کویر دلم، چون تاول پایم، ترک خورده است. به بارگاه کریمه آمده ام؛ بانوی صدر نشینی که جمله زمان ها و مکان ها، بار عام اوست. به تمنای صله آمده ام؛ منم، شاعر عشق نافرجام بشر؛ مداح پادشاه سر کرده زمین. تحفه اشک آورده ام و نامه آرزو.

قم، آشیانه آل محمد شد.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  ] [ 11:21 PM ] [ حسینی ]

شعر درباره ی حضرت معصومه

چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود
با یک سلام صبح من آغاز می‌شود
پر می‌کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه پرواز می‌شود 
قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می‌شود 
فهمیده‌ام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل شکسته سبب‌ساز می‌شود 
کو چشم روشنی که ببیند در این حرم
هر روز چند مرتبه اعجاز می‌شود

شعرش یکم طولانیه

بقیه ش رو از از اینجا بخونید


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 2:57 PM ] [ حسینی ]

القاب و درجات حضرت معصومه

لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:

آن حضرت در روايتى فرمود:

«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» (2)

«هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»

ادامه ی مطلب فراموش نشهwink


ادامه مطلب
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396  ] [ 2:52 PM ] [ حسینی ]

زمین گیر

کبوتر حرمت شد دل زمینگیرم

کشید پای تو را آسمان به تقدیرم

رواقهای تو را پر کشیده ام بانو…

بجز حریم تو از هر چه آسمان سیرم

توان دیدن خورشید کار هر کس نیست

ولی نگاه از آن بارگه نمی گیرم

تو نبض زندگیم را به دست خود داری

مسلم است که با رفتن تو می میرم

مدینه قسمت پرواز من نخواهد شد

چرا که با قفس خود هنوز درگیرم

کنار پنجره های ضریح تو هر بار

بقیع می روم آنجا قرار می گیرم

خدا نخواست که پابند نامه ها بشوم

گره زده ست ضریح تو را به تقدیرم


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  ] [ 11:34 PM ] [ حسینی ]

گدای سفره ی تو

 

خوش آن کسی که بگردد گدای سفره ی تو

و بهره مند شود از عطای سفره ی تو

فقط نه مردم قم ریزه خوارتان هستند

تمام خلق نشسته به پای سفره ی تو


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  ] [ 11:31 PM ] [ حسینی ]

دخترم، مراقب باش!

دخترم با تو سخن می گویم،
زندگی در نگهم گلزاریست
و تو با قامت چون نیلوفر، شاخه ی پر گل این گلزاری
من به چشمان تو یک خرمن گل می بینم
گل عفت ، گل صد رنگ امید
گل فردای بزرگ ، گل فردای سپید
چشم تو آینه ی روشن فردای من است
گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ
کس نگیرد ز گل مرده سراغ
دخترم با تو سخن می گویم
دیده بگشای و در اندیشه گل چینان باش
همه گل چین گل امروزند
همه هستی سوزند
کس به فردای گل باغ نمی اندیشد
آنکه گرد همه گل ها به هوس می چرخد
بلبل عاشق نیست
بلکه گلچین سیه کرداریست
که سراسیمه دَوَد در پی گل های لطیف
تا یکی لحظه به چنگ آرد و ریزد بر خاک
دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک
تو گل شادابی ‏
به ره باد مرو !!!
غافل از باد مشو
ای گل صدپر من
همه گوهر شکنند
دیو کی ارزش گوهر داند؟
دخترم گوهر من، گوهرم دختر من
تو که تک گوهر دنیای منی
دل به لبخند حرامی مسپار، دزد را دوست مخوان !
چشم امید به ابلیس مدار
ای گوهر تابنده بی مانند
خویش را خار مبین
آری ای دخترکم
ای سراپا الماس، از حرامی بهراس…
قیمت خود مشکن
قدر خود را بشناس
قدر خود را بشناس


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  ] [ 11:27 PM ] [ حسینی ]

زهرا نما

گــــدای بــــارگـــاهِ ســبـــزِ عـــشــقــــم
بــبــیــن امـــشــب دلــم گـشـته هوایی


بـــــه پــیــش پـــای تـــو غــرقِ سرشکم
کـــه شـــایـــد ســـر زنــــی بـر بی‌نوایی


کـــریــمـــه کـــاســـه‌ام بـنگر که بالاست
کـــرم بــنــما تـــو هـــر چـــه مـــی‌توانی


تـــویـــی معصومه، عــصـمـت پیش رویت
کــنـــد ســجــده از ایــن نـــورِ خـــدایــی


تــویــی بــانـــوی قــصــرِ ســـرخِ مـذهـب
کـــه بــا زینب(س)، همیشه هم صدایی


هــمـــیـن بـس از تــو ای معصومه جـانم
لــقــب گــیــرنــده‌ از جـــامِ رضـــایــــــی


رضــــا نــــامِ تـــو را مــعــصــومـه خوانده
کــــه ســر تـا پــا چـنــیــن زهـــرا نمایی


هــمـــه امــشــب کــنـــارِ بــــارگـــاهـت
مـــن و ایـــن گــریـــه و فــصــلِ جــدایی


دلِ فــطــرس شـــده در شــــامِ مــیــلاد
اســــیــــــرِ گــــنــــبــــدِ زردِ طـــلــایــی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  ] [ 11:23 PM ] [ حسینی ]

ببخشمان

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان

از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می شوم

روزی که زیر پای شما خاک می شوم...


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  ] [ 11:15 PM ] [ حسینی ]