نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

http://s5.picofile.com/file/8145789992/taha_hejab03.jpg

 

میشل هولبک نویسنده معروف اسلام ستیز فرانسوی،در این باب،فاش می گوید:

«ما از طریق زور نمی توانیم تندروی دینی را متوقف کنیم،بنابراین بهتر است مسلمانان را فاسد کنیم.نبرد علیه افراط گرایی اسلامی با کشتن مسلمانان میسر نیست و تنها می توان با به فساد کشاندن آنان به پیروزی رسید.باید به جای بمب،دامن های کوتاه و تعدادی گوشواره فرو بریزیم ،چون ضعف واقعی مسلمانان در همین جاست.»

 

http://s5.picofile.com/file/8145615884/taha_hejab02.jpg

 

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩


 
ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

 

آهای بچه هیئتی ها !

فقط به سینه زدن و هیئت رفتن اکتفا نکنید
یه کم با این هایی که گول امثال صادق شیرازی رو خوردن صحبت کنید شاید به راه بیان
یادتون نره امام حسین علیه السلام برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد
بدعت گذاری در دین جزء منکرات هستش و مبارزه با اینها هم جنگ نرمه ها

 ...

 نگذارید آبروی شیعه را ببرند

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩


 
ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

http://s5.picofile.com/file/8147195826/merajiha.jpg

 

 

این کلیپ رو ساختم و تقدیم میکنم به شهدای مظلوم و بی نام و نشون خادم الشهید

البته تمام این دوستان از رفقای بنده بودن

ولی برادرانم شهید علی نوری زاده و شهید محمد سلیمانی خاص هستند برای بنده حقیر

 

یه پلاک که بیرون زده از دل خاک
روی اون اسمی از یه جوون
یه پلاک از دل خاک
یه پوتین فقط مونده از یه جوون که خوابید روی مین
استخون یه کلاه با یه عکس وصیت نامه غرق خون
یه جوون که پدر شد و پر زد و دخترکش رو ندید
دختری که پدر رو ندید و آغوش پدر نچشید
یه پدر بیست و چند ساله و چند ماهه چشماشو دوخته به در
مادری منتظر واسه دیدن قامت و روی پسر
یه پلاک  از دل خاک
عشق یعنی یه پلاک که زده  بیرون از دل خاک
عشق یعنی یه شهید با لبه ی تشنه سینه چاک
عشق یعنی یه جوون یه جوون بی نام و نشون
عشق یعنی یه نماز با وضو گرفتن توی خون
عشق یعنی انتظار تو دل یه مادر بی قرار
چشم تر مونده به راه واسه یه نشونه یه مزار
عشق یعنی یه پدر که شبا بیداره تا سحر
عشق یعنی یه خبر ، خبره یه مفقودالاثر
یه پلاک که بیرون زده از دل خاک
روی اون اسمیه از یه جوون
یه پلاک از دل خاک
یه پلاک

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩


 
ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

 

سر قبری و سنگ قبر برایم نسازید

و قبری بسیار ساده و گلی


با یک تکه حلبی کوچک و نباتی بگذارید تا یادتان همیشه باشد که ;

هنوز در حلبی آبادها و روستاهای دور افتاده مان،

مادران و خواهران و برادران و پدران مان ،

حسرت غذای روزانه را می کشند

 

فرازی از وصیتنامه شهید محمد فتحعلی زاده

 

 

روی قبرم ، مثل برادر فتحعلی زاده ، گِلی باشد،

زیرا در شهرمان کسانی هستند که نان روزمره خود را نمی توانند پیدا کنند

و در زیر سقفهای گِلی زندگی می کنند...


فرازی از وصیتنامه شهید عادل عظیم خانی

 

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩


 
ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0
http://s5.picofile.com/file/8150117618/92805561620728773379.png

قابل توجه کسانی که می پرسند :

چرا نماز را باید به زبان عربی خواند؟

درحالیکه ما فارسی (پارسی) زبان یا ایرانی هستیم؟

 

خاطره آقای محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی

 

سال یک هزار و سیصد و سی و دو شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نماز را به عربی بخوانیم؟

 

چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟

عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به زبان فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم.

 

والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و کافرمان خواند.

 

این عمل او ما را در کارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .

 

http://s5.picofile.com/file/8149890500/arbab.jpg

 

درروز موعود ما راکه تقریباً پانزده نفربودیم، به محضرمبارک ایشان بردند، درهمان لحظه اول، چهره نورانی وخندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیرازدیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم.

 

آقا در آغازدستورپذیرایی ازهمه مارا صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید، آنگاه به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش های علمی مطرح کرد و از درس هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید که پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود.

 

هرکس از عهده پاسخ برنمی آمد، با اظهار لطف وی وپاسخ درست پرسش روبرو می شد.پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شده اند که شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من کسانی را می شناسم که _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمی خوانند، شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم.

 

اکنون شما به خواسته دوران جوانی ام جامه عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کرده اید. اکنون یکی از شما که از دیگران مسلط تراست، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است؟


یکی ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مایک نفر است؛ زیرا من ازعهده پانزده جوان نیرومند برنمی آمدم.

 

بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه کردید؟

آن جوان گفت:طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان.

حضرت ارباب لبخند زد و فرمود:گمان نکنم ترجمه درستِ بسم الله چنین باشد. درمورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد.اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه کرد؛مثلاً اگر اسم کسی «حسن» باشد، نمی توان به آن گفت «زیبا». ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگربه آقای حسن بگوییم آقای زیبا،خوشش نمی‌آید. کلمه الله اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می کنند. نمی توان «الله» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد.

 

خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده اید؟

رفیق ما پاسخ داد: بخشنده.

حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکی از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگی او را می رساند و این شمول درکلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدای که در این دنیا هم برمؤمن و هم بر کافر رحم می کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا می فرماید. در هرحال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» درحد کمال ترجمه نیست.

 

خوب، "رحیم "را چطور ترجمه کرده اید؟

رفیق ما جواب داد: «مهربان»

حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحیم من بودم:)؛(( چون نام ایشان رحیم بود)) بدم نمی آمد «مهربان» ترجمه کنید؛ امّا چون رحیم کلمه ای قرآنی و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهی به دهی می برد؛ زیرا رحیم یعنی خدایی که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می کند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده اید، بد نیست؛ ولی کامل نیست و اشتباهاتی دارد.


من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم، امّا به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم موضوع خیلی پیچیده تر می شود.امّا من معتقدم شما اگرباز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن فارسی برندارید؛ زیرا خواندنش ازنخواندن نماز بطورکلی بهتر است.

 

در این جا، همگی شرمنده و منفعل و شکست خورده از وی عذر خواهی کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نمازبه عربی،نمازهای گذشته را اعاده کنیم.

 

ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هرطور دلتان می خواهد بخوانید.

من فقط مشکلات این کار را برای شما شرح دادم.

 

ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و ازکار خود اظهار پشیمانی کردیم.حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مبارکش را بوسیدیم و در حالی که ما را بدرقه می کرد، خداحافظی کردیم. بعد نمازهارا اعاده کردیم و ازکار جاهلانه خود دست برداشتیم.

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩


 
ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0
http://s5.picofile.com/file/8149136768/basirat001.png
آیا میدانید فلسفه نخاراندن بدن در موقع احرام حج چیست؟
آیا این نیست که خداوند میخواهد بگوید این بدن حرمت دارد، امانت است، امانت دار خوبی باش.

در مثل داریم: عقل سالم در بدن سالم

 


خود شخص امام حسین علیه السلام در دعای عرفه بابت ریزترین ظرافتهایی که خداوند در خلقت بدن مبارکش قرار داده، شکر میکند.



حالا چه میشود کسی که مدعی است برای ایشان عزاداری میکند،
 به این بدن تجاوز میکند و از سلامتی خدادادی بی بهره اش می سازد؟!



اگر غرض همدردیست؛ که مثلأ بی بی حضرت زینب سلام الله علیها سرمبارکشان را به محمل زدند و این جوازی برای ماست که چنین کنیم، باید گفته شود که طبق روایات محملی در کار نبوده و اتفاقأ یکی از ذکرهای مصیبت همین نحوه انتقال اسراست. (افسانه سر به محمل کوبیدن)




حالا بر فرض که چنین بوده و ما بخواهیم برای شبیه تر کردن خودمان به این خاندان،
 همان حوادث را تکرار کنیم؛
 پس همت کنید و سنگ تمام بگذارید!

 در این واقعه دستان حضرت ابوالفضل علیه السلام قطع شده است،
 دستانتان را به نشانه سگ ایشان بودن و مطیع بودن قطع کنید!




عجب اینجاست که اینهمه واقعه آنروز حادث شده، فقط یک گوشه آن را گرفته ایم!
 اگر ادعای همراهی با حضرت زینب سلام الله علیها را داریم،
 که ایشان فرمودند در آن سرزمین چیزی ندیدند جز زیبایی!
 بروید آن زیبایی را پیدا کنید و به جهان عرضه کنید.





برویم سخنان حضرت را از بر کنیم و در این روزها، آن خطبه ها را فریاد کنیم.



قمه زنی جز وحشت پندار دیگری در اذهان نمی آفریند،
و آن بزرگواران جز آرام کردن همدیگر درآن روز کاری نداشتند.
کلب بودن و قلاده بستن معنی به حقارت کشیده شدن میدهد،
 ولی فریاد حسین علیه السلام آزادی و آزادگی بود.




 این خاندان که نظیرش را جهان ندید،
 زیباترین شعرها و ماندگار ترین کلمات را در میدان جنگ سرودند؛
 اما تقلید از صدای حیوان نجسی چون سگ را در هیچ کجای جهان هنر نمیدانند
 بلکه یک تنزل از مقام آدمیت به شمار میآید.




در قرآن و روایات و احادیث و ... هیچ کجا انسانی از سگ شدن به عروج نرسیده.
بلکه از همراهی انسانها بوده که سگی به مقام رسیده.من آنچه شرط بلاغ بود با شما گفتم...



۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

tree-485x728

 

در یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند

از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود و اینکه این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند .وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند.

 

وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد.

 

وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند، پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را با میوه ها پر نمود

 

و اما وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد و برایش مهم نیست ، کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود.

 

روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند.

 

وقتی وزیران نزد شاه آمدند ، به سربازانش دستور داد ، ﺳﻪ وزیر را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند در زندانی دور که هیچ کس دستش به آنجا نرسد و هیچ آب و غذایی هم به آنها نرسانند

 

وزیر اول پیوسته از میوه های خوبی که جمع آوری کرده بود می خورد تا اینکه سه ماه به پایان رسید

 

اما وزیر دوم ، این سه ماه را با سختی و گرسنگی و مقدار میوه های تازه ای که جمع آوری کرده بود سپری کرد

 

و وزیر سوم قبل از اینکه ماه اول به پایان برسد از گرسنگی مرد.

 

 

خیلی از ماها فکر میکنیم که اعمال ما چه سودی برای خدا دارد؛

و شاید با این فکر انحرافی در کارهای انسانی و اخلاقی و دینی خود اهمال کنیم.

 

در حالی که امر و نهی خداوند برای خود ماست و او بی نیاز از اعمال ماست.

حال از خود این سؤال را بپرسیم ، ما از کدام گروه هستیم

 

زیرا ما الآن در باغ دنیا بوده و آزادیم تا اعمال خوب یا اعمال بد و فاسد را جمع آوری کنیم،

 

اما فردا زمانی که ملک الموت امر می شود تا ما را در قبرمان زندانی کند، در آن زندان تنگ و تاریک و در تنهایی 

 

آنجاست که اعمال خوب و پاکیزه ای که در زندگی دنیا جمع کرده ایم به سود می رسانند.

 

خداوند می فرماید: (وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ) البقره۱۹۷

توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزگاری است ، و ای خردمندان ! از (خشم و کیفر) من بپرهیزید.

 

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩


 
ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

 

افسران - بوی گناه ...

 

كسي كه سير خورده ، ديگربوي سير را نَه از خود و نَه از ديگران، احساس نمي‌كند.

كساني بوي اين سير را احساس خواهند كرد كه سير نخورده باشند.

 


گناه نيز بوي بدي دارد كه خود گناه كار به علت ارتكاب گناه آن بو را احساس نمي‌كند،

اما آنها كه مرتكب گناه نمي‌شوند كاملاً بوي نامطبوع آن را استشمام مي‌كنند.   

   

 آيت ا... حائري شيرازي
مثل‌ها و پندها ج 1 ص 11

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩


 
ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

http://media.afsaran.ir/siHxdy_535.jpg

 

عذرخواهی کنیم از خدای متعال


حالا که خدای متعال میدان داده است ، به من و شما که ما برگردیم به او طلب مغفرت کنیم ، از او معذرت خواهی کنیم ؛ بکنیم .

 

والاّ روز خواهد آمد که خدای متعال به مجرمین بفرماید " لا یُؤذَنُ لَهُم فَیَعتَذِرون " اجازه عذر خواهی به ما نخواهند داد در قیامت.

 

اینجا که میدان است ، اینجا که اجازه است ، اینجا که عذر خواهی برای شما درجه درست میکند ، گناهان را میشوید ، شمارا پاک میکند ، نورانی میکند . عذر خواهی کنید از خدای متعال.

 

اینجا که فرصت هست که شما خدا را متوجه خودتون بکنید ، لطف خدا را شامل خودتون بکنید ، نگاه محبت الهی را متوجه خودتون بکنید ؛ " وذکرونی أذکرکم " مرا بیاد بیاورید تا من شما را بیاد بیاورم .خدا را بیاد خودتون بیندازید.

 

امروز که خدای متعال اجازه داده است که شما زاری کنید تزرع کنید گریه کنید دست ارادت به سوی او دراز کنید اظهار محبت کنید اشک صفا و محبت را از دل گرم خودتون به چشم های خودتون جاری کنید این فرصت رو مغتنم بشمرید

 

 

خدایا اگر بنده ای بد کارم شوق رحمت دارم

اشک غم میبارم بی قرارم

صلاح من چشمان ترم من به پشت درم

جان مولا وا کن جان مولا وا جان مولا واکن بی قرارم

 

 

کلیپ صوتی زیبایی تلفیق از سخنان امام خامنه ای و مناجات حاج محمود کریمی

کلیپ صوتی را از اینجا دانلود کنید

 
 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

 

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

http://kazemloo.persiangig.com/other/98617071538355052532.jpg

 

 مجادلة طبّی خواندنی امام صادق علیه السلام با يك طبيب هندي

 

ربيع حاجب مي‌گويد: روزي طبيبي هندي در مجلس منصور كتاب طب مي‌خواند، در حالي كه امام صادق علیه السلام در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت يافت، به امام ششم علیه السلام گفت: دوست داري از دانش خود به تو بياموزم؟

حضرت فرمود: «نه، زيرا آنچه من مي‌دانم از دانش تو بهتر است. » طبيب پرسيد: تو از طب چه مي‌داني؟

 

حضرت فرمود: «من حرارت را با سردي و سردي را با گرمي، رطوبت را با خشكي و خشكي را با رطوبت درمان مي‌كنم و مسئلة تندرستي را به خدا وا مي‌گذارم و براي تندرستي دستور پيامبرصل الله علیه و آله  را به كار مي‌برم كه فرمود: «شكم، خانه درد است و پرهيز، درمان هر دردي است و تن را به آنچه خوي گرفته، بايد عادت داد.»

طبيب گفت: طبّ جز اين چيزي نيست.

امام گفت: «مي‌پنداري كه من اين دستورها را از كتاب‌هاي بهداشتي ياد گرفته‌ام؟

طبيب گفت: آري،

امام فرمود: من اينها را از خدا فرا گرفته‌ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم يا تو؟

طبيب گفت: البتّه من.

 

امام علیه السلام فرمود: اگر اين چنين است من از تو پرسش‌هايي مي‌پرسم، تو پاسخ بده. طبيب گفت: بپرس. امام صادق علیه السلام پرسش‌هاي زير را از طبيب هندي پرسيدند:

* چرا جمجمة سر چند قطعه است؟

* چرا موي سر بالاي آن است؟

* چرا پيشاني مو ندارد؟

* چرا در پيشاني، خطوط و چين وجود دارد؟

* چرا ابرو بالاي چشم است؟

* چرا دو چشم، مانند بادام است؟

* چرا بيني ميان چشم‌هاست؟

* چرا سوراخ بيني در زير آن است؟

* چرا مردان ريش دارند؟

* چرا دندان پيشين، تيزتر و دندان آسياب، پهن و دندان بادام شكن، بلند است؟

* چرا كف دست‌ها مو ندارد؟

* چرا ناخن و مو جان ندارند؟

* چرا قلب مانند صنوبر است؟

* چرا کبد (جگر) خميده است؟

* چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا مي‌گردند؟

* چرا گام‌هاي پا ميان تهي است؟

 

طبيب هندي در پاسخ به تمامي پرسش‌هاي بالا گفت: نمي‌دانم.

امام فرمود: من علّت اينها را مي‌دانم. طبيب گفت: بيان كن.

امام فرمود: ـ جمجمه به دليل اينکه ميان تهي است، از چند قطعه، آفريده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ويران مي‌شد، بنابراين چون چند قطعه است، ديرتر مي‌شكند.

 مو در قسمت بالاي سر است، چون از ريشة آن روغن به مغز مي‌رسد و از سر موها كه سوراخ است، بخارها بيرون مي‌رود و سرما و گرمايي كه به مغز وارد مي‌شود، دفع مي‌شود.

 پيشاني مو ندارد، براي آنكه روشنايي به چشم برسد.

 خطّ و چين پيشاني نيز عرقي را كه از سر مي‌ريزد، نگه مي‌دارد تا وارد چشم‌ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه‌ها كه آب‌هاي روي زمين را نگهداري مي‌كنند.

 ابروها بالاي دو چشم قرار دارند تا نور به اندازة کافي به آنها برسد. اي طبيب، نمي‌بيني وقتي شدّت نور زياد است، دست خود را بالاي چشم‌ها مي‌گيري تا روشني به مقدار کافي به چشم‌هايت برسد و از زيادي آن پيشگيري كند؟!

 بيني بين دو چشم قرار دارد تا روشنايي را بين آنها به طور مساوي تقسيم كند.

 چشم‌ها شکل بادام هستند تا ميل دوا در آن فرو برود و بيرون آيد. اگر چشم چهار گوش يا گرد بود، ميل در آن به درستي وارد نمي‌شد و دوا به همه جاي آن نمي‌رسيد و بيماري چشم درمان نمي‌شد.

 خداوند سوارخ بيني را در زير آن آفريد تا فضولات مغز از آن پايين بيايد و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بيني در بالا بود، نه فضولات از آن پايين مي‌آمد و نه بوي چيزي را در مي‌يافت.

 دندان‌هاي پيشين را تيز آفريد تا گزيدن آسان گردد دندان‌هاي آسياب را براي خرد كردن غذا پهن آفريد، دندان نيش را بلند آفريد تا دندان‌هاي آسياب را مانند ستوني كه در بنا به كار مي‌رود، استوار كند.

 دو كف دست را بي‌مو آفريد تا لمس كردن با آنها صورت گيرد. اگر کف دست مو داشت، وقتي انسان به چيزي دست مي‌کشيد به خوبي آن را حس نمي‌کرد.

 مو و ناخن را بي جان آفريد، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زيباست. اگر جان داشتند، بريدن آنها همراه با درد زيادي بود.

 قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باريك قرار داد تا در ريه‌ها در آيد و از باد زدن، ريه خنك شود.

 كبد را خميده آفريد تا شكم را سنگين كند و آن را فشار دهد تا بخارهاي آن بيرون رود.

 خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد تا انسان به جهت پيش روي خود راه رود و به همين علّت حركات وي ميانه است و اگر چنين نبود، در راه رفتن مي‌افتاد.

 پا را از سمت زير و دو سوي آن، ميان باريك ساخت، براي آنكه اگر همة پا بر روي زمين قرار مي‌گرفت، مانند سنگ آسياب سنگين مي‌شد. سنگ آسياب چون بر سر گردي خود باشد، كودكي آن را میتواند حرکت دهد و هر گاه بر روي زمين بيفتد، مردي قوي به سختي مي‌تواند آن را بلند كند. »

آن طبيب هندي گفت: اينها را از كجا آموخته‌اي؟

امام علیه السلام فرمود: «از پدرانم و ايشان از پيامبر صل الله علیه و آله و او از جبرئيل، امين وحي و او از پروردگار كه مصالح همة اجسام را مي‌داند. »

طبيب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترين مردم روزگاري.

راستي چه شگفت‌انگيز است كه حضرت صادق علیه السلام بدون در دست داشتن ابزار امروزي كه وسيلة شناخت درون و برون انسانند، در گوشه‌اي از شهر «مدينه» براي يك طبيب هندي، شگفتي‌هاي خلقت انسان را با دلايل محکم بيان مي‌فرمايند اینجاست که باید گفت :فتبارک الله احسن الخالقین

 

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:


اگر کسی پشت سر مؤمنی قضیه‌ای تعریف کند که بخواهد بدنام و بی‌ آبرویش کند و او را از چشم مردم بیندازد خدا او را از محدودهٔ ولایت خود به ولایت شیطان بیرون می‌اندازد
ولی شیطان هم او را قبول نمی‌کند!


من روى على مؤمن روایة یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من أعین الناس

أخرجه الله من ولایته إلى ولایة الشیطان فلا یقبله الشیطان.



اصول کافی/ ج2/ ص 358/ باب الروایة علی المؤمن

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

sijLnCo8_535

 

آن‌هایی بخوانند که «خودشان» برایشان مهم است:



خیلی از نکاتی که در این نوشتار می‌خوانید، جنبه یادآوری دارد و بسیار بدیهی است. ولی ما محتاج یادآوری همین بدیهیات هستیم. بدیهیات هرچند که یک ظاهر روشن و آشکار دارند، ولی گاهی وقت‌ها در موضوعات بدیهی دچار غفلت می‌شویم و آسیب می‌بینیم.


دقت کنیم که سلامت روحی و روانی انسان‌ها به خودی خود به‌وجود نمی‌آیند و اگر انسان‌ها به دقت مراقبت، محافظت و نگهداری نشوند؛ اصل به آسیب دیدن آن‌هاست.


آن‌ که گفت عالم محضر خداست با عینک‌های ما عالم را تکه تکه نکرده بود. او همه عالم را می‌گفت. آفاق و انفسش را، ازل و ابدش را، زمین و آسمانش را، غیب و شهادتش را، پنهان و پیدایش را، ماتبدون وماتکتمون‌اش را، آن‌چه ما «حقیقی» نامش می‌دهیم و آن‌چه مجازی صدایش می‌کنیم را. و همان کسی که گفت در محضر خدا معصیت نکنید، منظورش این بود که در محضر خدا معصیت نکنید!


آن‌ که گفت تقوا، تقوا را برای همیشه و همه جا می‌خواست و آن‌که گفت نفس، نفس را در همه جا می‌گفت و آن‌که از خطر شیطان در همه جا گفت: اتقو الله و رعایت تقوای الهی را در مجاز پنداری‌های ما هم می‌خواست.


آن‌ که گفت مراقب هوای نفس باشید که «ان النفس لاماره باسوء» باید مهر نفس را در دست بگیرید.

 

آن‌ که گفت گناه، همه گناهان ما را می‌گفت. اگر دروغ را گناه می‌دانست، فرقی میان دنیای حقیقی و مجازی نمی‌گذاشت. اگر تهمت زدن و تهمت شنیدن را حرام خوانده بود، فرقی میان دنیای حقیقی و مجازی‌اش نگذاشته بود. اگر از تیرهای شیطان ما را بر حذر می‌داشت، نگران چشم‌هایی که در مقابل دنیای مَجاز پنداشته در تیررس کمانداران شیطان قرار داشته هم بود. او فریب واژه‌ها و سایه‌ها را نخورده بود.



آن‌ که گفت مباد که گناه در نظرتان کوچک جلوه کند، دلش برای دنیایی می‌تپید که گناهان را در آن کوچک جلوه می‌کردند و ما به بهانه مجازی بودنش، انبوه گناهانی که با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کردیم را به هیچ می‌گرفتیم.

 

آن‌ که گفت مبادا گناه برایتان عادی جلوه کند، دلش برای روزگاری می‌تپید که دل ما برای دوری از گناه می‌تپید. او ساحتی را می‌دید که ما از شدت رواج و معمولی بودن گناه از اساس در گناه بودن گناه شک کنیم و به آن خو بگیریم و عادت کنیم.


آن‌ که گفت از گناه بپرهیزید می‌گفت: از همه گناهان بپرهیزید. او گناه را فقط در تماشای صحنه‌ای شهوت‌آلود خلاصه نکرده بود. او غیبت کردن و غیبت شنیدن را گناهی عظیم و نابخشودنی می‌دانست و می‌دانست در دنیایی که ما مجازی‌اش خوانده‌ایم چه‌قدر غیبت بر زبان آورده می‌شود و چه‌قدر غیبت شنیده می‌شود.


او آبروی انسان‌ها را ناموس خود می‌دانست و می‌دانست که در دنیای مجازی ما چه‌قدر به ناموس الهی تعرض خواهد شد. در دنیای مجازی پنداشته ما، چه حرف‌ها که میان هزاران و بیش‌تر نفر منتشر می‌کنیم، بی‌آن‌که از راست و دروغش پرس‌وجو کرده باشیم. در دنیای مجازی ما، چه آبروهای عزیزی را بر زمین ریخته‌ایم و چه حریم‌های محترمی که شکسته شده است. در دنیای مجازی ما خیلی چیزها را جار می‌زنیم و چه روسوایی‌ها را فریاد برمی‌داریم.



آن‌ که گفت همدیگر را به تقوای الهی فرا بخوانید می‌دانست که روزگاری در دنیای مجازی ما، دعوت به گناه یک فضیلت پنداشته می‌شود.

 

آن‌ که گفت «الفرصه تمر مرالحساب» و از گذرانی لحظه‌ها و فرصت‌های عمر آدمی در دل تند بادها و توفان‌های روزگار سخن می‌گفت، نگران ابرهای عمر و فرصتی که در پای دنیای مجازی ما هدر می‌شوند هم بود.


آن‌ که می‌گفت در اولین شب خفتن در قبر به جِد از ما خواهند پرسید، عمرت را در چه و با چه و چگونه گذراندی. لحظه‌های هدر نکردن عمر در دنیای مجازی را هم عمر می‌دانست و وعده داد که از آن‌ها بازخواست می‌کند. آن‌که گفت ذره ذره همه چیز را محاسبه می‌کند و مثقال مثقال همه چیز را به میزانش می‌آورد، حواسش به ذره ذره و مثقال مثقال حرکات و سکنات ما در دنیای مجازی پنداشته شده‌مان هم بود.

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

http://s3.picofile.com/file/7879898595/Cloob_745x559_f89a8383aeab237601.jpg

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 سلام

 

 

 

همانطور که می دانید با ورود اینترنت به کشور و رواج سریع استفاده از آن در بین اقشار مختلف، موضوعات، فرصت ها، و همچنین جرائم جدیدی مطرح شد که عدم توجه کافی به آنها موجب لطمه و زیان جبران ناپذیر مخصوصا به قشر جوان جامعه که کاربران اصلی اینترنت هستند می شود.

 

 

 

سوء استفاده های سیاسی از شبکه اینترنت، راه اندازی سایت های غیر اخلاقی و مستهجن اینترنتی، شبهه پراکنی های اعتقادی و مذهبی، تبلیغ، اشاعه و گسترش فُرق نوظهور و انحرافی، و اکنون اهانت به مقدسات و ائمه معصومین علیهم السلام...

 

 

 

مجازی بودن این فضا –که مانند چاقویی دو لبه، هم قدرت تخریب فوق العاده دارد و هم پتانسیل تبلیغ اعتقادات و اخلاقیات- باعث شده تا سوء استفاده ها از این فضا به اوج برسد و افراد مغرض و معاند، در سایه غفلت مسئولین و حاشیه امنی که بروکراسی محاکم قضایی برای متخلفین ایجاد می کنند اعمال شنیع خود را با وقاحت تمام دنبال کرده و بسط دهند.

 

 

 

 

 

یکی از مکان های عمومی پربازدید در فضای مجازی داخلی، سایت پربیننده ”جامعه مجازی ایرانیان (کلوب)“ به نشانی اینترنتی WWW.CLOOB.COM است که هزاران نفر کاربر دائم و غیردائم دارد.

 

 

 

شاید کلوب به شهرت فیسبوک و توییتر و امثالهم نباشد اما حساسیت ها درخصوص این سایت به این دلیل زیاد است که مدیریت آن کاملا داخلی و طبق مقررات اسلامی کشورمان است.

 

 

در پروسه ی ثبت آی دی در جامعه مجازی ایرانیان، هیچ راه پیشگیرانه ای در نظر گرفته نشده است تا در صورت وقوع تخلف بتوان مجرم را شناسایی کرد. در سایتی مانند فیسبوک، در ابتدای فرآیند ثبت آی دی، از کاربر شماره تلفن همراه درخواست می شود تا کد فعالسازی به آن فرستاده شود بدین ترتیب امیدی وجود دارد تا در صورت بروز تخلف از قوانین سایت کاربر متخلف شناسایی شده و اقدام لازم صورت گیرد

 

 

 

مشاهده بی اخلاقی ها، هتک حرمت علنی مقدسات، ارسال کاریکاتورهای موهن نسبت به ساحت ائمه و پیامبران...، همه و همه در سایتی رخ می دهد که طبق موازین شرعی و قانونی جمهوری اسلامی ایران ساخته شده است.

 

 

 

موضوع زمانی قابل توجه می شود که مدیریت سایت به گونه ای ( ان شاء الله ناخواسته) نه تنها راه این بی اخلاقی ها و اهانت ها را نمی بندد بلکه مسیر را برای این افراد ملعون هموار نیز می سازد.

 

 

 

اما سایت کلوب به یک ایمیل بسنده می کند که ساختن آن زمانی بیش از پنج دقیقه نمی برد. بدین ترتیب افراد خاطی بدون هراس از مسدود شدن پروفایل، به اعمال خلاف قانون، شرع، و اخلاق خود ادامه داده و حتی از بابت گزارش به پلیس فتا نیز نگرانی ندارند زیرا هیچگونه اطلاعات شخصی واقعی از آنان جایی درج نمی شود.

 

 

 

نکته جالب اینجاست که اخیرا مدریت این سایت برآن شدند که آی دی هایی که قبلا به علتهای گوناگون مسدود شده بودند و مورد اخلاقی داشتند را رفع مسدودیت نمایند ولی توضیحی در مورد این کار ندادند

 

 

 

جالب تر از آن اینکه به خاطر اعتراض به عملکرد نا صحیح پلیس و مدیریت کلوب ، کاربران ولایی و ارزشی مورد هجمه تهدید ها و اخطارهای مدریت و پلیس کلوب قرار گرفتند.

 

 
 
 
 

 

لازم به ذکر است که این سایت کاملا شخصی میباشد و وابسته به هیچ ارگان امنیتی و اطلاعاتی نیست . درواقع این شایعه را مدیر سایت و همکاران گرامیشان برای سرپوش گذاشتن بر اشتباهات خود در فضای مجازی پراکنده کردند

 

 

 

 

 

مدارک و اسناد اعمال خلاف در سایت جامعه مجازی ایرانیان نزد نگارنده و دیگر کاربران متعهد کلوب محفوظ است که درصورت تمایل ارسال می گردد. خواسته ی به حق ما از مسئولین، نظارت بیشتر بر مکان های مجازی از این دست می باشد تا شاید حجم شبهات دینی، اهانت ها و دروغ پراکنی های سیاسی، نشر مطالب برهم زننده امنیت عمومی از قبیل فراخوان ها برای اغتشاش و غیره، توهین به مقدسات دینی که قلب هر مسلمانی را به درد می آورد، و درج مطالب و تصاویر غیراخلاقی در حجم انبوه قدری تقلیل یابد.

 

 

 

با تشکر از حسن توجه شما

 

 

 

جمعی از کاربران سایت جامعه مجازی ایرانیان 

 
ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0
 
نتانیاهو ابله نیست!



بسیار ساده انگارانه است که تصور کنیم نتانیاهو از روی حماقت چنین حرفی زده باشد

نیویورک تایمز می نویسد پس از اظهارات نتانیاهو مبنی بر اینکه : ایرانیان نمی توانند آزادانه زندگی کنند مثلا آنها نمی توانند شلوار جین بپوشند، موزیک غربی گوش دهند و انتخابات آزادانه ای داشته باشند، موجی از کاربران توییتر در ایران با گرفتن عکس های خود در حالی که شلوار جین پوشیده اند به این سخنان اعتراض کردند.


7000 سال تمدن خود را و لباس و شرف و آبروی خود را داریم به یک رژیم 70 ساله میفروشیم؟! آنهم به قول خودمان با حرف یک ابله!


هدف این صهیونیست جز این نبود!

آب در آسیاب دشمن ریختید با این کمپین ها و عکسهای شلوار جین پوشیده! به جای اینکه بگوییم افتخار ایرانی لباس قدمت دار اوست! شلواری را که در آمریکا، کارگران به دلیل جنس ضخیم و کاری آن، و رنگی که با کثیف شدن زیاد به چشم نمی آید و قیمتی که برای آن می پردازند، به عنوان شلوار کار انتخاب میکنند؛ به ما که میرسد می شود شلوار مهمانی و تازه به همین هم رضایت نمیدهند. چرا ؟!

دانشگاهی در هند، پوشیدن تی شرت و شلوار جین را برای دختران دانشجو ممنوع کرد؟!


به گزارش روزگار نو، به نقل از روزنامه تایمز هند، کالجی در ایالت باهانا دانشجویان دختر را از پوشیدن شلوار جین و تی شرت منع کرد. مسئولان این دانشگاه معتقدند این لباس ها باعث جلب توجه مردان می شود و مفاسد و دردسرهاس بسیاری به همراه دارد.مدیر این کالج گفته: هرکس این لباس ها را بپوشد باید 400 دلار جریمه بپردازد. وی پیشنهاد کرده، دانشجویان لباس محلی هند را بپوشند.

پس چی شده که پوشیدن آن برای ما افتخار شده؟

کلمه "جین Jen" به چه منظور بر چنین لباسی گذاشته شد؟ معنی Jen چیست؟ و چرا باید آبی باشد؟ آنها که طالب اند بدانند یک جستجوی ساده داشته باشند که کلمه رائفی پور جین را شامل شود. و من یکی این لینکها را آورده ام. در آپارات هم بسیار هست
http://antisemitism.blogfa.com/post-49.aspx









در مورد مضرات پوشیدن چنین شلواری که مختصرأ در زیر آورده ام. باز هم برای اطلاعات بیشتر جستجو کنید.

1) چسبیدن شلوار لی به بدن باعث تجمع خون در بافت ها و در نتیجه تعریق بیشتر می شه و به همین دلیل اجازه نمی ده فرد زیاد روی كارش تمركز كنه.




2) برای آقا پسر ها:فاق كوتاه شلوار لی موجب می شه بیضه ها فرصت رشد پیدا نكنند و وقتی یه پسر بچه از دو سه سالگی این شلوار رو پوشید و تا نوزده بیست سالگی ادامه داد ممكنه به دلیل عدم رشد كافی بیضه هاش توانایی صاحب فرزند شدن رو از دست بده.




3) برای آقا پسر ها:به دلیل این كه این شلوار ها اغلب كوتاه هم هستند موجب می شوند اندام آقایون گاهی مشخص باشه(البته شاید بعضی خوششون بیاد ولی این كار هم عرفا و هم شرعا درست نیست.




4) برای دختر خانم ها:مضرات این شلوار برای دختر خانم ها خیلی بیشتر چون بدن حساس تری نسبت به آقایون دارند: پوشیدن این شلوار های تنگ در بلند مدت، احتمال گسترش تومورهای سرطانی را در بافت ها افزایش می ده.




5) برای دختر خانم ها:این لباس ممكنه باعث ایجاد عفونت مثانه بشه.




6) برای دختر خانم ها:از همه مهم تر:خانم ها توجه كنید كه جنس بدن شما از بدن مرد ظریف تره؛پس شلوار هایی هم كه برای شما دوخته میشه از جنس نازك و لطیف تریه؛حالا وقتی این شلوار به تن می چسبد بدن شما خیلی خوب توش مشخص میشه و برای مرد تحریك كننده تر میشه و حاضر نیست از اون چشم براداره(حالا بعضی ها اینقدر پست شدند كه دلشون می خواد دچار این گناه بشند اما جای تعجب داره كه بعضی از خانوم هایی هم كه این نگاه ها رو نمی خواند ناخواسته دچار این اتفاق میشند.)





7) چون در این لباس‌ ها امکان تبادل هوا وجود ندارد، به خصوص برای بانوان شانس رشد قارچ ‌ها افزایش می‌ یابد. آن جا محیطی تاریک، مرطوب برای رشد سریع قارچ‌ ها در کشاله ‌ران است که خودشان را با خارش و سرخی‌ نشان می ‌دهند. به خصوص در مواردی که شلوار لی تنگ و چسبان باشد.

8) از نظر روان پزشکی : اساسا پوشیدن لباس های تنگ و با جنس های ضخیم و لطیف که تماس لمسی زیادی با پوست دارند زمینه ابتلا به برخی بیماری های جنسی از قبیل : خود ارضایی ، خود نمایی و ... را فراهم می آورد.


9) از نظر پزشکی : به جهت تنگی و نیز ضخیم بودن این نوع لباس ها به دلیل فشار بر غدد چربی سیستم تعرق پوست مختل شده ، لطافت پوست کاهش می یابد و این زمینه برخی بیماری های پوستی مانند : انواع قارچ های پوستی ، اگزما (خشکی و خارش شدید )و... را فراهم می نماید .انواع دیگری از بیماری ها که به جهت تنگی لباس و فشار مداوم و بیش از حد  به دستگاه تناسلی رخ می دهد عبارتند از : سوزاک و سفلیس.

10) از نظر شرع نیز لباس هایی که با پوشیدن آنها به کفار شباهت پیدا نماییم حرام است .





11) در برخی مد های این لباس که با توطئه دشمن در ایران به عنوان مد ارایه می شود از طراحی محرک جنسی استفاده می شود که زمینه نگاه گناه آلود را برای فرد بیننده فراهم می آورد به طور مثال در برخی از شلوار های لی از تکنیک تفکیک رنگ جهت جلب توجه استفاده می نمایند یعنی برخی قسمت ها از نوعی ساییدگی و یا کم رنگی برخوردار هستند که توجه بیننده را فراهم می آورد  و اگر خواهان یک زندگی سالم و توام با آرامش هستیم، شایسته نیست خود را در معرض نگاه های حرام قرار دهیم زیرا به مرور زمان انرژی منفی این نگاه ها بر زندگی ما اثر خواهد گذاشت





۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

 

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0
http://kazemloo.persiangig.com/image/Alarm.png

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

گاهی مشاهده می شود برخی از کاربران جوامع مجازی ، در صفحه شخصی خود دست به انتشارمطالبی می زنند که بعضاً حتی به طور مستقیم به بیان مسائل جنسی، مسائل مربوط به بانوان و مطالب اینچنینی می پردازند.


شاید بهانه این افراد تأسی به حکم شرعی "لا حیاء فی الدین" باشد اما اگر به این نکته توجه کنیم که سایت ها و وبلاگ های رسمی مخصوص این موضوعات تاسیس شده که می توان به عنوان مرجع و منبع از آنها استفاده کرد دیگر دلیلی برای این کار در مکانی عمومی مانند کلوب وجود ندارد.

 

اگرچه شرع مبین اسلام، حیا را در دانستن احکام موردنیاز، جایز نمی داند اما هیچگاه از بیان مسائل به صورت بی پرده و صریح در مکانی که در معرض دید عُموم است استقبال نمیکند.


این مسئله زمانی دردآور تر می شود که مشاهده می کنیم برخی بانوان نجیب و عفیفه ی همسنگر، به کامنت دهی در ذیل مطلب اقدام می کنند!


کامنت های مفصل و بیان برخی جزئیات شرم آور که حتی گاهی اوقات بین کاربران خانم و آقا رد و بدل می شود هیچ توجیهی نداشته و باعث کمرنگ شدن حائل نجابت و حیا می گردد.

 

برادرم! خواهرم!

برای دانستن و آگاهی از مسائل دینی و شرعی ات، رساله هست؛ سایت تخصصی هست؛ دفتر مراجع هست؛ سیستم پاسخگویی به سوالات شرعی شما هست؛ بدون اینکه شناخته شوی و یا بیمار دلی سوء استفاده کند.

 

برای شناخت و آگاهی از امور خاصّت (مسائل جنسی ، زناشوئی و از این قبیل ) باز هم کتاب هست، سایتهای تخصصی و قابل اعتماد هست و ... می توانی بپرسی، بخوانی، بدانی، بدون اینکه از پس پرده حیاء خارج شوی.

 

برادرم! خواهرم! اختلاط زن و مرد، فقط به مجالس لهو و لعب محدود نمی شود.

بیمار دلان همه جا هستند و از هر فرصتی برای بهره بری از تو در جهت لذتهای زودگذر و ناپایدار خود استفاده می کنند. بیدار باشید و ابزار نشوید. بیدار باشید و هنگام انتخاب راه، برترین و پاک ترین راه را پیدا کنید. بیدار باشید که شیطان مهارت خاصّی در بستن چشمها در برابر حق و زینت دادن آنچه قلب سلیم نا زیبا میپندارد، دارد.

 

پسندیدن مطالب مهر تأیید توست بر آن. ایجاد حق می کند!  مطالبی که شرح و بسط مسائل جنسی را بی مهابا و بی پرده بر دایره دیدگانی که انتظار دیدار موعودش را می کشد، میریزد؛ در واقع دارد حدودت را به آرامی می شکند. پرده های عفت و حیای وجودت آرام آرام کنار می رود و دیگر این اختلاط برایت عادی می شود


مگذار ابزار لذّت دیگران شوی، آنهم به قیمت نابودی روح خدایی ات

حیایی که به تدریج برداشته شد، به زحمت باز می گردد!



۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

 

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

 

الماس یکی از گرانترین و ارزشمند ترین سنگهاست که فارغ از زیبایی و قیمت آن، سخت ترین عنصر طبیعی است که تا کنون بشر آن را شناخته. حال اگر همین الماس در معرض سقوط مکرر و مداوم قطرات آب قرار گیرد، به مرور زمان ساییده شده و سوراخ می شود.روح آدمی مثل الماسی است که هر قدر گرانقیمت تر باشد ،مراقبت بیشتر و جای خاص تری برای نگهداری می طلبد .

 

 

چنین نیست که کسی خودش را در تیررس شیطان قرار دهد و بگوید

"من حواسم هست"،

"من مراقب خودم هستم. نگران نباش"،

"میدانم دارم چکار میکنم" و ...

 

 

در ظاهر با قطره اول و دوم و سوم شاید اتفاقی نیفتد.و همین باعث اعتماد کاذب میشود که پس اشکالی نیست، همه چیز درست است و این حرفها که میگویند برای ما نیست! بلکه برای کسی است که اعتقادش ضعیف است و...!

 

 

اما چه کسی از کید شیطان مصون است...؟

یوسف علی نبیّنا و آله و علیه السّلام ، پیامبر بود، پدرش پیامبر بود، و نسلش از سلاله پاک فرستادگان الهی. ولی به محض احساس خطر پا به فرار گذاشت. نایستاد بگوید من مقرب درگاهم و وظیفه ام ارشاد است."خب! خانم زلیخا شما نباید چنین کنید و فلان و ...!!"یعنی ایشان در موضع نزدیک گناه حتی برای ارشاد ، توقف نکرد 

 

 

بعد هم که به او میگویند به به خیلی کارت درست است که گناه نکردی، به جای گرفتاری به منیّت و غرور ، گریه میکند و میگوید : در واقع این خداوند بود که دستم را گرفت...!

 

 

 

"ان النفس لامارة بالسوء الا من رحم ربی"

نفس شما را به بدی امر می كند، مگر اینكه خدا به شما رحم كند.

 

 

 

یعنی من و شما از یوسف پیامبر به خودمان مطمئن تر هستیم؟

چرا خودمان را گول بزنیم که من با فلانی حرف میزنم و ما مثل خواهر و برادریم...!؟

یا من با فلانی هستم چون میخواهم در مسائل اعتقادی کمکش کنم. و ...!

 

 

 

اگر خودت اهل اعتقادات هستی که اصلأ با جنس مخالف ارتباط برقرار نمیکردی.

 

 

 

اگر بنای تو بر دلسوزی است خداوند از ما به خودمان مشفق تر است، از او طلب میکردی که استادی را در سطح فرد مورد نظر سر راهش قرار دهد.کار شیطان اینست که بگوید اینها همه قبول ولی بگذار فلان مسأله بینتان به نتیجه برسد، بعد این رابطه را تمام کن. و فردا و فردا و فرداها ...

 

 

 

رابطه با یک نفر می شود دو نفر. دو نفر میشود سه نفر و کم کم قبح قضیه ریخته می شود و...

تا جایی که گاهی به شخصی میگویی چرا با جنس مخالف رابطه داری؟

در توجیه میگوید خانواده ام خبر دارد! مگر خبر داشتن خانواده حکم خداوند را عوض میکند؟

 

 

 

برای هر دقیقه ای که خارج از صندوقچه گوهری ،که همان حیا و عفاف هدیه داده شده از جانب جانان به زنان است، به سر می بریم؛ و برای هر قطره ای که برالماس جانمان میچکد، باید منتظر تغییری بی بازگشت در روحمان باشیم...

 

 

 

 آری در توبه همیشه باز است.



 اما...اما تفاوت بسیار است بین لباسی نو و تازه، و لباسی که با شستن تمیز شده است...
خیرمان را جز آفریدگارمان نمی داند. در مقام تعیین، یا تغییر حکم برای هستی بر نیاییم.

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

 

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0
http://s5.picofile.com/file/8150115184/MOTAD.jpg

 

آیا تا به حال به عوارض استفاده زیاد از اینترنت و فناوری‌های دیجیتال

و تاثیرات منفی آن بر روی ذهن افراد فکر کرد‌ه‌اید؟


بدون شک می توان عنوان "پیچیده ترین عضو بدن" را به مغز نسبت داد. کنترل کننده اصلی بدن انسان که بخش های مختلفی را شامل می شود و احساسات انسانی، محاسبات ریاضی، کنترل اندام و بسیاری دیگر از امور را کنترل می کند.

 

امروزه انسان با فناوری های دیجیتالی سر و کار دارد که به صورت شبانه روزی در زندگی انسان نقش داشته و کم کم به بخش جدایی ناپذیر از زندگی او تبدیل شده اند.

 

بسیاری از افرادی که با وسایل الکترونیکی و اینترنت سر و کار دارند تصور می کنند که می توانند در زمانی کمتر مسائل بیشتری را تجزیه و تحلیل کرده و سپس حل کنند.اما در تحقیقاتی که در دانشگاه استنفورد آمریکا انجام شد مشخص شده است که افرادی که با اینترنت و فناوری های دیجیتال سر و کار دارند در آنالیز و حل مسائل با مشکل بیشتری رو به رو می شوند.

 

این محققان بر این باورند که این فناوری ها سرعت ما را افزایش داده است اما در عین حال باعث شده است تا ما کم دقت تر شویم. در عین حال این استفاده از ابزار چند رسانه ای باعث می شود تا دراز مدت سیستم حافظه مرکزی ما با آسیب رو به رو شود.


در بخش دیگری از این تحقیقات مشخص شده است که استفاده بیش از حد از این وسایل باعث آسیب دیدن بعضی از توانایی های ما در زمینه روابط اجتماعی می شود. این افراد در جمع های دوستانه و یا در هنگام بروز احساسات خود دچار مشکل خواهند شد.

 

از سوی دیگر افرادی که برای ساعتهای متوالی به صورت آنلاین فعالیت می کنند با علائمی همچون بی توجهی به اطراف و اخلاق تند مواجه می شوند. این عمل به دلیل فشارهای بالای وارده به بدن است که باعث می شود تا مغز شخص دستور ترشح بیش از پیش آدرنالین را صادر کند و پس از مدتی بخش مسئول کنترل احساسات در مغز کلا از کار می افتد.

 

اما ببینیم که راه حل های برون رفت از معضل چیست!

  • سعی کنید تا در زمان حال به کارها و مشغله های خود رسیدگی کنید و از چک کردن لحظه ای ایمیل خود و سر زدن به صفحات خود در شبکه های اجتماعی پرهیز کنید.
  • در زمانی که برای استرحت اختصاص دادید از وسایل الکترونیکی و ارتباطی دور شوید.
  • تلفن همراه، تبلت و یا کامپیوتر را از خود دور کنید.
  • سعی کنید تا در زمان استراحت کاملا از مظاهر زندگی مدرن امروزی به دور باشید.
  • افزایش زمان خواب و استراحت از جمله دیگر راه های مقابله با فشارهای حاصله از فناوری های دیجیتال و اینترنت است.

 

فراموش نکیند که یکی از عوارض استفاده بیش از حد از این وسایل کم خوابی و بدخوابی است. برای مقابله با این شرایط بهتر است که ساعات خواب خود را افزایش دهید.

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

 

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

 

آيا ميدانى چرا در گوش طفل تازه متولد شده أذان ميگويند؟

رسول اكرم صل الله علیه و آله وسلم امر فرموده است:

كه هنگام تولد طفل در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگوييم!

بعد از هر اذان و اقامه اى نمازى برپا ميشود پس نماز اين دو كجاست؟!

نماز اين اذان و اقامه همان نماز ميتى است كه بعد از مرگ هر انسان بر او خوانده ميشود.

آيا هيچوقت از خود پرسيده بوديد كه چرا نماز ميت اذان و اقامه ندارد؟!

چون هنگام تولدمان اذان و اقامه اش را در گوشمان خوانده بودند تا در فرصتى كه به ما داده شده خود را براى چنين روزى آماده كنيم پس عمر ما هر چند طولاني باشد فاصله بين أذان است ونماز.

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0

 

Šهرگاه در میان مشکلات قرار گرفتید،

سیل صلوات به راه اندازید؛

زیرا آن سیل ، حتما مشکلات را با خود می برد.

(علامه طباطبایی)

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

ادامه مطلب
نویسنده : مصطفی کاظم لو
تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 
نظرات 0


 

پسر گفت:

حجابتو رعایت کن،

دیدن زیباییهای تو منو به گناه میندازه!


دختر گفت:

چشماتو درویش کن!

مگه من باید به خاطر تو خودمو محدود کنم؟!


پسر گفت:

طبیعت من نگاه کردن و لذت بردن از زیباییهاست.

دست خودم نیست


دختر گفت:

طبیعت منم نشون دادن زیباییهامه.

دختر اگه جلوه گری نکنه که دختر نیست


پسر گفت:

خوب جلوه گریتو بذار برای شوهرت.

این طوری منو هم به گناه نمیندازی


دختر گفت:

تو نگاه هوس آلودتو بذار برای همسرت.

این طوری منو هم محدود نمی کنی


پسر گفت:

اگه همسر نداشتم چی؟

اگه نتونستم ازدواج کنم چی؟

اگه بعد از ازدواج تو خیابون چشمم به تو افتاد چی؟

مگه می تونم چشمامو ببندم؟

 

دختر گفت:

اگه منم نتونستم ازدواج کنم چی؟

برای کی جلوه گری کنم؟


پسر گفت:

خدا گفته خودتو بپوشونی.

خدا گفته به صبر و نماز پناه ببری.

خدا گفته با ایمان و عبادت فقط برای او جلوه گری کنی

 

دختر گفت:

خدا گفته تو هم چشماتو کنترل کنی.

پیامبر گفته نگاه تو به من تیری زهر آلوده از طرف شیطان.

گفته برای کنترل خودت روزه بگیری


پسر گفت:

اما باور کن با وجود جلوه گری تو کنترل نگاه برای من خیلی سخته.

انصاف نیست که تو خودتو نپوشونی و از من انتظار داشته باشی نگات نکنم.


دختر گفت:

تو هم اگه نگاهتو کنترل نکنی پوشیدن این همه لباس برام خیلی سخته.

انصاف نیست تو به من نگاه کنی و از من انتظار داشته باشی جلوه گری نکنم.


پسر گفت:

اما اگه تو جلوه گری نکنی من دیگه دلیلی برای نگاه بهت ندارم


دختر گفت:

تو هم اگه نگاه نکنی من دیگه دلیلی برای جلوه گری برات ندارم

 


پسر خوب! دختر گل!


بهتر نیست که هر دو تون همدیگه رو درک کنین؟


بهتر نیست که هر دو تون برای عفت عمومی تلاش کنین؟

 

۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩

ادامه مطلب