
" اللّهــم صلّ علــي محمّــد و آل محمّــد و عجّــل فرجــــهم "
يكي از اصحاب مي گويد: ما با رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم از
خانه خارج شديم. در بين راه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم صداي
گريه ي حسنين عليهماالسلام را از خانه ي فاطمه ي زهرا عليهاالسلام
شنيد، آن حضرت خود را به سرعت نزد آنها رساند و فرمود: فرزندان من
براي چه مي گريند؟

حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: از فرط تشنگي مي گريند.
آن حضرت براي طلب آب به وضوخانه رفتند. آب در آن روز خيلي كم بود
و مردم همه در طلب آب بودند. رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در
بين مردم صدا زد: آيا كسي از شما در خانه آب دارد؟
اما در آن روز مردم قطرهاي آب نداشتند.
آنگاه پيغمبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم به حضرت زهرا عليهاالسلام
فرمود: يكي از دو فرزندم را نزد من بياور. آن حضرت، امام محتبي
عليهالسلام را آورد و رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ايشان را بالاي
سينهي خود جا داد و زبان مبارك خود را در دهان او نهاد، آن بزرگوار هم
زبان پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را مي مكيد تا ساكت شد.
آن گاه امام حسين عليهالسلام را خاست و به همين گونه او را آب داد 13.
فرزند پيامبرتان را به جرعهاي از آب ميهمان كنيد
ابي مخنف در مقتل خود نقل مي كند كه: امام حسين عليهالسلام در آخرين
لحظات شهادت مظلومانهاش به آن قاتل سنگدل فرمودند:
اذا كان لابد من قتلي، فاسقني شربه من الماء،.
اگر ناچار مي خواهي مرا بكشي، جرعه ي آبي به من بياشام.
آن ملعون گفت: هيهات؛ آبي نخواهي آشاميد تا كشته شوي. اي پسر
ابوطالب؛ مگر تو گمان نداري پدرت ساقي حوض كوثر است، پس صبر كن
تا از دستش سيراب گرديچگونه طلب آب مي كردم
مرحوم كفعمي در كتاب «مصباح» از حضرت سكينه عليهاالسلام روايت
ميكند كه فرمود: چون پدرم كشته شد، آن بدن نازنين را در آغوش گرفتم و
حالت اغماء و بيهوشي برايم روي داد در آن حال شنيدم پدرم مي فرمود:
شيعتي ما ان شربتم ماء عذب فاذكروني
او سمعتم بغريب او شهيد فاندبوني
و انا السبط الذي من غير جرم قتلوني
و بجرد الخيل بعد القتل عمدا سحقوني
ليتكم في يوم عاشورا جميعا تنظروني
كيف استسقي لطفلي فابوا ان يرحموني
و سقوه سهم بغيء عوض الماء المعين
يا لزرء و مصاب هد اركان الحجون و يلهم
قد جرحو قلب رسول الثقلين فالعنو هم
ما استطعتم شيعتي في كل حين 15.
اي شيعيان من؛ اگر آب شيرين و گوارا نوشيديد مرا ياد كنيد.
يا اگر شنيديد كسي غريب يا شهيد شده به من ندبه كنيد.
من همان سبط و فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم هستم كه
بيجرم و گناه مرا كشتند. و عمدا بدن مرا، بعد از كشتن، زير سم اسبها پاي
مال كردند.
كاش همه شما در روز عاشورا بوديد و مي ديديد چگونه براي كودك خودم
آب خواستم ولي آنها ندادند و به من رحم نكردند.
آنها كودك مرا به جاي آب پاك و روان، با تير ستم سيراب كردند.
واي از اين مصيبتي كه اركان كوه حجون را شكست.
واي بر آنها! آنها قلب پيامبر انس و جن را مجروح كردند،
پس اي شيعيان من؛ همواره، تا مي توانيد آن دشمنان را لعنت كنيد.
منبع.کتاب اعجاز امیران عالم علیهم السلام (معجزات امام حسن مجتبی
علیهالسلام)




