دانلود بروشور فلسفه قیام عاشورا ، کاری از بسیج دانشجویی پایگاه شهید رضایی نژاد مرکز آموزش علمی کاربردی گنبدکاووس2 به همراه سوال از متن بروشور. برای دریافت بر روی عکس های بالا کلیک نمائید.
همایش شیرخوارگان حسینی به منظور گرامیداشت یاد و خاطره حضرت علی اصغر (ع)
بچه های کوچک، با دست ها و قلب هایی کوچک. همه آمده اند. کودکان آمده اند مادر علی اصغر(ع) را دلداری دهند و بگویند؛ اگر علی اصغر(ع) تشنه شهید شد، ما شیرخوارگان حسینی فدایی شما هستیم. به رسم هر سال، روز چهارم محرم، روز جهانی علی اصغر (ع)، گردهمایی شیرخوارگان حسینی در 1000 شهر و 30 کشور جهان برگزار می شود.
لباس های تن کودکان، نماد لباس حضرت علی اصغر (ع) است. سربند یا زهرا (س)، یا حسین (ع)، فدایی علی اصغر (ع) و .. بر سر بچه های شیرخوار خودنمایی می کند. از در ورودی مصلی، می شود جمعیت را بهتر دید. مردم پیاده به سمت صحن اصلی شبستان حرکت می کنند. بیشتر کودکان حتی نمی توانند راه بروند.
معصومیت تنها چیزی است که در چهره آنها می توان دید. برخی مادران از دیدن این تعداد بچه شیرخوار شور خاصی پیدا کرده اند. خانمی که از شهریار برای همایش آمده می گوید: ' اولین بار است که در این مراسم شرکت می کنم. این همه بچه کوچک، واقعا آدم را تحت تأثیر قرار می دهد. بچه ام را آورده ام تا حسینی بار بیاید. '
در قسمت ورودی گهواره ای به یاد گهواره علی اصغر قرار دارد و بسیاری از مادرها به همراه فرزندان خود کنار این گهواره نمادین،
می گیرند. البته خیلی از حاضرین با دیدن این نماد، اشک در چشمانشان حلقه می زند.
روز جهانی علی اصغر(ع)، روزی برای تمام تاریخ است. این کودک خردسال اباعبدا... (ع) کاری کرده که بعد از صدها سال، هنوز قلب های شیعه داغدار مظلومیتش است.
آیت الله العظمی اراکی فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت خیر سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت نه با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟ جواب داد هدیه مولایم حسین(ع) است! گفتم چطور؟ با اشک گفت آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه(س)؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین(ع) حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین(ع) آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.