
تو تب و تاب رفتنم
شوق سفر داره تنم
تو این تبار موندنی
اونکه نمی مونه منم
من راهی رهائیم
کی میدونه کجائیم
با خود و بی خبر زخود
عاقل و دیوونه منم
خونه ی ما خونه ی عشق
بهار ما بهار عشق
اون که با عشق و خاطره
میاد کنار تو منم
گم گشته ی دشت جنون
در جستجوی بودنم
بوی خوش پیراهنم
بر خاک سرسبز تنم
رنگین کمان بی غروب
در دشت عاشقی منم
اون که با عشق بودنت
قصد سفر داره منم






